نگهبانان نامرئی سواحل؛ روایتی از سختترین یگان نیروی دریایی

به گزارش تابناک ؛تکاوران دریایی نه واحدی نمایشیاند و نه نیرویی که برای عکس و رزمایش ساخته شده باشد. آنها محصول مستقیم میداناند؛ عصارهای از جنگ، تحریم، تجربه عملیاتی و سالها آموزش سخت. مأموریت این نیروها فراتر از حفاظت معمول از سواحل است. نفوذ ساحلی، شناسایی در عمق، آزادسازی شناورها، مقابله با تروریسم دریایی، عملیات ویژه در آبهای آزاد و پشتیبانی از ناوگروههای اعزامی، بخشی از شرح وظایفی است که روی دوش این مردان سنگینی میکند.
ریشه شکلگیری این یگانها به سالهای پیش از انقلاب بازمیگردد، اما هویت واقعی تکاوران دریایی ایران در دل جنگ تحمیلی متولد شد. زمانی که بنادر جنوبی زیر آتش بودند، سکوهای نفتی هدف حمله قرار میگرفتند و مسیرهای حیاتی صادرات انرژی دائماً تهدید میشد. در آن روزها، آموزش کلاسیک جای خود را به تجربه مستقیم میدان داد. تکاوران در اروند، فاو و سواحل خرمشهر آبدیده شدند؛ در شبهای بدون ماه حرکت کردند، در گلولای پیش رفتند و یاد گرفتند چطور با حداقل امکانات، حداکثر اثر را بگذارند.
عملیات مروارید نقطه عطف این مسیر بود. تکاوران دریایی در کنار دیگر یگانها، سکوهای البکر و الامیه را تصرف کردند و نیروی دریایی عراق را عملاً از معادله جنگ خارج ساختند. آن عملیات فقط یک پیروزی نظامی نبود؛ مدرسهای فشرده برای نسل اول تکاوران بود. بسیاری از نیروهایی که آن روزها درگیر نبرد بودند، بعدها مربیان نسلهای بعد شدند و تجربه میدان را به ساختار آموزشی منتقل کردند.

پس از پایان جنگ، این تجربهها به یک سیستم منسجم تبدیل شد. امروز ورود به یگان تکاوران دریایی عبور از یکی از دشوارترین مراحل گزینش در نیروهای مسلح است. داوطلب باید آمادگی جسمی فراتر از استانداردهای معمول داشته باشد؛ شناهای طولانی با تجهیزات کامل، دوهای سنگین روی شن داغ، تمرینهای طاقتفرسا در گرمای جنوب و سرمای آب، بیخوابیهای برنامهریزیشده و فشار روانی مستمر بخشی از این مسیر است. اما آنچه بسیاری را حذف میکند، نه خستگی بدن بلکه فرسایش ذهن است.
تکاور باید بتواند ساعتها در آب سرد بدون حرکت باقی بماند، مسیر را در تاریکی مطلق پیدا کند، در شرایط کمبود اکسیژن تصمیم درست بگیرد و پس از چند شب بیخوابی، همچنان تیراندازی دقیق داشته باشد. آموزش غواصی رزمی، رزم نزدیک، تخریب، کار با قایقهای تندرو، عملیات هلیبرن، نفوذ ساحلی و پاکسازی شناورهای ربودهشده همگی در یک دوره فشرده و فرسایشی ارائه میشوند. مربیان عمداً نیرو را به نقطه شکست نزدیک میکنند تا واکنش واقعی او را ببینند. بسیاری انصراف میدهند. معدودی باقی میمانند.

