گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۳۵۰۲۰
| | 2552 بازدید
كيهان
«سندي براي تحقق آرمانهاي انقلاب» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن ميخوانيد:
چندي پيش نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در جريان بررسي اولين ماده لايحه برنامه پنجم توسعه، دولت را موظف كردند تا با همكاري ساير قوا، الگوي توسعه اسلامي- ايراني را تدوين و به مجلس ارائه دهند. اين الگو بايد مستلزم رشد و بالندگي انسانها بر مدار حق و عدالت و دستيابي به جامعهاي متكي بر ارزشهاي اسلامي و انقلابي و تحقق شاخصهاي عدالت اجتماعي و اقتصادي باشد تا مبناي تهيه برنامه ششم توسعه و برنامههاي بعدي قرار گيرد.
چهارشنبه شب گذشته اولين نشست نخبگان و برجستگان علمي كشور براي بررسي انديشههاي راهبردي در محضر رهبر معظم انقلاب برگزار شد. در اين نشست رهبر فرزانه انقلاب الگوي ياد شده را «ريل گذاري» براي آينده كشور توصيف كرده و آن را سندي بالادستي براي همه اسناد برنامهاي و چشم اندازي كشور خواندند. ايشان 4 عرصه فكر، علم، زندگي و معنويت را براي طراحي الگوي پيشرفت ترسيم و بر انعطاف راهبردهاي آن و ثبات اهداف تعريف شده، تاكيد كردند.
واقعيت آن است كه يكي از مشكلات اساسي ما در نظام برنامه ريزي به الگوي توسعه مربوط ميشود كه طي سالهاي پس از پيروزي انقلاب عمدتا غيربومي، ليبراليستي و مبتني بر مكاتب سرمايه داري بوده است. همچنين در انقلابي كه «انقلاب فرهنگي قرن» نام گرفته، بسياري از آرمانهاي بزرگي كه در شريعت اسلام و به تبع آن در فرمايشات امام راحل(ره) و رهبري معظم انقلاب آمده در حد كلان و سطح آرماني خود متوقف شده و هيچگاه تبديل به اهداف عيني و عملياتي نشدهاند، لذا در نظام برنامه ريزي و تصميم گيري نيز به عنوان يك شاخص مدنظر قرار نگرفتهاند.
دهه چهارم انقلاب كه دهه پيشرفت و عدالت نام گرفته بايد محمل تحقق آرمانهاي انقلاب اسلامي قرار گيرد. اين امر مستلزم طرح ريزي سازوكارهاي راهبردي در قالب الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت است. الگويي كه بايستي مبتني بر ارزشهاي اسلامي باشد.
تجربه 3 دهه مديريت در كشور نشان ميدهد كه نياز ما به اين الگو يك نياز جدي و ضروري است. آنچه تا به حال محوريت داشته برگرفته از مدل غربي توسعه بوده و حال ما نيازمند طراحي يك الگوي پيشرفت، مبتني بر باورها و ارزشهاي اسلامي و ايراني خودمان هستيم. سطح معرفت شناسي ما و نگاهمان به انسان در فرهنگ اسلامي- ايراني تفاوتهاي جدي با فرهنگ غربي دارد. نگاه صرفا مادي به انسان در اومانيسم غربي باعث شده كه آنها فقط به فكر توسعه زندگي دنيايي و مادي جوامع بشري باشند و نگاهي كاملا يك سويه را شاخص فكر و عمل خود قرار دهند. حال آنكه در نگاه اسلامي و فرهنگ ايراني، الگوي مناسب الگوي پيشرفت همه جانبه در ابعاد مادي و معنوي زندگي انسانهاست. مدل غربي توسعه، انسان را حريص پرورش ميدهد و او را وادار ميكند تا براي رسيدن به منافع و كسب ماديات بيشتر، از هر راهي تلاش كند. اما اسلام با اين مدل مخالف است و از نگاه «الدنيا مزرعه الآخره» زندگي دنيايي انسان را خدامحور و معطوف به زندگي جاودانه آخرت تعريف مينمايد.
جمهوري اسلامي
«نسل كشي در زندانهاي صهيونيستي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
منابع آگاه فلسطيني از ابتلاي 1500 نفر از فلسطينيان دربند رژيم صهيونيستي به سرطان، به دليل به كارگيري داروهاي خطرناك و آزمايشهاي صورت گرفته برروي آنها، خبر ميدهند. به نوشته روزنامه المستقبل چاپ لبنان، يك عضو كميته مركزي جنبش فتح در اين زمينه گفته است: تماسهايي براي ارائه اين جنايات به دادگاه لاهه در جريان است.
حادثه اخير، تنها مورد از اقدام ضدانساني صهيونيستها نيست. منابع فلسطيني فقط در سالجاري دو گزارش در مورد آزمايش داروهاي ممنوعه و خطرناك توسط صهيونيستها بر روي زندانيان فلسطيني منتشر كردند كه بموجب آنها صهيونيستهاي جنايتكار از دهها كودك فلسطيني به عنوان موش آزمايشگاهي استفاده كرده و انواع آزمايشهاي پزشكي را برروي آنها انجام دادهاند. اتحاديه بينالمللي حمايت از كودكان، ضمن محكوم كردن اين اقدام، خواستار اجراي مقررات بينالمللي جهت دفاع و حمايت از غيرنظاميان فلسطيني شد.
در اين ميان، مقامات رِژيم صهيونيستي نه تنها اين گزارشها را رد نكردهاند بلكه برخي از مسئولان اين رژيم تلويحاً آنرا تأييد نيز نمودهاند. از رژيمي كه در مقابل چشم جهانيان، با انواع تجهيزات جنگي و با سبعانهترين روش، مردم فلسطين را به خاك و خون ميكشد، اينگونه جنايات، غيرمنتظره نيست.
صهيونيستها كه به طور روزمره و به بهانههاي مختلف فلسطينيها را به قتل ميرسانند قطعاً زندانيان دربند را طعمههاي آماده تري براي جنايتهاي خود ميدانند. سردمداران رژيم صهيونيستي با اقدام ضد بشري خود عليه زندانيان فلسطيني، در واقع دو هدف را تعقيب ميكنند. نخست اينكه داروهاي خطرناك را، كه اساساً برروي حيوانات آزمايش ميشوند، برروي فلسطينيها آزمايش ميكنند تا به اين طريق، ضمن مشاهده نتايج آزمايشهاي خطرناك، فلسطينيها را تحقير نمايند. دوم اينكه با اين اقدام، در واقع زمينه قتل عام بدون سرو صداي فلسطينيها را در بازداشتگاههاي مخوف خود فراهم آورند بدون آنكه صداي اعتراض اين مردم بي پناه را كسي بشنود و شرايط وخيم آنها را كسي ببيند.
هدف نهايي رژيم صهيونيستي، قلع و قمع و نسل كشي فلسطيني هاست و اين هشداري است به وجدانهاي بيدار جهاني، به خصوص ملتها و دولتهاي اسلامي كه به فرياد زندانيان دربند رژيم صهيونيستي پاسخ دهند. هم اكنون حدود ده هزار فلسطيني در زندانهاي رژيم صهيونيستي اسير هستند كه برخي از آنها، سالهاي متمادي است كه توسط صهيونيستها به بند كشيده شدهاند بدون آنكه ملجايي براي شكايت داشته باشند و يا اينكه محاكمه عادلانهاي براي آنها برگزار شده باشد.
براساس گزارش نهادهاي بين المللي، رژيم صهيونيستي همچنين صدها كودك را در اسارتگاههاي خود نگهداري ميكند. اگر به فتواهاي اخير خاخامهاي صهيونيست كه كشتن حتي نوزادان فلسطيني را مباح دانستهاند نيز توجه شود آنگاه مشخص ميشود كه جان فلسطينيهاي دربند رژيم صهيونيستي تا چه حد براي صهيونيستها بي ارزش است.
رسالت
«مذاكرات ژنو 3 » عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم دكتر حشمتالله فلاحت پيشه است كه در آن ميخوانيد:
مذاكرات ايران و1+5 ابتدا بدون اينكه حتي دستور كار مشخصي براي رفع اختلاف داشته باشد، درصدر اخبار و تحولات دنيا قرار گرفت. به هر حال كمترموضوعي در دنياي امروز از اين درجه اهميت برخوردار است كه در آن شش قدرت روز دنيا، ديپلماسي ويژهاي را در پيش گيرند و بويژه اينكه پس از يك سال موضعگيري از سر استغناء و بينيازي از مذاكره، اكنون از موضعي تعديل شده درخواست مذاكره را مطرح نمايند.
