فرو رفتن در باتلاق فساد به بهانه کمتوجهی همسر!
خراسان: قرار بود ازدواج ما موقت باشد و رابطه اي کاملا مخفيانه داشته باشيم اما نمي دانستم اين زن حيله گر چه نقشه اي برايم کشيده است و در باتلاق گناه و معصيت گرفتار خواهم شد.
مرد ۴۵ ساله در دايره اجتماعي کلانتري آبکوه مشهد افزود: هنوز هم باورم نمي شود چه آبروريزي به بار آورده ام و حالا چگونه به چشمان همسرم، دخترم و دامادم نگاه کنم؟
من کاسب بازار هستم و از زندگي ام راضي بودم اما يک روز صبح زن جواني با حالت ها و حرکات غيرطبيعي و تحريک کننده وارد مغازه ام شد. زن غريبه گفت: شما که وضع مالي خوبي داريد مرا در اين جا استخدام مي کنيد؟ با اخم جواب دادم: نه خير. اما متاسفانه لحظه اي که به چشمانش خيره شدم دلم لرزيد و نمي دانم چرا سر صحبت را با او باز کردم.
آن روز به بهانه وقت گذراني چند دقيقه اي با زن ناشناس حرف زدم و زماني که او از تيپ و قيافه ام تعريف کرد، برايم اين سوال پيش آمد که واقعا خيلي براي همسرم تکراري شده ام که او فقط درگير کارهاي خانه و زندگي روزمره است و مرا نمي بيند؟!
افسوس که مراجعه زن غريبه به مغازه ام در روزهاي بعد هم تکرار شد و او توانست با حرف هايي که مي زد مرا خام کند و غلام حلقه به گوش هوس هاي شيطاني ام شدم. تا چشم باز کردم ديدم من و آن زن به صورت موقت با هم ازدواج کرده ايم . قرار بود هيچ کس از اين موضوع بويي نبرد ولي افسوس که اين شيطان انسان نما، زمينه ارتباط نامشروع مرا با چند زن ديگر نيز فراهم کرد و در منجلاب گناه و فساد اخلاقي فرو رفتم.
من پس از گذشت چند ماه از کرده خودم پشيمان شدم و تصميم گرفتم توبه کنم و خودم را نجات بدهم اما زن جوان زماني که متوجه شد چه تصميمي گرفته ام تهديدم کرد که اگر به امر و نهي هايش گوش ندهم تصاويري که از من تهيه کرده است را منتشر خواهد کرد و آبرويم را به باد خواهد داد.نمي دانستم چه خاکي بر سرم بريزم؟



