واکنش متفاوت نظامی ایران به حمله احتمالی آمریکا؛ مطرح شدن اهدافی فراتر از داراییهای نظامی

حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی در ۱۲ بهمن ماه ۱۴۰۴ و سالروز بازگشت تاریخی حضرت امام خمینی رحمهالله به میهن و آغاز جشنهای دهه فجر و چهل و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی تأکید کردند: «این را هم آمریکاییها بدانند که اگر این دفعه جنگ راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود.»
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، بعد از تحولات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و حملات اسرائیل به نیروهای «جبهه مقاومت» برخی کارشناسان غربی مدعی تضعیف دکترین «دفاع رو به جلو» ایران شدهاند.
به این معنا که جنگ دیگر مانند گذشته از مرزهای ایران دور نیست و وارد جنگ سرزمینی شده است. جنگ ۱۲ روز نیز در این راستا توجیه میشود.
به نوشته میدل ایست مانیتور، در قالب راهبرد «دفاع رو به جلو»، استفاده از نیروهای نیابتی، موشکهای بالستیک، تاکتیکهای چریکیِ دریایی و فناوریهای سایبری، از نقشی محوری برخوردار است. این راهبرد متمرکز بر این گزاره است که تهدیدات را قبل از رسیدن آنها به قلمرو ایران باید ختثی کرد. رویکردی که از رهگذر حفظ عمق دفاعی ایران محقق میشود. با این حال، تحولات اخیر در سطح منطقه غرب آسیا، میتوانند تهران را وادار کنند که بیش از پیش بر یک رویکرد متمرکز در حوزه دفاعی و امنیتی خود تاکید کند و در عین حال، در بحث بازدارندگیاش متکی به مولفههای فناورانه باشد.
با وجود این ایران سطحی دیگر از بازدارندگی را متعاقب تهدیدات آمریکا و رژیم صهیونیستی مطرح کرده است.
محمد باقر قالیباف روز یکشنبه ۲۱ دیماه خطاب به رئیس جمهور آمریکا گفت: «یک توصیه هم به رئیس جمهور متوهم آمریکا دارم؛ مراقب باش مشاورههایی که به تو برای حمله به ایران میدهند، از جنس مشورتهایی نباشد که به دنبالش گفتی مشهد سقوط کرده است؛ برای اینکه دچار خطای محاسباتی نشوی، بدان که در صورت اقدام برای حمله به ایران، هم سرزمین اشغالی و هم تمام مراکز و پایگاههای نظامی و کشتیهای آمریکا در منطقه، هدف مشروع ما خواهند بود. با این اعترافات صریحی که درباره تجاوز نظامی به ایران کردی، ما در چارچوب دفاع مشروع، خود را محدود به واکنش پس از اقدام نمیدانیم و بر اساس نشانههای عینی تهدید، اقدام خواهیم کرد. لازم بود این را به شما و همه همپیمانانت در منطقه بگویم که اشتباه محاسباتی نکنید که پشیمانی سودی نخواهد داشت.»
بر این اساس ایران علاوه بر حق دفاع مشروع مقابل هر گونه تجاوزی منطبق بر ماده ۵۱ منشور سازمان ملل، حتی حمله پیش دستانه را نیز بر اساس «تهدیدات عینی» برای خود محفوظ میدارد.
پیش از این نیز شورای دفاع در بیانیهای در این زمینه تاکید کرده بود: «در چارچوب دفاع مشروع، جمهوری اسلامی ایران خود را محدود به واکنش پس از اقدام نمیداند و نشانههای عینی تهدید را بخشی از معادله امنیتی تلقی میکند.»
این بیانیه تصریح کرده بود: تشدید ادبیات تهدید و مداخله که فراتر از یک موضعگیری لفظی است، میتواند بهمثابه رفتاری خصمانه فهم شود؛ مسیری که تداوم آن، پاسخ متناسب، قاطع و تعیینکنندهای را بهدنبال خواهد داشت و مسئولیت کامل پیامدها بر عهده طراحان این روند است.
در این راستا، هر گونه حمله مبتنی بر محاسبات اشتباه آمریکا علاوه بر اینکه مواضع این کشور در منطقه را در تیررس ایران قرار میدهد، میتواند عمق سرزمینی رژیم صهیونیستی را نیز هدفی مشروع برای ایران قرار خواهد داد.
از طرف دیگر آنچه بعد از دور جدید تهدیدات آمریکا مطرح شده، گسترده شدن جنگ توسط ایران در منطقه است.
حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی در ۱۲ بهمن ماه ۱۴۰۴ و سالروز بازگشت تاریخی حضرت امام خمینی رحمهالله به میهن و آغاز جشنهای دهه فجر و چهل و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی تأکید کردند: «ما شروع کننده نیستیم. ما به کسی ظلم نمیخواهیم بکنیم. به کشوری حمله نمیخواهیم بکنیم. اما در مقابل آن کسی که طمع داشته باشد و حمله بخواهد بکند و اذیت بکند، ملت ایران مشت محکمی به او خواهد زد. البته این را هم آمریکاییها بدانند که اگر این دفعه جنگ راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود.»