در مذاكرات سوئيس موضع و هدف جمهوري اسلامي مشخص و در عين حال در پشت حضور به ظاهر واحد شش كشور مقابل تفاوت نظرها قابل تشخيص است.
ايران به دوران نگرش توام با اتهام طرفهاي 1+5 پايان داده و اصولا و رسما اعلام كرده است كه با حضور اساسنامه آژانس و مفاد ان. پي. تي چهار قانون مصوب مجلس شوراي اسلامي در خصوص حقوق هستهاي جمهوري اسلامي و الزام دولت در تامين آن و بويژه دستاوردهاي عملي كشورمان در دهها پايگاه و تاسيسات هستهاي و ورود كشورمان به جمع باشگاه توليد كنندگان سوخت هستهاي، 1+5 بايد با تصميمات كنوني كنار آيد، ضمن آنكه موضوع بايد در قالب يك بسته سياسي مربوط به تحولات دنيا و اعتبار كنوانسيونهاي بينالمللي موجود دنبال شود كه بحث هستهاي فقط يك بخش كوچك آن است.
در طرف مقابل، موضع اصلي اين است كه 1+5، پذيرش دستور كار كلي مورد نظر ايران را به منزله پذيرش جمهوري اسلامي به عنوان قدرتي در كنار 6 قدرت ديگر ميداند. در واقع آنها كه به دنبال تشكيل يك ديپلماسي دادگاه گونه عليه ايران بودند، اكنون طرح موضعگيريهاي بر حق جمهوري اسلامي و بويژه پيشرفتهاي عملي كشورمان در حوزه فناوري هستهاي و خاصه ناكارآمدي اقدامات تقابلي و بازدارنده عليه آن، با ايران تازهاي مواجه شدهاند كه نظم مبتني بر قدرت را زير سئوال برده است.
حمايت همواره بيش از 110 كشور غير متعهد از موضع هستهاي جمهوري اسلامي نيز نشان ميدهد كه بسياري از كشورهاي مخالف وضع موجود در انتظار اين «دعواي نيابتي» ديپلماتيكي هستند كه توسط ايران دنبال ميشود. در آن جمع آمريكا و انگليس به دنبال «ديپلماسي فشار» عليه ايران هستند. يعني شرايط دلخواه آنها اين است كه هر از گاهي مذاكرات بدون دستور كار شكل گيرد، ايران به عنوان مقصر شكست ديپلماسي معرفي شود و بلافاصله روند تصويب قطعنامه تازه تحريم عليه كشورمان آغاز گردد. از سوي ديگر كشورهايي همچون چين و روسيه و حتي آلمان كه متعهد و مرعوب كاريزماي زودگذر باراك اوباما بعد از انتخابات رياست جمهوري آمريكا شده بودند، اكنون پذيرش نقش بازيچگي در ديپلماسي فشار و يا مذاكرات بينتيجه را ضربهاي ديگر به جايگاه خود ميدانند.
قدس
«دانشجو؛ بصيرت افزايي در سايه ولايت فقيه» عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن ميخوانيد:
16 آذر 1332 همچون ديگر مناسبات تاريخ و تحولات معاصر ايران در تقويم مناسبتها، جايگاه ممتازي را دارا ميباشد. چند ماه پس از کودتاي ننگين 28 مرداد، صاحبان کودتا براي نظاره کردن سرمايه گذاري امنيتي و سياسي خود، معاون رئيس جمهور آمريکا را راهي تهران کردند تا از نزديک ثمره کودتا را ببينند و آن را براي سردمداران کاخ سفيد گزارش کنند. دانشجويان به عنوان پيشقراولان مبارزه با استکبار و نوکر آمريکايي آنها پهلوي دوم که مشروعيتش را از طريق ريسمان قهر خارجي تأمين ميکرد، کام آقاي نيکسون را تلخ کردند.
دانشجويان در تمامي سالهاي حکومت پهلوي، خواستار بازگشت به اصول اساسي دين اسلام، مبارزه با خرافه پرستي و هجوم فرهنگي غرب - که در سطح گسترده در جامعه ايران در حال نفوذ بود - بودند. اين رسالت دانشجويي تاکنون نيز با مبارزه عليه استکبار، هر ساله بر پويايي اين حرکت افزوده است.
مراسم بزرگداشت 16 آذر، امسال در فضايي متفاوت، رويکردي جديد را تجربه کرد و با وجود تلاشهاي تفرقه افکنانه مخالفان و رسانههاي بيگانه معاند، دستاوردهايي مغتنم و قابل اعتنا را براي نظام اسلامي در پي داشت. از سويي ديگر، تقارن بزرگداشت مراسم روز دانشجو با ايام عزاداري سالار و سرور شهيدان حضرت امام حسين(ع) در سال جاري، حال و هواي عاشورايي و حسيني به نشستهاي دانشجويي در سراسر کشور بخشيد. ترور و شهادت استادان دانشگاه در آستانه محرم، عطر ايثار و شهادت را در فضاي دانشگاهها و محافل علمي با رايحه استکبارستيزي و تقويت روحيه ظلم ستيزي ايجاد کرد. اين ايام، فرصت مغتنم و قابل اعتنايي را براي آحاد جامعه دانشگاهيان، همچون ديگر اقشار جامعه فراهم آورد که با بصيرت و ولايتمداري، وظيفه خويش را در قبال ترفندها و توطئههاي دشمنان به منصه ظهور و بروز برسانند.
دشمن سال گذشته با بهره برداري از شرايط کشور، تلاش نمود تا اميدهاي واهي خويش را در آستانه تحقق ارزيابي کند که در صحنه بودن دانشجويان در اطاعت از فرامين ولي فقيه خود، بيگانگان و دشمنان قسم خورده اين انقلاب را در دستيابي به هدفهايشان ناکام گذاشت. سال گذشته کودتاي سايبري bbc و voa از طريق مثلث امامت، دانشجو و امت که همان حلقه مفقوده سال 32 بود، بي نتيجه ماند و شورش اشرافيت و اباحه گري و لمپنيزم را عليه جمهوريت به شکست کشاند.
امسال دانشگاهيان در حالي مراسم 16 آذر را برگزار نمودند که اين نشستهاي دانشجويي به دليل ترور و شهادت استادان دانشگاه، شعارهاي مرگ و نفرت حاضران را بيشتر از گذشته عليه جبهه ظلم و ستم در سپهر محافل علمي طنين انداز نمود. تشکلهاي علمي در حالي رسالت دانشجويي خويش را در دفاع از آرمان هم سلکان شهيدشان ادامه ميدهند که ميزبان مراسم شهادت استاد خويش نيز ميباشند. بدون شک، اين اتهام که اکنون با قراين بين و واضح متوجه غرب است، در حالي در اين نشستها مطرح گرديد که آقاي دکتر جليلي دبير شوراي امنيت ملي نيز در نشست ژنو، 3 جلسه اول نشست را به محاکمه غرب در خصوص شهادت دکتر شهرياري تبديل نمود و آنها را به دليل عدم محکوميت، ملامت نمود.
سياست روز
«نخستين گام مثبت» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم قاسم غفوري است كه در آن ميخوانيد:
گروه 1+5 پس از 14 ماه فرار از مذاكره ،سرانجام به ميز گفتوگو با جمهوري اسلامي ايران بازگشت. دور جديد اين مذاكرات طي دو روز با محوريت گفتوگوهاي سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران و كاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در سوئيس برگزار شد. در نهايت طرفين بر ادامه اين مذاكرات در استانبول تاكيد كردند.
هرچند كه محافل رسانهاي و سياسي غرب در آستانه اين مذاكرات فضاسازيهاي منفي بسياري براي تحت الشعاع قرار دادن اين مذاكرات صورت دادند، اما مواضع نمايندگان ايران در ژنو، استقامت و پايداري ايران بر مواضع اصولي خويش در دستيابي به حقوق هستهاي ملت ايران را بارديگر مورد تاكيد قرار داد كه تاثير بسياري بر عقب نشيني اين گروه از مواضع خصمانه گذشته داشت.
