صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

مادر ندا کوچولو: مجبور بودم از فرزندم جدا شوم

مدتي از اين موضوع گذشته بود كه تازه فهميدم دخترم كجاست. بنابراين يك روز برايش لباس و كفش خريدم و به ديدن دخترم رفتم اما زن عموي ندا ـ متهم اصلي پرونده ـ بشدت با من بدرفتاري كرد. بنابراين با مراجعه به دادگاه خواستار ديدار فرزندم شدم كه دادگاه پس از چند ماه در حكمي اجازه داد هفته‌اي 24 ساعت فرزندم را در اختيار داشته باشم. در همين زمان بود كه از طريق بستگانم متوجه شدم چه بلايي بر سر دخترم آمده است.
کد خبر: ۱۱۶۴۹۶
| |
6234 بازدید

ایران: مادر ندا كوچولو درجريان تحقيقات بازپرسي گفت: وقتي تصميم به ازدواج مجدد گرفتم، ناچار دخترم را به خانواده شوهرم سپردم اما هيچگاه فكر نمي‌كردم چنين سرنوشت شومي در انتظار فرزندم خواهد بود.

زن 19 ساله كه در حضور قاضي «عباس خوشكام»- بازپرس شعبه اول دادسراي ناحيه 6 خارك - تحت بازجويي قرار گرفته بود درباره زندگي‌اش گفت: 15ساله بودم كه با شوهر اولم پاي سفره عقد نشستيم و در شهريور سال 85 پيوند زناشويي بستيم.من و شوهرم زندگي خوبي داشتيم تا اين كه باردار شدم. اما متأسفانه 20 روز قبل از تولد ندا، شوهرم بر اثر سانحه تصادف با قطار جان باخت.

پس از اين حادثه تلخ راهي خانه پدر و مادرم شده و دختر يتيمم را آنجا به دنيا آوردم. حدود يك‌سال و 9 ماه نيز از او نگهداري كردم تا اين كه يكي از برادرشوهرهايم ديه 7 ميليوني شوهرم را گرفت. به دليل اينكه برايم خواستگار آمده بود پدر و مادرم صلاح ندانستند از دخترم نگهداري كنم. بنابراين خانواده‌ام از برادران شوهر مرحومم خواستند سرپرستي بچه را به عهده بگيرند اما آنها قبول نكردند و قرار شد به صورت قانوني مشكلاتمان را حل كنيم. بنابراين به اداره سرپرستي دادگستري رفتيم كه قاضي گفت: بايد تا 7 سالگي از فرزندم نگهداري كنم. با اين حال وقتي براي گرفتن ديه شوهرم رفتيم خانواده شوهرم فرزندم را از من گرفتند و ديگر اجازه ديدنش را هم به من ندادند. آنها همچنين با مراجعه به دادگاه، سرپرستي «ندا» را نيز گرفتند. همان موقع هم ازدواج كردم. به اميد اين كه دادگاه حضانت بچه را به من مي‌دهد شكايتي مطرح كردم، اما خانواده‌ام گفتند به دليل اين كه ازدواج كرده‌ام و سنم كم است نمي‌توانم حضانت بچه را برعهده بگيرم. با اين حال هميشه به فكر فرزندم بودم و حتي چند روز مانده به جشن 2 سالگي‌اش از برادرشوهرم خواستم دخترم را براي چند روز به من بدهد تا برايش تولد بگيرم، اما قبول نكرد. تا اين كه چند ماه بعد همسر برادرشوهر مرحومم از نگهداري دخترم سر باز زد و او را تحويل برادر ديگر شوهرم دادند.

مدتي از اين موضوع گذشته بود كه تازه فهميدم دخترم كجاست. بنابراين يك روز برايش لباس و كفش خريدم و به ديدن دخترم رفتم اما زن عموي ندا ـ متهم اصلي پرونده ـ بشدت با من بدرفتاري كرد. بنابراين با مراجعه به دادگاه خواستار ديدار فرزندم شدم كه دادگاه پس از چند ماه در حكمي اجازه داد هفته‌اي 24 ساعت فرزندم را در اختيار داشته باشم. در همين زمان بود كه از طريق بستگانم متوجه شدم چه بلايي بر سر دخترم آمده است. بنابراين خودم را به بيمارستان رسانده و وقتي دخترم را در آن حال و روز ديدم از هوش رفتم. از آن زمان به بعد نيز تقريباً هر روز به ملاقاتش رفته‌ ام اما خيلي اجازه ملاقات نداده‌اند. حالا هم از عامل يا عاملان آزار و شكنجه فرزندم شكايت دارم. اگر هم دخترم زنده بماند، مي‌خواهم او را نزد خود نگه دارم.

