بازی با جان مردم در شبکه های ماهواره ای!
گرچه تبلیغ داروهای ترک اعتیاد، تناسب اندام و رفع مشکل جنسی از همان ابتدای راه اندازی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان آغاز شد، اما تبلیغات این داروهای از مدتی پیش به دلیل کم توجهی نهادهای نظارتی و بهداشتی کشور نمود بسیار بیشتری به خود گرفته تا جایی که پیش تر فروشندگان این داروهای قاچاق و غیربهداشتی شماره تلفن های خطوط اعتباری را برای فروش محصولات خود معرفی میکردند اما اکنون ابن افراد شماره تلفن های همراه و ثابت شهری را برای نمایندگان فروش خود معرفی می کنند.
به گزارش خبرنگار «تابناک اجتماعی»، این فروشندگان داروهای قاچاق، غیربهداشتی و تقلبی که با جان و سلامت مردم بازی میکنند به خیالی اسوده در حال جولان دادن هستند و مردم ساده لوح نیز از بیم هزینه های کلان داروهای تائید شده داخل به استفاده از این داروهای گرایش پیدا می کنند حال اینکه برای درمان ضایعه و مشکلات سلامتی که برای ایشان با مصرف دارو پیش آمده، باید هزینه های بسیار کلانتری را صرف کنند و گاه این مشکلات جسمانی و سلامتی قابل درمان نیز نیست.
در همینه زمینه همشهری با انتقاد از اوج گیری فروش محصولات آرایشی بهداشتی تقلبی و قاچاق نوشته است: «آیا میدانستید با خوردن دانههای سیبی که ما هر عدد را 100هزار تومان میفروشیم، ضریب هوشی شما 80درصد افزایش پیدا میکند؟»
میگویید این آگهی واقعیت ندارد و دروغ بودنش بر هر کسی آشکار است؟ اصلا اینطور نیست! چون چه باور کنید و چه نکنید، داستان دانههای سیب را خیلیها میپذیرند بهطوری که به گواه منابع آگاه، مردم ما سالانه 40میلیون دلار پول بیزبان را صرف خرید داروهای چاقی، لاغری، جوانی، ترکاعتیاد و... از ماهواره میکنند که حدود 90درصد آنها تقلبیاند.
البته اینکه بر همه داروهایی که از ماهواره تبلیغ میشوند خط بطلان بکشیم، تقریبا غیرممکن است و چه بسا یکی،دو تا از آن هزاران دارویی که هر روز از طریق برنامههای ماهوارهای فروخته میشوند، کسی را لاغر یا چاق کنند و اندازه دور کمر کسی را کاهش دهند یا چین و چروک صورتی را ببرند یا معتادی را درمان کنند. اما نکتهای در این میان وجود دارد که هر کدام از ما پیش از پرداخت هزینهای گزاف برای خرید این داروها، باید به آن فکر کنیم و آن این است که شما مطمئنا پشیمان میشوید چون شمار زیادی از مصرفکنندگان این داروها پشیمان هستند؛ اما پشیمانی آنها فقط به خاطر هزینهای که پرداختهاند نیست بلکه گزارشهای موجود در مراکز ثبت عوارض دارویی ثابت میکند بعضی از داروها عوارض جبرانناپذیری بر سلامت مشتریانشان دارند.
فرض کنیم شما یکی از آنهایی باشید که هیچیک از هشدارها را درباره عوارض خطرناک داروهای ماهوارهای جدی نمیگیرید یا باور نمیکنید، پس دست کم به این پرسشها بیشتر فکر کنید: حتما میدانید بیماریهایی مانند چاقی یا لاغری بیش از حد، ممکن است دلایل گوناگون داشته باشند و بسته به آن دلایل، راه درمان آنها هم متفاوت است و این حقیقت حتی درباره اعتیاد هم صدق میکند و معتادان گوناگون بسته به نوع اعتیادشان به روشهای مختلف درمان میشوند، پس چگونه ممکن است پزشکی از پشت صفحه تلویزیون، بیماری را ویزیت کرده و برای او دارو تجویز کند؟ بهنظر شما آیا با این روش ممکن نیست پزشک برای بیماران گوناگون با عوارض جسمی شبیه به هم، دارویی مشترک و نادرست تجویز کند؟ آیا این روش به کلاهبرداری نزدیک نیست؟
رسانهای جدید میان مردم
«حدود یک تا 5 درصد داروهای مصرفی در ایران غیرمجاز و تقلبی هستند که معمولا از آنطرف آمدهاند و از کشورهایی مانند چین، هند و اروپای شرقی که نظارت کمتری بر تولید داروهایشان وجود دارد به کشورمان صادر میشوند. این داروها شامل مکملهای غذایی، مواد نیروزا، هورمونی، جنسی، داروهای ترک اعتیاد و ضدچاقی یا لاغری و فراوردههای آرایشی میشوند که در این میان مکملهای غذایی از نظر فراوانی در رأس قرار دارند تا جایی که این روزها سراغ آنها را از هر جایی میتوانید بگیرید.»