به اذعان بسياري از تحليلگران و ناظران سياسي، جمهوري اسلامي ايران بر اساس مواضع اصولي و هميشگي خود در مذاكرات حاضر شد و در اصل اين گروه 1+5 بود كه با اختلافات داخلي شديد و نيز عدم برنامه منسجم در نشست حاضر شده بود.
بسياري از ناظران سياسي، مذاكرات ژنو را موفقيتي ديگر براي ايران در پيگيري حقوق هستهاي خويش عنوان داشتند چرا كه جمهوري اسلامي ايران به رغم تمام ادعاها و فضاسازيهاي غربيها ،از مواضع خويش عقب نشيني نكرده و بر اساس محورهاي از پيش ذكر شده در اين مذاكرات حضور يافته بود.
خودكفايي جمهوري اسلامي ايران در توليد كيك زرد و نيز توليد اورانيوم با غلظت 20 درصد غني سازي شده، تاثير بسياري بر بالابردن قدرت چانه زني ايران در مذاكرات ژنو داشته است. مواضع قاطعانه ايران در مذاكرات ژنو، شكست زودهنگام طرحهاي غرب براي توقف و يا محدود سازي فعاليتهاي هستهاي ايران را به همراه داشت.
در مجموع رويكرد گروه 1+5 به پايان دادن به سياست فرار از مذاكره، هر چند گامي مثبت براي جبران اشتباهات گذشته از سوي اين گروه ميباشد، اما آن را بايد آغاز راهي دانست كه تداوم آن نيازمند اتخاذ تصميمات اعتماد ساز ديگر از سوي اين كشورها ميباشد، بويژه اينكه جامعه جهاني همواره تاكيد دارد كه پيچيدگيهاي ايجاد شده در پرونده هستهاي ايران به دليل مواضع نادرست و مغرضانه اين كشورها ميباشد.
مردم سالاري
«پازل مهلک سعودي ها» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم علي ودايع است كه در آن ميخوانيد:
ملک عبدالله رهسپار ايالا ت متحده شد و عکسهايي از او منتشر شد که تداعي کننده سرنوشت ملک فهد بر روي صندلي چرخدار بود. پادشاه 86 ساله عربستان از سفر پزشکي آمريکا زنده باز گردد يا جان بدهد، در هر صورت زنگها را براي جانشيني در سيستم حکومتي غيردموکراتيک عربستان به صدا درآورده است. شاهزادههاي سعودي مذاکرات نهان و آشکاري را انجام ميدهند و اخبار دربار کاملا سانسور ميشود.
به صورت سنتي رقابت در بين قبايل، مناصب حکومتي را تعيين ميکند. قبايل بني خالد، بني تميم، السديري، الشمري، العنزه والعجمان قدرتهاي سياسي را در چنگ دارند. طايفه السديري بيشترين ميزان وهابي را دارد و آنها اختلا فات شديدي با طايفه الشمري که نزديک به شيعيان است دارند.
گرچه با به قدرت رسيدن پنجمين پادشاه آل سعود در سال 1982 السديريها توانستند نفوذ وسيعي در حکومت عربستان تصاحب کنند و پستهاي کليدي در وزارت دفاع، گارد سلطنتي و سازمان امنيت را از آن خود کنند ولي در سال 2005 با مرگ فهد و با آغاز پادشاهي برادر ناتني وي که از مادر به طايفه الشمري وابسته است، اين طايفه خيز بلندي براي اهرمهاي قدرت برداشت.
مي توان با صراحت گفت نبرد براي جانشيني ملک عبدالله بين السدريها و الشمريها بالا خواهد گرفت و تقابل خاندان 6 هزار نفري سعودي آشکار خواهد شد.
بندر بن سلطان رئيس شوراي عالي امنيت ملي عربستان که به مدت 22 سال سفير عربستان در واشنگتن بود و ازمهرههاي تاثيرگذار خاندان سعودي است خود را به رياض رساند. وي که مادرش يک برده سياه پوست بوده روابط گستردهاي با جمهوريخواهان دارد. وي سهم عمده شرکت نفتي تگزاس را در جيب دارد و مبالغ سرسام آوري در تبليغات جورج بوش هزينه کرد. اما يک مشکل براي اين گزينه وجود دارد و آن هم بيماري سرطان غددلنفاوي اوست. در مقابل اين فرد، امير نايف بن عبدالعزيز ايستاده است. وزير کشور عربستان از محبوبيت و مقبوليت مطلوبي ميان خاندان سعودي برخوردار اوست.
تهران امروز
«فرار از پاسخ به جاي مذاکره» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم رسول رضايي است كه در آن ميخوانيد:
تازه ترين مذاکرات ايران و غرب در ژنو در شرايطي به پايان رسيد که بيانيه پاياني کاترين اشتون رئيس گروه مذاکره کننده
1 + 5 بيش از هر چيز فرار از پاسخ غربيها به جاي مذاكرات سازنده را آشکار کرد . چرا که تحليل مذاکرات ژنو نشان ميدهد اميدهاي اوليه براي تداوم مذاکرات سازنده و حصول نتيجه با بيانيه خلاف توافق و دور از انتظاري که اشتون در پايان مذاکرات منتشر کرد تا حدودي کمرنگ شد. البته نااميدي نه تا آن حد که اساس مذاکرات را با اخلال دوباره مواجه کند بلکه از آنرو که مشکل حاد و هميشگي که از ناحيه غربيها سر راه مذاکرات ايجاد ميشد دوباره سر برآورده است .
اگر مذاکرات ژنو را خلاصه کنيم دو نتيجه از آن حاصل ميشود . اول توافق بر سر ادامه مذاکرات در استانبول ترکيه و دوم اختلاف بر سر موضوع مذاکره. اختلافي که طي يکسال و نيم گذشته باعث شده بود امکان مذاکرات ايران و غرب مهيا نشود .
چرا که ايران اصرار دارد عنوان مذاکرات از مذاکره بر سر فعاليتهاي هستهاي ايران به مذاکره بر سر مسائل مهم جهاني تغيير نام دهد و اساسا حاضر بر سر حقوق مسلم خود نيست اما غربيها اگر چه در ظاهر و براي از سر گيري مذاکرات موافقت خود را با موضوعات پيشنهادي ايران اعلام ميکنند اما در نهايت و هنگام صدور بيانيههاي پاياني به همان راه سابق ميروند و دوباره فعاليتهاي صلحآاميز هستهاي ايران را موضوع مذاکره اعلام ميکنند و اين نکتهاي است که مورد اعتراض ايران است و حتي سايه اعتراض ايران به مواضع غرب بر مذاکرات ژنو هم ديده ميشد.
چرا که تا يک هفته قبل از مذاکرات ژنو ايران اصرار داشت که درباره مسائل مهم جهاني از جمله زرادخانه هستهاي اسرائيل ، امنيت جهاني ، حملات کشورهاي غربي به منطقه و به راهاندازي دو جنگ ويرانگر در عراق و افغانستان و تعيين مسببان اين جنگها مذاکره شود از نظر ايران اين امکان وجود ندارد که بر سر حقوق ملتها که بر اساس پادمانهاي بين المللي به رسميت شناخته شده است مذاکرهاي صورت گيرد . فعاليتهاي صلح اميز هستهاي ايران از جمله اين حقوق مسلم است که ايران اعلام کرده حاضر به مذاکره درباره آن نيست و اگر هم ابهامي وجود دارد ، حاضر به رفع ابهام است.
بر همين اساس ايران مايل بود درباره مسائل مهم جهاني و مسئوليتهاي حقوقي غربيها هم مذاکره کند که مسئله ترور فيزيکدانان ايراني هم به آن اضافه شد و داستان مذاکرات ژنو را پيچيده تر از گذشته کرد . چرا که غرب در قبال اين ترورها سکوت پيشه کرد و اين همان نکتهاي بود که تيم مذاکره ايراني در ابتداي مذاکرات 2 روزه ژنو به درستي بر آن انگشت گذاشت و از اروپا و آمريکا دليل سکوتشان را پرسيد.
