صفحه خبر لوگوبالا تابناک
تور کیش

تأمین سوخت زمستانی زیر ذره‌بین؛ آیا ناترازی انرژی مهار می شود؟

ارزیابی ذخایر گاز، وضعیت نیروگاه‌ها و صنایع بزرگ و مرور تجربه زمستان‌های سرد گذشته نشان می‌دهد مدیریت مصرف و زیرساخت‌ها همچنان تعیین‌کننده عبور کم‌هزینه از فصل سرماست.
کد خبر: ۱۳۵۶۰۶۳
| |
264 بازدید

تأمین سوخت زمستانی زیر ذره‌بین؛ آیا ناترازی انرژی مهار می شود؟

به گزارش سرویس انرژی تابناک به نقل از مهر، ورود به فصل سرد هر سال، به‌طور سنتی مهم‌ترین آزمون پایداری نظام تأمین انرژی کشور محسوب می‌شود؛ آزمونی که بیش از هر چیز، بر کفایت ذخایر گاز طبیعی و سوخت‌های مایع متمرکز است. ایران با برخورداری از دومین ذخایر اثبات‌شده گاز جهان، در ظاهر نباید دغدغه کمبود انرژی داشته باشد، اما واقعیت میدانی سال‌های اخیر نشان می‌دهد چالش اصلی نه در «منابع»، بلکه در «مدیریت تولید، ذخیره‌سازی و مصرف» نهفته است.

در حوزه گاز طبیعی، ظرفیت تولید روزانه کشور در ماه‌های گرم سال به بیش از یک میلیارد مترمکعب می‌رسد، اما این رقم در زمستان عملاً تحت فشار مصرف خانگی و تجاری قرار می‌گیرد. تجربه زمستان‌های گذشته نشان داده است که در روزهای اوج مصرف، تقاضای گاز خانگی گاه به بیش از ۶۵ تا ۷۰ درصد کل گاز تولیدی کشور می‌رسد؛ سهمی که فضای مانور برای تأمین پایدار صنایع و نیروگاه‌ها را به‌شدت محدود می‌کند.

از سوی دیگر، ذخیره‌سازی گاز در مخازن زیرزمینی همچنان پاشنه آشیل تراز گازی کشور است. اگرچه طی سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی در مخازنی مانند شوریجه و سراجه انجام شده، اما سهم گاز ذخیره‌شده از کل مصرف زمستانی هنوز با استانداردهای جهانی فاصله معناداری دارد. این موضوع باعث می‌شود در صورت بروز موج سرمای زودرس یا طولانی، شبکه گازرسانی با افت فشار و ناپایداری مواجه شود.

در بخش سوخت مایع نیز وضعیت دوگانه‌ای مشاهده می‌شود. از یک‌سو، ذخایر نفت‌گاز و نفت‌کوره نیروگاهی نسبت به سال‌های بحرانی گذشته بهبود یافته و برنامه‌ریزی برای پرسازی مخازن نیروگاهی زودتر آغاز شده است. از سوی دیگر، کیفیت سوخت مایع، هزینه حمل‌ونقل، و ملاحظات زیست‌محیطی استفاده از آن، همچنان چالش‌هایی جدی محسوب می‌شوند. استفاده گسترده از نفت‌کوره در نیروگاه‌ها، اگرچه راهکاری اضطراری برای عبور از کمبود گاز است، اما تبعات محیط‌زیستی و اجتماعی آن، سیاست‌گذار را در موقعیت تصمیم‌گیری دشوار قرار می‌دهد.

در مجموع، بررسی ذخایر نشان می‌دهد کشور از منظر «کمیت اسمی» در وضعیت قابل‌قبولی قرار دارد، اما شکنندگی تراز انرژی در شرایط اوج مصرف، همچنان زنگ خطری جدی برای زمستان پیش‌رو محسوب می‌شود.

فریدون برقعی کارشناس انرژی با اشاره به مصرف سینوسی سوخت گاز در فصل سرد سال، تأمین پایدار سوخت را یکی از مهم‌ترین چالش‌های حکمرانی انرژی در ایران دانسته و می گوید: برخلاف تصور عمومی، مسئله اصلی کشور کمبود منابع گاز یا فرآورده نیست، بلکه ناترازی مزمن میان تولید، ذخیره‌سازی و الگوی مصرف است که هر زمستان خود را به‌صورت بحران نشان می‌دهد.

این کارشناس اقتصاد انرژی با تأکید بر وضعیت ذخایر موجود در کشور اضافه می کند: در حال حاضر از نظر تولید گاز، ایران در شرایط بدی قرار ندارد و حتی در برخی روزها تولید به بیش از یک میلیارد مترمکعب می‌رسد، اما مشکل اینجاست که ظرفیت ذخیره‌سازی گاز متناسب با مصرف زمستانی توسعه پیدا نکرده است. در بسیاری از کشورهای دارای اقلیم سرد، ۱۵ تا ۲۰ درصد مصرف سالانه از محل ذخایر زیرزمینی تأمین می‌شود، در حالی که این سهم در ایران بسیار پایین‌تر است.

