نكتههاي جالب بازي ايران و عراق
لحظه كليدي مسابقه زماني بود كه محمد علي كريم هافبك راست عراق با تكلي بيمورد موجب اخراج خود را فراهم آورد. در اين لحظات عراق گل تساوي خود را مقابل ايران به ثمر رسانده بود و به نظر نبض بازي را در دست داشت.
به طور كلي نكتههاي زير را ميشود در مورد بازي تيم ملي بولد كرد:
1. پيشرفت به معناي واقعي كلمه چيزي نيست كه آن را در تيم ملي فوتبال ايران دقيقا مشاهده كرد. شكل بازي تيم ملي چشمنواز و جذاب نيست و بازيكنان در گردش توپ در نقاط مختلف زمين مشكل دارند. اين نقصيهاي است كه تنها با تمرين و تمرين و البته يك مربي سختگير و صاحب ايده رو به بهبود خواهد رفت.
2. ضعف دفاعي همچنان تيم ملي را رنج ميدهد. آرايش تيم ملي به هنگام دفاع است و نه آنچه كه كارشناسان تلويزيوني به اشتباه آن را طور ديگري تعبير ميكنند. در واقع غيرممكن است كه در يك مسابقه يك تيم به تيم مقابل شانس گلزني ندهد اما بايد به خاطر داشته باشيم كه در فوتبال تيمي برنده است كه اشتباه كمتري را مرتكب شود. در تيم ملي ما اما اشتباهات همچنان بالاست.
3. هرگاه روي مدافعين وسط تيم ملي فشار وارد ميشود آنها به نقطه سردرگمي ميرسند. نكته مهم اين است كه ما سالهاست به مدافعان خود آموختهايم كه زير توپ بزنند حال آنكه نقط آغاز بازيسازي در خط دفاعي هر تيمي است. مدافعان تيم ملي در هنگام ارسال پاسهاي عرضي دستپاچه عمل ميكنند و در حركات رو به جلو چندان موفق نيستند. اين مسألهاي است كه ايران را در مسابقات جدي زير فشار خواهد گذاشت. افشين قطبي از موهبت مدافعان سريع، دو پا و بازيساز برخوردار نيست و اين مشكلي است كه در جام ملتها نيز با ما خواهد بود.
4. تيم ملي ايران سريع بازي نميكند كه البته تغييرات به خصوص در گوشها و هافبكهاي وسط در اين کاهش کیفیت بازي موثر بود. ايران به خصوص در هنگام حمله سبك تازهاي را آموخته و در عمق خوب كار ميكند اما به نظر ميرسد مهارت مهاجمان در زدن به عمق متناسب با تواناييهاي ارسال پاس هافبكها نيست. امروز ايران در توپهاي برگشتي شانسهاي خوبي داشت اما كمتر مهاجمان در موقعيت تك به تك قرار گرفتند.
5. مدافعان وسط تيم ملي نبايد نبردهاي تن به تن را به بازيكنان حريف ببازند. در اين زمينه شكل بازي آندو تيموريان و پژمان نوري الگوي مناسبي براي ساير بازيكنان است.
6. دومين گل محمد غلامي در سومين بازي ملي نشان داد كه بازيكني در خط حمله ظهور كرده كه يك استعداد جديد براي فوتبال ايران است. شناخت ظرفيتهاي بازي غلامي و تنظيم فاز تهاجمي روي حركات او نقشهاي است كه ميتواند ما را صاحب اميدواريهاي بيشتري بكند.
7. تغيير تاكتيك و تغيير آهنگ. البته با تغييرات وارد شده در تركيب تيم ملي نبايد انتظار بيشتري از تيم ملي داشته باشيم اما شكل كلي يك تيم بايد نشان دهنده قابليتهاي تاكتيكي آن باشد. ما سالهاست كه در رده ملي تيم كاملي نداشتهايم اما حركت به اين سمت آغاز شده است. بايد صبر كرد و منتظر ادامه كارهاي قطبي در تيم ملي ماند. آنچه كه مسلم است فوتبال ملي دوباره مايه اميدواري است اما ما احتياج به سختگيري بيشتر، تمركز و كار و كار و كار داريم.