آفرينش
«تكديگري و آسيب ها» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
يکي از آسيب هاو مسائل مورد توجه هر جامعه و همچنين کشور ما پديده تکدي گري و گدا صفتي است که با ساختارهاي فرهنگي اجتماعي اقتصادي هر جامعهاي در ارتباط است در اين بين اين پديده در شهرها بويژه در شهرهاي بزرگ از معضلات اجتماعي گريبان گير بوده که با شيوههاي گوناگون و با سوء استفاده از احساسات و عواطف انساني و سعي در کسب منافع شخصي پيوند خورده است که در نهايت ذلت و خواري و با نمايش اعضاي معلول و از كارافتاده، زخمي و... در گوشه و کنار شهرها و حتي روستاها ي کشور پديدار ميشوند در اين راستا بايد تو جه داشت که اين متکديان و گدايان شامل دو طيف عمده بودهاند گرو هي از آنان متکديان بومي و ايراني بوده و گروه دو م متکدياني عمدتان غير قانوني و خارجي بيشتر از کشورهايي نظير پاکستان و بنگلادش و...بودهاند در واقع متکديان با گدايي کردن نه تنها به کار توليدي نميپردازند و يا خدمتي ارائه نميدهند، بلکه در بسياري از موارد در مسيرهاي انحرافي غير قانوني حاوي دهها پيامد منفي اجتماعي و فرهنگي و بهداشتي براي کشور بودهاند. در اين حال همين پيامدهاي منفي و تبعات گريبان گير آن بوده است که اهميت اين پديده را براي هر کشوري مهم کرده است و در تمام کشورهاي پيشرفته دنيا کنترل و پيشگيري از اين گونه آسيبها مورد توجه تمام سازمانهاي مردمي و دولتي است. در اين حال در کشور ما نيز هر چند برابر مواد 712 و 713 قانون مجازات اسلامي تکدي گري جرم محسوب ميشود به همين علت افراد متكدي مجرم بوده و برابر قانون بايد با آنها برخورد شود و پيش از اين نيز حدود 11 ارگان موظف شدند که با پديده تکدي گري برخورد کرده و آن را ساماندهي کنند اما وجود اين پديده در کشور بويژه نمود تکدي گران خارجي در شهرهاي بزرگ همچون تهران خود نشان از عدم توجه کافي نهادهاي مسئول به اين امر دارد در اين حال بايد گفت که هر چند علت کشيده شدن بعضي افراد به تکدي گري فقر و نياز مالي افرادو بيکاري نيز باشد اما آنچه مشخص است در واقع درصد کمي از گداها از روي احتياج به تکدي گري روي ميآورند و آنچه جالب است و همچنين برخي از مقامات و کارشناسان به ان اشاره کردهاند مافياي تکدي گري و عملکرد باندي گسترده ي اين گروهها در شهرهايي نظير تهران است به طوري که تعداد زيادي از متکديان ساعت کار، محل و موقعيت از پيش تعيين شده براي تکدي گري دارند و به صورت دسته جمعي و سازمان يافته و زير مديريت افراد سودجو، تكديگري ميكنند و گاه در شهرهاي بزرگي نظير تهران براي گريز از قانون تبديل به دستفروشي ميشود و با فروش فال، گل، تميز کردن شيشه خودرو و... در بسياري از موارد شهروندان را با وجود عدم نياز مجبور به خريد کالاي گران خود ميکنند.
آرمان
«تامين نظر ايران در مذاکرات ژنو» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم حشمت الله فلاحت پيشه است كه در آن ميخوانيد:
مذاکرات ژنو بعد از دو روز و انجام سه دور مذاکره ميان سعيد جليلى، دبير شوراى عالى امنيت ملى ايران و کاترين اشتون، مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا و نماينده گروه 1+5 در مذاکره با ايران، با تعيين زمان و مکان مذاکرات بعدى به پايان رسيد.
طرح مسئله ترور دانشمندان هستهاى ايران در دور اول مذاکرات آن چنان فضاى گفتوگوها را تحت تاثير قرار داد که مسئول هيات مذاکره کننده روسيه و چين را به تکاپوى آن انداخت تا براى تلطيف فضاى گفتوگوها به ديدار سعيد جليلى بروند. به نظر مىرسد دور دوم مذاکرات به نسبت جدىتر بوده است. در اين دور از مذاکرات توافق شد تا در نشست سوم ميان ايران و گروه 1+5 مسائلى نظير عدم اشاعه، خلع سلاح و همکارىهاى صلح آميز در زمينه فناورىهاى هستهاى مورد بررسى قرار گيرد.
توافقات انجام شده در رابطه با برگزاري دور بعدي مذاکرات در استانبول و همچنين ادامه مذاکرات بر اساس همکاري بر روي نقاط مشترک نشان ميدهد که نظر ايران با اين توافق بيش از نظر گروه 1+5 در مذاکرات فيمابين تامين شده است. بعد از 14 ماه به نظر ميرسد که نظر ايران در اين توافقات تامين شده و اينکه قرار باشد مذاکرات ادامه بيابد گام مثبتي است، البته بايد مقداري نيز در رابطه با تغيير رويکرد 1+5 از مقابله به همکاري ترديد داشت.
سابقه قبلي از مذاکرات بين ايران و 1+5 به تجربه ثابت کرده است که آنها پس از ديپلماسي به رويکرد فشار روي ميآورند و سعي ميکنند ايران را در موضع ضعف به ميز مذاکره بکشانند و البته شرايط امروز چندان براي آنها مساعد نبود، زيرا پس از شکست اوباما در انتخابات و پيروزي ايران در عراق و لبنان شرايط بين المللي در مذاکرات به نفع ايران بود.
ايران با وزني که در منطقه و عرصه جهاني دارد نبايد در جايگاه پاسخ دادن به سئوالات آنها ميبود که در اين مذاکرات به عينه مورد توجه قرار گرفت. بايد منتظر بود که طيف افراطي گروه 1+5 با برجسته ساختن بخشهاي ديگر از قطعنامه سعي کنند يک فضاي تشديد شده فشار را بر عليه ايران اعمال کنند. البته از سوي ديگر نيز چين و روسيه در اين روند با احساس اينکه بازيچه آنها قرار گرفتند نسبت به اقدامات آنها وارد يک واکنشي خواهند شد.
دنياي اقتصاد
«مذاكرات هستهاي و اسقاط اتهام» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن ميخوانيد:
مذاكرات ايران و گروه 1+5 در ژنو پايان يافت و نماينده ايران در مذاكرات از حصول دو توافق خبر داد. توافقهايي كه سعيد جليلي از آن ياد كرده،معطوف به مسائل مورد ادعاي آمريكا و اروپا؛ يعني برنامه هستهاي ايران نيست، بلكه يكي درباره ادامه مذاكره راجع به نقاط مشترك است و ديگري درباره محل مذاكرات آينده؛ يعني استانبول تركيه. ظاهر اين دو توافق از بيحاصلي مذاكرات ژنو حكايت دارد؛ اما براساس نمادشناسي ديپلماتيك، ميتوان از تحولي تازه و درخور اعتنا سخن گفت.
اينكه ايران و بازيگران اصلي صحنه بينالمللي، پس از يكسال قطع مذاكره، حاضر به مذاكره شدهاند و پس از مذاكرات از «نقاط مشترك» سخن گفتهاند به اين معنا است كه طرفين مذاكره از يكديگر نااميد نشدهاند. ايجاد اميدواري به مذاكره مهمترين كاركرد ديپلماسي است و از اين جهت، ايران و گروه 1+5 گامي به پيش برداشتهاند.
توافق دوم در واقع ادامه و مكمل توافق اول است و مستقلا ارزشي ندارد؛ اما همين بخش كم ارزش توافق، براي طرف ايراني اهميت استراتژيك دارد. تركيه به همراه ايران و برزيل يكي از اضلاع مثلث توافقنامه تهران است كه سال گذشته پيشنهادي غافلگيركننده به طرفهاي غربي داد و به نوعي ابتكار عمل را از دست آمريكا و اروپا خارج كرد. توافقنامه تهران، خواستار مبادله اورانيوم نيمه فرآوري شده ايران با اورانيوم فرآوري شده در تركيه شد؛ اما غربيها اين پيشنهاد را نپذيرفتند. كاميابي اجلاس تهران در اين بود كه پيش از آن، روسيه پيشنهاد مشابهي داده و غرب آن را پذيرفته بود و امتناع غرب در برابر پيشنهاد اجلاس تهران، اروپاييها و آمريكا را پيرو معيار «دوگانه» تصوير ميكرد.
