شاديهاي كودكانه در بوستان عموپورنگ
از او ميپرسم تو در زندگي واقعيات هم مثل اميرمحمد شيطون هستي؟ او جواب ميدهد: آره ولي ديگه نه اين قدر! ميپرسم: چقدر؟ بند انگشت اشارهاش را نشان ميدهد و ميگويد: اين قدر!
جام جم ـ احسان رحيمزاده: اگر بگوييم برنامه عموپورنگ در حال حاضر شادترين برنامه تلويزيون است حرف عجيبي نزدهايم. برنامههاي او تركيبي است از صداي قهقهه بچهها و ترانههاي شاد پورنگ و شيطنتهاي اميرمحمد و....احتمالا به همين خاطر است كه خيلي از بزرگترها هم در كنار بچهها به تماشاي برنامههاي پورنگ مينشينند.
نام برنامههايي كه پورنگ اجرا كرده در طول 7، 8 سال گذشته چندين بار تغيير كرده است. نام قبلي برنامه «فوقبرنامه» بود و الان به «دوستان بوستان پورنگ» تغيير يافته است، اما همه بچهها اين برنامه را با نام پورنگ ميشناسند. داريوش فرضيايي آن قدر با نام نمايشياش گرهخورده است كه كسي باورش نميشود او نامي جز «پورنگ» داشته باشد.
برنامه او جزو معدود برنامههاي حوزه كودكان است كه بهصورت زنده اجرا ميشود. حضور در پشت صحنه يك برنامه زنده هميشه جذاب و هيجانانگيز است، مخصوصا وقتي نفر اول آن برنامه، مجري پرطرفداري چون «عموپورنگ» باشد.
هشدار عموپورنگ درباره كلاهبردارها
با هماهنگيهاي انجام شده در روزهاي پاياني ماه مبارك رمضان همراه با عكاس روزنامه در پشت صحنه برنامه حاضر ميشويم. استوديويي كه واردش شدهايم 2 تا دكور مجزا دارد. يك طرفش دكور ماه عسل قرار گرفته و در طرف ديگرش دكور برنامه عموپورنگ.
چند ساعت مانده به آغاز برنامه استوديو شلوغ است و عوامل گروه مدام در حال رفت و آمد هستند. اميرمحمد و پورنگ هركدام يك برگه به دست گرفتهاند و دارند ديالوگهايشان را تمرين ميكنند.
اين استوديو فضاي شاد و كودكانهاي دارد. همان طور كه انتظار داشتم در اينجا با افرادي مواجه ميشوم كه همگي سرحال و خندان هستند.
چند دقيقه بعد بچههاي شركتكننده در برنامه اين قسمت با لباسهاي رنگارنگشان وارد استوديو ميشوند. محمدحسين خليفه كه مجري طرح و مدير توليد برنامه است بچهها را راهنمايي ميكند. او سعي ميكند با لحني كودكانه با آنها صحبت كند. از بچهها ميخواهد كه آدامس نجوند و وسط برنامه حرف نزنند. خليفه با صداي بلند اعلام ميكند كه همه صداي موبايلهايشان را ببندند. اميرمحمد ميگويد: نخير. خاموش كنن. نويز ميندازه.
خليفه واكنشهايي را كه بچهها بايد نشان بدهند با آنها تمرين ميكند. بچهها وقتي خبر قهر بودن 2 نفر را ميشنوند بايد تعجب كنند. وقتي هم عموپورنگ وارد صحنه ميشود همه بايد هورا بكشند.
عموپورنگ و تهيهكننده با هم در حال بحث و گفتگو هستند. عموپورنگ با نگراني درباره خبري كه صبح شنيده است تعريف ميكند: يك عده كلاهبردار هستند كه با خانوادهها تماس ميگيرند. آنها وعده ميدهند كه بچهها را به برنامه ما ميآورند و... .
داريوش فرضيايي ادامه ميدهد: امروز در برنامه هشدار ميدهم كه هيچ كس به حرف اينها توجه نكند و پولي به اين آدمها ندهد.
اميرمحمد، خردسالترين بازيگر نقش مكمل!
چند دقيقه پيش از آغاز ضبط برنامه فرصتي پيش ميآيد كه با «اميرمحمد متقيان» صحبت كنم. اميرمحمد را همه بچهها و حتي بزرگ ترها ميشناسند. او همان كودك شيطان و بامزه برنامههاي عموپورنگ است كه اين ور و آن ور ميپرد. از زماني كه وارد استوديو ميشويم او را زير نظر ميگيرم. اميرمحمد چندتا برگه دستش گرفته و راه ميرود و ديالوگهايش را حفظ ميكند. البته وسطش شيطنت ميكند و با هر كس كه دوروبرش باشد شوخي ميكند.