دکتر فریبرز فرساد، دبیر انجمن علمی داروسازان ایران با بیان این عبارات به همشهری میگوید: اصولا ما دارو را فراوردهای میدانیم که در فرایند پیشگیری، تشخیص و درمان مؤثر باشد. داروهای ماهوارهای هم واژهای است وارداتی و حکایت از رسانهای جدید دارد که طی 10سال اخیر در بین خانوادهها رایج شده است. او معتقد است: کانالهای مختلف ماهوارهای فارسی زبان یا انگلیسی وظیفه تبلیغ و معرفی و مارکتینگ داروهای مختلفی را که بعضا هیچ اساس و مبنای علمی ندارند بهعهده میگیرند و این در حالی است که اصولا نهادها و مراکز مشخصی هستند که وظیفه تعریف، معرفی و شناسایی داروها در جوامع را دارند که یکی از معتبرترین آنها سازمان غذا و داروی آمریکاست. علاوه بر اینکه هر کشوری سازمان و نهاد بهخصوصی را به این منظور دارد.
در کشور ما شورای تدوین و بررسی داروها در وزارت بهداشت وظیفه شناسایی، معرفی و ورود داروها به فهرست دارویی کشور را بهعهده دارد و به گفته دکتر فرساد در این مرکز وزیر بهداشت و معاونت دارو و کارشناسان متخصص در زیرردههای پزشکی و دارویی طی جلسههای کارشناسی متعدد نسبت به ورود و ثبت دارو و اضافه شدن آن به فهرست دارویی نظر میدهند، پس ملاک ما برای شناسایی داروها همین است.
تبلیغات نادرست
اما در کنار این روند اگر اطلاعرسانی کامل نباشد یا رسانهها ضعیف عمل کنند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
به عقیده دبیر انجمن علمی داروسازان ایران، طبیعی است در این شرایط چون عامه مردم دسترسی به کارشناسان و متخصصان ندارند عملا منبع اطلاعرسانیشان رسانههای ماهوارهای یا مجلات زرد خواهد بود که اکثر داروهای غیرمجاز و ممنوع از طریق همین رسانهها تبلیغ میشوند.
وی ادامه میدهد: در این چارچوب ما معمولا اندیکاسیونها و موارد مصرف نادرست که در هیچیک از منابع علمی تأیید نشده را داریم و تبلیغاتی که برای مصارف کاذب و بازاری، مردم را هدایت میکنند میبینیم؛ مثلا تبلیغ در مورد فراوردهای که میتواند از نظر آرایشی - بهداشتی فرد را چند دهه جوانتر کند یا قدرت جنسی یا انرژی بالایی را برای فرد به همراه داشته باشد.«معمولا ضرباهنگ این تبلیغات روی مسائلی است که در بین مردم عامه خریدار زیادی دارد و با معرفی غیردرست و کاذب بعضی از بیماران و تجربهها به این تبلیغات رنگ و لعاب بیشتری داده میشود».
دکتر فرساد با بیان این عبارات خاطرنشان میکند: اینجا نقش کارشناسان و متخصصان علوم دارویی که بهترین مشاوران مردم هستند اهمیت بیشتری پیدا میکند. در این میان هرچه رسانههای واقعی با تبلیغات درست و تخصصی فعالیت بیشتری داشته باشند، نفوذ و رسوخ رسانههای منفی هم کاهش پیدا میکند. البته دبیر انجمن علمی داروسازان هم تأکید میکند که همه تبلیغات جنبه نادرست ندارند و تلفیقی از درست و نادرست با هم هستند و چون مردم امکان تشخیص و قضاوت درست ندارند، این جنبه مثبت تبلیغات را به جنبههای نادرست تعمیم میدهند و گول این تبلیغات و ادعاهای کاذب را میخورند.
