اقدامات وزیر خارجه در مکانیسم ماشه چه بود؟!

اما آنچه بیش از این وقایع موجب نگرانی است، وضع خاص کشورمان و ناترازیهایی که دولت و دستگاه مدیریت و دیوانسالاری و اقتصاد را بیمار و در مواردی زمینگیر کرده است.
به گزارش تابناک به نقل از روزنامه اطلاعات؛ در چنین شرایطی، برخی رویدادها در محلههای خاصی از شهرهای بزرگ، همچون جرقهای عمل کرده و در پارهای از شهرها، شهرستانها و بخشهای استانهای مختلف خاکستر گرم پاشیده است. این خاکستر تیره را باید با تدبیر و شکیب و ملایمت زدود و اعتراضات واقعی و به حق مردم را از اغتشاشگران حرفهای و فرصتطلبانی که ملعبۀ دست دیگران هستند، به کلّی جدا کرد.
ادبیات و زبانی که میتواند صاحبان اعتراض و منتقدان وضع موجود را آرام کند، هنوز از سوی حاکمیت شنیده نمیشود. اعتراضات با اغتشاشات یگانه نیست، و مردمان شریف و کاسبان زیان دیده، به هیچ وجه راضی به آسیب دیدن و آسیب زدن نیستند. اما دولت و دستگاههای انتظامی و امنیتی و دیگر ارکان نظام باید به روشنی مرز میان این دو را ترسیم کنند و اجازه ندهند این مرز در شرایط مهآلود و تاریک از میان برود.
بر اهمیت این مسأله دوباره تأکید میکنیم که اگر این مرز مخدوش شود، میان معترضان منتقد که افرادی شریف و ایراندوست هستند و میتوانند سرمایۀ کشور و نظام جمهوری اسلامی باشند، با آنارشیستهای اخلالگر و تخریبگر، تفکیکی نمیتوان یافت. پس اول شنیدن و سپس گفتگو با مردمان آسیبدیده، خسته و معترض، مقدمۀ حلوفصل مشکلات و التهابات کنونی است. اگر اکثریت معترض، حرمت داشته و گوش شنوایی بیابند و امید به حل مشکلات داشته باشند، اقلیت اغتشاشگر، دیگر حرفی برای گفتن ندارند و به سرعت شناسایی شده و نقشههایشان خنثی خواهد شد.
باید وزیر خارجه و تیم دیپلماسی ایران هم در همین جا مورد نقد و پرسش قرار گیرد که چرا در مذاکرات عمان و ایتالیا، طرح روشنی ارائه نکردند و هیچگونه پیشبینی صحیحی از رفتار خصمانه و فریبهای دشمن نداشتند؟!
آنها در ماجرای مکانیسم ماشه و تحریمهای ناعادلانه مصوب شورای امنیت سازمان ملل متحد هم، تدبیر مناسبی به غیر از سردادن شعار و به رخ کشیدن حقوق و قوانین بینالملل برای دولتهای قلدر و جائر نظیر آمریکا و انگلیس و اسرائیل، دستاورد و شیوهای نداشتند. وزیر خارجه نباید این عدم دستاورد و رکود دیپلماتیک را برای مردم محروم و جنگ دیده و خم شده زیر بارهای گران، به عنوان برکات تحریم، فاکتور بزند و از انتقادها و انفعالها بگریزد.
نماینده ایران در سازمان ملل و تیم همراه وی، در جلسات متعدد، بسیار منفعل و خموش بودهاند، چنان که گاه حتی پاسخ اهانتها و یاوهگوییهای نماینده رژیم صهیونی و گفتارهای بیمنطق نماینده آمریکا را نمیتوانست بدهد. اخیراً هم نماینده آمریکا الفاظ زشتی درباره جمهوری اسلامی به کار برد که اگر دیپلمات شجاع و قابلی حضور داشت، سخنانش را قطع و اهانتهایش را با بیان فضیحت و زورگویی دولت و رئیس متبوع وی پاسخ میداد،حداقل جلسه را به صورت نمادین و با اعتراض ترک میکرد و اگر لازم بود، بعد از آن اتهامات و سخنان یاوه و تهدیدآمیز به میز خود بازمیگشت. این مسائل از نظر ما، اصول اولیه دیپلماسی ملی و حفظ احترام وی تشخص ملت بزرگ و کشور کهن و ارجمند ماست.
برگردیم به مسائل داخلی،زیرا حکومت داخلی و خارجی،ابزاری مهمتر و مطمئنتر از گفتگو ندارد. مذاکره شرط عقل و جایگزین جنگ و خشونت است. درک رسانه سیما و صدای جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی از تحریمهای همه جانبه و تهدیدهای خطرناک و سرانجام از التهابات داخلی چیست؟ آیا میتواند خواستهای به حق و نقدهای درست و خردمندانه را از شعارهای بیهوده و از پیش آماده اغتشاشگران حرفهای تفکیک کند؟ آیا مردم ایران صدایی برای شنیده شدن مییابند و یا آنکه دردهای خود را باید از طریق بوقهای استعماری و خبرگزاریهای خارجی بشنوند و از آن تاثیر بگیرند؟ تردید نکنید که نباید وضع کنونی را با گذشته مقایسه کنید. این مسائل در شرایطی پیش روی ما قرار دارد که طبقه متوسط ایران به فقیر بدل شده و فقرای ایران دچار فقر تاریک و مفرط میشوند. تورم و گرانی، اخبار ناخوشایند و ناامیدی نباید بیش از این بر دوش مردم سنگینی کند و تاب و توان ملت را از میان ببرد.
گفتگو شرط عقل و نشان دانش و تدبیر است. اگر حکومتی نتواند با مردم خویش سخن بگوید و سخنان آنها را بشنود، چگونه با بیگانه سخن و مذاکره به میان خواهد آورد.