«سندي براي تحقق آرمانهاي انقلاب» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن ميخوانيد:
چندي پيش نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در جريان بررسي اولين ماده لايحه برنامه پنجم توسعه، دولت را موظف كردند تا با همكاري ساير قوا، الگوي توسعه اسلامي- ايراني را تدوين و به مجلس ارائه دهند. اين الگو بايد مستلزم رشد و بالندگي انسانها بر مدار حق و عدالت و دستيابي به جامعهاي متكي بر ارزشهاي اسلامي و انقلابي و تحقق شاخصهاي عدالت اجتماعي و اقتصادي باشد تا مبناي تهيه برنامه ششم توسعه و برنامههاي بعدي قرار گيرد.
چهارشنبه شب گذشته اولين نشست نخبگان و برجستگان علمي كشور براي بررسي انديشههاي راهبردي در محضر رهبر معظم انقلاب برگزار شد. در اين نشست رهبر فرزانه انقلاب الگوي ياد شده را «ريل گذاري» براي آينده كشور توصيف كرده و آن را سندي بالادستي براي همه اسناد برنامهاي و چشم اندازي كشور خواندند. ايشان 4 عرصه فكر، علم، زندگي و معنويت را براي طراحي الگوي پيشرفت ترسيم و بر انعطاف راهبردهاي آن و ثبات اهداف تعريف شده، تاكيد كردند.
واقعيت آن است كه يكي از مشكلات اساسي ما در نظام برنامه ريزي به الگوي توسعه مربوط ميشود كه طي سالهاي پس از پيروزي انقلاب عمدتا غيربومي، ليبراليستي و مبتني بر مكاتب سرمايه داري بوده است. همچنين در انقلابي كه «انقلاب فرهنگي قرن» نام گرفته، بسياري از آرمانهاي بزرگي كه در شريعت اسلام و به تبع آن در فرمايشات امام راحل(ره) و رهبري معظم انقلاب آمده در حد كلان و سطح آرماني خود متوقف شده و هيچگاه تبديل به اهداف عيني و عملياتي نشدهاند، لذا در نظام برنامه ريزي و تصميم گيري نيز به عنوان يك شاخص مدنظر قرار نگرفتهاند.
دهه چهارم انقلاب كه دهه پيشرفت و عدالت نام گرفته بايد محمل تحقق آرمانهاي انقلاب اسلامي قرار گيرد. اين امر مستلزم طرح ريزي سازوكارهاي راهبردي در قالب الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت است. الگويي كه بايستي مبتني بر ارزشهاي اسلامي باشد.
تجربه 3 دهه مديريت در كشور نشان ميدهد كه نياز ما به اين الگو يك نياز جدي و ضروري است. آنچه تا به حال محوريت داشته برگرفته از مدل غربي توسعه بوده و حال ما نيازمند طراحي يك الگوي پيشرفت، مبتني بر باورها و ارزشهاي اسلامي و ايراني خودمان هستيم. سطح معرفت شناسي ما و نگاهمان به انسان در فرهنگ اسلامي- ايراني تفاوتهاي جدي با فرهنگ غربي دارد. نگاه صرفا مادي به انسان در اومانيسم غربي باعث شده كه آنها فقط به فكر توسعه زندگي دنيايي و مادي جوامع بشري باشند و نگاهي كاملا يك سويه را شاخص فكر و عمل خود قرار دهند. حال آنكه در نگاه اسلامي و فرهنگ ايراني، الگوي مناسب الگوي پيشرفت همه جانبه در ابعاد مادي و معنوي زندگي انسانهاست. مدل غربي توسعه، انسان را حريص پرورش ميدهد و او را وادار ميكند تا براي رسيدن به منافع و كسب ماديات بيشتر، از هر راهي تلاش كند. اما اسلام با اين مدل مخالف است و از نگاه «الدنيا مزرعه الآخره» زندگي دنيايي انسان را خدامحور و معطوف به زندگي جاودانه آخرت تعريف مينمايد.
جمهوري اسلامي
«نسل كشي در زندانهاي صهيونيستي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
منابع آگاه فلسطيني از ابتلاي 1500 نفر از فلسطينيان دربند رژيم صهيونيستي به سرطان، به دليل به كارگيري داروهاي خطرناك و آزمايشهاي صورت گرفته برروي آنها، خبر ميدهند. به نوشته روزنامه المستقبل چاپ لبنان، يك عضو كميته مركزي جنبش فتح در اين زمينه گفته است: تماسهايي براي ارائه اين جنايات به دادگاه لاهه در جريان است.
حادثه اخير، تنها مورد از اقدام ضدانساني صهيونيستها نيست. منابع فلسطيني فقط در سالجاري دو گزارش در مورد آزمايش داروهاي ممنوعه و خطرناك توسط صهيونيستها بر روي زندانيان فلسطيني منتشر كردند كه بموجب آنها صهيونيستهاي جنايتكار از دهها كودك فلسطيني به عنوان موش آزمايشگاهي استفاده كرده و انواع آزمايشهاي پزشكي را برروي آنها انجام دادهاند. اتحاديه بينالمللي حمايت از كودكان، ضمن محكوم كردن اين اقدام، خواستار اجراي مقررات بينالمللي جهت دفاع و حمايت از غيرنظاميان فلسطيني شد.
در اين ميان، مقامات رِژيم صهيونيستي نه تنها اين گزارشها را رد نكردهاند بلكه برخي از مسئولان اين رژيم تلويحاً آنرا تأييد نيز نمودهاند. از رژيمي كه در مقابل چشم جهانيان، با انواع تجهيزات جنگي و با سبعانهترين روش، مردم فلسطين را به خاك و خون ميكشد، اينگونه جنايات، غيرمنتظره نيست.
صهيونيستها كه به طور روزمره و به بهانههاي مختلف فلسطينيها را به قتل ميرسانند قطعاً زندانيان دربند را طعمههاي آماده تري براي جنايتهاي خود ميدانند. سردمداران رژيم صهيونيستي با اقدام ضد بشري خود عليه زندانيان فلسطيني، در واقع دو هدف را تعقيب ميكنند. نخست اينكه داروهاي خطرناك را، كه اساساً برروي حيوانات آزمايش ميشوند، برروي فلسطينيها آزمايش ميكنند تا به اين طريق، ضمن مشاهده نتايج آزمايشهاي خطرناك، فلسطينيها را تحقير نمايند. دوم اينكه با اين اقدام، در واقع زمينه قتل عام بدون سرو صداي فلسطينيها را در بازداشتگاههاي مخوف خود فراهم آورند بدون آنكه صداي اعتراض اين مردم بي پناه را كسي بشنود و شرايط وخيم آنها را كسي ببيند.
هدف نهايي رژيم صهيونيستي، قلع و قمع و نسل كشي فلسطيني هاست و اين هشداري است به وجدانهاي بيدار جهاني، به خصوص ملتها و دولتهاي اسلامي كه به فرياد زندانيان دربند رژيم صهيونيستي پاسخ دهند. هم اكنون حدود ده هزار فلسطيني در زندانهاي رژيم صهيونيستي اسير هستند كه برخي از آنها، سالهاي متمادي است كه توسط صهيونيستها به بند كشيده شدهاند بدون آنكه ملجايي براي شكايت داشته باشند و يا اينكه محاكمه عادلانهاي براي آنها برگزار شده باشد.
براساس گزارش نهادهاي بين المللي، رژيم صهيونيستي همچنين صدها كودك را در اسارتگاههاي خود نگهداري ميكند. اگر به فتواهاي اخير خاخامهاي صهيونيست كه كشتن حتي نوزادان فلسطيني را مباح دانستهاند نيز توجه شود آنگاه مشخص ميشود كه جان فلسطينيهاي دربند رژيم صهيونيستي تا چه حد براي صهيونيستها بي ارزش است.
رسالت
«مذاكرات ژنو 3 » عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم دكتر حشمتالله فلاحت پيشه است كه در آن ميخوانيد:
مذاكرات ايران و1+5 ابتدا بدون اينكه حتي دستور كار مشخصي براي رفع اختلاف داشته باشد، درصدر اخبار و تحولات دنيا قرار گرفت. به هر حال كمترموضوعي در دنياي امروز از اين درجه اهميت برخوردار است كه در آن شش قدرت روز دنيا، ديپلماسي ويژهاي را در پيش گيرند و بويژه اينكه پس از يك سال موضعگيري از سر استغناء و بينيازي از مذاكره، اكنون از موضعي تعديل شده درخواست مذاكره را مطرح نمايند.
