فقيه مجاهد و رسالت نسل سوّم حوزه
علياکبر سبزيان
کد خبر: ۱۲۱۳۷
| | 4257 بازدید
«ألّذين يبلّغون رسالاتالله و يخشونه و لا يخشون أحداً إلاالله و کفيا بالله حسيباً» (احزاب/39)
ما اوّلين کاروان جادّه علم نيستيم. قبل از ما کاروانيان بسيار از اين راه گذشتهاند. داستانها و تجربههاي تلخ و شيرين و حيات پر بار آنان براي ما بسيار کارساز و درسآموزاست. آنان در پرتو خورشيد وحي و هدايت پيامبران عظيمالشأن، راه را شناختند و شيوه حرکت را آموختند. آزمودهها را دوباره آزمودن و تجربههاي تلخ را تکرار کردن، عاقلانه نيست. بايد به سراغ راه شناسان راستگو رفت و حاصل رنج و تلاش آنان را گرفت و با آگاهي و هوشياري بيشتر گام در راه نهاد.
نسل جوان حوزه علميه، نوجو و آرمانگراست و در مراحل متفاوت زندگي و حيات علمياش، نمونههايي مي طلبد تا با استفاده از راه و رسم آنان، در فراز و نشيب زندگي طلبگياش استوارتر گام بردارد.
عالمان ربّاني و فقيهان فرزانه و مجاهدان زمان و زاهدان وارسته تابلوهاي راهند و الگوي ايمان، علم و آزادگي و هرکدام نورافکنياند که ظلمت شب را ميشکنند و گرد و غبار راه را فرو مينشانند و کاروانيان قبيله خورشيد را از خطر رهزنان و تنگي راه و ريزش کوه و دستانداز و پيچ و خمهاي خطرناک آگاه ميکنند و آفتاب وجودشان، انبوه بيشماري را به قلّه قدس ميرسانند و از سرچشمه بقا بهرهمند ميکنند.
اگر قرآن کريم مکرّر از اسوههاي برجسته تاريخ پيامبران سخن ميگويد، ابراهيم(ع)، اسماعيل(ع)، نوح (ع)، هود(ع)، صالح(ع)، موسي(ع)، عيسي(ع)، يوسف(ع)، ايّوب(ع)، و محمد (ص) و کردار مهاجران، انصار و حواريون را يادآور ميشود، براي اين است که «بايدها» را در لباس «بودها» به مردم آموزش دهد.

روي سخن با نسل سوّم حوزههاست که جنس نياز زمان آنها با جنس نياز گذشتگان متفاوت است. کساني که در مسير انجام رسالت آسماني خويش نيازمند انواري تابناکند که با تأسّي به روش و سيره و بهرهگيري از اخلاق و سلوک رفتاري ايشان بر توان تبليغي خود بيفزايند.
فقيه مجاهد آيهاللهالعظمي فاضل لنکراني(ره) يکي از آن انوار تابناک است که درخشيد و طلاب فاضل و شاگردان ارزشمندي را تحويل جامعه اسلامي نمود. ايشان در دوران مبارزه عليه طاغوت و مظاهر ستم يکي از پيشتازان بودند و به پيروي از مبارزات امام راحل(ره) بارها توسط رژيم ستمشاهي دستگير، بازجوئي ، زندان و شکنجه شدند و رنج و مشقّت تبعيد را نيز در نقاط بدآب و هوا به جان خريدند. اگراز تمام کساني که او را ميشناختند، سؤال شود که بهترين خصوصيت او کدام بوده است، جملگي بر خلوص او انگشت تأکيد ميگذاشتند.
وي هيچگاه نسبت به مرجعيّت خود قدمي برنداشت و در طول 11 سال مرجعيّت، ابداً حتّي يک بار نگفت، در فلان جا مقلّد من زياد يا کم است و نپرسيد رساله من چاپ شده يا خير؟ البتّه نشر کتابهاي تخصّصي خود را زياد پيگيري مينمود، امّا درمورد رسالهاش يک بار هم سؤالي نکرد. بعد از رحلت آيهاللهالعظمي مرعشي نجفي(ره)، به اصرار جمع زيادي از فضلا و مردم، او چندين سال امامت جماعت حرم مطهّر حضرت معصومه(س) را بر عهده داشت و مکرر ميگفت: « براي من، اين نماز که هزاران طلبه در آن شرکت ميکنند و آن نمازي که قبلاً در مسجدي کوچک اقامه ميکردم، هيچ فرقي ندارد.»
