ماپرا
صفحه خبر لوگوبالا تابناک
تور کیش
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

شهیدهمت سال ۱۳۶۱: اگر زیر پای این‌ملت له بشویم باز کم‌کاری کرده‌ایم/خاطره تابوت سازی در سوریه

آدم وقتی چنین‌خصلت‌هایی را می‌بیند، از این‌ملت خجالت می‌کشد. ما اگر برای جلب رضای خدا؛ زیر پای این‌ملت له بشویم، شخصا معتقدم باز هم کم‌کاری کرده‌ایم. وقتی برادر محسن رضایی و همراهان او در جریان حمله اسرائیل به سوریه رفتند و به ایران برگشتند، در ملاقات با امام گزارش سفرشان را دادند...
کد خبر: ۱۳۶۱۳۰۵
| |
3240 بازدید
|
۵

شهیدهمت سال ۱۳۶۱: اگر زیر پای این‌ملت له بشویم باز کم‌کاری کرده‌ایم

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، شاید عده‌ای حافظه تاریخی ضعیفی داشته باشند و حوادث انقلاب و دفاع مقدس ۸ ساله را فراموش کرده باشند. عده‌ای هم توانایی فوق‌العاده‌ای در فراموشی حوادث تاریخی و ایثارگری‌های هموطنانشان در پیچ‌های تاریخی و فتنه‌های مختلف دارند که آخرین‌شان همین اغتشاشات دی‌ماه ۱۴۰۴ بود. اما عده‌ای هم هستند که فراموش نمی‌کنند ایرانی‌ها ملتی هستند که دیگر مردم دنیا را متحیر کرده‌اند و با هیچ‌ترفندی نمی‌توان آن‌ها را به تسلیم در مقابل زور متقاعد کرد.

شهید محمدابراهیم همت که پیش از ورود به سپاه و فرمانده تیپ و لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) معلم بود، توانایی عجیبی در تبیین و توجیه منطقی نیروهایش برای عملیات داشت و می‌توانست نیروی بی‌انگیزه و خسته را طوری توجیه کند که برگه مرخصی خود را پاره کرده و برای شرکت در عملیات فریاد تکبیر سر دهد.

شهیدهمت سخنرانی‌ها و جلسات گفتگوی مختلفی با رزمنده‌های بالادست و پایین‌دست خود داشته که یکی از آن‌ها، به کار این‌روزهای ما می‌آید تا پیشینه انقلابی و اعتقادی ملتی را که جزئی از آن هستیم بهتر بشناسیم.

این‌سخنان مربوط به جلسه‌ای هستند که شهیدهمت روز جمعه اول مرداد ۱۳۶۱ داشته است؛ جلسه توجیهی او در مقام فرمانده تیپ ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) با ۴۰ تن از نیروهای معترض گروهان سوم گردان حبیب بن مظاهر پس از پایان مرحله سوم عملیات رمضان.

در ادامه بخشی از سخنان شهیدهمت در این‌جلسه را مرور می‌کنیم؛

حالا اگر من خودم بخواهم برای شما درد دل کنم، باید بگویم خدا گواه است که ما ۲ سال متمادی در غرب و کردستان آن‌قدر مظلومیت متحمل شدیم، طوری که برای جنگیدن با مزدور دموکرات در کوه‌های ۲۶۰۰ متری، حتی فشنگ ژ۳ هم نداشتیم. ۴ ساعت از آن کوه‌های نوسود و شمشی و ارتفاعات تخت مریوان به زحمت خودمان را بالا می‌کشیدیم، وقتی آن‌بالا می‌رسیدیم، فشنگ‌مان تمام می‌شد. بر اثر اتمام مهمات، بچه‌های ما آن‌بالا گرفتار می‌شدند و مزدوران دموکرات سرشان را می‌بریدند؛ به‌خاطر نداشتن فشنگ!

ما آن‌مظلومیت‌ها را تحمل کردیم. حالا خدا را صدهزار مرتبه شکر، می‌بینی خدا این‌قدر به ما کمک کرده، طوری‌که توی جبهه پر است از گلوله آر.پی‌.جی، گلوله کلاشنیکف و نفربر. درباره همین‌نفربر، بگذارید خاطره‌ای برایتان تعریف کنم.

