ضرورت استمداد از پرچم مبارزاتي مدرس
مجلس نيرومندي که احدي نمي تواند در مورد انحلا ل آن برآيد و به قول امام راحل در راس امور و تنها ملجا» يک ملت شجاع و فداکار است. مرکز همه قانونها و قدرتها است و نمايندگاني همچون مدرس را طلب مي کند که وکيل الدوله نباشند و از راه قانون گذاري و نظارت به عنوان عصاره فضايل ملت شناخته شوند.
کد خبر: ۱۳۳۸۰۱
| | 1685 بازدید
علی عسگری نماينده سابق مشهد در مجلس شوراي اسلا مي در یاداشتی که به مناسبت سالروز شهادت سید حسن مدرس در روزنامه مردمسالاری منتشر نموده است می نویسد: در اين واقعيت تاريخي شکي نيست که رهائي ملت ها از زواياي تاريک زندگي مرهون هدايت و رهبري مردان با عزت و داراي هويت ملي و اعتقادي است.
انسان هاي با تدبير، فداکار، آينده نگر و خود ساخته اي که تحول در جامعه را منظور نظر داشته و براي آزادي مردم و همنوعان خودشان از قيد ظلم و استبداد از جان و آبروي خود مايه گذاشته اند.
از جمله اين مردان بزرگ و اثرگذار در تاريخ معاصر ايران شهيد آيت الله سيدحسن قمشه اي معروف به «مدرس» است.
او در مقطع بعد از واقعه جنبش تنباکو در ايران به منظور تکميل دانش و معلومات خود راهي نجف اشرف شد و در محضر درس بزرگان ديني به ويژه رهبران ديني انقلا ب مشروطه افتخار شاگردي يافت و با کسب درجه اجتهاد به ايران برگشت.
دوران زماني اقامت مجدد او در ايران که با کوله باري از علم و تجربه همراه بود، مصادف شده بود با انقلا ب مشروطه. در چنين زماني شهيد مدرس با تدريس در حوزه علميه و حضور فعال در سياست افتخار روحانيت محسوب مي شد و نمونه اي از مقاومت روحانيت در برابر مظاهر قدرت و فساد بود.
مطلب بسيار روشن و غيرقابل انکار اين است که مرحوم شهيد مدرس با مطالعه اوضاع سياسي ايران تنها کسي بود که مخالفت خود را با هرگونه خودکامگي، استبداد و قانون شکني ابراز داشته و با فراست و سياست کارآمد و بي نظير خويش ماهيت ضدمردمي و ضداسلا مي رضاخان را شناخته و نقاب تزوير و رياکاري او را کناره زده است.
رويارويي آن شهيد والا مقام با سردار سپه و استبداد رضاخاني از برگ هاي زرين زندگي مبارزاتي او است. کسي که شعار سياست ماعين ديانت ما و ديانت ماعين سياست ماست را مهمترين راهبرد مبارزاتي و سياسي خود قرار داد و به آن تا پاي جان ملتزم بود.در واقع مطلب، او چهره اي اصلا ح طلب و اصولگرائي واقع بين بود.
وي دليل و فلسفه مقابله خودش با رضاخان را بسيار زيبا به تصوير کشيده و گفته است: «اختلا ف من با رضاخان برسر کلاه و عمامه و اين قبيل مسائل جزئي نيست. من در حقيقت با سياست انگلستان که رضاخان را عامل اجراي مقاصد استعماري خود در ايران قرار داده مخالفم. من با سياست هايي که آزادي و استقلا ل ملت ايران و جهان اسلا م را تهديد کند مبارزه مي کنم.» و در اخلا ص او همين بس که سيره و مشي مبارزاتي اش را در عدم اتکا» بر قدرت و مظاهر مادي آشکار کرده و گفته است: «خداوند دو چيز را به من نداده است، يکي ترس و ديگري طمع.»
دو عنوان مهم و عزت آفريني که هر انسان آزاده به ويژه نمايندگان ملت در مجلس لا زم است آن دو را نصب العين قرار دهند و دوام حريت، شجاعت و آزادگي خود را تضمين کنند.
