چهل سال در سکوت تخت جمشید/ مردی که صدای هخامنشیان را برای همیشه زنده کرد!

به گزارش تابناک، کتاب «گلنبشتههای باروی تخت جمشید» به کوشش استاد فقید دکتر عبدالمجید ارفعی، یکی از برجستهترین دستاوردهای علمی ایران در حوزهی مطالعات زبانهای باستانی و باستانشناسی هخامنشی به شمار میرود.
این مجموعه که در چندین مجلد توسط مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی منتشر شده، حاصل دههها پژوهش دقیق و عمیق این ادیب و ایلامشناس برجسته ایرانی است که با بازخوانی، تصحیح و ترجمهی فارسی و انگلیسی صدها لوح گلی از بایگانی اداری-مالی ایالت پارس در زمان داریوش بزرگ، دریچهای نو به سوی سازماندهی شگفتانگیز امپراتوری هخامنشی گشود.
دکتر ارفعی، که رسالهی دکتری خود را با عنوان «زمینههای جغرافیایی گلنبشتههای تخت جمشید» در دانشگاه شیکاگو نگاشت،
در این اثر نه تنها خوانشهای پیشین استادان بزرگی، چون ریچارد هلک و جرج کامرون را تکمیل و اصلاح کرد، بلکه صدها لوح را برای نخستین بار به صورت کامل و مصور منتشر نمود؛ از جمله ۱۵۰ لوح بازگشتی از مؤسسه شرقی دانشگاه شیکاگو در سال ۱۳۲۷ خورشیدی و شماری از یافتههای باستانشناسان ایرانی و موزه ملی. این گلنبشتهها در کاوشهای سالهای ۱۳۱۲ و ۱۳۱۳ خورشیدی (۱۹۳۳-۱۹۳۴ میلادی) به سرپرستی ارنست هرتسفلد در دو اتاق کوچک درون استحکامات شمال شرقی سکوی تخت جمشید (باروی دفاعی) کشف شدند.
کاوشگران با برخورد به گنجینهای عظیم از حدود ۳۰ هزار لوح و قطعه، با بایگانی اداری مهمی روبهرو شدند که عمدتاً به زبان ایلامی و با خط میخی نگاشته شده بود. این اسناد، مربوط به بازه زمانی سیزدهم تا بیست و هشتم پادشاهی داریوش بزرگ (۵۰۹ تا ۴۹۳ پیش از میلاد)، تصویری زنده و دقیق از چرخهی اقتصادی و اداری یکی از قلبهای تپندهی امپراتوری هخامنشی ارائه میدهند؛ ایالتی که گسترهاش تقریباً با فارس دورهی ساسانی همپوشانی دارد و مرکز آن تخت جمشید بود.
در این لوحها، جزئیات شگفتانگیزی از مدیریت منابع ثبت شده است: دریافت، ذخیرهسازی، جابهجایی و توزیع کالاهای گوناگون از غلات (گندم، جو و فرآوردههایی، چون آرد)، نوشیدنیها (انوع نوشیدنی و آبجو و روغن)، میوهها (توت، امرود/گلابی و دیگر محصولات باغی)، چهارپایان (گوسفند، بز، گاو، اسب و طیور) تا بذرهای کاشت آینده و حتی پوست دامها. این مواد نه تنها برای تغذیهی کارگران، صنعتگران، مسافران رسمی، درباریان و خاندان سلطنتی به کار میرفت، بلکه بخشی نیز به عنوان قربانی و هدایای مذهبی به خدایان ایرانی و ایلامی اهدا میشد.
پرداخت جیره و مواجب به کارگران (از جمله زنان که گاهی به دلیل مهارت یا رتبه، جیره بیشتری دریافت میکردند)، هزینههای سفرهای دیوانی، گزارشهای روزانه و سالانه انبارها و حتی حمایت از مادران نوزاد (با جیره مضاعف برای مادران پسر) از نکات خواندنی این اسناد است که نشاندهندهی نظم دقیق و انسانی در ادارهی امور است.
جالب آنکه در میان این لوحها، تنها سند اداری به زبان پارسی باستان نیز یافت شده که توزیع کالا در روستاها را ثبت کرده و ثابت میکند زبان ایرانی حتی در امور روزمرهی اداری نیز جایگاهی داشته است.