شب بیست و یکم خرداد وقتی وارد سوریه شدیم، مردم از ما انتظار داشتند وارد عملیات بشویم. ما هم یک‌گردان نیرو را آماده کردیم تا با آن‌ها علیه ارتش اسرائیل در دره بقاع وارد عملیات بشویم. وقتی این‌گردان را برای وارد شدن به عملیات آماده کردیم، این‌خیلی درد است! حتی یک دستگاه آمبولانس نداشتیم. نیروهای ما در آن‌جا به استعداد سه گردان بودند و تنها خودرویی که به ما داده شد، یک‌دستگاه پژو ۵۰۴ سواری بود، که آن هم تحویل من و حاج‌احمد [متوسلیان؛ قرمانده قوای محمدرسول‌الله (ص)] بود؛ همین! 

آمبولانس نداشتیم، خودرو نداشتیم، حتی مهمات هم نداشتیم. دولت سوریه هم به ما فشار می‌آورد. حاج‌احمد و من در جواب‌شان گفتیم: ما بچه‌هایمان را می‌فرستیم روی کوه‌های شما، تا سنگ بردارند و از آن‌بالا توی سر اسرائیلی‌ها بکوبند! بچه‌ها ما این‌شهامت را دارند. اگر از این‌ می‌ترسید که بچه‌های ما روحیه عملیات ندارند، بروید از صنف نجارهای بازارتان سوال کنید! ما به نجارهای دمشق سفارش تهیه ۱۰۰۰ عدد تابوت را داده بودیم. دستور داده بودیم هزارتا تابوت آماده کنند و آن‌ها را هم آماده کردند. به تعداد کل نیروهایمان تابوت آماده کردیم. گفتیم: شما بروید از نجارهای خودتان سوال کنید! ما به تعداد نیروهای خودمان تابوت آماده کرده‌ایم؛ برای شهدایمان. ما را از جنگ نترسانید! به ما نگویید که شما هم مثل ارتش عراق که در جنگ ۱۹۷۳ به سوریه آمد و کاری نکرد، فقط آمده‌اید شعار جنگیدن بدهید. نه! ما آمده‌ایم بجنگیم! منتهی مهمات ما از ایران نرسیده،‌ آمبولانس نداریم که زخمی‌های خودمان را به عقب تخلیه کنیم. شما چه دارید؟

بعد دیدیم سوری‌ها در چارت سازمانی ارتش خودشان این‌طور پیش‌بینی کرده بودند که در صورت درگیری با ارتش اسرائیل، هر گردان‌شان ۱۶ کشته می‌داد و ۳۰ نفر زخمی. بعد به همین‌اندازه برایشان آمبولانس فراهم می‌کردند. بگذریم که اصلا اهل جنگ نیستند! خب، حالا ما آن‌جا در سوریه، آن‌بدبختی‌ها را به‌خاطر نداشتن یک‌آمبولانس می‌کشیدیم، این‌جا می‌بینیم هلی‌کوپتر آماده است تا سریع زخمی‌ها را به عقب تخلیه کند. واحدهایی برای تخلیه مجروحین و شهدا داریم. کلی تشکیلات برای پشتیبانی بچه‌ها فراهم است. مهمات آر.پی.جی و کلاشنیکف آماده است؛ طوری که اصلا آدم کمبود مهمات ندارد. جیره جنگی نیرو آماده است. صبح روز عملیات، شما می‌بینید ملت حزب‌الله، همین‌جور مواد خوراکی است که خودشان به خط آورده‌اند و داد می‌زنند: «آهای شربت! کمپوت و آبمیوه خنک آوردیم. آقا بیایید بخورید!»