بر این اساس واکنش ایران به جنگ ۱۲ روزه و حمله به پایگاه «العدید» آمریکا در منطقه به منزله جنگی منطقهای با ابعادی که ایران آنرا تعریف میکند نبوده است.
در این راستا، «الدار ممدوف» کارشناس سیاست خارجی در اندیشکده آمریکایی «موسسه کشورداری مسئولانه کویینسی» میگوید که کشورهای عربیِ میزبان پایگاههای آمریکا در خلیج فارس، از جنگ این کشور با ایران به شدت واهمه دارند.
ممدوف در مطلب خود نوشت: «از ژانویه، عربستان سعودی، قطر و عمان، در کنار ترکیه و مصر، درگیر دیپلماسی فشردهای برای عقب راندن واشنگتن و تهران از لبه پرتگاه بودهاند. این نه به این دلیل است که آنها با تهران همدردی دارند، بلکه به این دلیل است که آنها متوجه شدهاند که در خط مقدم انتقام ایران قرار خواهند گرفت.»
این تحلیلگر هشدار داد: «هر حمله جدید (به ایران) میتواند منجر به آتش گرفتن تأسیسات قطر، امارات، عربستان و بحرین توسط موشکها یا پهپادهای ایرانی شود. اظهارات مقامات ایرانی نشان میدهد که این بار پاسخ بسیار شدیدتر از حمله عمدتاً نمادین به العدید خواهد بود.»
به نوشته او، «این تهدید فرضی نیست. تأسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹ توسط حمله ایران فلج شد. درس این حمله واضح بود: ایران توانایی حمله به زیرساختهای کشورهای خلیج فارس را دارد. با توجه به اینکه در جنگی که برای دولت ایران به عنوان جنگ موجودیتی تلقی میشود، چیزی برای از دست دادن وجود ندارد، انگیزه حمله به کشورهایی که میزبان پایگاههای آمریکا هستند، افزایش مییابد.»
ممدوف نوشت: «حتی اگر کشورهای خلیج فارس از حملات ایران به خاک خود در امان بمانند، عواقب ویرانگر دیگری نیز به همراه خواهد داشت. این کشورها در تلاشند تا اقتصاد خود را متنوع و سرمایهگذاری خارجی را جذب کنند. تهدید جنگ منطقهای باعث فرار سرمایه خواهد شد.»
وی افزود: «همانطور که مقامات ایرانی صریحاً هشدار دادهاند، در صورت جنگ، همه گزینهها، از جمله بستن تنگه هرمز، روی میز است. در حالی که انسداد کامل تنگه بعید است، زیرا به شدت به صادرات نفت خود ایران به چین آسیب میرساند، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اکنون در حال آمادهسازی یک مسدود کردن "هوشمندانه" است، ممنوعیت انتخابی که تانکرهای مرتبط با غرب را هدف قرار میدهد.»
به نوشته او، «یک پنجم نفت جهان از تنگه عبور میکند. تهدید بستن تنگه، قیمت جهانی نفت را بالا میبرد و باعث افزایش تورم خواهد شد. حملات به زیرساختهای نفتی، حمله مستقیمی به وعده اقتصادی ترامپ به آمریکاییها در سال انتخابات میاندورهای خواهد بود.»
به گزارش تابناک، هوشمندسازی مسدودیت تنگه هرمز باعث میشود تا کشورهای دوست از هزینههای این اقدام احتمالی مصون بمانند.
در خصوص هزینه بالای جنگ برای آمریکا و متحدان آن، وبسایت خبری-تحلیلی واللا، از رسانههای مطرح رژیم صهیونیستی، در خبری پیش از شروع مذاکرات ایران و آمریکا در روز جمعه ۱۷ بهمن در مسقط و و ادعای حمله آمریکا به ایران، مدعی شده بود که مشاوران دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با استناد به نامعلوم بودن ضربهپذیری نظام جمهوری اسلامی ایران در اثر هر گونه اقدام نظامی ایالات متحده از یک سو و ناتوانی مقابله آمریکا با یک پاسخ نظامی گسترده از جانب ایران، باعث شدند که او شب گذشته (چهارشنبه شب ۱۵ بهمن) مانع از یک حمله نظامی علیه ایران شود.
بر اساس این گزارش، ترامپ خواهان نوعی حمله سریع و قاطع است که ضربهای جدی به نظام جمهوری اسلامی ایران به حساب آید؛ با این وجود، مشاوران ترامپ گفتهاند که نمیتوانند تحقق چنین ضربهای را تضمین کنند.
از سویی دیگر، این مشاوران تاکید کردهاند که عقبه نظامی ایالات متحده در منطقه بهگونهای است که از پس یک حمله گسترده از جانب ایران در پاسخ به هر گونه اقدام نظامی ایالات متحده برنخواهد آمد.
