دور سوم مذاکرات در سایه تهدید و دیپلماسی؛ ایران با دستِ پر پای میز میرود

به گزارش تابناک، دور سوم مذاکرات را باید نقطه تلاقی فشار و فرصت دانست. از یک سو واشنگتن با ادبیات تهدید و افزایش نمایش قدرت نظامی تلاش میکند وزن چانهزنی خود را بالا ببرد؛ از سوی دیگر، ادامه مسیر دیپلماسی نشان میدهد گزینه تقابل مستقیم همچنان پرهزینه و نامطلوب تلقی میشود.
این دوگانه، فضای مذاکرات را نه به سمت جنگ فوری، بلکه به سمت رقابت فشرده سیاسی سوق داده است.
اظهارات اخیر ترامپ را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد. تأکید همزمان بر دیپلماسی و حفظ گزینه نظامی، بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی برای اقدام باشد، ابزاری برای فشار روانی و افزایش امتیاز در میز مذاکره است. این پیامها هم مصرف داخلی دارد و هم کارکرد منطقهای؛ اما در عمل، زمانی معنا پیدا میکند که طرف مقابل دچار خطای محاسباتی شود.
در این میان، حساسیتهای دو طرف کاملا روشن است. آمریکا به دنبال محدودسازی بیشتر و تثبیت دستاورد سیاسی است؛ ایران به دنبال تضمین بیشتر و رفع مؤثر تحریمها. محل اصطکاک دقیقا در همین نقطه قرار دارد: «محدودیت در برابر تضمین».
حضور نظامی آمریکا در منطقه نیز باید با نگاه واقعبینانه تحلیل شود. این حضور بیش از آنکه مقدمه اقدام فوری باشد، ابزار بازدارندگی و فشار در جریان مذاکرات است. با این حال، اگر کانالهای دیپلماتیک تضعیف شود، همین ابزار میتواند به عامل بیثباتکننده تبدیل شود. بنابراین حفظ مسیر گفتوگو، حتی در شرایط فشار، اهمیت راهبردی دارد.
در چنین شرایطی، مطالبه منطقی ایران باید بر چند اصل استوار باشد: تثبیت حقوق هستهای صلحآمیز در چارچوب مقررات بینالمللی، رفع مرحلهای و قابلراستیآزمایی تحریمها، دریافت تضمینهای عملی برای پرهیز از بازگشت به سیاست فشار حداکثری و طراحی سازوکار شفاف برای اجرای تعهدات دوطرفه.
ایران در این میز مذاکره فاقد ابزار نیست. ظرفیت فنی هستهای، موقعیت ژئوپلیتیکی، توان بازدارندگی دفاعی و نقش در معادلات انرژی منطقه، مجموعهای از اهرمهایی است که میتواند موازنه را تنظیم کند. اما بهرهگیری از این اهرمها نیازمند دقت، تدریج و پرهیز از هیجانزدگی است؛ زیرا هدف، تقویت قدرت چانهزنی است نه تشدید تنش.
در نهایت، دور سوم مذاکرات صحنه آزمون عقلانیت است. نه فضای احساسی و نه فشارهای تبلیغاتی نباید جای تحلیل دقیق را بگیرد.
اگر توازن میان بازدارندگی و دیپلماسی حفظ شود، امکان رسیدن به توافقی پایدار همچنان وجود دارد؛ توافقی که نه حاصل فشار یکطرفه، بلکه نتیجه محاسبه متقابل منافع باشد.






