«سرباز آمریکایی» چگونه در شب مذاکره به صدا و سیما نفوذ کرد؟
این یک پرسش مهم است که چگونه سرباز آمریکایی برای قدرت نمایی، در زمان مذاکرات حساس، به تلویزیون ما نفوذ کرده است؟
کد خبر: ۱۳۶۰۰۴۰
| | 4331 بازدید

نفوذ یا سهل انگاری ؟ بازتولید برتری دشمن توسط صدا و سیما ، در شب مذاکره ایران و آمریکا. این عنوان تحلیلی است که یک مستتدساز، کارگردان و مدرس فیلمنامهنویسی کشورمان، درباره پخش عجیب یک فیلم معنادار، در رسانه ملی، آن هم در شب مذاکرات، ارائه کرده است.
به گزارش تابناک، بیژن همدرسی، در تحلیل خود برای تابناک نوشته است:
در مقطعی حساس که ایران در معرض فشارهای همهجانبه، بهویژه تهدیدات نظامی و امنیتی از سوی ایالات متحده آمریکا قرار دارد، مدیریت پیام و روایت، بهاندازه توان نظامی اهمیت پیدا میکند. مسئولان سیاسی و نظامی کشور در چنین شرایطی میکوشند با گفتار سنجیده و نمایش تسلط بر اوضاع، از ایجاد هراس عمومی جلوگیری کنند و پیام ثبات و اقتدار را به جامعه منتقل سازند. اما درست در همین بزنگاه، رسانهای که باید بازوی راهبردی این سیاست باشد، مسیری معکوس را برمیگزیند.
فیلم معنادار در شب مهم
سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در شبی که مذاکراتی جدی و پرتنش با آمریکا در جریان است، اقدام به پخش فیلم سینمایی Jason Bourne میکند؛ فیلمی که نهتنها محصول مستقیم هالیوود است، بلکه در لایههای زیرین و آشکار خود، پروژهای دقیق برای بازنمایی اقتدار امنیتی و نظامی ایالات متحده بهشمار میرود.
«جیسون بورن» صرفاً یک اثر سرگرمکننده نیست. این فیلم بر پایه اسطورهسازی از یک سرباز آمریکایی آموزشدیده بنا شده است؛ شخصیتی که همواره چند گام جلوتر از همه قرار دارد، شکستناپذیر است، بر فناوری و عملیاتهای پیچیده مسلط است و دستگاههای اطلاعاتی جهان را به بازی میگیرد. چنین تصویری، در دل یک جنگ روانی، چیزی جز بازتولید برتری دشمن نیست.

تصادفی نیست
پخش این فیلم از آنتن رسانه ملی، آن هم در شب مذاکرات حساس، یک انتخاب خنثی یا تصادفی تلقی نمیشود. این تصمیم، خواه از سر غفلت و خواه از سر فقدان تحلیل رسانهای، عملاً در تضاد با منافع روانی جامعه و پیامهای رسمی حاکمیت قرار میگیرد. پرسش اساسی اینجاست: آیا مدیران رسانه ملی نسبت به اهمیت زمان، زمینه و پیام پنهان آثار نمایشی بیتوجهاند، یا مسئله عمیقتر از یک خطای ساده برنامهریزی است؟
وقتی دشمن با تمام توان در حال بزرگنمایی قدرت نظامی خود است، بازپخش همان تصویر از سوی رسانه رسمی کشور، چه پیامی برای افکار عمومی دارد؟ آیا این اقدام، ناخواسته به تضعیف روحیه ملی و اعتماد به توان داخلی منجر نمیشود؟ چگونه میتوان انتظار داشت مردم در برابر فشارها ایستادگی روانی داشته باشند، در حالی که قهرمان آمریکایی، از قاب تلویزیون ملی، در قامت الگوی برتر قدرت به نمایش گذاشته میشود؟
فراتر از یک مساله
مسئله تنها پخش یک فیلم خارجی نیست؛ مسئله، جهتگیری رسانهای و درک یا عدم درک میدان جنگ نرم است. این پرسش جدی مطرح میشود که چرا اساساً باید آثار آمریکایی، آن هم از ژانر امنیتی ـ نظامی، از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شود؟ آیا کمبود محتوای داخلی، توجیهکننده چنین انتخابی است، یا فقدان راهبرد رسانهای منسجم؟

رسانه ملی اگر مدعی ملی بودن است، باید حافظ روحیه ملی باشد؛ اگر خود را در تراز انقلاب تعریف میکند، باید زمانشناس و میدانفهم باشد. در غیر این صورت، ناخواسته به بازوی تبلیغاتی همان قدرتی تبدیل میشود که در عرصه سیاسی و نظامی، بهعنوان دشمن معرفی میگردد.
ساده نگذرید
امروز هر تصویر، هر انتخاب و هر دقیقه آنتن، بخشی از نبرد روایتهاست. خطا در این میدان، بیهزینه نیست. سکوت در برابر چنین تصمیمهایی، بهمعنای عادیسازی اشتباهاتی است که میتواند اعتماد، آرامش و انسجام روانی جامعه را هدف بگیرد؛ و این، خطری است که نباید از کنار آن بهسادگی عبور کرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟





