رضا پهلوی: رهبر اپوزیسیون یا فرصتطلب؟/ او مانند پدرش سرکوبگر است

در حالی که برخی ایرانیان پهلوی را بهعنوان رهبر اپوزیسیون میدیدند، دیگران او را شخصیتی فرصتطلب با گرایشهای سلطنتطلبانه و کارنامهای مختلط میدانستند.
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «اریک لوب» استاد مسائل خاورمیانه و ایران در دانشگاه بین المللی فلوریدا در مقالهای در «کانورسیشن» به بررسی شخصیت رضا پهلوی ولیعهد خود خوانده ایران پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
در جریان اعتراضاتی که در ژانویه در ایران رخ داد، یک نفر که توجه زیادی جلب کرد، رضا پهلوی بود. پهلوی که در حومه واشنگتن دیسی زندگی میکند، پسر شاه پیشین ایران است، کسی که پیش از سرنگونی در انقلاب ۱۹۷۹ ایران، کشور را با خشونت و قدرت مطلق اداره میکرد.
پهلوی در جریان ناآرامیهای اخیر بهعنوان یک مخالف سیاسی برجسته در تبعید ظاهر شد که مردم ایران را به اعتراض تشویق و الهامبخش بود. با این حال، مشخص نبود که او در داخل ایران تا چه حد حمایت مردمی دارد و همچنین آیا به دموکراسی متعهد است یا صرفاً بهعنوان فرزند یک پادشاه چنین وانمود میکند.
در حالی که برخی ایرانیان پهلوی را بهعنوان رهبر اپوزیسیون میدیدند، دیگران او را شخصیتی فرصتطلب با گرایشهای سلطنتطلبانه و کارنامهای مختلط میدانستند.
از ولیعهد تا مخالف سیاسی
رضا پهلوی در سال ۱۹۶۰ در تهران متولد شد و پسر ارشد شاه محمدرضا پهلوی و فرح دیبا بود و به همین دلیل ولیعهد ایران محسوب میشد.
از ۱۹۴۱ تا ۱۹۷۹، شاه، ایران را با دست آهنین اداره میکرد. او با حمایت مالی و آموزش از فرانسه، آمریکا و اسرائیل، ساواک را تأسیس کرد، سازمانی که مخالفان سیاسی را تحت نظارت، زندان، شکنجه و اعدام قرار میداد.
در ۱۹۷۴-۷۵، با رشد نارضایتی عمومی از شاه، سازمان عفو بینالملل تخمین زد که بین ۲۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰۰ زندانی سیاسی در ایران وجود دارد.
با اینکه شاه در انقلاب ۱۹۷۹ اعلام کرد ترجیح میدهد از کشور فرار کند تا به معترضان شلیک کند، نیروهای امنیتی او تقریباً ۵۰۰ تا ۳۰۰۰ ایرانی را کشتند.
در سال ۱۹۸۰، شاه اشتباهات خود از جمله شکنجه مردم ایران توسط رژیمش را پذیرفت. خانواده شاه در ۱۹۷۹ ایران را ترک کردند و جمهوری اسلامی پس از آن تأسیس شد. پس از مرگ شاه در ۱۹۸۰، رضا پهلوی خود را شاه بعدی معرفی کرد و فعالیت سیاسی علیه جمهوری اسلامی را از خارج آغاز نمود.
تلاش برای اتحاد اپوزیسیون
در سالهای اخیر، او تلاش کرد تا اپوزیسیون تقسیمشدهای متشکل از گروههای قومی و مذهبی، چپ، راست، میانهرو، جمهوریخواه و سلطنتطلبان را سازماندهی و متحد کند و همزمان در صدد افزایش وجهه عمومی خود بود.
از ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷، او بهعنوان یکی از بنیانگذاران و سخنگوی شورای ملی ایران، سازمان چتری اپوزیسیون مستقر در پاریس، فعالیت میکرد. این شورا گزارش شد که از برخی گروهها دچار ترک گروهی شد و توانایی زیادی در انجام کارها نداشت. در فوریه ۲۰۱۹، پهلوی به تأسیس پروژه فونیکس ایران در واشنگتن دیسی کمک کرد، یک اندیشکده متمرکز بر تغییر رژیم و برنامه انتقال در ایران.
در اعتراضات زنان، زندگی، آزادی ۲۰۲۲-۲۰۲۳ که با مرگ مهسا امینی آغاز شد، پهلوی در آمریکا، کانادا و دیگر کشورها خواستار تجمع علیه حکومت ایران شد. شخصیتهای برجسته اپوزیسیون در این تجمعات سخنرانی کردند و هزاران نفر شرکت نمودند.
همان سال، برخی فعالان و سلبریتیهای مطرح، از جمله کسانی که پدرش زندانی کرده بود، پهلوی را بهعنوان رهبر یا چهرهای که میتواند اپوزیسیون را متحد کند، حمایت کردند.
