عدهای از راهکارهای رهبری عبور میکنند
گفتوگو با حجتالاسلام علوی
کد خبر: ۱۲۰۶۲۹
| | 4229 بازدید
همزمان با برگزاری هشتمین اجلاسیه مجلس خبرگان رهبری در چهارمین دوره خود با یکی از اعضای مجلس خبرگان همراه شدیم تا به بررسی وضعیت کشور در آغاز دهه چهارم انقلاب و نقش این نهاد مهم در حل مشکلات گفت و گویی داشته باشیم.
حجتالاسلاموالمسلمین سید محمود علوی معتقد است مجلس خبرگان تاکنون به نحو مناسبی به وظیفه خود عمل کرده است. نمانیده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری در گفتوگو با «خبر» با مروری بر مواضع یک سال اخیر مقام معظم رهبری بر نکتهای حائز اهمیت تاکید کرد. او به شکل گیری جریانی اشاره کرد که از برخی رهنمودهای رهبری عبور کرده و بر اساس خواستههای خود عمل میکنند.
گفتوگوی خبر با نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری را در ادامه میخوانید:
• به نظر شما مجلس خبرگان رهبری چه پتانسیلهایی دارد که تا کنون نتوانستیم از آن به صورت مطلوب استفاده کنیم؟
با توجه به اینکه مجلس خبرگان مجموعهای از علما و نخبگان اند و از نظر علمی یا باید مجتهد مطلق باشند یا مجتهد متجزی اینکه دارای پتانسیلهای بالایی است تردیدی وجود ندارد اما آنچه که مجلس خبرگان باید انجام دهد بر اساس پتانسیل و توان بالقوه اش نیست بلکه بر اساس وظایفی است که در قانون اساسی برای آن مشخص شده است.
بر اساس قانون اساسی مجلس خبرگان در شرایط فقدان رهبری عهده دار تشخیص فرد واجد شرایط رهبری و انتخاب آن برای رهبری است. بعد از آن نیز با توجه به اینکه تا زمانی که رهبری در شرایط باقی باشد بر ولایت نیز باقی است عملا اعضای مجلس خبرگان رهبری مانند سایر امت اسلامی و ملت مسلمان ایران باید پیرو رهبری بوده و از رهبری تبعیت کنند و مانند نمایندگان شورای اسلامی هنگامی که قانونی را تصویب میکنند، پس از اینکه آن قانون به تصویب رسید و صورت قانونی پیدا کرد، این نمایندگان باید به آن قانون عمل کنند و چون قانون مصوب آنها است اختیار خاصی برای تخطی از آن قانون برای آنها به وجود نمیآید. بلکه باید آنان حرمت آن قانون را بیشتر حفظ کنند. نمایندگان مجلس خبرگان نیز باید حرمت رهبری منتخب خود را بیشتر حفظ کرده و در تبعیت و پیروی از ولی فقیه از دیگران جدی تر و پیش قدم باشند.
ولی زمانی که رهبری یک شرط یا شرایط خود را از دست دهد بر اساس اصل صد و یازدهم قانون اساسی تشخیص اینکه رهبری شرطی را از دست داده یا در انجام وظایف قانونی خود ناتوان شده بر عهده مجلس خبرگان گذاشته شده است.
برخی از این امر نظارت بر عملکرد رهبری را استنتاج میکنند. مجلس خبرگان آن طوری که مجلس شورای اسلامی بر وزارت خانهها و دولت نظارت دارد بر جزییات عملکرد رهبری نظارت ندارد، بلکه نظارت بر استمرار شرایط در وجود شخص رهبر دارد. اگر مجلس خبرگان در مواردی به نظارت عملکردی بپردازد از باب این است که از آن عملکرد استنتاج کند که شرایط به قوت خود باقی است و الا نظارت عملکرد رهبری در قانون اساسی برای مجلس خبرگان پیش بینی نشده است. به همین خاطر پتانسیل مجلس خبرگان تعیین کننده نقش او نیست تا بگوییم چه پتانسیلهایی دارد که ما نتوانستیم از آن استفاده کنیم بلکه وظایفی که در قانون اساسی برای آن مشخص شده تعیین کننده است.
بر اساس آنچه در قانون اساسی معین شده فکر میکنیم مجلس خبرگان تا کنون به نحو مناسبی به وظیفه خود عمل کرده است. هم در شرایط فقدان رهبری بدون فوت وقت رهبر جامع الشرایط را مشخص و از بین مجتهدین موجود جامع ترین فرد را انتخاب کرده و بعد از آن هم با رهبر همراهی داشته است و در تحکیم پایههای ولی فقیه تلاش کرده و همواره تحکیم کننده پایههای ولایت فقیه که ستون میانی خیمه انقلاب اسلامی است، بوده است.
از سوی دیگر مجلس خبرگان همواره در پایان اجلاسیههای خود بیانیهای صادر میکند که به اهم مسایل کشور اشاره و در ارتباط با آن موضع میگیرد که تا کنون مجلس خبرگان نسبت به مسایل مختلف کشور حساسیت به خرج داده و مواضع خود را در بیانیه پایانی اعلام کرده و در این زمینه به نظر میرسد پتانسیلی که استفاده نشده باشد وجود ندارد.
• در رابطه ورود مجلس خبرگان و اعضای این نهاد نخبه به مسایل مختلف کشور آیا نقشی در قانون مشخص شده است؟
به عنوان مجلس خبرگان و از این جایگاه و شخصیت حقوقی، قانون اساسی چیزی را برای مجلس خبرگان پیش بینی نکرده است. ولی از آن جایی که نمایندگان مجلس خبرگان به لحاظ شخصیت حقیقی شان جزو عناصر موثر نظام اند و دارای شان و جایگاه خاص خود هستند طبیعی است که نمیتوانند نسبت به مسایل نظام بی تفاوت بوده و مجاز هستند نظرات خود را ابراز کنند. منتها نه به عنوان جایگاه حقوقی مجلس خبرگان، با عنوان نماینده مجلس خبرگان ولی نظر شخصی خود را به عنوان یک شخصیت حقوقی و از جایگاه حقیقی مسایل مختلف کشور را مورد توجه قرار داده که طبیعی است این دست اظهارنظرها به کلیت مجلس خبرگان ارتباطی پیدا نمیکند بلکه نظرات شخصی اعضای مجلس خبرگان است. البته عضویت مجلس خبرگان به این اظهارنظرها وزن و بهای خاص خود را میدهد.
• شما در پاسخ به سوال اول به بیانیه پایانی هر اجلاس اشاره داشتید. اجرای مواردی که در این بیانیه پایانی اشاره و مواردی که نسبت به آن هشدارهایی داده میشود، چه ضمانتی دارد؟ چه میزان این اطمینان وجود دارد که مسئولان امر به موارد مورد تاکید مجلس خبرگان توجه خواهند داشت؟
زمانی ما میتوانیم صحبت از ضمانت اجرایی یک بیانیه یا یک قطع نامه کنیم که از یک مرجع تصمیم گیری صادر شود و حالت دستور الزامی داشته باشد. مجلس خبرگان رهبری نه دارای چنین جایگاهی است نه از چنین جایگاه بیانیههای خود را صادر میکند. بلکه بیانیه تنها بیان یک سلسله مواضع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره است که با توجه به وزن و جایگاه مجلس خبرگان که در بیان امام و رهبری یکی از مهم ترین مجالس کشور است، طبیعی است که تاثیر گذاری خواهد داشت. در عالم اجرا نیز هر چند بیانیههای مجلس خبرگان جنبه الزامی ندارد ولی خواه، نا خواه با توجه به اهمیت مجلس خبرگان تاثیر خود را میگذارد. مانند بیانیه سازمان ملل میماند که بیانیه هاشان جنبه الزامی ندارد ولی با توجه به جایگاه سازمان ملل متحد تاثیر خود را میگذارد. بیانیه مجلس خبرگان در رابطه با مسایل مختلف کشور از چنین جایگاهی برخوردار است.