بر همین اساس ناظران معتقدند که ترجیح اول ترامپ رسیدن به توافق با ایران. حتی حمله به ایران که به صورت محدود نیز باشد نیز با انگیزه تحت فشار قرار دادن ایران برای پذیرش شروط آمریکا در مذاکرات است.
بر این اساس ترامپ بعد از دور دوم گفتگوی ایران و آمریکا در ژنو در روز سهشنبه ۲۸ بهمنماه ۱۴۰۴ موضوع حمله محدود به ایران را مطرح کرده است.
وی در کنفرانس خبری و در خصوص این پرسش که آیا در صورتی که ایران به توافق نرسد، در حال بررسی یک حمله نظامی محدود هستید؟ گفت: بیشترین چیزی که میتوانم بگویم این است که در حال بررسی آن هستم.
مساله این است که آیا در صورت حمله آمریکا- ولو به صورت محدود- واکنش ایران چه خواهد بود؟ آیا ایران واکنشی به چنین حملهای نخواهد داشت و اگر واکنشی داشته باشد آیا محدود خواهد بود؟
در پاسخ به این پرسش میتوان در نظر داشت ایران واکنشی نشان خواهد داد که بازدارندگی لازم را داشته باشد. بر این اساس ممکن است واکنشی بسیار گسترده تر از حمله آمریکا از خود نشان دهد.
سید حسین موسویان دیپلمات پیشین ایرانی در مقالهای در «میدل ایست آی» در این زمینه مینویسد: برای ایران، حمله بعدی آمریکا–اسرائیل یک «جنگ موجودیتی» خواهد بود؛ جنگی که هرگونه انگیزه برای خویشتنداری را از میان برده و درگیریای را آزاد میکند که مهار آن ناممکن خواهد بود.
در این راستا، «ولی رضا نصر»، کارشناس ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بینالملل و مشاور خاورمیانهای دولت اوباما تأکید میکند که یکی از تفاوتهای اساسی وضعیت کنونی با بحران قبلی، «از بین رفتن عنصر غافلگیری» است. به گفته او، ایران در دور پیشین غافلگیر شد و بخشی از فرماندهان و زیرساختهایش آسیب دید، اما اینبار شرایط متفاوت است؛ تهران منتظر حمله است، بازسازیهای لازم را انجام داده و «انگشت روی ماشه» آماده است.
او تصریح میکند که ایران به این جمعبندی رسیده که «واکنشهای نمادین» در برابر آمریکا هیچ سودی ندارد و فقط آن را در چرخه فشار و ضربههای بعدی نگه داشته است. بنابراین، در صورت وقوع حمله، تهران به دنبال «تغییر محاسبات واشنگتن و تلآویو» از طریق افزایش هزینهها است.
نصر هشدار میدهد که اینبار ایران به بستن تنگه هرمز اکتفا نمیکند و به سمت «اخلال هدفمند در بازار انرژی جهانی» حرکت خواهد کرد؛ از جمله حمله به تأسیسات تولیدی، خطوط لوله، پایانههای صادراتی یا نفتکشها.
او تصریح میکند منطق تهران بر رویکرد بازدارندگی از طریق ایجاد ریسک سیستماتیک در بازار انرژی متکی است.
نصر میافزاید که ایران اینبار ممکن است بهجای تمرکز صرف بر اسرائیل، مستقیماً منافع آمریکا را هدف قرار دهد؛ زیرا از نگاه او، فشار بر منافع آمریکا از جمله پایگاهها، ناوها یا شرکای اقتصادی، میتواند محاسبات سیاسی رئیسجمهور آمریکا را تغییر دهد.
او تصریح میکند که تهدید «کیسههای جسد آمریکایی» میتواند بهعنوان اهرم بازدارنده علیه تصمیم به جنگ به کار گرفته شود.
ولی نصر در جمعبندی میگوید خطر اصلی آن است که برخی در غرب تصور کنند «مثل دفعه قبل» تنش پس از یک ضربه محدود فروکش میکند؛ اما به باور او، این بار تهران انگیزه و آمادگی بیشتری برای شکستن این الگو دارد.
او تصریح میکند که ایران ممکن است یا در همان آغاز «بزرگ» پاسخ دهد یا از طریق فرسایشی کردن درگیری، آمریکا را در یک وضعیت پرهزینه و طولانی گرفتار کند.
از طرف دیگر برخی افراد در ایران سطحی دیگر از واکنش را نیز مطرح کردهاند؛ اگرچه این سطح اعلامی بیان کننده مواضع رسمی نیست. برای نمونه حمیدرضا مقدمفر مشاور فرهنگی سپاه میگوید: این بار املاک و دارایی ترامپ و دامادش (جرد کوشنر) در کشورهای منطقه از جمله امارات را با موشک میزنیم.
به گزارش تابناک، این موضوع نشان از سطح دیگری از بازدارندگی از سوی ایران است که اهدافی فراتر از داراییهای نظامی کشور متجاوز را تعریف میکند.




