مرگ روبرت انکه برای فوتبال چه پیامی داشت؟
دورهی سرگردانی
انکه در سال ۱۹۹۹ به تیم معروف بنفیکا لیسبون پرتغال پیوست و به مدت سه سال دروازهبان ثابت این تیم بود و حتا به مقام کاپیتنی این تیم دست یافت. سپس در سال ۲۰۰۲ به تیم پرآوازهی بارسلونا پیوست، ولی در این تیم موفقیتی نداشت و جز در چند بازی، همواره نیمکتنشین بود. این دوره در روحیهی انکه تاثیری منفی گذاشت.
روبرت انکه در زمانی که به ندرت اجازهی عبور توپی را از خط دروازهی خود میداد بارسلونا در سال ۲۰۰۳ انکه را به طور موقت به فنرباغچهی استانبول قرض داد. انکه همچنین سال پس از آن را نیز به عنوان بازیکن قرضی در تنریفا گذراند. گرچه در اسپانیا بیشتر درون دروازه جای میگرفت، ولی در هیچ یک از تیمهای تازهی خود نتوانست موفقیتهای پیشین را تکرار کند. سرانجام دورهی سرگردانی او با پیوستن به تیم هانوفر آلمان در سال ۲۰۰۴ پایان یافت.
انکه در هانوفر، اعتماد بهنفس و درخشش گذشتهی خود را بازیافت و به تیم ملی آلمان راه یافت. او اگر چه بطور رسمی شمارهی یک تیم ملی آلمان نبود، ولی در رقابتی نزدیک با رنه آدلر، تیم ویزه و مانوئل نویر، جزو مدعیان اصلی پیراهن شمارهی یک بهشمار میرفت. متاسفانه مشکلات روحی و چند آسیبدیدگی مانع از آن شد که انکه بتواند به دروازهبان ثابت تیم ملی آلمان تبدیل شود.
مرگی تراژیک
در شامگاه ۱۰ نوامبر ۲۰۰۹ روبرت انکه در نزدیکی خانهاش خود را به زیر چرخهای سنگین قطار پرتاب کرد و در دم جان سپرد. خبر این رویداد جانگداز، جامعهی ورزشی آلمان و اروپا را تکان داد. پس از مرگ او اعلام شد که انکه از سالها قبل دچار افسردگی بوده و تحت مداوا قرار داشته است.
ظاهرا مرگ غیرمترقبهی «لارا» دختر دو سالهی انکه که بیماری قلبی داشت، در بروز افسردگی روحی پدر نقش مهمی داشته است. همسر انکه بعدها گفته بود که او هرگز نتوانست بر اندوه فقدان فرزندش غلبه کند. با این همه، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که فشارهای مداوم رقابتهای سخت فوتبال حرفهای، در تشدید بیماری او و مآلا خودکشیاش نقش اصلی را داشته است.
«گلادیاتورهای مدرن»
سالگرد مرگ روبرت انکه، بحثها در بارهی این رویداد را در آلمان بار دیگر دامن زده است. بسیاری از کارشناسان دربارهی فضای حاکم بر فوتبال حرفهای هشدار میدهند و معتقدند که رویدادی مانند آنچه انکه را به کام مرگ کشاند، هر لحظه میتواند دوباره تکرار شود.
فوتبال حرفهای مدتهاست به شاخهی مهمی از اقتصاد و تجارت تبدیل شده است. بازیکنان خوب با ارقام دهها میلیونی جا به جا میشوند و گاهی باشگاههای صاحبنام حتا با ارقام میلیاردی از این دست به آن دست میشوند.
اولیور بیرهوف مدیر تیم ملی آلمان در کنفرانس مطبوعاتی به مناسبت مرگ روبرت انکه نتوانست از ریزش اشکهای خود جلوگیری کندBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: اولیور بیرهوف مدیر تیم ملی آلمان در کنفرانس مطبوعاتی به مناسبت مرگ روبرت انکه نتوانست از ریزش اشکهای خود جلوگیری کند فوتبال در میدانهای مهم و پردرآمد، از حالت ورزش صرف بیرون آمده و به یک رزم واقعی تبدیل شده است. در میدان این رزم، هر بازیکنی باید با همهی قدرت و تا آخرین لحظه هر آنچه در توان دارد عرضه کند. در چنین رزمگاهی، ضعف و سستی معنایی ندارد. مسئولان باشگاهها و تماشاگران، از بازیکنان، فداکاری و ایثار بیقید و شرط میطلبند. در این میان اغلب فراموش میشود که بازیکنان هم انسانهستند و ضعف و ناتوانی یکی از خصیصههای طبیعی انسانی است. در فوتبال حرفهای امروز، کوچکترین ضعفی، با سنگینترین مجازاتها روبرو میشود. بازیکنان میتوانند در مدت کوتاهی از چکاد شهرت به مغاک فراموشی سقوط کنند.
بیهوده نیست که رنه آدلر، یکی از دروازهبانان کنونی تیم ملی آلمان، بازیکنان فوتبال را با گلادیاتورهای عصر باستان مقایسه میکند. به گفتهی او، هواداران فوتبال هر هفته به ورزشگاهها میروند تا «گلادیاتورهای مدرن» را نظاره کنند. آنان از بازیکنان، رزم و فداکاری میطلبند و انتظار دارند که همواره پیروز از میدان بیرون آیند. آدلر از حاکم شدن چنین فضایی بر ورزشگاهها ابراز تاسف و نگرانی میکند.
مرگی که میتواند بیهوده نباشد
کارشناسان معتقدند که مرگ انکه شوکی بر جامعه وارد کرد، ولی تاثیر آن پایدار نبود. فوتبال حرفهای پس از آن به سرعت به دستور کار پیشین و روزمرگی خود بازگشت. بازیکنان دوباره به صورت قهرمانان خستگیناپذیر راهی میدانها شدند. آنان اجازه ندارند از ضعفها، ترسها و نگرانیهای خود صحبت کنند. با مرگ انکه، تصویر قهرمانان خدشهدار نشد. این تصویر امروز استوارتر از پیش خودنمایی میکند. و این پدیدهای خطرناک و نگرانکننده است.
نباید فراموش کرد که بازیکنان فوتبال، آدمکهای بیجان میزهای فوتبالدستی نیستند که بتوان آنها را خودکامانه از اینسو به آنسو کشاند. بویژه رسانهها باید در رویکرد خود نسبت به بازیکنان احتیاط کنند. باید حرمت بازیکنان را رعایت کرد و به یاد داشت که در پشت این «قهرمانان»، انسانهایی آسیبپذیر و گاه شکننده قرار دارند.
باشگاه هانوفر آلمان در تلاش است با همکاری مسئولان این شهر، خیابانی را در هانوفر به نام روبرت انکه کند. خاطرهی انکه همچنان در ذهن و قلب دوستدارانش زنده است، اگر چه خود او دیگر در میدانهای ورزشی حاضر نیست.
مرگ انکه دردناک و برای ورزش فوتبال ضایعهای بزرگ بود. ولی اگر این مرگ توانسته باشد پیامی برای انسانیتر کردن این ورزش و احیای ارزشهای بشری آن برجای گذاشته باشد، قطعا بیهوده نبوده است.