• به عنوان یک عضو مجلس خبرگان رهبری فکر میکنید فضای سیاسی فعلی کشور دارای چه ویژگیهایی است و چه مشکلاتی وجود دارد؟
خواه، نا خواه در یک زندگی جمعی، در یک کشور و یک نظام سیاسی مشکلات وجود دارد. فلسفه فعالیت تشکلهای سیاسی نیز در جهت حل این مشکلات است. در هر شرایط حرکت در جهت حل مشکلات باید در یک چهارچوب حساب شده، عقلایی و خردورزانه باشد و از بکار گیری سلایق مختلف خودداری شود. طبیعی است اگر هر کسی بخواهد یک چهارچوب خاصی را بر اساس تشخیص خود تعریف و عملیاتی نماید سر از چندگانه گی در راه حلها و مسایل ایجاد میکند که نمیتواند در حل مشکلات تاثیر خوبی داشته باشد. بنابراین باید یک ساختار عقلایی پیدا کند که در کشور ما محوریت این ساختار به ولایت فقیه و مقام معظم رهبری سپرده شده است که هم یک مجتهد جامع شرایط هستند و از هر حیث دارای قابلیتهای ستودنی میباشد. ایشان در رابطه با مشکلات کشور رهنمودهایی دارند. تاکید ایشان بر وحدت و حرکت در چهارچوب اصول و قوانین و مقرارت میباشد که در شرایط مختلف با اشرافی که به مسایل دارند ارایه میکنند که اگر همه نیروهای سیاسی در چهارچوب رهنمود و خط ایشان حرکت کنیم معتقدم بسیاری از مشکلات که از اختلاف در سلایق و نظرات گوناگون سرچشمه میگیرد در این جایگاه میتواند به وحدت تبدیل شده و حرکت در جهت حل عقلایی مشکلات شتاب بیشتر بگیرد.
• به توصیه مقام معظم رهبری برای حل مشکلات اشاره کردید. ایشان در شرایط مختلف کشور به اقشار مختلف توصیههای بسیار داشتهاند ولی همواره شاهد برخورد سلیقهای با این توصیهها بودیم و هر کس با توجه به سلایق سیاسی خود این توصیهها را تفسیر میکند. به عقیده شما نخبگان سیاسی در این زمینه باید چه عکس العملی داشته باشند؟
اینکه نظریات و سلایق مختلف است امر طبیعی است. این که نظریات و سلایق مختلف توسط شخصیتهای مختلف سیاسی در جای خود بکار گرفته شود نیز پذیرفته شده است. اما زمانی که رهنمودی از سوی مقام معظم رهبری ارایه شد دیگر همه باید نظرات و سلایق خود را کنار گذاشته و به آن رهنمود عمل کنند و حتی در ادامه مسیر خود در چهارچوب نظرات و سلایق خود به توجیح برای عبور از رهنمودهای مقام معظم رهبری هم نپردازند؛ چون بسیار دیده میشود افراد، شخصتها و چهرههایی با یک سلسله توجیحات از رهنمودهای مقام معظم رهبری عبور میکنند که این مسئله موجب ادامه مشکلات و عدم حل آنها میشود.
اگر مشاهده کنید میبینید که خود مقام معظم رهبری در سیر رهنمودهایشان از این وضعیت گلایه مند هستند و انتظار ندارند که افراد از یک سو داعیه ولایت مداری را داشته و ادعای پیروی از مقام معظم رهبری و حرکت در خط ایشان داشته باشند و از طرف دیگر با یک سلسه توجیحها از رهنمودهای ایشان عبور کنند.
مثلا مقام معظم رهبری در مقاطعی به صورت یک رهنمود تاکید بر وحدت کردند که همه باید وحدت را حفظ کنند که برخی با یک سلسله توجیحها سعی در عبور از این توصیه کردند. مقام معظم رهبری در دوم تیرماه امسال در دیدار با اساتید بسیجی دانشگاهها فرمودند من با هر گونه حرکت، اقدام و سخنی که بر وحدت جامعه اثر منفی بگذارد ولو با نیت صادقانه مخالف هستم و هر کس بخواهد نظر من را بداند آگاه باشد که نظر من این است. این نحوه بیان نشان میدهد افرادی با توجیحاتی سعی کردند از قبیل اینکه مقام معظم رهبری یک وظیفه دارند و ما یک وظیفه و یا اینکه آنچه مقام معظم رهبری در سخنرانیهای شان میگویند مواضع آشکار شان است و ما مواضع غیرعلنی ایشان را عمل میکنیم که مقام معظم رهبری بارها این امر را رد کرده و فرمودند اینکه گفته شود غیر از مواضعی که اعلام میشود مواضع دیگری وجود دارد، چنین نیست. بلکه مواضع همین است که اعلام میشود. ایشان با این بیان نشان دادند از افرادی که با توجیحات بسیار سعی در عبور از رهنمودهایشان دارند رضایت خاطر نداشته و به این صورت تاکید کردند بر اینکه با هیچ توجیحی نبایستی دعوت و رهنمود ایشان به وحدت در اقشار مختلف جامعه به ویژه بین نخبگان و سیاسیون را مختل کرده و با هیچ توجیحی موافق نیستند و لذا این بیان را بکار بردند.
ایشان بعد از اینکه دیدند حتی این بیان ایشان هم نادیده گرفته میشود و با توجیحاتی از آن عبور میشود در ماه مبارک رمضان در دیدار با کارگزاران نظام فرمودند که امروز حفظ وحدت یک فریضه است و کسانی که تعمد دارند بین مسئولان نظام اختلاف بیاندازند مرتکب خلاف شرع میشوند. این امر نشان میدهد که مقام معظم رهبری دیگر نه تنها از جایگاه رهبر سیاسی بلکه از جایگاه یک مرجع تقلید اقدام به صدور فتوا میکنند و بحث حلال و حرام را مطرح میکنند که تفرقه افکنی حرام و حفظ اتحاد و وحدت یک واجب است.
