آقای وزیر؛ شما مقصر نیستید، متهماید!

در اینجا مسئله ما با یادداشت احمد میدری این نیست که «اعتراف» کرده؛ مسئله این است که آقای وزیر با گفتن «ما مقصریم» دارد مسئولیت شخصی خود را به عنوان وزیر کار تقلیل میدهد. ایشان اگر قرار است مقصریابی کند، باید ابتدا از تصمیمهای اشتباه و پرزیان خود بگوید، نه پشت ضمیر جمع پنهان شود.
به گزارش تابناک به نقل از رویداد۲۴؛ گویا ایشان فراموش کرده است که با افراد عادی جامعه فرق و میکند و پس از چند دهه مسئولیتهای مختلف در سطوح عالی، حالا وزیر دولت است.
در واقع مسئله این است که وزیر کار امروز در جایگاهی ایستاده است که خروجیِ مستقیمِ تصمیمات وی یکی از عوامل بیثباتی، فرسایش نهادی و تخریب اعتماد عمومی بوده است. پس این دیگر خطای اخلاقی نیست؛ بلکه سوءعملکرد و سومدیریت مزمن است.
متاسفانه باید اعتراف کرد میدری به عنوان یکی از وزرای کیلیدی کابینه در مدیریت سازمان خود عمیقاً ناتوان و سردرگم بوده است. از این رو صلاحیت سخن گفتن از انسجام سازمانی و ثبات مدیریتی و توجه به نخبگان، جوانان و زنان را ندارد، چراکه وی خود متهم جدی در سرخوردگی و ناامیدی کسانی است که در انتخابات شرکت کردند و رأی دادند تا امثال ایشان به صندلی وزارت تکیه بزنند. حالا فراموش کرده است که جرقه همین اعتراضات اخیر با مشکلات معیشتی، رفاهی و وضعیت اقتصادی زده شده است. پس ابتدا میدری باید توضیح دهد برای بهبود این وضعیت چه اقدامی کرده است؟ وچرا بعد از اعتراضات به یاد توزیع کالابرگ و یارانه افتاده است؟ در حالی که مجلس شورای اسلامی بارها به وی تذکر داد که بحث کالابرگ را شروع کند.
بر این اساس واقعیت روی زمین را نمیتوان انکار کرد؛ به طور مثال میدری وزیری است که ظرف یک سال، چهار مدیرعامل صندوق بازنشستگی را عوض کرد. در یک مورد فاصله تغییر مدیرعامل حدود یک ماه بوده است، حالا با ژستی قهرمانانه از «ثبات مدیریتی»، «یادگیری نهادی» و «جامعه زنده» حرف میزند. وزیری که اینچنین با مهمترین دارایی بیننسلی کشور رفتار میکند، یا معنای حکمرانی را نمیفهمد یا عامدانه آن را تخریب میکند.
احمد میدری آنقدر در اداره زیرمجموعههای تابعه خود ناتوان است که پروژه استیضاح وی نه در بیرون، بلکه از درون وزارتخانه و سازمانهای وابسته خود تغذیه شده است؛ این نشانه توطئه نیست؛ بلکه نشانه فروپاشی اقتدار مدیریتی وزیری است که دیگر توان اداره وزارتخانه خود را ندارد.
بر کسی پوشیده نیست میدری برای فرار از استیضاح و ماندن روی صندلی وزارت، باجهای زیادی از نوع سیاسی و انتصابی داده است؛ نه یکبار و البته نه پنهان؛ وی برای فرار از بار مسئولیت این مصلحتاندیشی آن را «گفتوگو» و «تعامل» گذاشته است. گفتوگویی که هزینهاش، واگذاری وزارتخانه به شبکههای فشار شده است.
وزیر کار آگاهانه چشمان خود را بر نیروهای توانمند، رزومهدار و مستقل بست و با لجبازی و تنگنظری آنها را کنار گذاشت. در عوض، صندلیهای مدیریت را به نیروهای جریانهای سیاسی و حلقههای نزدیک به قدرت سپرد؛ همانها که هیچ نسبتی با مأموریت اجتماعی این وزارتخانه نداشتند.
