
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، محسن رفیقدوست یکی از چهرههای مسلمان مبارز ایرانی است که پیش از انقلاب، مدتی را در فلسطین و لبنان به سر برده و ضمن آموزشهای عقیدتی و سیاسی، نبردهای چریکی را هم آموخته است. او پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یکی از موسسین سپاه پاسداران بود و در ادامه بهعنوان وزیر سپاه منصوب شد. او پس از وزارت سپاه، مسئولیتهای دیگری را هم به عهده گرفت.
مرور خاطرات اینچهره انقلابی از روز ۲۶ دی به بهانه سالروز فرار محمدرضا پهلوی از میهن آغاز شد که قسمتهای پیشین آن در پیوندهای زیر در دسترس و قابل مطالعه هستند.
* «سپهبدرحیمی گفت ایران بعد از این پیشرفت میکند/هویدا: در زندان فهمیدم میتوانید مملکت را اداره کنید»
* «چرایی ممانعت از حضور مجاهدین خلق در استقبال از امام خمینی/وقتی رفیقدوست جلوی ماشین بنیصدر دراز کشید»
* «مهندسی معکوس موشک تاو توسط بچه نازیآباد/ ماجرای توقف ساخت سلاحی که قرار بود ناو آمریکایی را بزند»
* «آیتالله خامنهای به قذافی: اسم خلیجفارس غیرقابل تغییر است/چهارنفری که از اول منافقین شناختند»
* «ملاحظات تربیتی مقام آمریکایی برای خانواده/سفیر سوئیس گفت آمریکا رهایتان نمیکند چون هیبتش را شکستهاید»
در ادامه مشروح ششمینقسمت از اینپرونده را میخوانیم:
* دولت را کمک کنید ولی نیازی به ارتباط سازمانی نیست
رفیقدوست شهریور ۱۳۶۸ از طرف رهبر انقلاب به اداره بنیاد جانبازان مامور شد. کمی پیشتر اداره امور جانبازان از بنیاد شهید جدا و به بنیاد مستضعفان محول شده و به همیندلیل هم نامش به بنیاد جانبازان تغییر کرده بود. رفیقدوست میگوید ۱۰ سال ماموریتش در بنیاد مستضعفان، سختتر از وزارت سپاه بوده و علت اینسختی هم بهخاطر بخشهای اقتصادی بنیاد جانبازان است.
بنیاد مستضعفان از ابتدای انقلاب بدون آنکه داخل دولت شود، به فرمان امام زیر نظر نخستوزیر فعالیت میکرد. رهبر انقلاب نیز به رفیقدوست دستور دادند با دولت همکاری کند و کمککار دولت باشد. ایشان اینمساله را هم قید کردند که لازم نیست بنیاد جانبازان ارتباط سازمانی با دولت داشته باشد.
* حل مشکل بازار مرغ و احتکارکنندگانش
دولت آیتالله هاشمی رفسنجانی در مقطعی از فعالیت خود از بنیاد مستضعفان خواست وارد بازار مرغ و شکر شود. علت ایندرخواست این بود که بازار مرغ خیلی داغ شده و مردم تحت فشار بودند. رفیقدوست برای حل اینمشکل طی ۲۴ ساعت، ۵۰۰ تن مرغ از یکی از کشورهای عربی وارد کرد و بازار مرغ بهطور ناگهانی شکست. اینمرغها بهقیمت خیلی پایینتر از بازار به مردم عرضه شدند و محتکاران مرغ ناچار شدند سردخانهها را از مرغ خالی کنند. به اینترتیب بازار مرغ به تعادل رسید. رفیقدوست میگوید آنروزها کشور تازه از جنگ تحمیلی بیرون آمده بود و تولید داخلی در اکثر موارد، کفاف مصرف داخلی را نمیکرد.
رفیقدوست میگوید هاشمی رفسنجانی از ابتدا، مشی اعتدالی داشت و با شناختی که از او دارد میگوید آیتالله هاشمی رفسنجانی حق داشت از راست و چپ افراطی گله کند.