این نحوه بیان نشان میدهد مقام معظم رهبری از عبور رهنمودهایشان خشنود نیستند. ما نباید از رهنمودهای ایشان با هر توجیحی عبور کرده و رهنمودهای ایشان را بلااثر کنیم. یا اگر فرمودند به شایعه پراکنی پرداخته نشود و درباره افراد در جامعه شایعه پخش نشود و از رییس قوه مقننه، رییس جمهور، رییس قوه قضاییه،رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام نام بردند و فرمودند اینها مسئولان نظام اند و نباید راجع به این شخصیتها شایعه پراکنی شود. مردم باید به این شخصیتها اعتماد داشته تا بتوانند به زندگی و آینده دلگرم و امید داشته باشند. اما دیدیم که بلافاصله افرادی آمده و رهنمود مقام معظم رهبری را از تاثیر انداخته و عنوان کردند شایعه پراکنی نکنید و نقد کنید. همان رفتاری که مقام معظم رهبری تحت عنوان شایعه پراکنی از آن نهی کرده بودند این بار تحت عنوان نقد ادامه یافت که طبعا این مسئله مورد خشنودی و رضایت مقام معظم رهبری نیست. لذا میبینیم مقام معظم رهبری در دیدار با بسیج اساتید فرمودند که پیامبر اکرم اسلام از سنگسار یک زناکار با اصحاب خود باز میگشتند که یکی از اصحاب به دیگران گفت این زناکار مانند سگ مرد. چند قدم که رفتند به لاشه مرداری رسیدند. رسول اکرم به آنها گفتند که از این لاشه مردار بخورید. آنها گفتند که یا رسول الله از لاشه مردار نمیتوان خورد. حضرت فرمود آن صحبت از خوردن لاشه مردار بدتر بود.
این بیان مقام معظم رهبری در واقع نوعی ابراز نارضایتی درباره خودداری از شایعه پراکنی بود که با توجیحی از آن رهنمود عبور شده است. مصیبتهایی که ما میکشیم این است متاسفانه عدهای که میبایست بیش از دیگران به توصیههای مقام معظم رهبری توجه کنند و وقتی ایشان میفرمایند شایعه پراکنی نکنید هنگامی که حتی یک نقد صحیح نیز ممکن است شائبه شایعه پراکنی را پیدا کند به احترام مقام معظم رهبری حتی از طرح آن نقد نیز خودداری کنند ولی شاهد هستیم که همان روش اشتباه را با توجیحی که ما شایعه پراکنی نکرده بلکه نقد میکنیم ادامه میدهند. مشکلات از اینجا به وجود میآید. اگر ما این را رعایت کنیم قطعا حرکت در جهت حل مشکلات صورت خواهد گرفت.
ما نباید با توجیح از رهنمودهای مقام معظم رهبری عبور کنیم و نه از رهنمودهای ایشان خدایی ناکرده سوء استفاده کنیم. اینکه ایشان در دیدار اخیرشان با دانشجویان فرمودند ما بهاندازه همان پایبندی افراد به اصول وصل هستیم، برای این بود که افرادی از دعوت مقام معظم رهبری به وحدت سوء استفاده نکنند و برای روش غلط و خارج از چهارچوبهای ارزشهای نظام و بیمه کردن خود مقابل حملات نیروهای متعهد؛ از رهنمودهای مقام معظم رهبری در این زمینه سوء استفاده نکنند. مقام معظم رهبری با این بیان خواستند تا برخی از رهنمودهای ایشان مقابل انتقادهای به جای نیروهای متعهد حاشیه امنی نکنند.
• مقام معظم رهبری بیش از یک سال بر مقوله وحدت تاکید دارند. فکر میکنید بعد از گذشت این مدت چقدر وحدت مد نظر رهبری محقق شده است؟
در حقیقت ما در این زمینه امتحان خوبی پس ندادیم و نخبگان ما در این زمینه کمتر به رهنمودهای مقام معظم رهبری توجه داشتند. با کمال تاسف رهنمودهای ایشان جدی گرفته نمیشود و هر کسی با توجیح و دلایل خود رهنمودهای ایشان را دور و از آن عبور کرده و کار خود را انجام میدهند. ولی در مجموع رهنمودهای مقام معظم رهبری باعث شد افرادی که خیلی پررنگ بر طبل اختلاف میکوبیدند و باعث ایجاد شکاف در وحدت بین سطوح جامعه و به خصوص نخبگان میشدند در این معذور قرار گرفتند که دیگر نتوانند این سخنان خود را راحت مطرح کرده و لااقل در لفافه این مسایل را مطرح کنند. یا بستر و زمینه اختلاف افکنی را تا حد زیادی از دست بدهند که همین مقدار ناشی از رهنمودهای مقام معظم رهبری بود.
• از یک سال گذشته در کشور شاهد یکسری نزاعهای سیاسی در کشور بودیم که به نظر میرسد عدهای به دنبال آن هستند که این دعواها را به مجلس خبرگان نیز بکشانند. برای پایان دادن به این نزاعها باید به چه مسایلی توجه داشت و چه کار کرد؟
در رابطه با مجلس خبرگان عرض کنم که اعضای این مجلس انسانهای جا افتاده و انسانهای علمی هستند. دارای شان و موقعیت اجتماعی بوده و نوعا به لحاظ سن در شرایطی اند که حالتهای احساساتی و شعاری را پشت سر گذاشته و سخنی که میگویند از یک خاستگاه عقلانی و خردورزانه نشات میگیرد.
به همین خاطر نزاعهایی که بیشتر منبعث از حالتهای احساسی است بین خبرگان شکل نمیگیرد. لذا همواره جلسات مجلس خبرگان از یک فضای معقول، منطقی و موجهی برخوردار بوده و کمتر شاهد نزاعها و مجادلاتی که در محافل و مجالس دیگر ممکن است به چشم بخورد، بودیم. این است که نوعا اگر در بین اعضای مجلس خبرگان اختلاف نظر که امر طبیعی است، وجود داشته باشد در برخورد با این نظرات مختلف با یک رویهای عقلایی،منطقی و به اصطلاح علمایی و طلبهای برخورد میکنند. تاکنون دیده نشده است که کسی را به خاطر نظرش مورد اعتراض قرار دهند و اگر احیانا با اعضایی از مجلس خبرگان که میتوانم بگوییم تنها یک مورد بود برخوردی وجود داشت به خاطر این بود که اعضای مجلس خبرگان احساس کردند هنجارها و حرمتهایی که میبایست از سوی اعضای مجلس خبرگان در نظر گرفته شود، رعایت نشد. برخورد مجلس خبرگان در این گونه موارد منحصرا برخورد با اظهارنظر نبوده بلکه برخورد با نوعی هنجارشکنی بود. زیرا که انتظار دارند حداقل صحبتها و بیانات اعضای مجلس خبرگان طوری نباشد که جنبه هنجارشکنانه داشته باشد.
• در خصوص رفع نزاعهای سیاسی که در کشور وجود دارد فکر میکنید باید چه سیاستی را در پیش گرفت؟
فضای جامعه یکی تودههای مردم هستند که همواره این امتحان را پس دادند که گوش به فرمان مقام معظم رهبری اند و به رهنمودهای مقام معظم رهبری بها داده و به آنها پایبند هستند. بعد از انتخابات ریاست جمهوری التهاباتی وجود داشت که الان شاهد هستیم که این التهابها در بین جامعه و تودههای مردم در حد بسیار بالا و قابل توجهای فروکش کرده و روابط خانوادگی و اجتماعی مردم با همدیگر نسبت به سال گذشته بسیار بهبود پیدا کرده است که این نشان میدهد تودههای مردم رهنمودهای مقام معظم رهبری را جدی گرفته و تا حد زیادی به آن جامعه عمل میپوشاندهاند.