یکی از جالب ترین جنبههای این مجموعه، غنای بینظیر واژگان ایرانی در متون ایلامی است. این گلنبشتهها بزرگترین منبع حفظ شده از زبان ایرانی باستان (به ویژه پارسی باستان) از طریق وامواژهها و نامهای خاص هستند و شواهد ارزشمندی از واژگان، آواشناسی و گویشهای گوناگون ارائه میدهند که در هیچ منبع دیگری یافت نمیشود.
نام میوهها و گیاهان (چون توت و امرود) با ریشههای ایرانی، هنوز در فارسی امروز و گویشهای محلی زندهاند. اسامی حیوانات و دامها (گوسفند، بز، گاو) اغلب به شکلهای ایرانی ثبت شده و با واژههای کنونی همخانوادهاند.
عنوانهای شغلی و حرفهای (از کشاورزی و دامداری تا نقشهای اداری و خدماتی) ریشهی ایرانی دارند و نشان میدهند ایرانیان در همهی لایههای جامعه حضوری زبانی و فرهنگی پررنگ داشتهاند. صدها نام جغرافیایی (روستاها، انبارها، باغهای محصور «پردیس»، راهخانهها و کوهها و رودها در فارس و مناطق مجاور) بخش عمدهشان ایرانیاند و به شناخت دقیق جغرافیای ایالت پارس کمک شایانی میکنند. اصطلاحات اقتصادی (پرداخت مواجب از پایینترین تا بالاترین رتبه)، هزینههای سفر و حتی برخی آیینهای مذهبی نیز آمیخته با ریشههای ایرانی ظاهر میشوند.

این نفوذ زبانی، گواهی بر آمیختگی فرهنگی و چیرگی تدریجی عنصر ایرانی بر ساختار اداری پیشین ایلامی است و تداوم هزاران سالهی زبان و فرهنگ ایرانی را به نمایش میگذارد.
این اسناد اداری، در کنار کتیبههای سلطنتی، تصویری کامل از هخامنشیان ترسیم میکنند. یکی از مهمترین کتیبههای مکمل، XPf (کتیبهی خشایارشا در تخت جمشید، بخش f) است که بر دیوارها و ستونهای کاخهای مرتبط حک شده و به انتخاب او به جانشینی داریوش اشاره دارد.
ترجمهی کامل و دقیق این کتیبه (بر پایهی خوانشهای استاندارد هخامنشیشناسی که دکتر ارفعی نیز در مطالعات مرتبط با تخت جمشید بدان نزدیک است) چنین است:
"اهورامزدا بزرگترین خدایان است؛ او آسمان را آفرید، او زمین را آفرید، او مردم را آفرید، او شادی را برای مردم آفرید، او خشایارشا را شاه کرد، یک شاه از میان بسیاری، یک فرمانروا از میان بسیاری.
من خشایارشا، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهایی که دارای مردمان بسیارند، شاه در این زمین بزرگِ پهناور، پسر داریوش شاه هخامنشی.
داریوش شاه، پدر من، از سوی اهورامزدا بسیار چیزها ساخت که نیکو بود؛ و نیز آنچه او ساخت، به فرمان اهورامزدا، من آن را انجام دادم و افزودم.
داریوش شاه، پدر من، مرا از میان همه برادرانم برگزید و مرا جانشین خود کرد. او مرا چنین گفت: «ای پسرم، آنچه را که من انجام دادم، تو نیز انجام ده و آنچه را که من نیکو ساختم، تو نیز نیکو ساز.»
به فرمان اهورامزدا، من چنین کردم. آنچه داریوش شاه پدرم انجام داد، من نیز انجام دادم و افزودم.
اهورامزدا مرا یاری دهد، همراه با همه خدایان؛ و آنچه را که من کردم و آنچه را که خواهم کرد، اهورامزدا نگه دارد و از آسیب و ویرانی پاس دارد. "
این کتیبه در حدود ۴۸ سطر، مدح اهورامزدا، معرفی خشایارشا، اشاره به داریوش و ویشتاسپ و تأکید بر مشروعیت الهی جانشینی و تداوم ساختوسازها را در بر میگیرد.
دکتر ارفعی که امروز درگذشت، تا آخرین روزهای زندگی خود پیگیر بازگشت کتیبههای هخامنشی بود که همچنان در موسسه شرقشناسی شیکاگو مانده است و بازگشت باقیماندۀ آنها به ایران تحت تأثیر روابط ایران و آمریکا، قرار گرفته است.