وقتي كه نوبت مصاحبه با او ميرسد ميآيد و چهار زانو روي مبل مينشيند. اميرمحمد متقيان آذر ماه كلاس سوم راهنمايي را به پايان رسانده و امسال وارد دبيرستان ميشود. او متولد آذر ماه سال 1374 است. از او ميپرسم تو در زندگي واقعيات هم مثل اميرمحمد شيطون هستي؟ او جواب ميدهد: آره ولي ديگه نه اين قدر! ميپرسم: چقدر؟ بند انگشت اشارهاش را نشان ميدهد و ميگويد: اين قدر وقتي با او صحبت ميكنم چند تا دختربچه و پسربچه طرفش ميآيند و ميخواهند با او عكس يادگاري بگيرند. چند نفر هم از او امضا ميگيرند.
او ميگويد، دوست دارد تا زماني كه عموپورنگ باشد در اين برنامه بماند. اميرمحمد دوست دارد درآينده بازيگر يا كارگردان شود. او كه از 8 سالگي در گروه نمايش مدرسهشان بازي ميكرده ميگويد: اگه كارگردان يا بازيگر بشم توي 80?سالگي ميگم من 72 ساله اين كارهام!
اميرمحمد از لطيفههايي كه خودش شنيده هم در برنامه استفاده ميكند. از او ميخواهم يكي از اين لطيفهها را تعريف كند. ميگويد: يه نفر تصادف كرده، ميان ملاقاتش، ميگن چي شده. ميگه اومدم سبقت بگيرم. يه ماشين داشت ميرفت. نگو داشت مياومد.
او موقع خداحافظي ميگويد: آقا ما ارادت داريم كيلو كيلو!
اميرمحمد در آغاز برنامه ترانهاي را ميخواند كه ترجمه منظوم سوره حمد است: «ما رو راهنمايي كه به سمت راهي كه درست و مستقيمه»
او اين ترانه را كامل ميخواند؛ اما روي ترانه «خوش?اومدي» فقط لب ميزند. خليفه شمارش معكوس شروع برنامه را اعلام ميكند. او از بچهها ميخواهد كه دستهايشان را بالاي سرشان ببرند و براي هورا كشيدن آماده شوند. هنگام ضبط برنامه هم از پشت صحنه به بچهها اشاره ميكند كه چه كاري بايد بكنند.
عموپورنگ ميزانسنپذير نيست
احمد درويش عليپور، كارگردان هنري برنامه «دوستان بوستان پورنگ» است. از او ميپرسم كه در اين برنامه چه وظايفي را بر عهده دارد. او ميگويد: از نظر ساختاري روي تعداد آيتمهاي برنامه و مدت زمان هر كدامشان نظارت دارم. همچنين درباره اين كه چقدر از آيتمها توليدي باشد و چقدرشان زنده، برنامهريزي ميكنم.
عليپور ادامه ميدهد: تمرين ديالوگها يك ساعت و نيم قبل از برنامه آغاز ميشود. بازيگران ما بيش از 85 درصد وفاداربه متن هستند. محمد سليمي سرپرستي نويسندگان را به عهده دارد. در اين مدت نزديك به 10 جلسه مشترك با نويسندگانمان داشتهايم. نويسندههاي ما براي 150 قسمت برنامه 150 تا متن نوشتهاند. برخي از متنها مناسبتياند و براي ايامي چون ماه مبارك رمضان، روز معلم، روزجهاني كودك و اعياد نوشته شدهاند.
دوربينهايي كه دور تا دور استوديو قرار گرفتهاند توجهم را جلب ميكند. برنامه با 4 تا دوربين متحرك ضبط ميشود. احتمالا سوييچ كردن اين نماها بايد كار سختي باشد؛ چون عموپورنگ در يك جا ثابت نميماند و مدام جايش را عوض ميكند.
عليپور اين نكته را تاييد ميكند و ميگويد: عموپورنگ ميزانسنپذير نيست، چون جنب و جوش زيادي دارد. نميتواني به او بگويي از نقطه «الف» به نقطه «ب» برو.
دشواريهاي حضور كودكان در استوديو
مهسا ايرانيان، دستيار كارگردان برنامه از شور و شوق بچهها براي شركت در برنامه تعريف ميكند. او ميگويد: اين بچهها شب قبل خبردار ميشوند كه فردايش قرار است مهمان عموپورنگ شوند. به گفته پدر و مادرشان شب از خوشحالي خوابشان نميبرد و فردايش از اول صبح التماس ميكنند كه آنها را به استوديو ببرند.
او از مشكلات حضور بچهها در يك برنامه زنده تعريف ميكند و ميگويد: كنترل بچهها سخت است. برخيها بيشفعال هستند و مدام به وسط صحنه ميآيند. برخي هم عموپورنگ را صدا ميكنند. اما حضور بچهها باعث گرمتر شدن يك برنامه زنده ميشود.