این مسئله نشان میدهد که ما در ارتباط با تودههای مردم و کلیت جامعه مشکلی نداریم. مسئلهای که هست در ارتباط با نخبگان جامعه و عناصر اثرگذار سیاسی است که انتظار مردم این است اینها به رهنمودهای مقام معظم رهبری بیشتر بها داده و به رهنمودهای ایشان جدی تر عمل کنند. منتها یکسری این انتظار جامعه را برآورده نمیکنند. آن اهمیتی که بایستی بدهند نمیدهند. ضرر این مسئله و دود آن به چشم مردم میرود. جامعه ضرر میکند. امیدوار هستیم نخبگان هم همانند تودههای مردم رهنمودهای مقام معظم رهبری را جدی بگیرند. این امر مسئلهای است که مورد تاکید مراجع تقلید نیز میباشد. در مواضع مراجع اخیرا دیدم که روی جدی گرفتن رهنمودهای مقام معظم رهبری در زمینه وحدت و حفظ وحدت و حرکت در این مسیر در جامعه تاکید دارند که امیدواریم انتظار مراجع، علما و مردم توسط نخبگان سیاسی جامعه مورد توجه قرار گرفته و شاهد روند امیدوار کننده تر برای مردم و مسرت بخش تر برای مقام معظم رهبری، علما و مراجع باشیم.
• اخیرا مجلس شورای اسلامی و دولت بر سر یک سری مسایل مباحثاتی را شروع کردند که باعث نگرانیهایی در جامعه شده است. مجلس از برخی رفتارهای دولت تعبیر به قانون گریزی میکند. راهکار گذار از این فضا چیست؟
قانون در جوامع مختلف جایگاه محترم خود را دارد. اگر قانون در جامعهای محترم شمرده نشود دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود. مقام معظم رهبری همواره بر این نکته تاکید داشتهاند که اگر مطلبی به صورت قانون درآمد باید همه به آن پایبند باشند و اگر چنانچه نسبت به آن حرفی دارند اولا باید این حرف کارشناسی را توسط نمایندگانی که در مجلس دارند- هر کدام از وزارت خانهها نماینده امور مجلس دارند، ریاست محترم جمهوری نیز معاونت امور حقوقی و مجلس دارد- در مرحله تصویب قانون بیان و نظرات خود را مطرح کنند و بر تصویب آن تاثیر بگذارند.
شناختی که ما از نمایندگان مجلس شورای اسلامی داریم آنها را انسانهایی دارای عناد و لجاجت نمیبینیم که اگر حرف منطقی را بشنوند آن را ترتیب اثر ندهند.
هنگامی که حرفها شنیده و مطلبی تبدیل به مصوبه شد یعنی حاصل عقل جمعی منتخب مردم شد دیگر باید به آن بها داد. اینکه بگوییم نمایندهای با چند هزار رای نماینده شده است و این فرد نمیتواند ریاست محترم جمهوری با مقدار رای بالاتر توصیه به اجرای قانون کند تحلیل صحیحی از قانون نیست. اگر این تحلیل را بپذیریم فرضا اگر وزیر خارجه کشورمان به چین بروند باید رئیس ادارهای را بفرستند. چون کشور ما هفتاد میلیون جمعیت دارد ولی کشور آنان یک میلیارد و سیصد میلیونی است. در دنیا این گونه محاسبهها نمیشود، اولا رئیس جمهور میتواند نظر خود را در مجلس بیان کند. بسیاری از مصوبات مجلس قبل از تصویب با نظرات دولت و نمایندگان دولت دستخوش تغییر شده و با نظرات دولت هماهنگی بیشتر پیدا میکند. ثانیا زمانی که مصوبهای قانون شد باید به مرحله اجرا در بیاید و همزمان دولت میتواند با ارسال یک سلسله اصلاحیههایی به مجلس درخواست مواردی را بکند که نسبت به آن اعتراض و یا جای تامل و انقلت دارد.
اینکه مطلبی بعد از اینکه به قانون تبدیل شد حرمتش نادیده گرفته شود و به دلیل اینکه با نظرات ما همسو نیست از اجرای آن خودداری شود نمیتواند روند صحیحی را ایجاد کند. در کشور یک سنگ کجی را بنا میگذارد که تا ثریا دیوار کج خواهد رفت. این مسئله به هیچ وجه پذیرفته نبوده و به لحاظ عقلایی قابل قبول نیست. فرقی هم نمیکند چه کسی این کار را بکند. مقام معظم رهبری نیز بارها و بارها این مسئله را مطرح کرده و بر التزام به قانون و قانونگرایی تاکید داشته و از قانون گریزی بازداشتهاند. اما برای اینکه بالاخره قانون امکان اجرا داشته باشد این وظیفه نمایندگان محترم مجلس است، هنگامی که به مصوبهای رای میدهند بنا به فرموده مقام معظم رهبری باید جنبه اجرایی آن را نیز در نظر بگیرند که آیا دولت توان اجرای آن را دارد یا نه. در عرصه قانونگذاری چه دولت و چه مجلس نباید با قانون سیاسی برخورد کنند. اگر فنی و کارشناسی برخورد شود چه از سوی دولت و چه از سوی مجلس شاهد حل بسیاری از این موارد و ذوب شدن بسیاری از یخهای موجود در روابط مجلس و دولت خواهیم بود.
• با توجه به کمسیونها و کمیتههای مشترکی که در این زمینه تشکیل شده است ولی کماکان مشکلات وجود دارد. فکر میکنید بالاخره باید چه کار کرد؟
من معتقدم که همین کمیتهها و نشستهای مشترک دولت و مجلس تاثیرگذار بوده است. اگر این کمیتهها و جلسات مشترک نبود ما شاهد وضعیتی بدتر از اینها میبودیم و در واقع این اقدامات تاثیر گذاشته و بسیاری از موارد حادی که امکان داشت به وجود بیاید با این تدابیر به وجود نیامده و آسیبها نسبتا کاهش یافته است.
• اولویتهایی که میبایست در دستور کار نخبگان سیاسی قرار بگیرد از دیدگاه شما چیست؟
فکر میکنم ما به حساسیتهای مقام معظم رهبری نگاه کنیم و ببینیم که ایشان روی چه مسایلی حساسیت دارند. مقام معظم رهبری در هر صحبتی که مطرح میکنند روی مواردی انگشت میگذارند. فکر میکنم الان مقام معظم رهبری در سخنرانیهای مختلف روی وحدت انگشت گذاشتند و یکی روی اخلاق سیاسی. یعنی اینکه در تعاملات سیاسی خود با همدیگر اخلاق سیاسی را رعایت کرده و از تهمت زدن، بازی با حیثیت، عیب جویی، شایعه پراکنی، ایجاد سوء ظن به همدیگر، آسیبهایی که در حرکتهای سیاسی با اندک غفلتی ممکن است دامن ما را آلوده کند، پرهیز داشته باشیم و با بصیرت به این مسائل نگاه کرده و پیش برویم.
آنچه که ما باید به عنوان کلی ترین اولویت به آن بها دهیم حرکت در چهارچوب رهنمودهای مقام معظم رهبری و حرکت روی این ریل است. هر کس روی این ریل حرکت کند از نظر ما پذیرفته است و به عنوان یک نیروی خودی تلقی میکنیم. اما اینکه افرادی خدایی ناکرده ولو اینکه دایه ولایت مدرای داشته باشند اما خارج از این ریل حرکت کنند نمیتوان آنها را به عنوان نیروهایی که در چهارچوب ولایت و خط رهبری عمل میکنند به حساب آورد و اگر ناآگاهانه این گونه عمل میکنند باید تجدید نظر کنند و اگر آگاهانه این طور عمل میکنند باید بدانند ملت با کسی تعارف ندارد و با هر کسی که از خط خارج شوند ولو اینکه دایه ولایت مداری داشته باشد قطعا تکلیف خود را با او روشن و مشخص خواهد کرد.