دکتر فرساد معتقد است: به هر حال چیزی که نتیجه اصلی این تبلیغات و مارکتینگ است، روی دستهای از محصولات است که بیشترین عایدی اقتصادی را دارد ولی از نظر علمی پوچ است. اینکه مثلا فلان فراورده میتواند در عرض یک ماه 12کیلو از وزن را کم کند یا مثلا فلان فراورده میتواند انرژی جوانی و فعالیت را به یک پیرمرد 70ساله بدهد، هیچ جایگاه علمی ندارد.
این در حالی است که به عقیده کارشناسان ترکیب بیشتر این داروها شبه آمفتامینی است که بهدلیل محرک بودن از آنها برای لاغری، دوپینگ، شبزندهداریهای مداوم و... استفاده میشود اما این داروها آنقدر خطرناکند و عوارض روانی، پوستی و قلبی و عروقی آنها، به حدی برای پزشکان شناخته شده است که سالهاست استفاده از آنها در سراسر دنیا ممنوع شده ولی همچنان شاهد تبلیغشان از شبکههای ماهوارهای فارسی زبان هستیم.
به گفته این کارشناس، داروهای جوانکننده و کرمهای پوستی تبلیغ شده از شبکههای ماهوارهای نیز قابل اعتماد نیستند و گرچه با آغاز مصرف، پوست را براق و شفاف میکنند اما پس از مدتی منجر به پیری زودرس میشوند.وی خاطرنشان میکند: ما از نظر علمی میدانیم چه داروهایی واقعا میتواند انرژیزا باشد و محدوده این داروها هم مشخص است. اما مهمتر از مردم، مدیران رسانهها هستند که وقتی میخواهند یک داروی جدید یا یک روش تشخیصی و درمانی جدید را معرفی کنند باید با انجمنهای تخصصی و علمی پزشکی و دارویی مربوطه مشورت کنند. اینها مشاوران امینی هستند که اطلاعاتشان برای مردم مفیدتر است.
البته دکتر فرساد گسترش مراکز اطلاعات دارویی را هم در این امر مؤثر میداند ولی مشکل اینجاست که به عقیده کارشناسان، متأسفانه فعالیت مراکز اطلاعات دارویی ما محدود شده به اینکه کدام دارو در کدام مرکز موجود است، در حالی که اطلاعات دارویی خیلی وسیعتر از این است و نسبت به تمامی عوارض تداخلات و مسمومیتها و اثرات بالینی یک دارو باید مردم را آگاه کند.
*شرافت از دسترفتهی پزشکان*
(لطفا بخوانید!) پیشگفتار:* خیلی وقت بود وقت خالی گیر نیاوردهبودم که این فاجعه را بنویسم. توصیه میکنم وقت بگذارید و بخوانید، چون مطمئنم شما هم به این مشکل بر خواهید خورد. بهخصوص این روزها که مشکل گرفتگی عروق قلبی بیشتر از
حد تصور زیاد شده. اگر از دوستان عزیز خواننده کسی پزشک بود یا اطلاعات پزشکی داشت هم خواهش میکنم وارد بحث شود یا اگر چیزی را غلط نوشتهام اصلاحم کند.*
. نمیدانم پزشکها چقدر به آن سوگندی که آخر کار تحصیلشان میخورند وفادار میمانند، یا اصلن یادشان مانده چیزی از مواردش را یا نه. خب انتظاری نیست. این سوگندنامه هم مثل همهی چیزهای خوب این مملکت صوریست. بحث من اما سر شرافت گمشدهی پزشکهاست. ربطی هم ابدن به سوگندنامه ندارد، که نادیده هم مشخص است راه کدام است و چاه کدام. بگذرم از حواشی و برسم به متن.
حدود دو ماه پیش نیمههای شب، یکی از بستگانم مشکلی براش پیش آمد و رفت اورژانس. بردهشد در واقع. مشکوک شدند به سکتهی قلبی و متخصص قلب مقیم نبود و ماند تا صبح که حضرت حاکم نزول اجلال بفرمایند. آمد و دید و آزمایش نوشت و رفت و برگشت و تجویز کرد: آنژیوگرافی. آشنای دلنازک ما هم پر از ترس و اضطراب رفت زیر نیمچه تیغ آنژیوگرافی. نتیجه: 20 درصد گرفتگی قلبی. تجویز: درمان دارویی.
