توسعه صنایع وابسته به خرما کلید رونق سیستان
"عبدالعزیز جمشید زهی" نماینده 41 ساله مجلس شورای اسلامی در سراوان در گفتگو با هفته نامه مندیل با تکیه بر این ویژگی قابل توجه در استان سیستان و بلوچستان میافزاید: اکثر صادرات خرما در منطقه ما بدون بستهبندی انجام میگیرد که این به ضرر نخلداران و مردم منطقه است و از سوی دیگر خرما بدون هیچگونه بازتولید و فرآوری به کل صادر میشود. ایجاد کارخانه بستهبندی و تولید محصولات جانبی از خرما میتواند ضمن زودبازده بودن، به ایجاد اشتغال و توسعه در منطقه ما بینجامد.
این عضو فراکسیونهای دانشگاهیان و مناطق محروم که پزشک است، توصیه میکند دولت نظیر تجربه احداث کارخانه سیمان سیستان در اموراقتصادی و توسعه زیرساختها در استان مشارکت کرده و بعد آن را به مردم واگذار کند.
نماینده مردم سراوان در این زمینه تأکید میکند: به جز این راه سرمایهگذاری در سیستان و بلوچستان ترغیب و تشویق نمیشود و اینگونه دولت به توسعه منطقه کمک میکند.
گفتوگوی حاضر با محور ویژگیهای بومی برای توسعه استان سیستان و بلوچستان انجام شده است.
از دیرباز به جنوب استان سیستان و بلوچستان مکران گفته میشده است. حتی حاکم و والی را برای مکران که شامل کرمان و سیستان و بلوچستان کنونی بوده از حکومت مرکزی برمیگزیدهاند. آیا تا به حال از این پتانسیل یعنی کشت و صنعت با محور خرما که نقش محوری در زندگی مردم منطقه دارد استفاده شده است؟
متأسفانه چنین برنامهای اجرایی نشده است. برای نمونه در منطقه سراوان بیش از هر نقطه دیگر ایران خرما تولید میشود. قریب به 60 نوع خرما در سراوان به دست میآید. اکثر خرمای سیستان و بلوچستان نیز بدون بستهبندی و فرآوری به نقاط دیگر کشور و حتی خارج از ایران صادر میشود که این وضع اصلاً به نفع مردم منطقه و نخلداران نیست. در صورتی که ما میدانیم خرما به جز «خارک»، «رطب» و «خود خرما» قابلیت تولید محصولات دیگری نیز دارد. شیره خرما تاکنون به صورت خام استفاده شده است اما مصارف درمانی دیگری نیز میتواند داشته باشد. بنابراین توصیه ما به دولت و بعد سرمایهداران این است که اقدام به برنامهریزی برای راهاندازی کارخانههای بستهبندی و فرآوری خرما در سیستان و بلوچستان در کنار نخلستانهای وسیع منطقه کنند. این اقدام هم در راستای فعالیتهای سنتی و بومی منطقه است و با فرهنگ مردم همخوانی دارد و هم ایجاد اشتغال میکند اما متأسفانه هیچ اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است.
دلیل این وضع را با وجود نخلستانها و پتانسیل قابل توجه چه میدانید؟
یک دلیل آن میتواند اجرایینشدن سیاستهای اصل 44 قانون اساسی باشد. اما به نظر من دولت باید نظیر تجربه کارخانه سیمان سیستان ابتدا خود کارخانه را راهاندازی کند که مردم شاهد همت دولت باشند و پس از راهاندازی و سوددهی دیگران نیز تشویق به حرکتهای مشابه شوند. در این صورت قطعاً مردم سهام آن شرکتها را میخرند و همچنین به انجام سرمایهگذاریهای مشابه علاقهمند میشوند.
یک نکته دیگر تجربه زعفرانکاران شرق کشور است. در حال حاضر زعفران ما را بدون ثبت معنوی به افغانستان برده و در آنجا کشت میکنند. زعفرانکاران اوایل امسال به مجلس آمدند و خواستار ثبت ژنتیک زعفران ایران شدند. همچنین خواستار انجام پژوهشهای ملی در زمینه خواص دارویی زعفران شدند. در مورد خرما چطور؟
خب اینکار دستکم در استان سیستانوبلوچستان انجام نشده است. همانطور که گفتم ما قریب به 60 نوع محصول داریم اما نام آنها را هم حتی مردم به درستی نشنیدهاند. بنابراین ایجاد پژوهشکده خرما و نخلداری در جنوب استان سیستانوبلوچستان میتواند به کیفیت تولید خرما و فرآوری از آن بیفزاید. در مورد ثبت ژنتیکی نیز هنوز اقدامی نشده است. ما در مجلس شورای اسلامی این آمادگی را داریم که با نخلداران همکاری و مساعدت کنیم تا زمینه ثبت ژنتیکی محصولات منحصربه فرد آنان فراهم شود. از سوی دیگر همت نخلداران میتواند در این زمینه راهگشا باشد.
برای توسعه منطقه و حتی با وجود راهاندازی چنین کارخانههایی اگر مبادی تجاری و گذرهای مرزی فعال نباشند نمیتوان به رونق اقتصادی امیدوار بود. گذرهای مرزی سیستانوبلوچستان چه نقشی در توسعه خواهند داشت به ویژه وقتی غیرفعالند؟
بارها تأکید کردهایم، هم من و هم سایر نمایندگان استان سیستانوبلوچستان که یکی از کارهایی که سبب خروج از وضعیت نامناسب اقتصادی در منطقه ما میشود فعال کردن مناطق ویژه اقتصادی و فعال کردن بازارچههای مرزی است. اگر گمرکات رسمی در مرز فعال باشند هیچکس به سراغ قاچاق و دردسرهای آن نمیرود. هم عبور کالا تسهیل میشود و هم عبور مردم. وقتی از سراوان سریعتر و زودتر میتوان به بندر کراچی پاکستان که منطقهای اقتصادی است رسید، چرا مردم باید هزینه مضاعفی را متحمل شوند و ابتدا به زاهدان رفته و از آنجا به کشور پاکستان بروند که هزینه کارشان چند برابر میشود؟ مرز رسمی و گذرگاههای رسمی باعث رونق و اطمینان مردم به تجارت میشود.
آیا بهتر نبود دولت و مجلس به جای انسداد فیزیکی مرزها به توسعه بازارچههای مرزی، توسعه گذرگاههای مرزی و احداث جادههای رسمی در مرز میپرداخت؟
متأسفانه کسی به نظرات کارشناسی، در این زمینه توجه نکرده است حتی در شورا یا کمیته توسعه شرق کشور از ما نمایندگان مردم سیستانوبلوچستان عضوی انتخاب نشده است. انسداد فیزیکی هیچ فایدهای ندارد. اگر به تجربه کشور شوروی و مرزهایش دقت کنیم خواهیم دید که تجربه انسداد فیزیکی هیچ ثمرهای برای آنها در برنداشته است. ما در مرزها نیازمند توجه فرهنگی و توسعه فرهنگی هستیم. عزل و نصبهای پی در پی و عبرت نگرفتن از تجربههای مشابه آفت کار ما در کشور شده است. به جای انسداد فیزیکی و هزینه گزافی که بابت آن شده و میشود کافی بود گذرهای رسمی مرزی و بازارچهها توسعه مییافت، آن وقت به سرعت وضع منطقه بهبود پیدا میکرد.