حجتالاسلاموالمسلمین سید محمود علوی معتقد است مجلس خبرگان تاکنون به نحو مناسبی به وظیفه خود عمل کرده است. نمانیده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری در گفتوگو با «خبر» با مروری بر مواضع یک سال اخیر مقام معظم رهبری بر نکتهای حائز اهمیت تاکید کرد. او به شکل گیری جریانی اشاره کرد که از برخی رهنمودهای رهبری عبور کرده و بر اساس خواستههای خود عمل میکنند.
گفتوگوی خبر با نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری را در ادامه میخوانید:
• به نظر شما مجلس خبرگان رهبری چه پتانسیلهایی دارد که تا کنون نتوانستیم از آن به صورت مطلوب استفاده کنیم؟با توجه به اینکه مجلس خبرگان مجموعهای از علما و نخبگان اند و از نظر علمی یا باید مجتهد مطلق باشند یا مجتهد متجزی اینکه دارای پتانسیلهای بالایی است تردیدی وجود ندارد اما آنچه که مجلس خبرگان باید انجام دهد بر اساس پتانسیل و توان بالقوه اش نیست بلکه بر اساس وظایفی است که در قانون اساسی برای آن مشخص شده است.
بر اساس قانون اساسی مجلس خبرگان در شرایط فقدان رهبری عهده دار تشخیص فرد واجد شرایط رهبری و انتخاب آن برای رهبری است. بعد از آن نیز با توجه به اینکه تا زمانی که رهبری در شرایط باقی باشد بر ولایت نیز باقی است عملا اعضای مجلس خبرگان رهبری مانند سایر امت اسلامی و ملت مسلمان ایران باید پیرو رهبری بوده و از رهبری تبعیت کنند و مانند نمایندگان شورای اسلامی هنگامی که قانونی را تصویب میکنند، پس از اینکه آن قانون به تصویب رسید و صورت قانونی پیدا کرد، این نمایندگان باید به آن قانون عمل کنند و چون قانون مصوب آنها است اختیار خاصی برای تخطی از آن قانون برای آنها به وجود نمیآید. بلکه باید آنان حرمت آن قانون را بیشتر حفظ کنند. نمایندگان مجلس خبرگان نیز باید حرمت رهبری منتخب خود را بیشتر حفظ کرده و در تبعیت و پیروی از ولی فقیه از دیگران جدی تر و پیش قدم باشند.
ولی زمانی که رهبری یک شرط یا شرایط خود را از دست دهد بر اساس اصل صد و یازدهم قانون اساسی تشخیص اینکه رهبری شرطی را از دست داده یا در انجام وظایف قانونی خود ناتوان شده بر عهده مجلس خبرگان گذاشته شده است.
برخی از این امر نظارت بر عملکرد رهبری را استنتاج میکنند. مجلس خبرگان آن طوری که مجلس شورای اسلامی بر وزارت خانهها و دولت نظارت دارد بر جزییات عملکرد رهبری نظارت ندارد، بلکه نظارت بر استمرار شرایط در وجود شخص رهبر دارد. اگر مجلس خبرگان در مواردی به نظارت عملکردی بپردازد از باب این است که از آن عملکرد استنتاج کند که شرایط به قوت خود باقی است و الا نظارت عملکرد رهبری در قانون اساسی برای مجلس خبرگان پیش بینی نشده است. به همین خاطر پتانسیل مجلس خبرگان تعیین کننده نقش او نیست تا بگوییم چه پتانسیلهایی دارد که ما نتوانستیم از آن استفاده کنیم بلکه وظایفی که در قانون اساسی برای آن مشخص شده تعیین کننده است.
بر اساس آنچه در قانون اساسی معین شده فکر میکنیم مجلس خبرگان تا کنون به نحو مناسبی به وظیفه خود عمل کرده است. هم در شرایط فقدان رهبری بدون فوت وقت رهبر جامع الشرایط را مشخص و از بین مجتهدین موجود جامع ترین فرد را انتخاب کرده و بعد از آن هم با رهبر همراهی داشته است و در تحکیم پایههای ولی فقیه تلاش کرده و همواره تحکیم کننده پایههای ولایت فقیه که ستون میانی خیمه انقلاب اسلامی است، بوده است.
از سوی دیگر مجلس خبرگان همواره در پایان اجلاسیههای خود بیانیهای صادر میکند که به اهم مسایل کشور اشاره و در ارتباط با آن موضع میگیرد که تا کنون مجلس خبرگان نسبت به مسایل مختلف کشور حساسیت به خرج داده و مواضع خود را در بیانیه پایانی اعلام کرده و در این زمینه به نظر میرسد پتانسیلی که استفاده نشده باشد وجود ندارد.
• در رابطه ورود مجلس خبرگان و اعضای این نهاد نخبه به مسایل مختلف کشور آیا نقشی در قانون مشخص شده است؟
به عنوان مجلس خبرگان و از این جایگاه و شخصیت حقوقی، قانون اساسی چیزی را برای مجلس خبرگان پیش بینی نکرده است. ولی از آن جایی که نمایندگان مجلس خبرگان به لحاظ شخصیت حقیقی شان جزو عناصر موثر نظام اند و دارای شان و جایگاه خاص خود هستند طبیعی است که نمیتوانند نسبت به مسایل نظام بی تفاوت بوده و مجاز هستند نظرات خود را ابراز کنند. منتها نه به عنوان جایگاه حقوقی مجلس خبرگان، با عنوان نماینده مجلس خبرگان ولی نظر شخصی خود را به عنوان یک شخصیت حقوقی و از جایگاه حقیقی مسایل مختلف کشور را مورد توجه قرار داده که طبیعی است این دست اظهارنظرها به کلیت مجلس خبرگان ارتباطی پیدا نمیکند بلکه نظرات شخصی اعضای مجلس خبرگان است. البته عضویت مجلس خبرگان به این اظهارنظرها وزن و بهای خاص خود را میدهد.
• شما در پاسخ به سوال اول به بیانیه پایانی هر اجلاس اشاره داشتید. اجرای مواردی که در این بیانیه پایانی اشاره و مواردی که نسبت به آن هشدارهایی داده میشود، چه ضمانتی دارد؟ چه میزان این اطمینان وجود دارد که مسئولان امر به موارد مورد تاکید مجلس خبرگان توجه خواهند داشت؟
زمانی ما میتوانیم صحبت از ضمانت اجرایی یک بیانیه یا یک قطع نامه کنیم که از یک مرجع تصمیم گیری صادر شود و حالت دستور الزامی داشته باشد. مجلس خبرگان رهبری نه دارای چنین جایگاهی است نه از چنین جایگاه بیانیههای خود را صادر میکند. بلکه بیانیه تنها بیان یک سلسله مواضع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره است که با توجه به وزن و جایگاه مجلس خبرگان که در بیان امام و رهبری یکی از مهم ترین مجالس کشور است، طبیعی است که تاثیر گذاری خواهد داشت. در عالم اجرا نیز هر چند بیانیههای مجلس خبرگان جنبه الزامی ندارد ولی خواه، نا خواه با توجه به اهمیت مجلس خبرگان تاثیر خود را میگذارد. مانند بیانیه سازمان ملل میماند که بیانیه هاشان جنبه الزامی ندارد ولی با توجه به جایگاه سازمان ملل متحد تاثیر خود را میگذارد. بیانیه مجلس خبرگان در رابطه با مسایل مختلف کشور از چنین جایگاهی برخوردار است.