برقعی در ادامه به نقش سوخت مایع اشاره کرد و تصریح می کند: پر بودن مخازن نفت‌گاز و نفت‌کوره نیروگاهی یک مزیت کوتاه‌مدت است، اما نباید فراموش کنیم که استفاده گسترده از این سوخت‌ها هزینه اقتصادی و زیست‌محیطی بالایی دارد و نمی‌تواند جایگزین پایدار گاز باشد.

نیروگاه‌ها در خط مقدم؛ تاب‌آوری تولید برق و دسترسی به سوخت

نیروگاه‌های برق، نقطه اتصال حیاتی میان گاز، سوخت مایع و پایداری زندگی روزمره شهروندان هستند. در زمستان، این نقش حیاتی دوچندان می‌شود؛ چراکه هر اختلال در تأمین سوخت نیروگاه‌ها، مستقیماً به خاموشی یا افت پایداری شبکه برق منجر خواهد شد.

طی سال‌های اخیر، ظرفیت نصب‌شده نیروگاهی کشور از مرز ۹۰ هزار مگاوات عبور کرده است، اما مسئله اصلی نه ظرفیت اسمی، بلکه «دسترسی عملی به سوخت» و «راندمان تولید» است. بخش قابل‌توجهی از نیروگاه‌های حرارتی کشور همچنان راندمانی کمتر از متوسط جهانی دارند و این بدان معناست که برای تولید هر کیلووات‌ساعت برق، گاز یا سوخت مایع بیشتری مصرف می‌شود.

در شرایط کمبود گاز، نیروگاه‌ها به ناچار به سمت مصرف نفت‌گاز یا نفت‌کوره سوق داده می‌شوند. هرچند مسئولان صنعت برق از آمادگی نسبی نیروگاه‌ها برای استفاده از سوخت دوم خبر می‌دهند، اما تجربه نشان داده است که حمل به‌موقع سوخت، آماده‌به‌کاری تجهیزات و هماهنگی میان وزارتخانه‌های نفت و نیرو، تعیین‌کننده واقعی میزان تاب‌آوری شبکه است.

صنایع بزرگ نیز در این میان نقشی دوگانه دارند. از یک‌سو، صنایع انرژی‌بر مانند فولاد، سیمان و پتروشیمی، مصرف‌کنندگان عمده گاز محسوب می‌شوند و در دوره‌های اوج مصرف خانگی، نخستین گزینه برای اعمال محدودیت هستند. از سوی دیگر، تداوم فعالیت این صنایع، نقش مستقیمی در رشد اقتصادی، اشتغال و ارزآوری دارد. قطع یا محدودسازی گاز صنایع در زمستان، اگرچه به حفظ گرمایش خانگی کمک می‌کند، اما هزینه‌های پنهان اقتصادی قابل‌توجهی به همراه دارد.

در زمستان‌های گذشته، سیاست «اولویت با مصرف خانگی» بارها اجرا شده و نتیجه آن، افت تولید صنعتی و افزایش هزینه تمام‌شده کالاها بوده است. این تجربه نشان می‌دهد که بدون افزایش بهره‌وری نیروگاه‌ها، توسعه نیروگاه‌های با راندمان بالا و تنوع‌بخشی به سبد انرژی، هر زمستان می‌تواند به بحرانی بالقوه برای بخش برق و صنعت تبدیل شود.

برقعی با اشاره به وضعیت نیروگاه‌ها تصریح می کند:بخش عمده نیروگاه‌های حرارتی کشور راندمانی کمتر از ۴۰ درصد دارند. این یعنی در زمستان، برای تولید برق ثابت، سوخت بیشتری مصرف می‌شود. وقتی گاز محدود می‌شود، نیروگاه‌ها به سمت سوخت مایع می‌روند و این موضوع هم هزینه تولید برق را بالا می‌برد و هم آلودگی هوا را تشدید می‌کند.

به گفته برقعی، صنایع بزرگ نخستین قربانی این ناترازی هستند: تقریباً هر زمستان شاهد محدودیت یا قطع گاز صنایع فولادی، سیمانی و پتروشیمی هستیم. این سیاست شاید در کوتاه‌مدت به حفظ گاز خانگی کمک کند، اما در بلندمدت به کاهش تولید، افت صادرات و افزایش قیمت تمام‌شده کالاها منجر می‌شود.

صنایع بزرگ و اقتصاد ملی؛ هزینه پنهان محدودیت‌های سوختی

فراتر از تأمین برق و گرمایش، مسئله سوخت زمستانی مستقیماً با عملکرد اقتصاد ملی گره خورده است. صنایع بزرگ کشور، ستون فقرات تولید ناخالص داخلی و صادرات غیرنفتی محسوب می‌شوند و هرگونه اختلال در تأمین انرژی آن‌ها، اثرات دومینویی بر کل اقتصاد بر جای می‌گذارد.