در مذاكرات سوئيس موضع و هدف جمهوري اسلامي مشخص و در عين حال در پشت حضور به ظاهر واحد شش كشور مقابل تفاوت نظرها قابل تشخيص است.
ايران به دوران نگرش توام با اتهام طرفهاي 1+5 پايان داده و اصولا و رسما اعلام كرده است كه با حضور اساسنامه آژانس و مفاد ان. پي. تي چهار قانون مصوب مجلس شوراي اسلامي در خصوص حقوق هستهاي جمهوري اسلامي و الزام دولت در تامين آن و بويژه دستاوردهاي عملي كشورمان در دهها پايگاه و تاسيسات هستهاي و ورود كشورمان به جمع باشگاه توليد كنندگان سوخت هستهاي، 1+5 بايد با تصميمات كنوني كنار آيد، ضمن آنكه موضوع بايد در قالب يك بسته سياسي مربوط به تحولات دنيا و اعتبار كنوانسيونهاي بينالمللي موجود دنبال شود كه بحث هستهاي فقط يك بخش كوچك آن است.
در طرف مقابل، موضع اصلي اين است كه 1+5، پذيرش دستور كار كلي مورد نظر ايران را به منزله پذيرش جمهوري اسلامي به عنوان قدرتي در كنار 6 قدرت ديگر ميداند. در واقع آنها كه به دنبال تشكيل يك ديپلماسي دادگاه گونه عليه ايران بودند، اكنون طرح موضعگيريهاي بر حق جمهوري اسلامي و بويژه پيشرفتهاي عملي كشورمان در حوزه فناوري هستهاي و خاصه ناكارآمدي اقدامات تقابلي و بازدارنده عليه آن، با ايران تازهاي مواجه شدهاند كه نظم مبتني بر قدرت را زير سئوال برده است.
حمايت همواره بيش از 110 كشور غير متعهد از موضع هستهاي جمهوري اسلامي نيز نشان ميدهد كه بسياري از كشورهاي مخالف وضع موجود در انتظار اين «دعواي نيابتي» ديپلماتيكي هستند كه توسط ايران دنبال ميشود. در آن جمع آمريكا و انگليس به دنبال «ديپلماسي فشار» عليه ايران هستند. يعني شرايط دلخواه آنها اين است كه هر از گاهي مذاكرات بدون دستور كار شكل گيرد، ايران به عنوان مقصر شكست ديپلماسي معرفي شود و بلافاصله روند تصويب قطعنامه تازه تحريم عليه كشورمان آغاز گردد. از سوي ديگر كشورهايي همچون چين و روسيه و حتي آلمان كه متعهد و مرعوب كاريزماي زودگذر باراك اوباما بعد از انتخابات رياست جمهوري آمريكا شده بودند، اكنون پذيرش نقش بازيچگي در ديپلماسي فشار و يا مذاكرات بينتيجه را ضربهاي ديگر به جايگاه خود ميدانند.
قدس
«دانشجو؛ بصيرت افزايي در سايه ولايت فقيه» عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن ميخوانيد:
16 آذر 1332 همچون ديگر مناسبات تاريخ و تحولات معاصر ايران در تقويم مناسبتها، جايگاه ممتازي را دارا ميباشد. چند ماه پس از کودتاي ننگين 28 مرداد، صاحبان کودتا براي نظاره کردن سرمايه گذاري امنيتي و سياسي خود، معاون رئيس جمهور آمريکا را راهي تهران کردند تا از نزديک ثمره کودتا را ببينند و آن را براي سردمداران کاخ سفيد گزارش کنند. دانشجويان به عنوان پيشقراولان مبارزه با استکبار و نوکر آمريکايي آنها پهلوي دوم که مشروعيتش را از طريق ريسمان قهر خارجي تأمين ميکرد، کام آقاي نيکسون را تلخ کردند.
دانشجويان در تمامي سالهاي حکومت پهلوي، خواستار بازگشت به اصول اساسي دين اسلام، مبارزه با خرافه پرستي و هجوم فرهنگي غرب - که در سطح گسترده در جامعه ايران در حال نفوذ بود - بودند. اين رسالت دانشجويي تاکنون نيز با مبارزه عليه استکبار، هر ساله بر پويايي اين حرکت افزوده است.
مراسم بزرگداشت 16 آذر، امسال در فضايي متفاوت، رويکردي جديد را تجربه کرد و با وجود تلاشهاي تفرقه افکنانه مخالفان و رسانههاي بيگانه معاند، دستاوردهايي مغتنم و قابل اعتنا را براي نظام اسلامي در پي داشت. از سويي ديگر، تقارن بزرگداشت مراسم روز دانشجو با ايام عزاداري سالار و سرور شهيدان حضرت امام حسين(ع) در سال جاري، حال و هواي عاشورايي و حسيني به نشستهاي دانشجويي در سراسر کشور بخشيد. ترور و شهادت استادان دانشگاه در آستانه محرم، عطر ايثار و شهادت را در فضاي دانشگاهها و محافل علمي با رايحه استکبارستيزي و تقويت روحيه ظلم ستيزي ايجاد کرد. اين ايام، فرصت مغتنم و قابل اعتنايي را براي آحاد جامعه دانشگاهيان، همچون ديگر اقشار جامعه فراهم آورد که با بصيرت و ولايتمداري، وظيفه خويش را در قبال ترفندها و توطئههاي دشمنان به منصه ظهور و بروز برسانند.
دشمن سال گذشته با بهره برداري از شرايط کشور، تلاش نمود تا اميدهاي واهي خويش را در آستانه تحقق ارزيابي کند که در صحنه بودن دانشجويان در اطاعت از فرامين ولي فقيه خود، بيگانگان و دشمنان قسم خورده اين انقلاب را در دستيابي به هدفهايشان ناکام گذاشت. سال گذشته کودتاي سايبري bbc و voa از طريق مثلث امامت، دانشجو و امت که همان حلقه مفقوده سال 32 بود، بي نتيجه ماند و شورش اشرافيت و اباحه گري و لمپنيزم را عليه جمهوريت به شکست کشاند.
امسال دانشگاهيان در حالي مراسم 16 آذر را برگزار نمودند که اين نشستهاي دانشجويي به دليل ترور و شهادت استادان دانشگاه، شعارهاي مرگ و نفرت حاضران را بيشتر از گذشته عليه جبهه ظلم و ستم در سپهر محافل علمي طنين انداز نمود. تشکلهاي علمي در حالي رسالت دانشجويي خويش را در دفاع از آرمان هم سلکان شهيدشان ادامه ميدهند که ميزبان مراسم شهادت استاد خويش نيز ميباشند. بدون شک، اين اتهام که اکنون با قراين بين و واضح متوجه غرب است، در حالي در اين نشستها مطرح گرديد که آقاي دکتر جليلي دبير شوراي امنيت ملي نيز در نشست ژنو، 3 جلسه اول نشست را به محاکمه غرب در خصوص شهادت دکتر شهرياري تبديل نمود و آنها را به دليل عدم محکوميت، ملامت نمود.
سياست روز
«نخستين گام مثبت» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم قاسم غفوري است كه در آن ميخوانيد:
گروه 1+5 پس از 14 ماه فرار از مذاكره ،سرانجام به ميز گفتوگو با جمهوري اسلامي ايران بازگشت. دور جديد اين مذاكرات طي دو روز با محوريت گفتوگوهاي سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران و كاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در سوئيس برگزار شد. در نهايت طرفين بر ادامه اين مذاكرات در استانبول تاكيد كردند.
هرچند كه محافل رسانهاي و سياسي غرب در آستانه اين مذاكرات فضاسازيهاي منفي بسياري براي تحت الشعاع قرار دادن اين مذاكرات صورت دادند، اما مواضع نمايندگان ايران در ژنو، استقامت و پايداري ايران بر مواضع اصولي خويش در دستيابي به حقوق هستهاي ملت ايران را بارديگر مورد تاكيد قرار داد كه تاثير بسياري بر عقب نشيني اين گروه از مواضع خصمانه گذشته داشت.