آشنای ما ماند و دعای خیر بهجان پزشک مهربانی که خیالاش را از عمل قلب باز راحت کردهبود.
چند هفته گذشت و قرعهی کار به نام پدر و مادر خودم افتاد. برای تکمیل مدارک پزشکی حج باید میرفتند برگهی سلامت قلب هم میگرفتند. رفتند و نوار قلب مشکل داشت. تست ورزش دادند و باز مشکل داشت. تجویز: آنژیوگرافی. استرس وارده به یک خانواده را حساب کنید خودتان. پدر و مادر مشکوک به گرفتگی عروق. یک لحظه هم که هردوشان را همزمان تصور کنی روی تخت بیمارستان، کافیست برای شب و روزت. رنگ به روی مادر نمانده بود از ترس. انقدر شجاعتاش ترک خورده بود که داشت آرزو میکرد بچهی من را بیند و حسرت میخورد که اگر ندیدم چه؟ به پدرم لابد باید تکیه میکرد که آن بیچاره خودش بار خودش را اگر میکشید خیلی هنر کردهبود. با سابقهی بیماری قلبی در خانوادهی ما، همهی ذهنها رفتهبود سمت عمل قلب بازی که بهزودی هردوشان باید انجام میدادند.
پدرم ولی سماجت کرد. چندتا آشنای پزشک داشت، رفت مشاورهی حالاخارج از تخصص، دوستانه. تست ورزشها را دیدند و آنها هم آنژیوگرافی همکارشان را تایید کردند و حتا برای مادرم تاکید کردند «اورژانسی». تنها شانس ما این بود که پسرخالهام آمدهبود ایران. تخصص نمیدانم چی دارد میخواند، آمریکا. دید و گفت «مشکل که دارد، ولی چرا آنژیوگرافی؟ توی ایران مگر سیتیآنژیو ندارید؟». این اصطلاح جدید ِنجاتبخش را بلعیدیم و پی گرفتیم و رسیدیم به بیمارستان قلب و دی و
امامخمینی. آمار گرفتیم از اینطرف و آنطرف که فرقاش را ببینیم با آنژیوگرافی، که پزشکهای قلب همگی گفتند «به دقت آنژیوگرافی نیست، نکند گول بخورید ها!». حالا حسن این سیتیآنژیو چه بود که ما افتادیم دنبال ردپاهای حضورش؟ تیغ نمیزدند رگ کشاله را پاره کنند و یک دوربین بفرستند توی رگها.
یعنی خون نمیپاشید تا سقف اتاق آنژیوگرافی. بعد هم یک کیسهی شن نمیگذاشتند روی پای آدم که خون نزند بیرون. یک مادهی رادیواکتیو تزریق میشد و با یک دستگاه خیلی خوشبرخورد (شبیه امآرآی) همان کار انجام میشد. بدون هیچ ترس و
اضطرابی. بدون ریختن یک قطره خون. فقط گیر کردهبودیم سر آن «به دقت آنژیوگرافی نیست، گول نخورید ها».
حالت واضح و مشترکی که توی چشمهای همهی آن متخصصین قلب دیدم «جاخوردن بود».
نمیدانستند از کجا فهمیدهایم اسم سیتیآنژیو را. به پدرم گفتم بیشتر مشورت کند، که بوی پول دارم حس میکنم. خودش هم حس کردهبود. تحقیق انجام شد و نتیجه جالب بود. «سیتی آنژیو» نه تنها دقتاش کمتر از آنژیو نبود، که مقایسهشان
شبیه بود به مقایسهی فلاپیدیسک و دیویدی. تفاوت تکنولوژیها بالای بیستسال بود. دلمان قرص شد و هردوشان با هزینهای حدود هشتصدهزار تومان سیتیآنژیو را انجام دادند و شکر خدا مجموع گرفتگی هردوشان روی هم 20 درصد هم نبود. آن شرافت گمشده کجاست؟ عرض میکنم.