• به عنوان یک عضو مجلس خبرگان رهبری فکر میکنید فضای سیاسی فعلی کشور دارای چه ویژگیهایی است و چه مشکلاتی وجود دارد؟
خواه، نا خواه در یک زندگی جمعی، در یک کشور و یک نظام سیاسی مشکلات وجود دارد. فلسفه فعالیت تشکلهای سیاسی نیز در جهت حل این مشکلات است. در هر شرایط حرکت در جهت حل مشکلات باید در یک چهارچوب حساب شده، عقلایی و خردورزانه باشد و از بکار گیری سلایق مختلف خودداری شود. طبیعی است اگر هر کسی بخواهد یک چهارچوب خاصی را بر اساس تشخیص خود تعریف و عملیاتی نماید سر از چندگانه گی در راه حلها و مسایل ایجاد میکند که نمیتواند در حل مشکلات تاثیر خوبی داشته باشد. بنابراین باید یک ساختار عقلایی پیدا کند که در کشور ما محوریت این ساختار به ولایت فقیه و مقام معظم رهبری سپرده شده است که هم یک مجتهد جامع شرایط هستند و از هر حیث دارای قابلیتهای ستودنی میباشد. ایشان در رابطه با مشکلات کشور رهنمودهایی دارند. تاکید ایشان بر وحدت و حرکت در چهارچوب اصول و قوانین و مقرارت میباشد که در شرایط مختلف با اشرافی که به مسایل دارند ارایه میکنند که اگر همه نیروهای سیاسی در چهارچوب رهنمود و خط ایشان حرکت کنیم معتقدم بسیاری از مشکلات که از اختلاف در سلایق و نظرات گوناگون سرچشمه میگیرد در این جایگاه میتواند به وحدت تبدیل شده و حرکت در جهت حل عقلایی مشکلات شتاب بیشتر بگیرد.
• به توصیه مقام معظم رهبری برای حل مشکلات اشاره کردید. ایشان در شرایط مختلف کشور به اقشار مختلف توصیههای بسیار داشتهاند ولی همواره شاهد برخورد سلیقهای با این توصیهها بودیم و هر کس با توجه به سلایق سیاسی خود این توصیهها را تفسیر میکند. به عقیده شما نخبگان سیاسی در این زمینه باید چه عکس العملی داشته باشند؟
اینکه نظریات و سلایق مختلف است امر طبیعی است. این که نظریات و سلایق مختلف توسط شخصیتهای مختلف سیاسی در جای خود بکار گرفته شود نیز پذیرفته شده است. اما زمانی که رهنمودی از سوی مقام معظم رهبری ارایه شد دیگر همه باید نظرات و سلایق خود را کنار گذاشته و به آن رهنمود عمل کنند و حتی در ادامه مسیر خود در چهارچوب نظرات و سلایق خود به توجیح برای عبور از رهنمودهای مقام معظم رهبری هم نپردازند؛ چون بسیار دیده میشود افراد، شخصتها و چهرههایی با یک سلسله توجیحات از رهنمودهای مقام معظم رهبری عبور میکنند که این مسئله موجب ادامه مشکلات و عدم حل آنها میشود.
اگر مشاهده کنید میبینید که خود مقام معظم رهبری در سیر رهنمودهایشان از این وضعیت گلایه مند هستند و انتظار ندارند که افراد از یک سو داعیه ولایت مداری را داشته و ادعای پیروی از مقام معظم رهبری و حرکت در خط ایشان داشته باشند و از طرف دیگر با یک سلسه توجیحها از رهنمودهای ایشان عبور کنند.
مثلا مقام معظم رهبری در مقاطعی به صورت یک رهنمود تاکید بر وحدت کردند که همه باید وحدت را حفظ کنند که برخی با یک سلسله توجیحها سعی در عبور از این توصیه کردند. مقام معظم رهبری در دوم تیرماه امسال در دیدار با اساتید بسیجی دانشگاهها فرمودند من با هر گونه حرکت، اقدام و سخنی که بر وحدت جامعه اثر منفی بگذارد ولو با نیت صادقانه مخالف هستم و هر کس بخواهد نظر من را بداند آگاه باشد که نظر من این است. این نحوه بیان نشان میدهد افرادی با توجیحاتی سعی کردند از قبیل اینکه مقام معظم رهبری یک وظیفه دارند و ما یک وظیفه و یا اینکه آنچه مقام معظم رهبری در سخنرانیهای شان میگویند مواضع آشکار شان است و ما مواضع غیرعلنی ایشان را عمل میکنیم که مقام معظم رهبری بارها این امر را رد کرده و فرمودند اینکه گفته شود غیر از مواضعی که اعلام میشود مواضع دیگری وجود دارد، چنین نیست. بلکه مواضع همین است که اعلام میشود. ایشان با این بیان نشان دادند از افرادی که با توجیحات بسیار سعی در عبور از رهنمودهایشان دارند رضایت خاطر نداشته و به این صورت تاکید کردند بر اینکه با هیچ توجیحی نبایستی دعوت و رهنمود ایشان به وحدت در اقشار مختلف جامعه به ویژه بین نخبگان و سیاسیون را مختل کرده و با هیچ توجیحی موافق نیستند و لذا این بیان را بکار بردند.
ایشان بعد از اینکه دیدند حتی این بیان ایشان هم نادیده گرفته میشود و با توجیحاتی از آن عبور میشود در ماه مبارک رمضان در دیدار با کارگزاران نظام فرمودند که امروز حفظ وحدت یک فریضه است و کسانی که تعمد دارند بین مسئولان نظام اختلاف بیاندازند مرتکب خلاف شرع میشوند. این امر نشان میدهد که مقام معظم رهبری دیگر نه تنها از جایگاه رهبر سیاسی بلکه از جایگاه یک مرجع تقلید اقدام به صدور فتوا میکنند و بحث حلال و حرام را مطرح میکنند که تفرقه افکنی حرام و حفظ اتحاد و وحدت یک واجب است.
این نحوه بیان نشان میدهد مقام معظم رهبری از عبور رهنمودهایشان خشنود نیستند. ما نباید از رهنمودهای ایشان با هر توجیحی عبور کرده و رهنمودهای ایشان را بلااثر کنیم. یا اگر فرمودند به شایعه پراکنی پرداخته نشود و درباره افراد در جامعه شایعه پخش نشود و از رییس قوه مقننه، رییس جمهور، رییس قوه قضاییه،رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام نام بردند و فرمودند اینها مسئولان نظام اند و نباید راجع به این شخصیتها شایعه پراکنی شود. مردم باید به این شخصیتها اعتماد داشته تا بتوانند به زندگی و آینده دلگرم و امید داشته باشند. اما دیدیم که بلافاصله افرادی آمده و رهنمود مقام معظم رهبری را از تاثیر انداخته و عنوان کردند شایعه پراکنی نکنید و نقد کنید. همان رفتاری که مقام معظم رهبری تحت عنوان شایعه پراکنی از آن نهی کرده بودند این بار تحت عنوان نقد ادامه یافت که طبعا این مسئله مورد خشنودی و رضایت مقام معظم رهبری نیست. لذا میبینیم مقام معظم رهبری در دیدار با بسیج اساتید فرمودند که پیامبر اکرم اسلام از سنگسار یک زناکار با اصحاب خود باز میگشتند که یکی از اصحاب به دیگران گفت این زناکار مانند سگ مرد. چند قدم که رفتند به لاشه مرداری رسیدند. رسول اکرم به آنها گفتند که از این لاشه مردار بخورید. آنها گفتند که یا رسول الله از لاشه مردار نمیتوان خورد. حضرت فرمود آن صحبت از خوردن لاشه مردار بدتر بود.