در سال‌های اخیر، محدودیت گاز صنایع در فصل سرد به یک رویه تقریباً ثابت تبدیل شده است. اگرچه این سیاست در کوتاه‌مدت از بروز نارضایتی اجتماعی ناشی از قطع گاز خانگی جلوگیری می‌کند، اما در میان‌مدت و بلندمدت، موجب کاهش تولید، افت بهره‌وری و بی‌ثباتی در برنامه‌ریزی بنگاه‌ها می‌شود. صنایع فولادی و سیمانی بارها اعلام کرده‌اند که توقف‌های مکرر تولید در زمستان، هزینه‌های سربار آن‌ها را افزایش داده و توان رقابتی‌شان را در بازارهای صادراتی تضعیف کرده است.

از منظر کلان اقتصادی، محدودیت انرژی صنایع می‌تواند به کاهش رشد اقتصادی فصلی منجر شود. آمارهای رسمی نشان می‌دهد در سال‌هایی که محدودیت سوخت شدیدتر بوده، رشد بخش صنعت در فصل زمستان به‌طور محسوسی افت کرده است. این موضوع نشان می‌دهد که امنیت انرژی، صرفاً یک مسئله فنی یا خدماتی نیست، بلکه متغیری کلیدی در معادله رشد اقتصادی و ثبات بازار کار به شمار می‌رود.

در این میان، برخی صنایع به سمت استفاده از سوخت‌های جایگزین یا سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های خودتأمین حرکت کرده‌اند. هرچند این رویکرد می‌تواند بخشی از ریسک را کاهش دهد، اما هزینه سرمایه‌گذاری بالا و محدودیت‌های زیست‌محیطی، مانع از تعمیم سریع آن به کل بخش صنعت شده است.

بنابراین، آمادگی زمستانی کشور باید نه‌تنها از زاویه رفاه کوتاه‌مدت خانوارها، بلکه با نگاه جامع به پیامدهای اقتصادی محدودیت انرژی ارزیابی شود؛ نگاهی که توازن میان مصرف خانگی، تولید صنعتی و پایداری شبکه را در اولویت قرار دهد.

درس‌های زمستان‌های بحرانی؛ از مدیریت بحران تا اصلاح ساختاری

مرور زمستان‌های بحرانی گذشته، تصویر روشنی از نقاط ضعف و قوت نظام تأمین سوخت کشور ارائه می‌دهد. زمستان‌هایی که با سرمای زودرس، افت فشار گاز، تعطیلی صنایع و هشدارهای مکرر به مشترکان همراه بود، نشان دادند که اتکا به مدیریت کوتاه‌مدت بحران، راه‌حل پایداری برای امنیت انرژی نیست.

یکی از مهم‌ترین درس‌ها، نقش تعیین‌کننده مدیریت مصرف است. تجربه نشان داده است که با اجرای کمپین‌های صرفه‌جویی و اصلاح رفتار مصرف‌کنندگان، می‌توان چند ده میلیون مترمکعب در روز از مصرف گاز کاست؛ رقمی که در روزهای اوج مصرف، معادل تولید یک فاز بزرگ پارس جنوبی است. با این حال، این اقدامات اغلب مقطعی و واکنشی بوده و به‌ندرت به سیاست‌های پایدار و ساختاری تبدیل شده‌اند.

درس دوم، اهمیت نوسازی زیرساخت‌هاست. فرسودگی بخشی از شبکه انتقال و توزیع گاز، راندمان پایین برخی نیروگاه‌ها و تأخیر در توسعه ظرفیت ذخیره‌سازی، عواملی هستند که در زمستان‌های سرد، آسیب‌پذیری سیستم را تشدید می‌کنند. سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ها اگرچه پرهزینه و زمان‌بر است، اما هزینه آن به‌مراتب کمتر از خسارات اقتصادی و اجتماعی بحران‌های مکرر انرژی خواهد بود.

در نهایت، مقایسه با زمستان‌های بحرانی گذشته نشان می‌دهد که کشور از نظر تجربه مدیریتی و هماهنگی نهادی پیشرفت‌هایی داشته، اما چالش‌های ساختاری همچنان پابرجاست. اگر اصلاح الگوی مصرف، افزایش بهره‌وری تولید و تنوع‌بخشی به سبد انرژی به‌صورت هم‌زمان دنبال نشود، هر زمستان می‌تواند تکرار آزمونی باشد که نتیجه آن از پیش قابل‌پیش‌بینی است.

ارزیابی آمادگی کشور برای تأمین سوخت زمستانی نشان می‌دهد ایران از منظر منابع، در موقعیتی ممتاز قرار دارد، اما از نظر مدیریت مصرف، بهره‌وری و زیرساخت، همچنان با چالش‌هایی جدی مواجه است. عبور کم‌هزینه از زمستان، بیش از هر چیز نیازمند تصمیمات ساختاری و نگاه بلندمدت به امنیت انرژی است؛ نگاهی که زمستان را نه یک بحران فصلی، بلکه شاخصی برای سنجش کارآمدی سیاست‌گذاری انرژی بداند.

تور کیش
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جنگ ایران و اسرائیل # قیمت دلار # قیمت سکه # مذاکرات ایران و آمریکا # ناو آبراهام لینکلن
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟
مرجع جواهرات