هزینهی آنژیوگرافی (که تیغ دارد و ترس و خون) حدود یک تا یکونیم میلیون تومان است برای هر نفر، و هزینهی سیتیآنژیو حدود چهارصدهزار تومان. زمانی که صرف آنژیوگرافی میشود با احتساب یک تا دو شب بستری بودن بعد از آن (جدای از
وقتهای پذیرش و نوبتدهی و...) حدود دو روز است، و وقتی که صرف سیتیآنژیو میشود (باز هم جدای از پذیرش و نوبتدهی و...) حدود نیمساعت. ترس و اضطرابشان را هم مقایسه نکنم که لابد میدانید. پس گیر این پزشکهای متخصص قلب کجاست؟
مشکل خیلی پیچیده نیست. آنژیوگرافی را فقط متخصص قلبای که دورهی مخصوص آنژیوگرافی را دیدهباشد میتواند انجام بدهد، ولی سیتیآنژیو را یک رادیولوژیست (که البته او هم باید دوره دیدهباشد) میتواند انجام دهد. یعنی انحصار آنژیوگرافی دست صنف خودشان است و انحصار سیتیآنژیو دست دیگران. چون طبیعتن یک مرکز پزشکی ترجیح میدهد برای انجام کاری مشابه، حقوق خیلی کمتر یک رادیولوژیست را بدهد تا حقوق بالای یک متخصص قلب را. خب تجارت کثیف متخصصین قلب
(که فرق میکند با جراح قلب) را که میبینید، اما حالا عمق فاجعه کجاست؟
عمق فاجعه اینجاست که این جماعت نخورده نیستند. هشتشان گرو نهشان نیست. خیلی راحت میتوانند ماهی پنچ-شش میلیون تومان دربیاورند ( و خیلی هم بیشتر از اینها). اما باز گدا-صفتانه چشمشان دنبال یکقران دو-زار پولیست که از هر آنژیوگرافی بهجیب میزنند، بیاینکه به فکر سلامتی و راحتی بیمار باشند. حتا گستاخی و دزدی (که اتفاقن حقیقت معنای دزدی همینجاست) را بهحدی میرسانند که تمام تلاششان را بهکار میگیرند برای پشیمان کردن بیمار از دستیابی به راه تشخیص جدیدتر و کمهزینهتر و آسانتر، تازه اگر بگذریم از هماهنگیهای پلیدشان برای «ناشناخته ماندن» این تکنولوژی.
بعد از پدر و مادرم داییم هم رفت سراغ چکآپ. ده سال پیش آنژیوگرافی کردهبود و حالا باید دوباره تست ورزش میداد. مشکل داشت تستاش. تجویز: آنژیوگرافی. پیش چهار-پنجتا از بهترین متخصصین قلب تهران رفت (که اگر هر شخصی فکر میکند صداش به جایی میرسد خواست اسامی را بهاش میدهم) و همه گفتند آنژیوگرافی. انقدر چربزبانی و بازاریابی کردهبودند برایش که ما هرچه میگفتیم بیا اول برو سیتیآنژیو، -با اینکه میترسید از آنژیوگرافی- قبول نمیکرد و استدلال پزشک را پذیرفتهبود به این توجیه که اگر رگاش گرفتهبود همانجا یکباره برایش بالن میزنند یا استنت میگذارند و چه و چه. تاکید هم کردهبودند «اورژانسی»ست و حتا از سفر با ماشین یا هواپیما یا هر وسیلهی دیگری منعاش کردهبودند و نوبت اضطراری هم بهاش دادهبودند «همین فردا صبح». ای تف به درسی که خواندهاند که حالا هیچ فرقی با این بازاریابهای شرکتهای هرمی ندارند.
به هر زحمتی بود راضیش کردیم برود سیتیآنژیو و رفت و نتیجه: گرفتگی جزیی.
درمان: یکی-دوتا قرص فقط.
این فریاد را کجا باید زد؟ به کی باید گفت پزشکهای مملکت تبدیلشدهاند به حسابهای بانکی ناطق؟ جالبی قضیه میدانید کجاست؟ کمی بیشتر تحقیق کردیم، قیمت دستگاه سیتیآنژیو کمتر از سهمیلیون دلار است. پولی که یعنی هیچ! ولی فقط
سهتا توی ایران داریم. چرا؟ چون برای وارد کردناش (حتا بخش خصوصی) باید از وزارت بهداشت تاییدیه گرفت و آنها هم تایید نمیکنند (جز همان سهتایی که لابد برای دوست و آشناست). چرا؟ چون آنها که باید تایید کنند خودشان متخصص قلباند
و بازارشان بهخطر میافتد.
«... سوگند یاد میكنم كه: از تضییع حقوق بیماران بپرهیزم و سلامت و بهبود آنان را بر منافع مادی و امیال نفسانی خود مقدم دارم...»
" بازي با جان مردم با پارازيت هاي ماهواره اي"