رفیقدوست در صحبتی با آیتالله هاشمی رفسنجانی در هنگام ریاستجمهوریاش به او گفت: «آنچه از طاغوتیها به ما ارث رسید کارخانههایشان بود وَاِلا پولهایشان کو؟»
* دو سرمایهدار پهلوی که اندازه قیمت ۲ فانتوم به اسرائیل کمک کردند
رفیقدوست در خاطراتش درباره تفاوت سرمایهگذاریها در دو مقطع پیش از انقلاب و پس از انقلاب، از حبیبالله ثابت (ثابت پاسال) و عویه بهعنوان دو چهره اقتصادی دوران پهلوی نام برده که هر دو صهیونیست بودند و در جنگ اعراب و اسرائیل هرکدام معادل ارزش دو هواپیمای فانتوم به اسرائیل کمک کردند. ثابت پاسال از سرمایهداران بزرگ و عضو ارشد محفل بهاییان ایران و صاحب کارخانه پپسی کولا در ایران بود و شهرتش به فتوای آیتالله بروجردی مبنی بر ترک معامله مسلمانان با اعضای فرقه بهاییت برمیگردد که بهموجب آن مردم محصولات اینکارخانه را تحریم کردند. عویه هم سرمایهدار یهودی وابسته به دربار پهلوی بود.
رئیس پیشین بنیاد جانبازان میگوید زمان انقلاب، در کشور دو دسته سرمایهدار وجود داشت؛ افرادی مثل ثابت پاسال و عویه که رفتند و دوم، دستهای که ماندند و کسی با آنها کاری نداشت و کارشان را ادامه دادند.
رفیقدوست میگوید ابتدای انقلاب برای ایجاد بانک بدون ربا، سازمان اقتصاد اسلامی تاسیس شد. نمونه بارز بانکهای بدون ربا را هم در مصر و کویت مثال زده و میگوید در زمینه سازمان اقتصاد اسلامی همکاری لازم به عمل نیامد و هنوز هم همکاری نمیشود.
* تکلیف املاک سپاه چگونه مشخص و بنیاد مستضعفان چگونه سودده شد
رفیقدوست درباره مشخصشدن وضعیت املاک مختلف توسط بنیاد متضعفان میگوید اینکار با دستور رهبر انقلاب به ۳ شکل روشن شد؛ اول املاکی که دست سپاه بودند و برای اداره امور سپاه ضرورت داشتند، به سپاه واگذار شوند. دوم، املاکی که بیخود تصرف شده و مورد نیاز نبودند از سپاه گرفته و سوم، املاکی که برای سپاه زیاد بودند پس گرفته و با مکان کوچکتری جایگزین شوند. او میگوید در اینزمینه طبق نظر رهبر انقلاب عمل کرده و تکلیف همه املاکِ در تصرف سپاه اینگونه روشن شد. اینکار در رابطه با جهاد سازندگی نیز انجام شد.
وزیر سپاه در دهه ابتدایی انقلاب در خاطراتش اینباور را بیان کرده که سپاه نباید در تجارت باشد و غیر از صنعت نظامی و کشاورزی در صنعت دیگری حضور پیدا کند. اما با توجه به توانی که اینارگان در امور مهندسی دارد باید در کار عمرانی با همه ظرفیت خود کار کند. همچنین هرجا و هر حوزهای که دولت در تنگناست و بخش خصوصی نمیخواهد یا نمیتواند، سپاه کمک کند.
طبق روایت رفیقدوست با فعالیتی که کارخانجات تحت پوشش بنیاد مستضعفان داشتند، محصولاتی چون نوشابه، کاشی، فرش ماشینی و ... صادر شدند. او میگوید بیشتر صنایع غذایی اینکارخانجات چون آبمیوه به کشورهای دیگر صادر میشدند و چنینفعالیتهایی باعث شد سطح درآمد بنیاد مستضعفان یکباره از زیاندهی به سوددهی برسد. به اینترتیب اینبنیاد طی دوسال سودده شد. او میگوید یا باید کارخانههایمان کار میکردند یا کشاورزیمان باید محصول میداشت که بفروشیم یا هتلهایمان باید طوری اداره میشد که مسافر داخلش میآمد و یا همین شرکتهای ساختمانیمان باید کار ساخت و ساز میکردند. وقتی بنیاد مستضعفان بودجه دولتی نداشت، باید کار اقتصادی میکرد تا چرخش بچرخد.