در ادامه اين جلسه، پدربزرگ ندا نيز به عنوان ولي قهري او از مقصر اصلي حادثه شكايت كرد و خواستار رسيدگي به موضوع شد. همچنين عموي بزرگ ندا كوچولو كه در دادگاه حضور داشت با شنيدن صحبت‌هاي مادر ندا ضمن تكذيب اظهاراتش گفت: روزي كه براي گرفتن ديه برادرم رفته بوديم همسرش بشدت گريه مي‌كرد و پدر و دايي‌اش به زور كودك را سر راه گذاشتند و گفتند ديگر از او نگهداري نمي‌كنند. من هم همراه خواهرم و پدرم بچه را برداشته و به خانه آمديم.

بازپرس خوشكام پس از شنيدن برخي اظهارات متناقض مادر «ندا» و براي رفع ابهام‌ها از جمله اين كه كودك به زور تحويل خانواده پدرش شده يا نه، عمه ندا كوچولو و پدر و دايي مادرش را به دادگاه احضار كرد.

احتمال بيماري رواني زن عموي «ندا»

دكتر بهزاد قرباني - روانپزشك - مي‌گويد: «به عقيده من جنايتي كه در حق اين دختربچه معصوم شده فقط مي‌تواند از يك فرد بيمار سر بزند. اين يك اتفاق نادر است و از شرايط و عرف معمول، خارج است.»

زن عموي ندا كوچولو به طور قطع در لحظه ضرب و شتم و سوزاندن بچه، تعادل روحي، رواني لازم را نداشته چرا كه هيچ عامل ديگري نمي‌تواند علت بروز چنين فاجعه‌اي باشد. درواقع دلايل ذكر شده از سوي اين زن هيچ سنخيتي با نوع مجازات ندارد.آن طور كه شنيده‌ام اين زن دو كودك 7 و 3 ساله دارد اما رفتار بيمارگونه‌اي با آنها نداشته است كه در اينجا بايد گفت نقش مالكيت‌ها بسيار مهم است، هميشه افراد از جنبه رواني نگاهي كه به فرزند خود دارند به فرزند غير ندارند. يعني اين زن در مقابل رفتار فرزندانش عكس‌العمل ديگري نشان مي‌داده است.البته گاه افراد بر اثر اختلالات تكانه‌اي دست به اعمال وحشتناكي مي‌زنند كه شايد بعد پشيمان شوند. اما گاه اين رفتار چنان فجيع است كه به قتل يا آسيب‌هاي جدي كودكان منجر مي‌شود.به احتمال زياد اين فرد مشكل نهفته‌اي داشته كه در طول اين مدت يا بروز نكرده يا بسيار خفيف بوده اما وقتي افراد از دايره منطق خارج مي‌شوند و اين خروج بسيار عجيب باشد قطعاً با يك فرد بيمار روبه‌رو هستيم.

تعدادي از افراد هر جامعه‌اي داراي بيماري‌هاي رواني نهفته هستند كه به دنبال بروز قتل يا آسيب جدي بيماري آنها مورد توجه اطرافيان قرار مي‌گيرد. حال آن كه بسياري از اين بيماري‌ها قابل پيشگيري و درمان است اما اگر به آنها بي‌توجهي شود گاه جناياتي از جمله كودك‌‌آزاري و قتل رخ مي‌دهد.برخي پدر و مادرها نيز عادت به تنبيه بدني كودكانشان دارند كه البته اين رفتار هم نوعي كودك‌آزاري است. در كشورهاي پيشرفته به علت وجود قوانين كامل در حمايت از كودكان، وقتي پدر و مادر با فرزندانشان بدرفتاري مي‌كنند آنها معترض شده و تحت حمايت قانون قرار مي‌گيرند اما در كشور ما هنوز اين قوانين آنگونه كه بايد جايگاه واقعي خود را پيدا نكرده و نيازمند تلاش‌هاي جدي دست‌اندركاران بخش‌هاي دولتي و غيردولتي مربوطه است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