شرح صدر و فروتني از ديگر خصايص مجاهد فقيه بود که تواضع و فروتني در وجودش موج ميزد و به قول اطرافيانش، آدم احساس ميکرد در عين حال قائل شدن حريم، با او احساس بي تکلّفي و خودماني مينمود. در جمع خانواده( برادرها و خواهرها) ميگفت و ميخنديد و شوخي ميکرد و با همه گرم ميگرفت.
با کمال تأسّف، جنبههاي عبادي او مانند وجود علمياش، شناخته شده نيست. چرا که او از نمايان شدن اين گونه مسائل دوري ميکرد و فقط نزديکان ميدانستند که او به(نوافل) (نمازهاي مستحبّي) تا آنجا که قواي جسمانياش ياري مينمود، پاي بند بود. امّا نکته شايان توجّه آن است که وي خدمت به مردم را عبادتي بزرگ ميدانست. غيبت نميکرد و از آن به جدّ پرهيز داشت. اگر کسي در حضورش لب به غيبت ميگشود، به هر طريق ممکن از آن جلوگيري ميکرد و حتّي اگر افراد خانواده نسبت به فردي حرفي ميزدند، شديداً با آنها برخورد ميکرد.
روحيه طلبگي واقعي و سادهزيستي و بيتکلّفي او هم نزد عام و خاص زبانزد بوده است. فرزند ايشان ميگويد: « آنچه از ابتدا تاکنون ديدم، اين است که ايشان سعي در يک زندگي ساده و در سطح طلبهها داشتند. ايشان سالهاي طولاني پس از تأهّل، حتّي زماني که تعداد فرزندانشان به 5 نفر رسيد، در منزل پدري و در دو اتاق زندگي ميکردند.»
توجّه ايشان به بحثهاي قرآني نيز فراوان بود. چنان که در روزهاي پنجشنبه و جمعه معمولاً درسهاي رسمي حوزهها تعطيل بود، موضوعات قرآني را مطرح مينمودند و همواره در جلسات درس خصوصي عمومي ميگفت: «يکي از آرزوهايم اين است که بتوانم، يک دوره تفسير قرآن بنويسم.»
عنايت ايشان به انقلاب، خطّ امام و رهبري نظام نيز يکي از ويژگيهاي برجستهي ايشان بود. حضور در راهپيماييهاي 22 بهمن و روز قدس، عليرغم کهولت سنّ و بيماري و شرکت در انتخابات هاي مختلف در ساعات آغازين رأيگيري و صدور بيانيههاي متعدّد در دعوت از مردم جهت شرکت در فرائض سياسي از مؤلّفههاي ارزشمند زندگي و حيات پربار ايشان است.
و اکنون به تعبير مقام معظّم رهبري در پيام تسليت به مناسبت ارتحال ايشان
«حوزه علميه، يکي از استوانههاي علمي و تحقيقي و يکي از استادان برجسته خود، و ملّت ايران، يکي از مراجع تقليد انقلابي، بيدار و پر تحرّک خود را از دست داد.»
بر نسل سوّم حوزههاست که در مسير ارزشمند و تأثير گذار رسالت خويش به الگوهايي نظير «فقيه مجاهد» اقتدا نمايد.
روح بلندش شاد و راه پرافتخارش، پر رهبرو باد
* مسئول مرکز مشاوره حوزه علميه خراسان
فقيه مجاهد آيهاللهالعظمي فاضل لنکراني(ره) يکي از آن انوار تابناک است که درخشيد و طلاب فاضل و شاگردان ارزشمندي را تحويل جامعه اسلامي نمود. ايشان در دوران مبارزه عليه طاغوت و مظاهر ستم يکي از پيشتازان بودند و به پيروي از مبارزات امام راحل(ره) بارها توسط رژيم ستمشاهي دستگير، بازجوئي ، زندان و شکنجه شدند و رنج و مشقّت تبعيد را نيز در نقاط بدآب و هوا به جان خريدند. اگراز تمام کساني که او را ميشناختند، سؤال شود که بهترين خصوصيت او کدام بوده است، جملگي بر خلوص او انگشت تأکيد ميگذاشتند.