اما آموزش تکاور دریایی به پادگان محدود نمیشود. مأموریتهای واقعی، بخش اصلی تکامل این نیروهاست. از اواخر دهه هشتاد شمسی، با افزایش پدیده دزدی دریایی در خلیج عدن و سواحل سومالی، ناوگروههای ایرانی بهطور مستمر به این منطقه اعزام شدند و تکاوران دریایی در خط مقدم این مأموریتها قرار گرفتند.
یکی از شناختهشدهترین نمونهها، عملیات آزادسازی کشتیهای تجاری ایرانی و خارجی از چنگ دزدان دریایی بود. در یکی از این مأموریتها، یک کشتی تجاری پس از نزدیک شدن چند قایق مسلح درخواست کمک اضطراری ارسال کرد. ناوگروه ایرانی که در منطقه حضور داشت بلافاصله تغییر مسیر داد. پهپاد شناسایی ابتدا موقعیت قایقها را مشخص کرد و تصویر زنده به مرکز فرماندهی منتقل شد. چند دقیقه بعد، تیم تکاور آماده اعزام شد.
عملیات در شرایطی انجام گرفت که دریا متلاطم بود و فاصله تا هدف قابل توجه. تکاوران با قایقهای تندرو به کشتی نزدیک شدند و همزمان بالگرد پوشش هوایی ایجاد کرد. دزدان دریایی که انتظار واکنش سریع نداشتند، سعی کردند از کشتی فاصله بگیرند، اما حلقه محاصره کامل شده بود. تکاوران با مانور دقیق از چند جهت وارد عمل شدند، عرشه کشتی پاکسازی شد و بدون آنکه به خدمه آسیبی برسد، شناور آزاد شد. این عملیات در رسانهها تنها به یک خبر کوتاه خلاصه شد، اما پشت آن ساعتها تمرین، هماهنگی چندلایه و تصمیمگیری در لحظه قرار داشت.
در مأموریتی دیگر، تکاوران موفق شدند یک نفتکش را که در آستانه ربودهشدن بود اسکورت کنند و مهاجمان را وادار به عقبنشینی نمایند. در آن عملیات، تیم تکاور برای ساعتها روی عرشه مستقر ماند و آماده درگیری نزدیک بود. حضور آنها بهتنهایی کافی بود تا دزدان دریایی از ادامه اقدام منصرف شوند. این همان بازدارندگی عملی است؛ قدرتی که بدون شلیک گلوله عمل میکند.

تجربه خلیج عدن نقطه عطفی در بلوغ عملیاتی تکاوران دریایی ایران بود. مأموریت در هزاران کیلومتر دورتر از خاک اصلی، با پشتیبانی محدود و در محیطی ناشناخته، سطح جدیدی از خوداتکایی را به این نیرو تحمیل کرد. تکاوران یاد گرفتند چطور در مأموریتهای بلندمدت دوام بیاورند، تجهیزات را در شرایط سخت نگه دارند و با حداقل منابع، امنیت حداکثری ایجاد کنند.
امروز این نیروها بخشی از یک شبکه عملیاتی گستردهاند. ارتباط دائم با ناوچههای موشکانداز، پهپادها و سامانههای اطلاعاتی ساحلی دارند. در یک سناریوی معمول، پهپاد هدف را کشف میکند، دادهها به ناو منتقل میشود، تکاوران آماده اعزام میشوند و شناورهای رزمی محیط را ایمن میکنند. این هماهنگی حاصل سالها تمرین مشترک است و باعث شده واکنشها سریع، دقیق و کمهزینه باشد.
بعد انسانی این یگان شاید کمتر دیده شود. تکاور دریایی زندگی متفاوتی دارد؛ ماهها دوری از خانواده، مأموریتهای نامعلوم و آمادگی دائمی برای اعزام بخشی از واقعیت روزمره اوست. بسیاری از این نیروها نامشان جایی ثبت نمیشود، اما ستون نامرئی امنیت دریایی کشورند. آنها در سکوت میآیند، در سکوت میروند و اگر موفق شوند، کسی متوجه جزئیات نمیشود.

امروز تکاوران دریایی ایران دیگر صرفاً یک یگان واکنشی نیستند؛ آنها به نیرویی بازدارنده تبدیل شدهاند. حضورشان در منطقه پیام روشنی دارد: هر تهدیدی در دریا، پاسخ تخصصی خواهد گرفت. این نیرو برای نمایش ساخته نشده؛ برای لحظهای ساخته شده که باید وارد عمل شود.
تکاوران دریایی روایت مردانی است که یاد گرفتهاند با آب دوست باشند و با آتش بجنگند. مردانی که شب را در دریا صبح میکنند، خستگی را به انضباط میسپارند و مأموریت را به زندگی شخصی ترجیح میدهند. قدرت آنها نه در هیاهوست و نه در تبلیغ، بلکه در آمادگی دائمی است؛ آمادگی برای روزی که شاید هیچ دوربینی روشن نباشد، اما امنیت یک مسیر حیاتی به تصمیم چند مرد در دل موجها وابسته شود.
به جنگ ناو ابراهام لینکلن ؟!
هرچی هم که داشتیم ، بهمون کارکردش رو یاد نداده بودند !؟
اما امروز .... .
زمان جنگ ایران و عراق ..وجود اینهمه هلیکوپتر کبرا و فانتوم و اف 5 و اف 14 و تانک چیفتن و توپخانه چی بود پس ؟؟