این بیان مقام معظم رهبری در واقع نوعی ابراز نارضایتی درباره خودداری از شایعه پراکنی بود که با توجیحی از آن رهنمود عبور شده است. مصیبتهایی که ما میکشیم این است متاسفانه عدهای که میبایست بیش از دیگران به توصیههای مقام معظم رهبری توجه کنند و وقتی ایشان میفرمایند شایعه پراکنی نکنید هنگامی که حتی یک نقد صحیح نیز ممکن است شائبه شایعه پراکنی را پیدا کند به احترام مقام معظم رهبری حتی از طرح آن نقد نیز خودداری کنند ولی شاهد هستیم که همان روش اشتباه را با توجیحی که ما شایعه پراکنی نکرده بلکه نقد میکنیم ادامه میدهند. مشکلات از اینجا به وجود میآید. اگر ما این را رعایت کنیم قطعا حرکت در جهت حل مشکلات صورت خواهد گرفت.
ما نباید با توجیح از رهنمودهای مقام معظم رهبری عبور کنیم و نه از رهنمودهای ایشان خدایی ناکرده سوء استفاده کنیم. اینکه ایشان در دیدار اخیرشان با دانشجویان فرمودند ما بهاندازه همان پایبندی افراد به اصول وصل هستیم، برای این بود که افرادی از دعوت مقام معظم رهبری به وحدت سوء استفاده نکنند و برای روش غلط و خارج از چهارچوبهای ارزشهای نظام و بیمه کردن خود مقابل حملات نیروهای متعهد؛ از رهنمودهای مقام معظم رهبری در این زمینه سوء استفاده نکنند. مقام معظم رهبری با این بیان خواستند تا برخی از رهنمودهای ایشان مقابل انتقادهای به جای نیروهای متعهد حاشیه امنی نکنند.
• مقام معظم رهبری بیش از یک سال بر مقوله وحدت تاکید دارند. فکر میکنید بعد از گذشت این مدت چقدر وحدت مد نظر رهبری محقق شده است؟
در حقیقت ما در این زمینه امتحان خوبی پس ندادیم و نخبگان ما در این زمینه کمتر به رهنمودهای مقام معظم رهبری توجه داشتند. با کمال تاسف رهنمودهای ایشان جدی گرفته نمیشود و هر کسی با توجیح و دلایل خود رهنمودهای ایشان را دور و از آن عبور کرده و کار خود را انجام میدهند. ولی در مجموع رهنمودهای مقام معظم رهبری باعث شد افرادی که خیلی پررنگ بر طبل اختلاف میکوبیدند و باعث ایجاد شکاف در وحدت بین سطوح جامعه و به خصوص نخبگان میشدند در این معذور قرار گرفتند که دیگر نتوانند این سخنان خود را راحت مطرح کرده و لااقل در لفافه این مسایل را مطرح کنند. یا بستر و زمینه اختلاف افکنی را تا حد زیادی از دست بدهند که همین مقدار ناشی از رهنمودهای مقام معظم رهبری بود.
• از یک سال گذشته در کشور شاهد یکسری نزاعهای سیاسی در کشور بودیم که به نظر میرسد عدهای به دنبال آن هستند که این دعواها را به مجلس خبرگان نیز بکشانند. برای پایان دادن به این نزاعها باید به چه مسایلی توجه داشت و چه کار کرد؟
در رابطه با مجلس خبرگان عرض کنم که اعضای این مجلس انسانهای جا افتاده و انسانهای علمی هستند. دارای شان و موقعیت اجتماعی بوده و نوعا به لحاظ سن در شرایطی اند که حالتهای احساساتی و شعاری را پشت سر گذاشته و سخنی که میگویند از یک خاستگاه عقلانی و خردورزانه نشات میگیرد.
به همین خاطر نزاعهایی که بیشتر منبعث از حالتهای احساسی است بین خبرگان شکل نمیگیرد. لذا همواره جلسات مجلس خبرگان از یک فضای معقول، منطقی و موجهی برخوردار بوده و کمتر شاهد نزاعها و مجادلاتی که در محافل و مجالس دیگر ممکن است به چشم بخورد، بودیم. این است که نوعا اگر در بین اعضای مجلس خبرگان اختلاف نظر که امر طبیعی است، وجود داشته باشد در برخورد با این نظرات مختلف با یک رویهای عقلایی،منطقی و به اصطلاح علمایی و طلبهای برخورد میکنند. تاکنون دیده نشده است که کسی را به خاطر نظرش مورد اعتراض قرار دهند و اگر احیانا با اعضایی از مجلس خبرگان که میتوانم بگوییم تنها یک مورد بود برخوردی وجود داشت به خاطر این بود که اعضای مجلس خبرگان احساس کردند هنجارها و حرمتهایی که میبایست از سوی اعضای مجلس خبرگان در نظر گرفته شود، رعایت نشد. برخورد مجلس خبرگان در این گونه موارد منحصرا برخورد با اظهارنظر نبوده بلکه برخورد با نوعی هنجارشکنی بود. زیرا که انتظار دارند حداقل صحبتها و بیانات اعضای مجلس خبرگان طوری نباشد که جنبه هنجارشکنانه داشته باشد.
• در خصوص رفع نزاعهای سیاسی که در کشور وجود دارد فکر میکنید باید چه سیاستی را در پیش گرفت؟
فضای جامعه یکی تودههای مردم هستند که همواره این امتحان را پس دادند که گوش به فرمان مقام معظم رهبری اند و به رهنمودهای مقام معظم رهبری بها داده و به آنها پایبند هستند. بعد از انتخابات ریاست جمهوری التهاباتی وجود داشت که الان شاهد هستیم که این التهابها در بین جامعه و تودههای مردم در حد بسیار بالا و قابل توجهای فروکش کرده و روابط خانوادگی و اجتماعی مردم با همدیگر نسبت به سال گذشته بسیار بهبود پیدا کرده است که این نشان میدهد تودههای مردم رهنمودهای مقام معظم رهبری را جدی گرفته و تا حد زیادی به آن جامعه عمل میپوشاندهاند.
