پيشنهاد يک سايت: تعليق محدود و زماندار
سايت عصرايران در يادداشتي با عنوان «راه ميانه براي حل آبرومندانه پرونده هستهاي» پيشنهاد تعليق محدود و زماندار را مطرح كرد.
اين سايت كه معمولا مواضعي نزديك به دستگاه ديپلماسي و وزارت خارجه دارد، مينويسد: تعليق غنيسازي، مهمترين رکن بسته جديد 1+5 است که در مقابل آن، برخي امتيازات اقتصادي نيز به ايران پيشنهاد شده است.
اين در حالي است که ايران نيز پيشاپيش اعلام کرده است که غنيسازي، خط قرمز برنامه هستهايش است و اگر پيشنهادي با محوريت نقض اين خط قرمز مطرح شود، اساسا قابل بررسي نخواهد بود.
از اين رو ميتوان گفت چنانچه دو طرف همچنان بر موضع خود راجع به غني سازي اصرار کنند و از آن کوتاه نيايند، بار ديگر مذاکرات ايران و 1+5 به بن بست خواهد رسيد؛ ايران، همچنان به توسعه توانمنديهاي هستهاي اش ادامه خواهد داد و 1+5 به کمک متحدانش به اعمال فشارهاي بيشتر عليه کشورمان ،از جمله صدور قطعنامههاي جديد، خواهد پرداخت.
در يک نگاه منطقي و منطبق با مقررات بين المللي، آنچه مسلم است اينکه در اين دعوا، حق با ايران است ، چه آنکه هر کشور عضو آژانس بين المللي انرژي اتمي ميتواند با نظارت آژانس به غني سازي اورانيوم بپردازد و دقيقا بر مبناي همين حق است که هم اکنون کشورهاي متعددي از آمريکاي جنوبي گرفته تا اروپا و آسيا در کار غني سازي اورانيوم و توليد انرژي صلح آميز هستهاي هستند.
بهرغم اين امر، واقعيت آن است که چرخهاي دنياي کنوني بر محور حق و عدالت نميچرخد و لذا نميتوان همانند طرح دعوا در يک محکمه صالحه، به صرف ذي حق بودن، انتظار برنده بودن را نيز داشت.
از طرفي هيچ کدام از طرفهاي ماجرا نيز تمايلي به پيچيدهتر شدن اوضاع و احيانا درگيري نظامي ندارند. زيرا چنان وضعيتي، قطعا هيچ برندهاي نخواهد داشت.
حتي اسرائيليها نيز که مدام بر طبل حمله به ايران ميکوبند، بيش از ديگران نگران درگيري نظامي هستند. زيرا در صورت شعله ور شدن منطقه در جنگي که اسراييل نيز درگير آن باشد، هر چند آسيبهاي بسيار زيادي به ايران وارد ميآورد، لکن متقابلاً ثبات و حتي موجوديت اسراييل نيز با تهديدهاي جدي مواجه ميشود.
بنابراين راه ميانهاي بايد جست تا طرفين بدون آنکه اين احساس توليد شود که عقبنشيني کردهاند، بتوانند به مرزهاي تفاهم نزديک شوند و قضيه را به طور آبرومندانهاي فيصله دهند.
توجه داشته باشيم که آنچه براي ايران اهميت حياتي دارد، اين است که اصل غني سازي را از دست ندهد و مسايلي مثل تعليق مشروط و محدود در مرحله دوم اهميت قرار دارند.
همچنين ميتوان بر روي پيشنهاد مراکز مشترک بينالمللي غني سازي نيز به توافق رسيد مشروط بر اينکه يکي از اين مراکز در ايران واقع شود زيرا از نظر سخت افزاري و امکانات، ايران آمادگي اين امر را دارد و از سوي ديگر، نگراني ايرانيها از عدم تامين سوخت هستهاي در سالهاي آينده، مرتفع ميشود.
البته آنچه مسلم است اينکه هرگونه تلطيفي در مواضع ايران به ويژه در خصوص تعليق مشروط و محدود، بايد مسبوق به سابقه اثبات حسن نيت از طرف 1+5 باشد.
به بيان ديگر، 1+5 بايد اين اطمينان را در ميان ايرانيهاي به طور جدي به وجود آورد که در صدد حل مساله است نه اينکه موضوع هستهاي را صرفا بهانهاي براي اعمال فشار عليه کشورمان قرار داده است.
شکي نيست در شرايطي که اين باور در ميان ايرانيها به طور جدي نهادينه شده است که غربيها به دنبال بهانهجويي هستند و برغم گزارشهاي آژانس مبني بر عدم کشف انحراف برنامه هستهاي ايران، همچنان درصدد استمرار پرونده هستهاياند، نميتوان انتظار نرمش خاصي را از سوي ايران داشت.
لذا چنانچه 1+5 واقعا بتواند اين جو را بشکند و حسن نيت خود را ثابت کند، اثبات متقابل حسن نيت از سوي ايران در چارچوبي که گفته شد، ميتواند مورد توجه قرار گيرد.
ايرانيها، پيش از اين يک تعليق بيش از 2 ساله را آزمودهاند ولي در مقابل، هيچ علامت مثبتي را از سوي غرب دريافت نکردهاند و اينک طبيعي است که براي اثبات حسن نيت خود، به چيزي فراتر از نص صريح مقررات آژانس نينديشند مگر آنکه فضاي موجود، با ارسال نشانههاي مثبت و البته متقني از سوي 1+5 تعديل شود.