محسن رفیقدوست همچنین میگوید بنیاد مستضعفان از طرفی طی ۲ سال سودده شد و از طرف دیگر طی ۶ ماه برای مراجعه و تشکیل پرونده جانبازان فراخوان داد که در نتیجه اینفراخوان، ۱۰۰ هزارنفر به تعداد ۲۵ هزار جانبازان پیشین افزوده شد؛ در حالیکه بودجه کافی برای همان ۲۵ هزار نفر پیشین وجود نداشت.
* روایت جادهسازی و فعالیتهای عمرانی ایران در پاکستان
بنیاد مستضعفان در مقطعی، در مناقصه بانک جهانی در پاکستان شرکت کرد و برنده شد. در اینکشور، یوگسلاوی، آمریکا، یونان و ایران جادهسازی کردند که سرمایه اینجادهسازیها را بانک جهانی میداد. رفیقدوست میگوید بانک جهانی جادههای دیگر کشورها را از نظر فنی رد کرد و تنها جاده بنیاد مستضعفان را تایید کرد و از گروه اعزامی آنها خواست به کار همه کشورهایی که در آنجا جاده میساختند نظارت کند. او روایت کرده «در حالیکه قیمت پایینتر از آنها گرفته بودیم و در نصف زمان آنها جاده را ساختیم. چند کار دیگر هم در پاکستان انجام دادیم. یک فرودگاه را بازسازی کردیم، بین چند شهرشان گازکشی کردیم، یک اتوبان بزرگ برایشان ساختیم.»
* ماجرای ناموفق ساخت بنز در ایران
رفیقدوست هنگام حضور در بنیاد مستضعفان تلاش کرد با کمپانی بنز تماس گرفته و اعلام کرد میخواهد با تماس اینکمپانی در ایران خودروهای بنز تولید کند. پس از انجام مذاکرات هم به آخرینسفر پیش از توافق نهایی رفت و مراسم آزمایش خودروهای بنز هم در حضورش انجام شدند. رئیس بنیاد مستضعفان در اینسفر با مدیر کمپانی مرسدس بنز دیدار و مذاکره کرد. او میگوید اولینبار بود که بنز میخواست بیرون از آلمان، نمایندگی ساخت بدهد و پس از ایناتفاق بود که نمایندگی اینکمپانی به برزیل و دیگر کشورها سپرده شد.
هزینه ساخت بنز در ایران یکپنجم تولید در آلمان بود و رفیقدوست میگوید زمانیکه وارادت خودرو در کشور آزاد شد، یکخودروی تویوتا با ۱۸ هزار دلار وارد میشد و قیمت بنز هم همان ۱۸ هزار دلار بود. اما تعرفهای که برای بنز تعیین شده بود، پنجبرابر تویوتا بود. از نظر رفیقدوست در تعیین اینتعرفه شیطنتی در کار بود و کسی در لحظه آخر که قانون مالیات بر واردات کالا به مجلس میرفته، اینتعرفه را اضافه کرد.
قرارداد تولید بنز در ایران بسته و بنا شد ۷۰ درصد تولید در ایران باشد و ۳۰ درصد قطعات هم از آلمان وارد شود. در قدم اول، بنیاد مستضعفان در کارخانههای خود باک بنزین اینخودروها را ساخت که مهر تایید آلمان را هم گرفت و سپس بنا شد علاوه بر ۲۵ هزار دستگاه بنز تولید ایران، ۵۰۰ هزار باک هم برای کارخانه مرسدس بنز تولید شود. اما اینکارِ بهتعبیر رفیقدوست عاقلانه و اقتصادی که صد در صد به نفع مملکت بود و قراردادش هم بسته شده بود پا نگرفت.
رفیقدوست میگوید آیتالله هاشمی رفسنجانی بهعنوان رئیس دولت وقت با اینکار موافق بود اما جو منفی درباره تولید بنز در ایران، بهقدری بالا گرفت که هاشمی رفسنجانی هم وارد مساله نشد. چون نام بنز در آنبرهه مساوی با خودروی طاغوتی شده بود. طبق آرشیو بنیاد مستضعفان، بیش از ۱۹۰ مقاله و گزارش و خبر برای حمله به تولید بنز در ایران منتشر شد و رفیقدوست میگوید ردپای کمپانیهای ژاپنی و شرکای داخلیشان در حملاتی که به او میشد کاملا مشخص بود. چون اگر تولید بنز در ایران به سرانجام میرسید، بازار ژاپنیها کساد میشد.
