صفحه خبر لوگوبالا تابناک
میلی صفحه خبر لوگو بالا
میلی صفحه خبر موبایل

دلار نفتی کجای بازار ارز ایستاده است؟

دلار در ایران فقط یک قیمت نیست، یک داوری روزانه درباره کارآمدی حکمرانی است؛ و دقیقاً به همین دلیل، هر جهش ارزی فوراً با یک پاسخ آماده مواجه می‌شود: «پول نفت کجاست». اما مسئله این نیست که نفت فروخته می‌شود یا نه؛ مسئله این است که از دلارهای نفتیِ اعلام‌شده، چه مقدار واقعاً وصول می‌شود، چه مقدار قابلیت انتقال و استفاده پیدا می‌کند، و چه مقدار در نهایت به چرخه رسمی تأمین ارز می‌رسد.
کد خبر: ۱۳۴۹۲۷۲
| |
274 بازدید

دلار نفتی کجای بازار ارز ایستاده است؟

پارسا ملکی گروه انرژی تابناک: وقتی مقام رسمی از فاصله چند میلیارد دلاری میان فروش و وصول حرف می‌زند و هم‌زمان ده‌ها میلیارد دلار تأمین ارز رسمی اعلام می‌شود، یک سؤال باید با عدد پاسخ داده شود، نه با کلی‌گویی. از ارزی که کشور برای واردات و نیازهای ضروری تأمین می‌کند، سهم واقعی دلار نفتی چند درصد است؟ 

سه دروازه‌ای که دلار نفتی از آن عبور می‌کند

اشتباه رایج این است که «عدد صادرات نفت» را با «ارز قابل عرضه به بازار» یکی می‌گیرند و همین جا دعوا از مسیر دقیق خارج می‌شود. دلار نفتی تا وقتی به ارز قابل استفاده در چرخه رسمی تبدیل نشود، سهم بازار را تعیین نمی‌کند و فقط یک عدد روی کاغذ می‌ماند. مسیر نفت تا بازار ارز سه دروازه دارد و هر کدام می‌تواند عدد را کوچک‌تر کند.

 دروازه اول فروش و وصول است و یعنی نفت فروخته شود و پولش واقعاً دریافت شود. دروازه دوم قابلیت انتقال و قابلیت استفاده است و یعنی منابع وصول‌شده بتواند در عمل برای تأمین ارز واردات یا مدیریت بازار به کار گرفته شود. دروازه سوم تزریق عملی به چرخه رسمی است و یعنی ارز در سازوکارهای رسمی عرضه شود و طرف تقاضا آن را بگیرد و معامله انجام شود.

در همین روزهای اخیر، یک جمله صریح درباره دروازه اول مطرح شد و وزن خبری همین پرونده را بالا برد. رئیس کمیسیون تلفیق بودجه در یک گفت‌وگوی تلویزیونی گفت فاصله بین عدد فروش تا عدد وصول نفت حدود هفت تا هشت میلیارد دلار است و همین یک جمله کافی است تا روشن شود چرا «فروش» الزاماً به «اثرگذاری» تبدیل نمی‌شود و چرا باید از وصول و دسترسی صحبت شود.

بازار رسمی ارز بزرگ است، اما منشأ آن روشن نیست

برای سنجش سهم نفت، باید اول اندازه زمین بازی مشخص شود و بعد منشأ توپ مشخص شود. در ادبیات رسمی، آنچه به عنوان تأمین ارز واردات و معاملات رسمی معرفی می‌شود، همان مخرج کسر این گزارش است و بدون آن هیچ نسبتی معنا پیدا نمی‌کند. در ماه‌های اخیر اعداد بزرگی درباره تأمین ارز و معاملات رسمی اعلام شده است. طبق اعلام رسمی، بانک مرکزی از ابتدای سال تا ۲۵ آذر در مجموع ۴۲ میلیارد و ۶۱۳ میلیون دلار برای نیازهای وارداتی تأمین ارز کرده است و بیش از ۹ میلیارد دلار آن به کالاهای اساسی و دارو تخصیص یافته است.

هم‌زمان اعلام شده ارزش معاملات بازار ارز تجاری از ابتدای سال تا هفتم دی به ۲۲ میلیارد دلار رسیده و در همین بازه، حجم کل تأمین ارز برای واردات ۴۴ میلیارد و ۴۸۷ میلیون دلار بوده است. این دو عدد یک واقعیت را نشان می‌دهد و آن این است که بخش بزرگی از نیاز ارزی کشور دارد از مسیر رسمی می‌گذرد و قابل رصدتر شده است. اما همان نقطه تاریک قدیمی هنوز باقی می‌ماند و آن منشأ عرضه است. در همین آمارها معمولاً تفکیک نمی‌شود که از این ارز تأمین‌شده یا معامله‌شده، چه مقدار از منابع نفتی دولت آمده است و چه مقدار از ارز صادرات غیرنفتی بازگشته است و چه مقدار از مسیرهای دیگر تأمین شده است.