سعيد جهانيان هم نقش آش دايي را بازي ميكند. آش?دايي مخفف آشپز دايي است. او از اين لباسهاي بادي تنش ميكند و در نقش يك مرد چاق روي صحنه ميرود. در برنامه امروز قرار است آش دايي و اميرمحمد با هم قهر كنند.
رقابت پدرها و پسرها در مسابقه حضوري
وسط آيتمها كارتون پخش ميشود و گروه در اين زمان كوتاه فرصت پيدا ميكنند كه دكور را عوض كنند. يكي از بخشهاي برنامه، مسابقه حضوري است كه 2 پدر و 2پسر در آن شركت ميكنند. گروه يك نيمكت و چند صندلي عروسكي را وسط صحنه ميبرند. اميرمحمد هم در اين مدت گريمش را عوض ميكند. او لباسهاي قبلياش كه مربوط به نگهباني پارك بود درميآورد و نقش خودش را بازي ميكند. اميرمحمد يك شيشه محلول بيرنگ به دست گرفته و دارد گريم صورتش را پاك ميكند. او پيش داريوش فرضيايي ميرود و از او ميپرسد كه آيا ديالوگهايش را خوب ادا كرده يا نه. عموپورنگ روي شانهاش ميزند و كارش را تاييد ميكند.
اين برنامه مدام در حال تغيير است
مسلم آقا جانزاده، تهيهكننده برنامه علاوه بر تهيهكنندگي به جاي مديريت پارك هم صحبت ميكند. اگر برنامه «دوستان بوستان پورنگ» را ديده باشيد، حتما ميدانيد كه در فضاي پارك بلندگويي قرار گرفته كه گاهي پيامهايي از آن صادر ميشود. مسلم آقاجانزاده صحبتهايش را اين طوري شروع ميكند: براساس آخرين نظرسنجي سازمان صدا و سيما در زمستان سال گذشته، برنامه عموپورنگ پربينندهترين برنامه حوزه كودكان بوده است. از او ميپرسم راز موفقيت برنامه شما در چيست؟ او پاسخ ميدهد: خيليها در تلويزيون زوركي عمو و خاله شدهاند؛ اما اين قدر محبوب نشدهاند. عموپورنگ و اميرمحمد كاراكترهاي دلنشيني هستند. ضمن اين كه برنامه ما مدام در حال تغيير است. اين تغيير را شما ميتوانيد در دكورها، آيتمها و ترانههاي برنامه ببينيد. طراوت برنامه موجب ميشود كه بيننده خسته نشود.
عموپورنگ: هيچوقت فضاي برنامه را شلوغ نكردهايم
داريوش فرضيايي خيلي سرش شلوغ است. اما با اين حال دعوت ما را براي يك گفتگوي كوتاه ميپذيرد. از او درباره عنوان جديد برنامه يعني «بوستان دوستان پورنگ» ميپرسم. او پاسخ ميدهد: فضاي قبلي برنامه موقتي بود. قرار بود يك فضاي بازي بچهها ايجاد كنيم. پارك يك مكاني براي تفريح و سرگرمي است. دوستان هم معناي شعف و شور و شادي را ميرساند. پارك بهانهاي است براي دور هم جمع شدن و شادي كردن. ما به جاي واژه لاتين پارك كلمه فارسي بوستان را انتخاب كرديم. داخل اين بوستان دستمان خيلي باز است.
فرضيايي با بيان اين كه در درازمدت شخصيتهاي جديدي را به نمايشهاي برنامه خواهيم آورد توضيح ميدهد: اين برنامه 150 قسمت دارد. هيچوقت فضاي برنامه را شلوغ نكردهايم. اما دوست داريم از همه عناصر به نحو احسن استفاده كنيم. شلوغ كردن بيفايده است. بايد كساني را بياوريم كه استعداد بازي در 2، 3 نقش مختلف را داشته باشند. الان چون فضايمان خلوت است، من راحتترم. من و اميرمحمد پس از چند سال همديگر را كاملا پيدا كردهايم. ما جاي خالي هم را پر ميكنيم. لزومي ندارد كه دنبال يك جايگزين بگردم. مكمل اصلي من اميرمحمد است. اما دوست دارم براي تنوع كار يك نفر ديگر در كنارمان باشد.
ساير عوامل
كارگردان: احمد درويش عليپور، دستيار كارگردان: مهسا ايرانيان، سرپرست نويسندگان: محمد سليمي، آهنگساز: مهرداد نصرتي، شاعر: شكوه قاسمنيا و تهيهكننده: مسلم آقاجانزاده.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



