نگاهي به سرنوشت «علي اکبريان» هاي فوتبال ايران
رضا خوشنويس
کد خبر: ۱۲۱۹۷۷
| | 11215 بازدید
1 - دوستان همه دور هم جمع شده اند تا او را نجات دهند. اين بار قرار است نوشدارو را پيش از رسيدن فرشته اجل و در آغوش کشيدن سهراب به او بنوشانند.
تضادها ستاره را تا پاي دار بردند
سهراب، علي اکبريان ستاره خوش بر و روي سالهاي نه چندان دور فوتبال ايران است که پاي چوبه اعدام ايستاده است و دختر خردسالش با چشماني اشکبار بدرقه اش مي کند. آقاي ستاره در دام افيون مخدر گرفتار آمده و تا آنجا رفته است که ناکجا آباد صدايش مي کنند. انتشار خبر حکمي که براي او بريده شده است مثل بمب ميان اهالي فوتبال منفجر شد و پس از بهت و حيرت انبوهي از غم و اندوه را بر چهره آنها نشاند. دوست و همبازي گذشته در آستانه مجازاتي وحشتناک قرار دارد و بايد براي او کاري کرد و اين گونه گروهي از همنسلان به نامش کميته اي را براي نجات «علي» به راه انداختند.
2 - علي اکبريان اولين ستاره فوتبال ايران نيست که پس از غلتيدن به دامان شهرت تاب حواشي و زرق و برق آن را نياورده و با پايان دوران بازيگري به دنبال يافتن راهي براي فراموشي غم دور ماندن از اوج خماري افيون را بر مي گزيند. متوجه باشيد تازه در عصر او دکه ها مملو از عکسهاي آنچناني ستاره ها نبود و فوتباليست جماعت از اين کانال به آن کانال تلويزيون نمي پريد. از آنان که سرنوشتي مشابه علي اکبريان را تجربه کردند مي توان سياهه اي بلند بالا نوشت. اما معدودي بودند مثل مهدي فنوني زاده و رضا رجبي که توانستند از اين مهلکه جان سالم به در برده و دوباره به کانون گرم خانواده باز گردند. اما علي اکبريان هم مي تواند؟ يا فوتبال ايران قرباني خواهد داد تا زنگ خطر توجه به بلوغ فرهنگي ستاره ها قبل از هل دادن آنها به ورطه شهرت به صدا درآيد. ريشه يابي فرهنگي اين پديده چندان پيچيده و دشوار نيست.
جوانکي جوياي نام که درس و تحصيل را رها کرده تا دنبال توپ برود و اتفاقاً زندگي اش در رفاه مالي هم نبوده است ناگهان و يک شبه همه چيز را از صدقه سر فوتبال با هم به دست مي آورد. پول، شهرت، محبوبيت، توجه و....
کشيدن اين بار سنگين دشوار است و مسؤوليت ستاره بودن سنگين. بخصوص که پس از عبور از سراب شهرت برهوت تنهايي و فراموشي انتظارش را مي کشد. مرد مغرور و ثروتمند و محبوب ناگهان تک و تنها رها مي شود و ديگر اثري از آثار آن جلال و جبروت هم نيست.
3 - علي اکبريان يک قرباني است. قرباني ساختاري که در آن استعدادهايي همچون او بدون در نظر گرفتن ظرفيتهاي فرهنگي رها مي شوند تا به ستاره اي بزرگ، اما کاغذي فوتبال تبديل شوند. علي اکبريان اما آخرين قرباني اين پروسه معيوب است؟ آنها که امروز رسانه ها مدام به بادکنک شهرتشان مي دمند و در آستانه انفجار قرار گرفته اند چه؟ منشور اخلاقي براي اينجاي قصه چه تدبيري انديشيده است؟
چرا کميته اي براي نجات اکبريان تشکيل مي شود. اما کميته اي تشکيل نمي شود که تضادهاي فرهنگي خاستگاه ستاره ها را با آنچه امروز در کنار ايشان مي گذرد مورد بررسي قرار داده و براي آثار سؤ احتمالي اين دو گانگي وحشتناک چاره انديشي کند؟ دو گانگي اي که مي تواند از يک اسطوره فوتبال کارتن خوابي بسازد که محتويات جيبش او را تا بوسه بر طناب دار پيش ببرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