نفت فروخته می‌شود، اما چرا دلار آرام نمی‌گیرد

وقتی افکار عمومی می‌شنود صادرات نفت بالا رفته است، انتظار دارد بازار ارز هم فوراً واکنش نشان دهد. اما این انتظار فقط زمانی منطقی می‌شود که فروش نفت به وصول و سپس به قابلیت استفاده و بعد به تزریق در چرخه رسمی برسد. در مقابل، حتی اگر فروش بالا باشد، وقتی وصول با تأخیر یا شکاف همراه باشد، یا انتقال منابع به کندی انجام شود، یا منابع در مصارف بودجه‌ای قفل شود، اثر مستقیم بر بازار کم می‌شود و بازار بیشتر با انتظارات و ریسک‌های سیاسی و کسری‌های ریالی حرکت می‌کند.

در سطح اعداد، از صادرات نفت هم روایت‌هایی منتشر شده است و گفته شده است صادرات نفت ایران در سال ۱۴۰۳ حدود ۶۷ میلیارد دلار بوده است. اما حتی اگر این رقم را مبنا بگیریم، باز هم سهم نفت در بازار رسمی از آن درنمی‌آید، چون این عدد به خودی خود نمی‌گوید چه مقدار وصول شده است و چه مقدار قابلیت استفاده پیدا کرده است و چه مقدار به بازار رسمی تزریق شده است.

بودجه و تفریغ بودجه نشان می‌دهد گره کجا می‌افتد

هر جا بحث پول نفت به بن‌بست می‌رسد، معمولاً پای بودجه وسط می‌آید و دلیلش روشن است. بودجه فقط یک سند درآمدی نیست و یک سند تقسیم و اولویت‌بندی هم هست و همان جا معلوم می‌شود چه مقدار از منابع نفتی می‌تواند تبدیل به عرضه ارزی شود و چه مقدار از آن برای مصارف مشخص کنار گذاشته می‌شود. از سوی دیگر، تفریغ بودجه یک آینه است و نشان می‌دهد پیش‌بینی‌های نفتی در عمل چقدر محقق شده است و با چه نرخی تسعیر شده است و چه انحراف‌هایی رخ داده است.

در گزارش رسمی تفریغ بودجه ۱۴۰۲ اعلام شده است منابع حاصل از صادرات نفت خام با تسعیر به نرخ رسمی اعلامی، حدود ۵۴.۷ درصد پیش‌بینی قانون بودجه محقق شده است و درباره صادرات گاز طبیعی و میعانات نیز ارقام تحقق گزارش شده است. این یعنی حتی در سطح رسمی و نظارتی، تصویر «نفتِ پیش‌بینی‌شده» با «نفتِ محقق‌شده» فاصله دارد و همین فاصله می‌تواند بخش مهمی از اختلاف روایت‌ها را توضیح دهد.

سؤال نهایی، سهم نفت را چه کسی باید اعلام کند

این گزارش اگر بخواهد از کلی‌گویی فرار کند، باید با یک مطالبه روشن تمام شود. بانک مرکزی می‌تواند و باید برای یک بازه مشخص مانند سال ۱۴۰۲ و نه‌ماهه یا یازده‌ماهه ۱۴۰۴، یک جدول ساده منتشر کند و بگوید از کل ارز تأمین‌شده برای واردات و از کل ارز معامله‌شده در بازار رسمی، چه سهمی ارز نفتی دولت بوده است و چه سهمی ارز بازگشتی صادرکنندگان غیرنفتی بوده است. تا وقتی این تفکیک گفته نشود، هر دعوا درباره پول نفت به برداشت‌های ذهنی تبدیل می‌شود و بازار هم با شایعه و انتظار حرکت می‌کند و نه با عدد.

در پایان هم یک حساب‌کشی مشخص لازم می‌شود. وقتی از فاصله هفت تا هشت میلیارد دلاری فروش تا وصول صحبت می‌شود، باید روشن شود این فاصله دقیقاً در کدام حلقه رخ داده است و چه مقدارش ناشی از زمان‌بندی وصول بوده است و چه مقدارش ناشی از محدودیت انتقال بوده است و چه مقدارش به شکل دیگری تسویه شده است و چه زمانی به چرخه رسمی می‌رسد. اگر این سؤال بی‌جواب بماند، هم بازار ارز از شفافیت محروم می‌ماند و هم بحث پول نفت به یک پرونده دائماً مبهم تبدیل می‌شود.

 

میلی صفحه خبر موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جنگ ایران و اسرائیل # آژانس بین المللی انرژی اتمی # نرخ سوم بنزین # قیمت دلار # قیمت سکه # ونزوئلا
نظرسنجی
آیا به عنوان زن حاضرید با مهریه 14 سکه «بله» را بگویید؟
مرجع جواهرات