پسررامین: به پدرگفتندجبهه شماخارج است!
تهران امروز نوشت:
محمد امين رامين متولد سال 1366 فرزند محمد علي رامين معاون مطبوعاتي وزير ارشاد در گفتوگويي با خبرگزاري برنا از زندگي شخصي خود و پدرش گفته است.
او دانشجوي دانشگاه علامه، ترم ششم، سال سوم است و از ميان اساتيد خود در اين دانشگاه از كلاسهاي درس دكتر كواكبيان كه به لحاظ سياسي مخالف ديدگاههاي اوست نام برده است.
او يك خواهر كوچكتر و يك برادر بزرگتردارد كه هر دو متاهل هستند.
رامين و خانوادهاش در شهرك شهيد محلاتي و در منزلي 160 متري زندگي ميكنند.
محمد امين درپاسخ به اين سوال كه به آلمان ارادت خاصي داري؟ گفت: نه موضوع علقه و علاقه نيست، محل تولد ماست، محل بسياري از فعاليتها و ارتباطات اسلامي ماست.
بالاخره يك آشنايي به زبان و محيط آن جا هست.
يك گنجينه معارف اسلامي هم هست كه به بركت انقلاب اسلامي در دسترس ماست و جمعي از انسانهاي پاك و خداجو در آن سر دنيا تشنه اين حقيقتها هستند.
اينها حقيقتا شيفتگان انقلاب ما و سرمايههاي نظام اسلامي ما هستند كه متأسفانه خيليها آنها را فراموش كرده اند، خيليها از ياد بردهاند.
غرض از اين انقلاب صدور معارف مكتب اهل بيت و گذر از اين مرزهاي جغرافيايي بود. حالا از قضا ما با اين خواهران و برادران اسلاميمان مرتبطيم، ما هم آنها را فراموش كنيم؟
او درباره اينكه پدرش در جنگ بوده يا نه؟ هم افزود: پدرم آن سالها خارج از كشور بود.
روزهاي اول همه چيز را رها ميكند و بر ميگردد اما وقتي بر ميگردد، بعضي بزرگان به او ميگويند جبهه و جنگ شما در خارج از كشور است و بايد مسئوليت برون مرزي اين جنگ را برعهده بگيريد.
پدر هر چند ماه يكبار در كشور حضور پيدا ميكرد و پيگيري تهيه اسلحه، مهمات و داروها را در خارج از كشور انجام ميداد و در جبهه حضور فيزيكي نيز داشت. ايشان مامور شده بود تا تامين بخشي از اين نيازها را پيگيري كند.
وي كه به گفته خود در مدرسه غير انتقاعي دوران دبيرستان را گذرانده در پاسخ به اين سوال كه در سال چقدر شهريه مدرسه ميدادي؟
گفت: هيچ وقت آن چيزي كه مقرر بود را نميتوانستيم بپردازيم. واقعا در توان مالي پدرم نبود. شهريه خواهر و برادرم هم بود.
بعضي سالها جوري ميشد كه بايد جلوي دفتر ميايستادم تا پدرم بيايد و مشكل را حل كند. واقعا مبلغ شهريهها معقول نيست.
آن چيزي نيست كه بايد باشد. اين بايد حق مسلم هر خانوادهاي باشد كه بتواند فرزند خود را به محيطهاي آموزشي مناسب بسپارد. اصلا در جامعه اسلامي بايد همه فضاهاي آموزشي مناسب باشد! او همچنين گفته كه خبرنگاري را دوست دارم و به رشته تحصيلي ام نيز نزديك است. چند مرتبه به سمتش رفتم.
ميخواستم روزنامه كيهان كار كنم اما نشد. پدرم از نظر كاري تمام روزنامهها را ميخواند اما كيهان را از قديمالايام ميخواندند، ما را هم تشويق به خواندن آن ميكردند. محمد امين درباره پدر بزرگش هم گفت: پدربزرگ من در شهر دزفول باغ دار بودند، يك سال باران ديوار انبارشان را خراب ميكند و محصول به كلي از بين ميرود!
خانواده دچار مشكل شديد مالي ميشود و پدرم از همان سال يعني در شش سالگي مجبور ميشود در كوره آجرپزي كار كنند و تا 14 يا 15 سالگي درس نخواندند و مدرسه نرفتند. در اين سن آغاز به تحصيل ميكنند و موفق ميشوند شش سال ابتدايي را در ششماه بخوانند و وارد دبيرستان شوند.