حضور و سیاست خارجی
در آوریل ۲۰۲۳، پهلوی اولین سفر رسمی خود به اسرائیل را انجام داد و با وزیر اطلاعات گیللا گاملایل و نخستوزیر بنیامین نتانیاهو دیدار کرد. این سفر از سوی ایرانیان، از حامیان جمهوری اسلامی تا فعالان ضد حکومت، محکوم شد، کسانی که مخالف سلطنت و غیرهمدل با اسرائیل بودند.
پس از لغو حضور پهلوی در کنفرانس امنیتی مونیخ در فوریه ۲۰۲۵، او و حامیانش در همان ماه و تابستان در شهر گرد آمدند تا اپوزیسیون سیاسی را متحد کرده و برنامهای برای انتقال پس از سقوط نظام طراحی کنند. برای پهلوی، این جلسات ممکن است صرفاً اقدام حفظ آبرو پس از رد دعوت امنیتی بوده باشد.
بهعنوان یک مخالف سیاسی، پهلوی مداوماً خواستار قیام مردمی، تغییر رژیم و ایجاد دولت سکولار و دموکراتیک شد، اما بازگشت سلطنت، البته مشروط بر همهپرسی ملی و مجلس موسسان، را هم رد نکرد.
او گهگاه تأکید میکرد که «رهبر سیاسی نیست» و «بهطور شخصی به دنبال مقام سیاسی در ایران نیست» تا سایر گروههای اپوزیسیون و برخی ایرانیان ضد سلطنت را آرام کند.
در سیاست خارجی – و پیروی از پدر – پهلوی طرفدار همسویی ایران با آمریکا و اسرائیل بوده است.
حمایت نامشخص و کارنامه مختلط
با فعالیت بیشتر پهلوی در خارج، سوالاتی درباره قابلیت او بهعنوان رهبر اپوزیسیون در ایران مطرح شد.
به جز یک نظرسنجی ۲۰۲۳ که نشان میداد پهلوی در ایران محبوبیت گستردهای دارد، تعیین میزان حمایت او در جامعه ایران دشوار بود.
در نظرسنجی ۲۰۲۲ که توسط یک مؤسسه مستقل و غیرانتفاعی با ۱۵۸۰۰۰ پاسخدهنده در ایران انجام شد، پهلوی بالاترین درصد (۳۲.۸٪) را در میان ۳۴ نامزد برای عضویت در شورای انتقالی دریافت کرد.
همزمان، پهلوی ظاهراً فاقد جنبش جدی سلطنتطلبی و ارتباط قوی با رهبران و فعالان اپوزیسیون داخلی بود و حمایت قابل توجهی از گروههای اصلاحطلب یا لیبرال نداشت.
این عدم وضوح در حمایت از پهلوی، توضیحدهنده احتیاط مقامات آمریکایی، از جمله ترامپ، در تعامل با او بود. با این حال، این موضوع مانع تلاش پهلوی برای متقاعد کردن آمریکا به کنار گذاشتن مذاکرات با جمهوری اسلامی درباره برنامه هستهای نشد.
اعتراضات اخیر و چشمانداز آینده
در اعتراضات اخیر، پهلوی از معترضان حمایت کرد و آنها را به شرکت در تجمعات در ساعات مشخصی از شب تشویق نمود تا حضور بیشتر و پوشش رسانهای بهینه شود. هزاران نفر در این تجمعات شرکت کردند، برخی شعار ضدحکومتی و برخی شعارهای طرفدار سلطنت سر دادند.
نقش او پس از قطع اینترنت و ارتباطات در داخل کشور کاهش یافت. در حالی که برخی از او بهخاطر الهامبخشی به معترضان ستایش کردند، دیگران پرسیدند آیا او مسئول فرستادن آنها به بازداشت یا خطر مرگ است، همانطور که برخی ترامپ را بهخاطر تشویق معترضان مشابه مسئول میدانستند.
طی ۱۵ سال گذشته، پهلوی تلاشهای خود برای اتحاد اپوزیسیون و کسب شهرت بیشتر را شدت بخشیده است، تا جایی که به یکی از چهرههای مرکزی اعتراضات اخیر تبدیل شد.
با این حال، هنوز سوالاتی درباره قابلیت او بهعنوان رهبر اپوزیسیون یا صرفاً فرصتطلب بودنش وجود دارد. پیام او درباره آینده دموکراتیک ایران عمدتاً ثابت مانده است، اما میراث سرکوبگر و امپریالیستی پدرش، در کنار نسب سلطنتی و نزدیکی او به آمریکا و اسرائیل، مانع جلب حمایت ایرانیانی میشود که با سلطنت مخالف و حاکمیت ملی را اولویت میدهند.