به اذعان بسياري از تحليلگران و ناظران سياسي، جمهوري اسلامي ايران بر اساس مواضع اصولي و هميشگي خود در مذاكرات حاضر شد و در اصل اين گروه 1+5 بود كه با اختلافات داخلي شديد و نيز عدم برنامه منسجم در نشست حاضر شده بود.
بسياري از ناظران سياسي، مذاكرات ژنو را موفقيتي ديگر براي ايران در پيگيري حقوق هستهاي خويش عنوان داشتند چرا كه جمهوري اسلامي ايران به رغم تمام ادعاها و فضاسازيهاي غربيها ،از مواضع خويش عقب نشيني نكرده و بر اساس محورهاي از پيش ذكر شده در اين مذاكرات حضور يافته بود.
خودكفايي جمهوري اسلامي ايران در توليد كيك زرد و نيز توليد اورانيوم با غلظت 20 درصد غني سازي شده، تاثير بسياري بر بالابردن قدرت چانه زني ايران در مذاكرات ژنو داشته است. مواضع قاطعانه ايران در مذاكرات ژنو، شكست زودهنگام طرحهاي غرب براي توقف و يا محدود سازي فعاليتهاي هستهاي ايران را به همراه داشت.
در مجموع رويكرد گروه 1+5 به پايان دادن به سياست فرار از مذاكره، هر چند گامي مثبت براي جبران اشتباهات گذشته از سوي اين گروه ميباشد، اما آن را بايد آغاز راهي دانست كه تداوم آن نيازمند اتخاذ تصميمات اعتماد ساز ديگر از سوي اين كشورها ميباشد، بويژه اينكه جامعه جهاني همواره تاكيد دارد كه پيچيدگيهاي ايجاد شده در پرونده هستهاي ايران به دليل مواضع نادرست و مغرضانه اين كشورها ميباشد.
مردم سالاري
«پازل مهلک سعودي ها» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم علي ودايع است كه در آن ميخوانيد:
ملک عبدالله رهسپار ايالا ت متحده شد و عکسهايي از او منتشر شد که تداعي کننده سرنوشت ملک فهد بر روي صندلي چرخدار بود. پادشاه 86 ساله عربستان از سفر پزشکي آمريکا زنده باز گردد يا جان بدهد، در هر صورت زنگها را براي جانشيني در سيستم حکومتي غيردموکراتيک عربستان به صدا درآورده است. شاهزادههاي سعودي مذاکرات نهان و آشکاري را انجام ميدهند و اخبار دربار کاملا سانسور ميشود.
به صورت سنتي رقابت در بين قبايل، مناصب حکومتي را تعيين ميکند. قبايل بني خالد، بني تميم، السديري، الشمري، العنزه والعجمان قدرتهاي سياسي را در چنگ دارند. طايفه السديري بيشترين ميزان وهابي را دارد و آنها اختلا فات شديدي با طايفه الشمري که نزديک به شيعيان است دارند.
گرچه با به قدرت رسيدن پنجمين پادشاه آل سعود در سال 1982 السديريها توانستند نفوذ وسيعي در حکومت عربستان تصاحب کنند و پستهاي کليدي در وزارت دفاع، گارد سلطنتي و سازمان امنيت را از آن خود کنند ولي در سال 2005 با مرگ فهد و با آغاز پادشاهي برادر ناتني وي که از مادر به طايفه الشمري وابسته است، اين طايفه خيز بلندي براي اهرمهاي قدرت برداشت.
مي توان با صراحت گفت نبرد براي جانشيني ملک عبدالله بين السدريها و الشمريها بالا خواهد گرفت و تقابل خاندان 6 هزار نفري سعودي آشکار خواهد شد.
بندر بن سلطان رئيس شوراي عالي امنيت ملي عربستان که به مدت 22 سال سفير عربستان در واشنگتن بود و ازمهرههاي تاثيرگذار خاندان سعودي است خود را به رياض رساند. وي که مادرش يک برده سياه پوست بوده روابط گستردهاي با جمهوريخواهان دارد. وي سهم عمده شرکت نفتي تگزاس را در جيب دارد و مبالغ سرسام آوري در تبليغات جورج بوش هزينه کرد. اما يک مشکل براي اين گزينه وجود دارد و آن هم بيماري سرطان غددلنفاوي اوست. در مقابل اين فرد، امير نايف بن عبدالعزيز ايستاده است. وزير کشور عربستان از محبوبيت و مقبوليت مطلوبي ميان خاندان سعودي برخوردار اوست.
تهران امروز
«فرار از پاسخ به جاي مذاکره» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم رسول رضايي است كه در آن ميخوانيد:
تازه ترين مذاکرات ايران و غرب در ژنو در شرايطي به پايان رسيد که بيانيه پاياني کاترين اشتون رئيس گروه مذاکره کننده
1 + 5 بيش از هر چيز فرار از پاسخ غربيها به جاي مذاكرات سازنده را آشکار کرد . چرا که تحليل مذاکرات ژنو نشان ميدهد اميدهاي اوليه براي تداوم مذاکرات سازنده و حصول نتيجه با بيانيه خلاف توافق و دور از انتظاري که اشتون در پايان مذاکرات منتشر کرد تا حدودي کمرنگ شد. البته نااميدي نه تا آن حد که اساس مذاکرات را با اخلال دوباره مواجه کند بلکه از آنرو که مشکل حاد و هميشگي که از ناحيه غربيها سر راه مذاکرات ايجاد ميشد دوباره سر برآورده است .
اگر مذاکرات ژنو را خلاصه کنيم دو نتيجه از آن حاصل ميشود . اول توافق بر سر ادامه مذاکرات در استانبول ترکيه و دوم اختلاف بر سر موضوع مذاکره. اختلافي که طي يکسال و نيم گذشته باعث شده بود امکان مذاکرات ايران و غرب مهيا نشود .
چرا که ايران اصرار دارد عنوان مذاکرات از مذاکره بر سر فعاليتهاي هستهاي ايران به مذاکره بر سر مسائل مهم جهاني تغيير نام دهد و اساسا حاضر بر سر حقوق مسلم خود نيست اما غربيها اگر چه در ظاهر و براي از سر گيري مذاکرات موافقت خود را با موضوعات پيشنهادي ايران اعلام ميکنند اما در نهايت و هنگام صدور بيانيههاي پاياني به همان راه سابق ميروند و دوباره فعاليتهاي صلحآاميز هستهاي ايران را موضوع مذاکره اعلام ميکنند و اين نکتهاي است که مورد اعتراض ايران است و حتي سايه اعتراض ايران به مواضع غرب بر مذاکرات ژنو هم ديده ميشد.
چرا که تا يک هفته قبل از مذاکرات ژنو ايران اصرار داشت که درباره مسائل مهم جهاني از جمله زرادخانه هستهاي اسرائيل ، امنيت جهاني ، حملات کشورهاي غربي به منطقه و به راهاندازي دو جنگ ويرانگر در عراق و افغانستان و تعيين مسببان اين جنگها مذاکره شود از نظر ايران اين امکان وجود ندارد که بر سر حقوق ملتها که بر اساس پادمانهاي بين المللي به رسميت شناخته شده است مذاکرهاي صورت گيرد . فعاليتهاي صلح اميز هستهاي ايران از جمله اين حقوق مسلم است که ايران اعلام کرده حاضر به مذاکره درباره آن نيست و اگر هم ابهامي وجود دارد ، حاضر به رفع ابهام است.
بر همين اساس ايران مايل بود درباره مسائل مهم جهاني و مسئوليتهاي حقوقي غربيها هم مذاکره کند که مسئله ترور فيزيکدانان ايراني هم به آن اضافه شد و داستان مذاکرات ژنو را پيچيده تر از گذشته کرد . چرا که غرب در قبال اين ترورها سکوت پيشه کرد و اين همان نکتهاي بود که تيم مذاکره ايراني در ابتداي مذاکرات 2 روزه ژنو به درستي بر آن انگشت گذاشت و از اروپا و آمريکا دليل سکوتشان را پرسيد.