يکي از معاصران آن مرحوم که استاد مبرز حوزه کهن خراسان بود در موردش گفت: هميشه زبان تيز و قلم قاطع و بي پرده او در جهت افشاي عوامل استبداد و بي قانوني به کار گرفته مي شود و به جز خدا از احدي هم نمي ترسيد. نطق هاي آتشين وي درمجلس لرزه بر اندام قدرت هاي استعماري و مستبدان داخلي مي انداخت. شاهد عيني مبارزات جهادي اش مرحوم امام خميني(ره) نيز فرموده اند: «رضا خان از مدرس مي ترسيد، انگلستان از مدرس مي ترسيد، استعمار از مدرس مي ترسيد» و فرمودند تا تاريخ زنده است مدرس نيز زنده است.
مشهور است رضاخان روزي يقه شهيد مدرس را گرفت و محکم فشرد و با عصبانيت گفت: سيد از جان من چه مي خواهي؟ او در پاسخ به طاغوت نو ظهور زمانش فرمود: «من مي خواهم که تو نباشي». بزرگان مي گويند: در اوج قدرت رضاخان، به شعار زنده باد خودم و مرده باد رضا خان مبادرت مي ورزيد. ديگر کار فراموش نشدني او تلا ش در جهت استقلا ل قاضي و دستگاه عدليه کشور بود به طوري که در کميسيون عدليه مجلس ضمن ابراز اعتقاد به دخالت دو عنصر زمان و مکان در اجراي احکام فقهي با تاکيد بر استقلا ل قاضي و دفاع از شرايط احراز آن از راه علم و عمل قاضي چنين گفته است: «قاضي بايد عالم برحقوق مملکت و مجتهد باشد.
قانون اداري را هم بداند، آشنايي به وضع دين داشته باشد و اول عامل به دين باشد جاهل و غيرعامل به دين که نمي تواند قضاوت بکند.»
وي عزت و اقتدار مجلس را عامل نجات ملت معرفي کرده و گفته است: «قوه ملت (مجلس ) است که مي تواند با هر تهاجمي مقابله کند. مجلس شوراي ملي اگر همه وکلا يش صاحب عقيده، محکم، اسلا مي، سياسي و طنخواه باشند مي تواند مقاومت در مقابل دنيا بکند.»
در رابطه با جايگاه و نقش نمايندگي ملت توسط شهيد مدرس در مجلس امام راحل فرموده اند: «آن روزي که رضاشاه آمد و آن همه کارها را کرد يک آخوند بود توي مجلس به اسم مدرس که در مقابل رضاخان مي ايستاد و مي گفت که نه».
آن يار سفر کرده همچنين در مورد انحراف و شکست مشروطه فرموده: «اگر در هر شهري و استاني چند نفر موثر، افکار مثل مرحوم مدرس شهيد را داشتند مشروطه به طور مشروع و صحيح پيش مي رفت».
در هر حال تا تاريخ زنده است مدرس زنده است و به قول مقام معظم رهبري پرچم مبارزه اي که شهيد مدرس برافراشت هيچگاه بر زمين نيفتاده، مبارزه بي امان مدرس عليه هر آنچه غيرخدايي است هنوز در جامعه ما ادامه دارد هر چند که شرط ماندگاري و استمرار آن را بايد در قدرت و اقتدار خانه واقعي ملت مجلس شوراي اسلا مي دانست. مجلسي که قدرت استيضاح و عزل رئيس جمهور را در قانون داراست و يک بار هم آن را تجربه کرده و موفق بوده با وجود نمايندگاني مدرس گونه و شجاع نبايد منفعل باشد.
مجلس نيرومندي که احدي نمي تواند در مورد انحلا ل آن برآيد و به قول امام راحل در راس امور و تنها ملجا» يک ملت شجاع و فداکار است. مرکز همه قانونها و قدرتها است و نمايندگاني همچون مدرس را طلب مي کند که وکيل الدوله نباشند و از راه قانون گذاري و نظارت به عنوان عصاره فضايل ملت شناخته شوند.
امام و رهبري فرمودند: مجلس اگر راي داد و شوراي نگهبان هم آن را تاييد کرد همه بايد به آن در عمل ملتزم باشند. تعبير امام (ره) اين است که هيچ کس حق ندارد يک کلمه راجع به اين بگويد... معني و مفهوم اين مطلب اين است که مجلس براي اين تشکيل شده که قانون شکني و استبداد در کار نباشد و اين همه محقق نمي شود مگر با استمداد از پرچم مبارزاتي شهيد مدرس.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


