درحاشيه يک اتفاق بي نظير در سنگاپور؛
بازمانده هاي زلزله هائيتي در فينال !
تيمي متشکل از 15 بزرگسال، زمين ورزشگاه جالان بسار سنگاپور را اشغال مي کند. تيم ملي فوتبال هائيتي پس از اينکه در مرحله نيمه نهايي توانست ميزبان رقابتها را با دو گل شکست دهد، به فينال اين رقابتها راه يافت که مي تواند طلاي المپيک جوانان را براي اين تيم به همراه داشته باشد.
کد خبر: ۱۱۶۳۶۷
| | 2298 بازدید
اما نکته اي که پس از پيروزي بازيکنان هائيتي جهانيان را شگفت زده کرد، اين بود که بازيکنان اين تيم پس از کسب پيروزي برابر حريف شادي نکردند، بلکه به دعا کردن رو آوردند. آنها پيش و پس از مسابقات خود هميشه دعا کرده بودند و همواره با جديت هرچه تمام اين مراسم را به اجرا درمي آورند.
به نوشته قدس ، آنها براي قربانيان زلزله شديدي که هفت ماه پيش اين جزيره را تقريباً با خاک يکسان کرده، دست به آسمان برمي دارند. قاعدتاً اين بازيکنان بايد جوانان کم سن و سال باشند، اما آنها تنها بازمانده هاي اين زلزله هستند و از رفتارشان معلوم است که در جريان آن فاجعه چه چيزهايي به چشم ديده اند.
آنها فقط به لطف يک معجزه زنده هستند، ولي به لطف آنها هائيتي از بدبختي رها مي شود و به آينده چشم مي دوزد. اين تيم هيچ شانسي براي کسب مدال در اين رقابتها نداشت، ولي آنها در دو بازي حساس و سرنوشت ساز پيروز شدند. از همه مهمتر اينکه بر ترس غلبه کردند و خنده روي لبهايشان نقش بست. 90 دقيقه ديگر مي تواند حتي سن از دست رفته آنان را هم جبران کند، و آنان را به دوران جواني بازگرداند.
هائيتي در اواسط ماه ژوئن در رقابتهاي المپيک سنگاپور ثبت نام کرد. وقتي کوبا از حضور در اين رقابتها کنار کشيد و يک جاي خالي براي تيمي ديگر باز شد؛ يعني آنها فقط در مدت 6 هفته يک تيم فوتبال درست کردند. اين گروهي بود که از قبل با هم تمرين مي کرد، ولي خيلي از اعضاي آن تيم در زلزله جانشان را از دست دادند و زمين لرزه نه تنها جان و خانه شان را گرفت، بلکه اطمينان خاطر را هم از آنان سلب کرد.
مربي آنها سونشه پير، يک نسل بي ثبات را دور هم جمع کرد و اين درحالي بود که خيلي از بازيکنان از فوتبال کنار کشيدند. خيلي از بازيکنان در چادرها و در خيابان زندگي مي کنند. براي همين زمين فوتبال خانه آنهاست. زمين فوتبال همچنين اولين پناهگاه آنان هم بود. نصف تيم وقتي که لرزه ها شروع شدند، در زمين بازي بودند.
دانيل گدئون که پنالتي دوم برابر سنگاپور را به گل تبديل کرد، خيلي خوب اين خوش شانسي را به ياد دارد: «همه چيز مي لرزيد و ما همان جا مانديم. از ديوار فاصله داشتيم و روي زمين دراز کشيديم. حتي وقتي فهميديم زلزله تمام شده، تکان نخورديم. اما بعد روي زمين زانو زديم و دعا کرديم.» اين سنت دعا کردن همان جا شکل گرفت. حالا در سنگاپور هم بازيکنان در هائيتي دور هم حلقه مي زنند و شکر خدا را به جا مي آورند.