این مسئله نشان میدهد که ما در ارتباط با تودههای مردم و کلیت جامعه مشکلی نداریم. مسئلهای که هست در ارتباط با نخبگان جامعه و عناصر اثرگذار سیاسی است که انتظار مردم این است اینها به رهنمودهای مقام معظم رهبری بیشتر بها داده و به رهنمودهای ایشان جدی تر عمل کنند. منتها یکسری این انتظار جامعه را برآورده نمیکنند. آن اهمیتی که بایستی بدهند نمیدهند. ضرر این مسئله و دود آن به چشم مردم میرود. جامعه ضرر میکند. امیدوار هستیم نخبگان هم همانند تودههای مردم رهنمودهای مقام معظم رهبری را جدی بگیرند. این امر مسئلهای است که مورد تاکید مراجع تقلید نیز میباشد. در مواضع مراجع اخیرا دیدم که روی جدی گرفتن رهنمودهای مقام معظم رهبری در زمینه وحدت و حفظ وحدت و حرکت در این مسیر در جامعه تاکید دارند که امیدواریم انتظار مراجع، علما و مردم توسط نخبگان سیاسی جامعه مورد توجه قرار گرفته و شاهد روند امیدوار کننده تر برای مردم و مسرت بخش تر برای مقام معظم رهبری، علما و مراجع باشیم.
• اخیرا مجلس شورای اسلامی و دولت بر سر یک سری مسایل مباحثاتی را شروع کردند که باعث نگرانیهایی در جامعه شده است. مجلس از برخی رفتارهای دولت تعبیر به قانون گریزی میکند. راهکار گذار از این فضا چیست؟
قانون در جوامع مختلف جایگاه محترم خود را دارد. اگر قانون در جامعهای محترم شمرده نشود دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود. مقام معظم رهبری همواره بر این نکته تاکید داشتهاند که اگر مطلبی به صورت قانون درآمد باید همه به آن پایبند باشند و اگر چنانچه نسبت به آن حرفی دارند اولا باید این حرف کارشناسی را توسط نمایندگانی که در مجلس دارند- هر کدام از وزارت خانهها نماینده امور مجلس دارند، ریاست محترم جمهوری نیز معاونت امور حقوقی و مجلس دارد- در مرحله تصویب قانون بیان و نظرات خود را مطرح کنند و بر تصویب آن تاثیر بگذارند.
شناختی که ما از نمایندگان مجلس شورای اسلامی داریم آنها را انسانهایی دارای عناد و لجاجت نمیبینیم که اگر حرف منطقی را بشنوند آن را ترتیب اثر ندهند.
هنگامی که حرفها شنیده و مطلبی تبدیل به مصوبه شد یعنی حاصل عقل جمعی منتخب مردم شد دیگر باید به آن بها داد. اینکه بگوییم نمایندهای با چند هزار رای نماینده شده است و این فرد نمیتواند ریاست محترم جمهوری با مقدار رای بالاتر توصیه به اجرای قانون کند تحلیل صحیحی از قانون نیست. اگر این تحلیل را بپذیریم فرضا اگر وزیر خارجه کشورمان به چین بروند باید رئیس ادارهای را بفرستند. چون کشور ما هفتاد میلیون جمعیت دارد ولی کشور آنان یک میلیارد و سیصد میلیونی است. در دنیا این گونه محاسبهها نمیشود، اولا رئیس جمهور میتواند نظر خود را در مجلس بیان کند. بسیاری از مصوبات مجلس قبل از تصویب با نظرات دولت و نمایندگان دولت دستخوش تغییر شده و با نظرات دولت هماهنگی بیشتر پیدا میکند. ثانیا زمانی که مصوبهای قانون شد باید به مرحله اجرا در بیاید و همزمان دولت میتواند با ارسال یک سلسله اصلاحیههایی به مجلس درخواست مواردی را بکند که نسبت به آن اعتراض و یا جای تامل و انقلت دارد.
اینکه مطلبی بعد از اینکه به قانون تبدیل شد حرمتش نادیده گرفته شود و به دلیل اینکه با نظرات ما همسو نیست از اجرای آن خودداری شود نمیتواند روند صحیحی را ایجاد کند. در کشور یک سنگ کجی را بنا میگذارد که تا ثریا دیوار کج خواهد رفت. این مسئله به هیچ وجه پذیرفته نبوده و به لحاظ عقلایی قابل قبول نیست. فرقی هم نمیکند چه کسی این کار را بکند. مقام معظم رهبری نیز بارها و بارها این مسئله را مطرح کرده و بر التزام به قانون و قانونگرایی تاکید داشته و از قانون گریزی بازداشتهاند. اما برای اینکه بالاخره قانون امکان اجرا داشته باشد این وظیفه نمایندگان محترم مجلس است، هنگامی که به مصوبهای رای میدهند بنا به فرموده مقام معظم رهبری باید جنبه اجرایی آن را نیز در نظر بگیرند که آیا دولت توان اجرای آن را دارد یا نه. در عرصه قانونگذاری چه دولت و چه مجلس نباید با قانون سیاسی برخورد کنند. اگر فنی و کارشناسی برخورد شود چه از سوی دولت و چه از سوی مجلس شاهد حل بسیاری از این موارد و ذوب شدن بسیاری از یخهای موجود در روابط مجلس و دولت خواهیم بود.
• با توجه به کمسیونها و کمیتههای مشترکی که در این زمینه تشکیل شده است ولی کماکان مشکلات وجود دارد. فکر میکنید بالاخره باید چه کار کرد؟
من معتقدم که همین کمیتهها و نشستهای مشترک دولت و مجلس تاثیرگذار بوده است. اگر این کمیتهها و جلسات مشترک نبود ما شاهد وضعیتی بدتر از اینها میبودیم و در واقع این اقدامات تاثیر گذاشته و بسیاری از موارد حادی که امکان داشت به وجود بیاید با این تدابیر به وجود نیامده و آسیبها نسبتا کاهش یافته است.
• اولویتهایی که میبایست در دستور کار نخبگان سیاسی قرار بگیرد از دیدگاه شما چیست؟
فکر میکنم ما به حساسیتهای مقام معظم رهبری نگاه کنیم و ببینیم که ایشان روی چه مسایلی حساسیت دارند. مقام معظم رهبری در هر صحبتی که مطرح میکنند روی مواردی انگشت میگذارند. فکر میکنم الان مقام معظم رهبری در سخنرانیهای مختلف روی وحدت انگشت گذاشتند و یکی روی اخلاق سیاسی. یعنی اینکه در تعاملات سیاسی خود با همدیگر اخلاق سیاسی را رعایت کرده و از تهمت زدن، بازی با حیثیت، عیب جویی، شایعه پراکنی، ایجاد سوء ظن به همدیگر، آسیبهایی که در حرکتهای سیاسی با اندک غفلتی ممکن است دامن ما را آلوده کند، پرهیز داشته باشیم و با بصیرت به این مسائل نگاه کرده و پیش برویم.
آنچه که ما باید به عنوان کلی ترین اولویت به آن بها دهیم حرکت در چهارچوب رهنمودهای مقام معظم رهبری و حرکت روی این ریل است. هر کس روی این ریل حرکت کند از نظر ما پذیرفته است و به عنوان یک نیروی خودی تلقی میکنیم. اما اینکه افرادی خدایی ناکرده ولو اینکه دایه ولایت مدرای داشته باشند اما خارج از این ریل حرکت کنند نمیتوان آنها را به عنوان نیروهایی که در چهارچوب ولایت و خط رهبری عمل میکنند به حساب آورد و اگر ناآگاهانه این گونه عمل میکنند باید تجدید نظر کنند و اگر آگاهانه این طور عمل میکنند باید بدانند ملت با کسی تعارف ندارد و با هر کسی که از خط خارج شوند ولو اینکه دایه ولایت مداری داشته باشد قطعا تکلیف خود را با او روشن و مشخص خواهد کرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