اصلا اگر در این‌باره آدم شکر خدا را به جا نیاورد، به نظر من کفران نعمت کرده و در نتیجه، خدا این‌قدرتی را که به ما عنایت فرموده، از ما خواهد گرفت. قدرت آقا امام زمان (عج) بالاخره باید در ملتی تجلی کرده باشد! خب فعلا قدرت ایشان در این‌ملت حلول کرده، حالا اگر ما در حق این‌نعمت کفران کنیم، خداوند این‌قدرت را از ما خواهد گرفت و دیگر آن‌وقت به‌جای لطف خدا، غضب خدا بر ما نازل خواهد شد. شما این را ناشی از قدرت و لطف خدا بدانید که هرچه را در جبهه می‌بینید، از این‌ملت رسیده؛ هندوانه می‌آورند و پشت جبهه، آن‌ها را ماشین‌ماشین، برای بچه‌ها خالی می‌کنند. در حالی‌که می‌بینید توی شهر همین هندوانه را کیلویی ۲ تومان می‌فروشند. زیر باران توپ و خمپاره، می‌بینی شربت تگری به خط می‌آورند و سراغت می‌آیند می‌گویند «برادر بیا شربت بگیر بخور تا جگرت را خنک کند.»

آدم وقتی چنین‌خصلت‌هایی را می‌بیند، از این‌ملت خجالت می‌کشد. ما اگر برای جلب رضای خدا؛ زیر پای این‌ملت له بشویم، شخصا معتقدم باز هم کم‌کاری کرده‌ایم. وقتی برادر محسن رضایی و همراهان او در جریان حمله اسرائیل به سوریه رفتند و به ایران برگشتند، در ملاقات با امام گزارش سفرشان را دادند. آن‌جا برادر محسن به حضرت امام گفت: آقا مردم لبنان از ما انتظار دارند آن‌جا وارد عمل بشویم. امام در جواب او فرمودند: «شما در آن‌جا، ملتی مثل ملت ایران را به‌عنوان پشتیبان نیروهایتان ندارید. ملت ایران، یک‌ملت استثنایی است!»

ما الان با یک‌ملت استثنایی روبرو هستیم؛ ملتی که خودش دارد جبهه می‌آید، خودش دارد می‌جنگد و خودش هم از رزمندگانش پشتیبانی می‌کند. خودش با کمبودهای کشور می‌سازد. خودش تلفات می‌دهد؛ مجروح و اسیر و شهید می‌دهد، مفقودالاثر می‌دهد، همه کارها را این‌ملت خودش انجام می‌دهد. خب، دیگر جایی برای فقدان روحیه باقی نمی‌ماند. یعنی الان فرمانده کل سپاه محسن رضایی، از ما جدا نیست. فرماندهی کل قوا هم از ما جدا نیست. امام فرمانده کل قوا هستند و سرهنگ صیاد شیرازی و محسن رضایی هم منتخب امام هستند و این‌ها هم از ما جدا نیستند. به خدا، آن‌قدر گریه می‌کنند برای این‌که چه شد یک‌قطره خون از رزمنده‌ای به زمین ریخت...

تور کیش
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲
انتشار یافته: ۵
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۳۵ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۵
ایران باید به کشورهایی اجازه عبور نفت کش بدهد که از ارزی بغیر از دلار برای فروش نفت استفاده کند.
این از 100 بمب اتم بیشتر به اقتصاد امریکا ضربه می زند.
لطفا به گوش مسؤلان برسونید.
I
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۰۴ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۵
اگر مسولان مثل شهید همت و امثال شهید باکری عمل کرده بودن قطعا شرایط خیلی متفاوت وخوب بود.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۰۱ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۵
روحت شاد بزرگ مرددد
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۰۶ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۵
این ملت ملت نور است
مجتبی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۴۹ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۵
راه شهیدان کشور ادامه دارد . ما وطن فروش نیستیم اگر چه به دزدیها و اختلاسها و ناعدالتیها اعتراض داریم و لی یک وجب از خاک کشورمان را به دشمن نمی‌دهیم و معتقدیم آنها که دزدی کردند اختلاس کردند نیز ایرانی نبوده و نیستند و این کشورها که دم از حمایت از ایران میزنند این اختلاسگران را میبایست به کشور برگردانند تا نتیجه اعمالشان را ببینند ما پیرو خون پاک شهیدان آزاده ای چون شهید همت هستیم وآنها که خون آنها را پایمال میکنند هم در این دنیا و هم در آن دنیا روسیاه می‌باشند. انشاالله
برچسب منتخب
# عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
برای ایرانی‌های خارج نشین حامی حمله به وطن چه مجازاتی پیشنهاد می‌کنید؟
مرجع جواهرات