آنها در اولين بازي خود در گروهشان 9 برصفر مغلوب بوليوي شدند. اين نتيجه هر بازيکن ديگري در سن و سال آنها را از کل رقابتها نااميد مي کرد. حتي حرفه اي ها هم نمي توانند اين جور شکستها را تحمل کنند. با اين حال بازيکنان در سنگاپور در دانشگاهي که ميزبان آنهاست، دور هم جمع شدند و حتي از تحقيرشدن هم حرفي نزدند و روز بد خود را فراموش کردند و به اين فکر کردند که بدتر از اين را پشت سر گذاشته اند. يک جمله ساده، اما بيش از حد عاقلانه و درست. باور اينکه هنوز مي توان نتيجه گرفت. بعد از آن بازي ديگر شکست نخوردند. البته در المپيک جوانان مسابقات کمي انجام مي شوند. فقط 6 تيم فوتبال در اين مسابقات شرکت کرده اند. حالا آنها در فينال هم بار ديگر برابر بوليوي قرار مي گيرند و مي خواهند اين بار ثابت کنند که از شکست قبلي درس گرفته اند.
مربي اين تيم حرفي به آنها نزده و فقط بازيکنانش را در رختکن تشويق کرده و به آنها گفته که تازه اول راه هستند. رئيس هيأتي که اين تيم را همراهي مي کند، تنها فرد هيجان زده گروه است که با اشک و گريه گفته، اين نتيجه براي هائيتي باور نکردني است. «در فينال هر نتيجه اي مايه پيروزي و افتخار است. براي اينکه اين بازيکنان در شرايطي باورنکردني خود را به اين رقابتها رساندند» او از همه خواسته که حرفي از زلزله نزنند و در مورد تجربه زلزله مصاحبه اي انجام ندهند. از آنها خواسته آن روزهاي بد را فراموش کنند و فقط فوتبال بازي کنند.
اين درخواستي است که براي همه گروه صادر شده است. از هائيتي در مجموع 22 ورزشکار در اين رقابتها شرکت کرده اند که 18 نفر تيم فوتبال را شکل داده اند و يک دختر در هزار متر شرکت کرده و يک نفر جودوکار است و يک نفر هم پرچم کشور را حمل مي کند که يک تکواندوکار است. همين ورزشکار بود که در مراسم افتتاحيه همه را شوکه کرد. وقتي که از او درباره سنگاپور سؤال کردند، بدون لکنت زبان و يا هيجان زده شدن گفت: «گمان مي کنم اگر اينجا به دنيا آمده بودم، زندگي راحت تري داشتم و يک ورزشکار قدرتمند بودم». همان لحظه ميکروفون را از دست او گرفتند.
المپيک جوانان رقابتهايي براي عادت دادن جوانان به رقابت و احترام گذاشتن به ارزشهاي ديگران است. اما اين مسابقات براي هائيتي جنبه فرماليته دارد. آنها احتياجي ندارند که در برابر تنش و فشار تحمل خود را بالا ببرند و به فضاي المپيک عادت کنند. فقط دنبال آرامش هستند. کنجکاوي مي کنند و حواسشان جمع است. وقتي که مسؤولان سايت رسمي رقابتها سراغ آنها رفتند، کاپيتان گدئون اصرار زيادي داشت که نامش صحيح نوشته شود. دونده دختري که در هزار متر شرکت مي کند، در يک کانتينر زندگي مي کند و درس مي خواند و ديگر محل تمرين هم ندارد. او در کوچه و خيابان مي دود و مربي اش را در زلزله از دست داده است. با اين حال گفته، آرزويش پيش از زلزله رفتن به المپيک لندن بوده و آرزويش پس از زلزله هم رفتن به المپيک 2012 است. اين يعني اينکه او همه چيز را در زلزله از دست نداده است.
بازيکنان تيم فوتبال هائيتي حتي پيش از فينال و مدال طلا، حاضران در سنگاپور را مجذوب خود کرده اند. آنها حتي نمي دانند که چرا و چگونه به اين رقابتها راه يافته اند، ولي مي خواهند تا انتهاي مسير پيش بروند. آنها حالا مي توانند به توصيه رئيس هيأت خود گوش دهند و به گذشته فکر نکنند. براي اينکه از حالا قصه ديگري براي روايت کردن دارند...
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