عملکرد میدری باعث گردید وزارت کار به بنگاه کاریابی جریانهای سیاسیای تبدیل شود که مردم از ترس روی کار آمدن آن جریان تندرو به مسعود پزشکیان رأی داده است. حالا ایشان توضیح دهد کدامیک از فرایندهای شایستهگزینی که خودشان در روز رأی اعتماد و با ژست دست در جیب اعلام کرده بودند را اجرا کرده است؟ کدامیک از مدیران و معاونین و مدیرانعامل را بر اساس آن فرایند انتخاب کرده است؟
بر کسی پوشیده نیست که این انتخابها تصادفی نیست بلکه تصمیمات شخص میدری است. به نحویکه در کوچکترین عزل و نصب در حوزه هلدینگها و شرکتها مداخله میکند. وزیری که شانه به شانه در رقابت با وزیر راه و شهرسازی، رکورددار انتصابات زیرِ یکهفتهای است. به نحویکه صبح فردی را برای مدیرعاملی و یا هیئتمدیره یک شرکت منصوب میکنند و همان شب افراد را جابهجا میکنند. آقای وزیر؛ مدیری که امروز حکم میدهد و فردا پس میگیرد، نه شجاع است و نه اصلاحگر؛ سرگردان است و بیثبات و وزارتخانه را هم به حاشیه میبرد.
آقای وزیر حتما یادشان است که به سرپرست بیتجربه فعلی صندوق بازنشستگی دستور داده است که تمام انتصابات مدیرانعامل و هیئتمدیره هلدینگها و شرکتها را باید شخصاً از ایشان تأیید بگیرند. حالا چگونه از واگذاری امور مدیریتی حرف میزند؟
متاسفانه امروز بیش از ۷ ماه از دوره سرپرستی آخرین مدیرعامل صندوق بازنشستگی میگذرد، آقای وزیر توضیح دهید حسب چه تخصص، تجربه و شایستگی ایشان را منصوب کردید؟ و حالا چرا باوجود تأیید صلاحیت سرپرست فعلی باز به دنبال تغییر وی هستید؟ آقای میدری اینها گوشهای از مدیریت مشعشع شما در وزارت کار است.
آقای میدری حرف زدن از «خون»، «وجدان»، «جامعه یادگیرنده» و «فولاد آبدیده» وقتی رفتار مدیریتی شما زشت، بیثبات و رانتی است، نه همدلی میسازد و نه التیام؛ بلکه تحریک کننده است. اینهایی که در بالا اشاره شد، خروجی و ماحصل مدیریت شما به عنوان وزیر کار است.
وزارتخانهای که اموال بازنشستگان و اشتغال کارگران و بیمهپردازی بسیاری از کارکنان دولتی و غیردولتی را برعهده دارد و بخش اعظم جامعه، معیشت و اقتصادشان در گرو چگونگی مدیریت این وزارتخانه است.
آقای میدری به راستی خودتان از این همه رفتار دوگانه و فاصله حرف و عملتان خسته نشدید؟ شما در التیامبخشی، رضایتمندی و کسب رضایت بدنه حامی خودتان عاجز و ناتوان بودهاید، حال چگونه میخواهید برای تمام مردم کسب مطلوبیت و ایجاد رضایت کنید؟
آیا توانستهاید ریشههای خشم و نارضایتی زیرمجموعه خود را شناسایی و مدیریت کنید که حالا به فکر کنترل خشم و ریشهیابی نارضایتی عمومی هستید؟
شما برای کسب رضایت آن عدهای که به شما رأی دادند و آن عدهای که اساساً در انتخابات شرکت کردند چه کردید؟
دوره وزارت شما فرصت خوبی بود تا به همگان ثابت شود بین7 حرفهای کارشناسانه زیبا و فانتزی تا عمل و رفتار مدیریتی زشت و غیراخلاقی چقدر فاصله و شکاف وجود دارد.
حالا مجدداً قلم به دست بگیرید و بگویید کدامیک از مواردی که در یادداشت اخیرتان ذکر کردید، جزو برنامههای بر زمین مانده روز رأی اعتماد در مجلس است؟
کاش اگر توان اصلاح نداشتید، لااقل مثل برخی دیگر از وزرا که هیچ خبری ازشان نیست، سکوت کنید تا اینگونه باعث خشم بیشتر نشوید.
فراموش نکنید شما مقصر نیستید آقای وزیر، شما متهم هستید.
خودش میگه مقصره
برای استحضار : مقصر متهمی است که جرمش اثبات شده
مقصر را بازخواست کنید حاصل گرانی ارز مشکلات بیرونی و دشمنی امریکا است
معلومه که خیلی به فکر کارگر جماعت هستی
راه اندازی 8000 کارگاه تعطیل شده برای کارگران و بیشترین ساخت و تحویل مسکن ملی به اقشار کم درامد