آفرينش
«تكديگري و آسيب ها» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
يکي از آسيب هاو مسائل مورد توجه هر جامعه و همچنين کشور ما پديده تکدي گري و گدا صفتي است که با ساختارهاي فرهنگي اجتماعي اقتصادي هر جامعهاي در ارتباط است در اين بين اين پديده در شهرها بويژه در شهرهاي بزرگ از معضلات اجتماعي گريبان گير بوده که با شيوههاي گوناگون و با سوء استفاده از احساسات و عواطف انساني و سعي در کسب منافع شخصي پيوند خورده است که در نهايت ذلت و خواري و با نمايش اعضاي معلول و از كارافتاده، زخمي و... در گوشه و کنار شهرها و حتي روستاها ي کشور پديدار ميشوند در اين راستا بايد تو جه داشت که اين متکديان و گدايان شامل دو طيف عمده بودهاند گرو هي از آنان متکديان بومي و ايراني بوده و گروه دو م متکدياني عمدتان غير قانوني و خارجي بيشتر از کشورهايي نظير پاکستان و بنگلادش و...بودهاند در واقع متکديان با گدايي کردن نه تنها به کار توليدي نميپردازند و يا خدمتي ارائه نميدهند، بلکه در بسياري از موارد در مسيرهاي انحرافي غير قانوني حاوي دهها پيامد منفي اجتماعي و فرهنگي و بهداشتي براي کشور بودهاند. در اين حال همين پيامدهاي منفي و تبعات گريبان گير آن بوده است که اهميت اين پديده را براي هر کشوري مهم کرده است و در تمام کشورهاي پيشرفته دنيا کنترل و پيشگيري از اين گونه آسيبها مورد توجه تمام سازمانهاي مردمي و دولتي است. در اين حال در کشور ما نيز هر چند برابر مواد 712 و 713 قانون مجازات اسلامي تکدي گري جرم محسوب ميشود به همين علت افراد متكدي مجرم بوده و برابر قانون بايد با آنها برخورد شود و پيش از اين نيز حدود 11 ارگان موظف شدند که با پديده تکدي گري برخورد کرده و آن را ساماندهي کنند اما وجود اين پديده در کشور بويژه نمود تکدي گران خارجي در شهرهاي بزرگ همچون تهران خود نشان از عدم توجه کافي نهادهاي مسئول به اين امر دارد در اين حال بايد گفت که هر چند علت کشيده شدن بعضي افراد به تکدي گري فقر و نياز مالي افرادو بيکاري نيز باشد اما آنچه مشخص است در واقع درصد کمي از گداها از روي احتياج به تکدي گري روي ميآورند و آنچه جالب است و همچنين برخي از مقامات و کارشناسان به ان اشاره کردهاند مافياي تکدي گري و عملکرد باندي گسترده ي اين گروهها در شهرهايي نظير تهران است به طوري که تعداد زيادي از متکديان ساعت کار، محل و موقعيت از پيش تعيين شده براي تکدي گري دارند و به صورت دسته جمعي و سازمان يافته و زير مديريت افراد سودجو، تكديگري ميكنند و گاه در شهرهاي بزرگي نظير تهران براي گريز از قانون تبديل به دستفروشي ميشود و با فروش فال، گل، تميز کردن شيشه خودرو و... در بسياري از موارد شهروندان را با وجود عدم نياز مجبور به خريد کالاي گران خود ميکنند.
آرمان
«تامين نظر ايران در مذاکرات ژنو» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم حشمت الله فلاحت پيشه است كه در آن ميخوانيد:
مذاکرات ژنو بعد از دو روز و انجام سه دور مذاکره ميان سعيد جليلى، دبير شوراى عالى امنيت ملى ايران و کاترين اشتون، مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا و نماينده گروه 1+5 در مذاکره با ايران، با تعيين زمان و مکان مذاکرات بعدى به پايان رسيد.
طرح مسئله ترور دانشمندان هستهاى ايران در دور اول مذاکرات آن چنان فضاى گفتوگوها را تحت تاثير قرار داد که مسئول هيات مذاکره کننده روسيه و چين را به تکاپوى آن انداخت تا براى تلطيف فضاى گفتوگوها به ديدار سعيد جليلى بروند. به نظر مىرسد دور دوم مذاکرات به نسبت جدىتر بوده است. در اين دور از مذاکرات توافق شد تا در نشست سوم ميان ايران و گروه 1+5 مسائلى نظير عدم اشاعه، خلع سلاح و همکارىهاى صلح آميز در زمينه فناورىهاى هستهاى مورد بررسى قرار گيرد.
توافقات انجام شده در رابطه با برگزاري دور بعدي مذاکرات در استانبول و همچنين ادامه مذاکرات بر اساس همکاري بر روي نقاط مشترک نشان ميدهد که نظر ايران با اين توافق بيش از نظر گروه 1+5 در مذاکرات فيمابين تامين شده است. بعد از 14 ماه به نظر ميرسد که نظر ايران در اين توافقات تامين شده و اينکه قرار باشد مذاکرات ادامه بيابد گام مثبتي است، البته بايد مقداري نيز در رابطه با تغيير رويکرد 1+5 از مقابله به همکاري ترديد داشت.
سابقه قبلي از مذاکرات بين ايران و 1+5 به تجربه ثابت کرده است که آنها پس از ديپلماسي به رويکرد فشار روي ميآورند و سعي ميکنند ايران را در موضع ضعف به ميز مذاکره بکشانند و البته شرايط امروز چندان براي آنها مساعد نبود، زيرا پس از شکست اوباما در انتخابات و پيروزي ايران در عراق و لبنان شرايط بين المللي در مذاکرات به نفع ايران بود.
ايران با وزني که در منطقه و عرصه جهاني دارد نبايد در جايگاه پاسخ دادن به سئوالات آنها ميبود که در اين مذاکرات به عينه مورد توجه قرار گرفت. بايد منتظر بود که طيف افراطي گروه 1+5 با برجسته ساختن بخشهاي ديگر از قطعنامه سعي کنند يک فضاي تشديد شده فشار را بر عليه ايران اعمال کنند. البته از سوي ديگر نيز چين و روسيه در اين روند با احساس اينکه بازيچه آنها قرار گرفتند نسبت به اقدامات آنها وارد يک واکنشي خواهند شد.
دنياي اقتصاد
«مذاكرات هستهاي و اسقاط اتهام» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن ميخوانيد:
مذاكرات ايران و گروه 1+5 در ژنو پايان يافت و نماينده ايران در مذاكرات از حصول دو توافق خبر داد. توافقهايي كه سعيد جليلي از آن ياد كرده،معطوف به مسائل مورد ادعاي آمريكا و اروپا؛ يعني برنامه هستهاي ايران نيست، بلكه يكي درباره ادامه مذاكره راجع به نقاط مشترك است و ديگري درباره محل مذاكرات آينده؛ يعني استانبول تركيه. ظاهر اين دو توافق از بيحاصلي مذاكرات ژنو حكايت دارد؛ اما براساس نمادشناسي ديپلماتيك، ميتوان از تحولي تازه و درخور اعتنا سخن گفت.
اينكه ايران و بازيگران اصلي صحنه بينالمللي، پس از يكسال قطع مذاكره، حاضر به مذاكره شدهاند و پس از مذاكرات از «نقاط مشترك» سخن گفتهاند به اين معنا است كه طرفين مذاكره از يكديگر نااميد نشدهاند. ايجاد اميدواري به مذاكره مهمترين كاركرد ديپلماسي است و از اين جهت، ايران و گروه 1+5 گامي به پيش برداشتهاند.
توافق دوم در واقع ادامه و مكمل توافق اول است و مستقلا ارزشي ندارد؛ اما همين بخش كم ارزش توافق، براي طرف ايراني اهميت استراتژيك دارد. تركيه به همراه ايران و برزيل يكي از اضلاع مثلث توافقنامه تهران است كه سال گذشته پيشنهادي غافلگيركننده به طرفهاي غربي داد و به نوعي ابتكار عمل را از دست آمريكا و اروپا خارج كرد. توافقنامه تهران، خواستار مبادله اورانيوم نيمه فرآوري شده ايران با اورانيوم فرآوري شده در تركيه شد؛ اما غربيها اين پيشنهاد را نپذيرفتند. كاميابي اجلاس تهران در اين بود كه پيش از آن، روسيه پيشنهاد مشابهي داده و غرب آن را پذيرفته بود و امتناع غرب در برابر پيشنهاد اجلاس تهران، اروپاييها و آمريكا را پيرو معيار «دوگانه» تصوير ميكرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