وي هيچگاه نسبت به مرجعيّت خود قدمي برنداشت و در طول 11 سال مرجعيّت، ابداً حتّي يک بار نگفت، در فلان جا مقلّد من زياد يا کم است و نپرسيد رساله من چاپ شده يا خير؟ البتّه نشر کتابهاي تخصّصي خود را زياد پيگيري مينمود، امّا درمورد رسالهاش يک بار هم سؤالي نکرد. بعد از رحلت آيهاللهالعظمي مرعشي نجفي(ره)، به اصرار جمع زيادي از فضلا و مردم، او چندين سال امامت جماعت حرم مطهّر حضرت معصومه(س) را بر عهده داشت و مکرر ميگفت: « براي من، اين نماز که هزاران طلبه در آن شرکت ميکنند و آن نمازي که قبلاً در مسجدي کوچک اقامه ميکردم، هيچ فرقي ندارد.»
شرح صدر و فروتني از ديگر خصايص مجاهد فقيه بود که تواضع و فروتني در وجودش موج ميزد و به قول اطرافيانش، آدم احساس ميکرد در عين حال قائل شدن حريم، با او احساس بي تکلّفي و خودماني مينمود. در جمع خانواده( برادرها و خواهرها) ميگفت و ميخنديد و شوخي ميکرد و با همه گرم ميگرفت.
با کمال تأسّف، جنبههاي عبادي او مانند وجود علمياش، شناخته شده نيست. چرا که او از نمايان شدن اين گونه مسائل دوري ميکرد و فقط نزديکان ميدانستند که او به(نوافل) (نمازهاي مستحبّي) تا آنجا که قواي جسمانياش ياري مينمود، پاي بند بود. امّا نکته شايان توجّه آن است که وي خدمت به مردم را عبادتي بزرگ ميدانست. غيبت نميکرد و از آن به جدّ پرهيز داشت. اگر کسي در حضورش لب به غيبت ميگشود، به هر طريق ممکن از آن جلوگيري ميکرد و حتّي اگر افراد خانواده نسبت به فردي حرفي ميزدند، شديداً با آنها برخورد ميکرد.
روحيه طلبگي واقعي و سادهزيستي و بيتکلّفي او هم نزد عام و خاص زبانزد بوده است. فرزند ايشان ميگويد: « آنچه از ابتدا تاکنون ديدم، اين است که ايشان سعي در يک زندگي ساده و در سطح طلبهها داشتند. ايشان سالهاي طولاني پس از تأهّل، حتّي زماني که تعداد فرزندانشان به 5 نفر رسيد، در منزل پدري و در دو اتاق زندگي ميکردند.»
توجّه ايشان به بحثهاي قرآني نيز فراوان بود. چنان که در روزهاي پنجشنبه و جمعه معمولاً درسهاي رسمي حوزهها تعطيل بود، موضوعات قرآني را مطرح مينمودند و همواره در جلسات درس خصوصي عمومي ميگفت: «يکي از آرزوهايم اين است که بتوانم، يک دوره تفسير قرآن بنويسم.»
عنايت ايشان به انقلاب، خطّ امام و رهبري نظام نيز يکي از ويژگيهاي برجستهي ايشان بود. حضور در راهپيماييهاي 22 بهمن و روز قدس، عليرغم کهولت سنّ و بيماري و شرکت در انتخابات هاي مختلف در ساعات آغازين رأيگيري و صدور بيانيههاي متعدّد در دعوت از مردم جهت شرکت در فرائض سياسي از مؤلّفههاي ارزشمند زندگي و حيات پربار ايشان است.
و اکنون به تعبير مقام معظّم رهبري در پيام تسليت به مناسبت ارتحال ايشان
«حوزه علميه، يکي از استوانههاي علمي و تحقيقي و يکي از استادان برجسته خود، و ملّت ايران، يکي از مراجع تقليد انقلابي، بيدار و پر تحرّک خود را از دست داد.»
بر نسل سوّم حوزههاست که در مسير ارزشمند و تأثير گذار رسالت خويش به الگوهايي نظير «فقيه مجاهد» اقتدا نمايد.
روح بلندش شاد و راه پرافتخارش، پر رهبرو باد
* مسئول مرکز مشاوره حوزه علميه خراسان
------------------------------------
فقيه مجاهد: تعبير رهبر معظم انقلاب از آيتالله العظمي فاضل لنکراني در پيام تسليت به مناسبت ارتحال ايشان
فقيه مجاهد: تعبير رهبر معظم انقلاب از آيتالله العظمي فاضل لنکراني در پيام تسليت به مناسبت ارتحال ايشان
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


