رفتار پدر ميلياردر، از دخترش سارق ساخت
پلیس: دانشجو رشته مهندسي عمران با حضور دردفتر اجتماعي كلانتري گفت: رفتار پدرم كه يك ميلياردر به تمام معناست، از من يك سارق ساخت.
مثل هر روز صبح جلوي درب ورودي دفتر اجتماعي كلانتري مراجعهكنندگان در نوبت بود هومن هم سعي در راهاندازي مشكلاتشان را داشته كه افسر تحقيق كلانتري به همراه 5 نفر وارد اتاق شده و گفت: جناب سروان پرونده سرقت است ولي مساله خانوادگي ميباشد خواهش ميكنم مشكلشان را حل كنيد.
با تحويل پرونده و با نگاه به مظمون پرونده متوجه شدم كه درخصوص سرقت دو جوان 25 ساله به نامهاي "سارا"و "مجتبي" كه زن و شوهر و با چشماني غمگين روبرويم نشسته بودند از منزل شاكي پرونده و همسرش كه فردي حدودا 45 ساله هستند، ميباشد.
در ابتدا شاكي پرونده و همسرش را كه بسيار عصبي بودند به آرامش دعوت كردم، سپس از وي خواستم كه در كمال آرامش به زبان خودش قضيه را برايم خيلي خلاصه شرح دهد.
وي گفت: من و همسرم پس از 27 سال زندگي در آمريكا به ايران بازگشتيم و زندگي جديدمان را در كشورمان به تازگي شروع كرديم.
... اين خانم كه متاسفانه دختر داييام نيز ميباشد به كمك همسرش كه در كنارش نشسته در غياب ما اقدام به سرقت از منزلمان كردند كه با ديده شدن بوسيله همسايگان پا به فرار گذاشتند.
اينجانب با دعوت شاكي و همسرش به بيرون از اتاق مشاوره به متهمان و يكي از نزديكانشان كه با آنها بوده گفتم: من مددكار كلانتري بوده وبه هيچ عنوان هيچ گونه اقدامي كه به ضرر شما وعليه شما باشد انجام نخواهم داد و در كمال آرامش و اطمينان با عنايت به آنكه من قصد كمك به شما را هم دارم جريان را برايم توضيح دهيد.
در اين هنگام "سارا"با نگاهي اشكآلود كه بغضش نيز شكسته بود با صدايي بلند شروع به گريه كرد و گفت: من در خانوادهاي متمكن و ثروتمند بزرگ شدهام تا چندي قبل نيز خودروي زير پايي ام مزدا 3 بوده است.
... دانشجوي ترم 6 رشته مهندسي عمران هستم، يك سال قبل با هم دانشگاهيم مجتبي كه وي نيز دانشجوي رشته مهندسي برق ميباشد برخلاف مخالفت شديد پدرم به دليل فقر مالي و پايينشهري بودنش، ازدواج كردم.
وي ادامه داد: پدرم زماني كه از ازدواج من با مجتبي به صورت پنهاني با خبر شد با تحريكات نامادريام كه از فرصت سوءاستفاده ميكرده مرا از خانواده راند، خودرويم را كه به نام خودش بوده ازمن گرفته و از منزل بيرونم كرد.
...پدرم حتي پرداخت شهريه دانشگاهم را قطع كرد.
...از آغاز زندگي مشتركمان كه بدون هيچگونه تشريفات وتوجه بزرگترها شروع شده تاكنون يك سال ميگذرد و پدرم حتي يك تماس هم با من نگرفته و با تمام اموالش فقط به عيش و نوش ميپردازد.
...ما در منزل پدري مجتبي در يك اتاق با مادر پيرش در قسمت دورافتاده شهر زندگي سختي را داريم، اين امر به ويژه براي من بسيار سخت و غيرقابل تحمل بود.
دانشجوي رشته عمران ادامه داد: از وقتي كه باخبر شدم پسردایيام با همسرش وارد كشور شدند و قصد زندگي در ايران را دارند به همراه همسرم طرح دوستي را با آنها ريخته و در پيدا و اجاره كردن منزل و تهيه و خريد اسباب و اثاثيه منزل و.... كمك بسياري به آنها كرديم.
... يك روز ناهار كه منزل آنها بوديم متوجه شديم كه پسردايي و همسرش براي شام جايي ميهمان هستند، من و مجتبي با يكديگر كه به دليل دانشجو بودن و بيكاري وطرد پدرم از نظر مالي به پيسي خورده و شديدا به پول نياز داشتيم، نقشهاي به ذهنمان خطور كرده كه بلا فاصله پس از ناهار از منزل خارج شويم و با خروج آنها از منزل با فريب كليدساز، درب منزل را بازكرده و فرش داخل منزل كه حدود15ميليون تومان نيز ارزش داشته را به سرقت ببريم.
...همين كار را هم كرديم و با خروج آنها از منزلشان، با مراجعه به كليدسازي و بيان آنكه كليد قفل منزلمان را گم كردهايم و قصد باز كردن درب منزل خودمان را داريم با فريب كليدساز در حال باز كردن درب منزل بوده كه يكي از همسايگان با سرو صداي حاصل از كار كليدساز وارد صحنه شده و با داد و فرياد كه شما چه كساني هستيد، اين منزل فلاني ميباشد، من با 110 تماس ميگيرم و...باعث فرارمان شد.
سارا در ادامه گفت: اگر پدرم من و همسرم را از خود طرد نميكرد ما به هيچ عنوان اقدام به سرقت نميكرديم، دليل اصلي اقدام به سرقتمان پدرم ميباشد و ما گناهي نداريم ما جوانيم و نياز به حمايت پدرم كه داراي وضع مالي بسيار خوبي نيز ميباشد داريم.
...من اگر وضع سابقم را داشتم به هيچ عنوان حتي فكر سرقت هم به ذهنم خطور نميكرد و الان هم در بين اقوام آبرويي برايم نمانده و در حال حاضر نيز بسيار پشيمانم و از شما خواهشمندم كمكم كنيد.
گفتني است، هرچند پرونده مذكور با مداخله مددكار و كارشناس خانواده و با رضايت شاكي در همان مكان مختومه گرديده است، اما طرد فرزندان و عدم درك آنان از سوي والدين از دلايل عمده به انحراف كشانده شدن جوانان ميباشد.
...والدين بايد به خاطر داشته باشند كه به فرزندان خود اعتماد نموده و براي احساسات و عواطف و علايقشان در حد معقول ارزش قائل شوند تا به چالشهاي اينچنيني دچار نشوند.
...والدين بايد مد نظر داشته باشند كه فرزندان در همه احوال حداقل از نظر عاطفي و محبت به حمايت و تاييد والدين نياز دارند.