* سوءاستفادههایی که از عنوان جانبازی میشد
طی سالهای گذشته مطالب و موضعگیریهایی درباره سوء مدیریت رفیقدوست درباره وضعیت جانبازان منتشر شد که او در خاطراتش در اینباره توضیحاتی داده و میگوید گزارشهای متعددی به دستش میرسید که چندنفر بهعنوان جانباز اعصاب و روان برای مردم مزاحمت ایجاد کردهاند. شکایتهایی در دادسرا مطرح بود که آنها سراغ افراد صاحب کارخانه و شرکت رفتهاند، اگر کسی جوابشان را نداده، در و پنجرهها را شکستهاند. او میگوید چون از اول جنگ با رزمندهها بزرگ شده بودم میگفتم اینکار، کار جانباز نیست. در نتیجه حکمی صادر کرد که مصرف داخلی داشت، منتها دست یکی از روزنامهها افتاد و موجی علیه او به راه انداخت.
رفیقدوست میگوید در نتیجه چنینوضعی به مسئول بخش جانبازان نامهای با اینمضمون نوشت: عزیزان جانباز اعصاب و روان اگر به مرحلهای میرسند که موجب آزار دیگران میشود از دو حال خارج نیستند؛ یا واقعا جانبازند، که جایشان توی کوچه و خیابان نیست، باید در بیمارستان بستری شوند و تحت معالجه قرار بگیرند. یا کسانی هستند که خودشان را به جانبازی زدهاند؛ اینها هم نباید در کوچه و خیابان باشند، باید به کمیسیون پزشکی معرفی شوند، اگر تشخیص دهند جانباز نیستند تحویل قانون بشوند. همین بخشنامه باعث شد هفتادهشتاد درصد از کسانی که میخواستند با اسم جانباز سوءاستفاده کنند، در بروند. البته همانموقع جانباز داشتیم که به او فشار آمده بود، تعادل روحی نداشت، میآمد شیشهها را میشکست، او را به بیمارستان می بردیم.
* جانباز نبودند و ادعای جانبازی میکردند
رفیقدوست میگوید عدهای جانباز نبودند و ادعای جانبازی میکردند. او درباره مساله سهمیه دانشگاه برای جانبازان هم میگوید اگرچه قانون به حق برای جانبازان و رزمندگان در پذیرش دانشگاهها امتیاز گذاشت، ولی خیلی از دانشجوهای جانباز از آن امتیاز استفاده نکردند و با نمرات بالا وارد دانشگاه شدند. در حال حاضر پزشکان و استادان متعددی داریم که از جمع جانبازان هستند.
* ۳۴ گلوله برای ترور رفیقدوست
وزیر سپاه در سالهای جنگ درباره حادثه سوءقصدی که ۲۴ شهریور ۱۳۷۷ در محل کارش به او شد میگوید در صحنه حادثه، در مجموع ۳۴ تیر شلیک شد و اولینکسی هم که پس از حادثه با او تماس گرفت و جویای احوالش شد، سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور وقت بود که از سلامتیاش اظهار خوشحالی کرد و افرادی را برای کمک به او اعزام کرد.
* حرفهای صیاد شیرازی دوهفته پییش از ترورش
با توجه به بحث ترور رفیقدوست بد نیست به اینخاطره او هم اشاره کنیم که شهید علی صیاد شیرازی دو هفته پیش از شهادتش برای دیدار با او به دفتر کارش آمده و سخنان جالبی گفته است. در آنروز هنوز جای گلولههای شلیکشده در سوءقصد به رفیقدوست روی دیوار بوده است.
صیاد شیرازی در ایندیدار به رفیقدوست گفت «خداکند آخر کارمان شهادت باشد! بیا دوتایی دعا کنیم من دعا میکنم تو شهیدی شوی تو هم دعا کن من شهید شوم.» رفیقدوست نیز در پاسخ گفت «دعا میکنم هر دویمان عاقبت به خیر شویم چرا دعا کنیم شهید شویم؟» صیاد شیرازی نیز گفت «ولی من مشتاق شهادتم.»
ادامه دارد ...