هاشمی و اولین راستی که صدام به ایران گفت
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام خطاب به آزادگاني كه در زمان فرماندهي وي در جنگ به اسارت درآمدند، گفت: اگر كمتوجهي و غفلتي در رسيدگي به مطالبات بر حق خويش احساس ميكنيد، مانند سالهاي اسارت صبوري كنيد.
به گزارش ايسنا، آيتالله هاشميرفسنجاني در بيان ديدگاه خود به مناسبت ٢٦ مرداد سالروز ورود آزادگان به وطن يادآور شد: اكنون وقتي به لحظه ورود آزادگان به وطن ميانديشم، تمام وجودم سرشار از شور و شعف ميشود؛ عزيزاني كه در راه دفاع از انقلاب اسلامي و وطن در بند بودند، مخصوصاً در سياهچالهاي رژيمي كه بويي از انسانيت نبرده بود.
وي ادامه داد: به واسطه سوابقي كه در زندان داشتم، ميدانستم هر لحظه حبس چقدر سخت ميگذرد!! به ويژه اينكه شرايط اسراي ما در عراق از دو جهت متفاوت بود: اولاً آنان در يك كشور ديگر كه ٨ سال با ما مشغول جنگ بود، اسير و محبوس بودند. ثانياً از قبول قطعنامه و پذيرش آتشبس چند ماهي گذشته بود و عزيزان در بند ما در برزخي از خوف و رجاء بودند.
هاشمي رفسنجاني در ادامه افزود: در آن حال و هوا، وقتي خبر ورود اولين گروه از آزادگان را شنيدم، ناخودآگاه به ياد روح خدا افتادم كه همين چند ماه پيش به خدا پيوسته بود. ميدانستم غم فراق آن عزيز سفر كرده، در برگشتن فرزندان در بندش، هم براي آزادگان و هم براي مردم ايران تازه و سنگينتر ميشود.
اسرا با كولهباري از رنج و محنت چندين ساله اسارت و با اميد وجود دلگرمكننده امام(ره)، ميآمدند.
وقتي خبر همراه با تصاوير اولين گروه را شنيديم و ديديم كه چگونه از مرز خسروي وارد ميهن خويش ميشوند، حالتي به من دست داد كه هنوز هم پس از گذشت چندين سال نميتوانم توصيفش كنم.
وي ادامه داد: ميدانستم چه ساعات و لحظاتي بر آنان گذشته است، وقتي كه در كنار پيكرهاي مطهر همرزمان شهيدشان، دستبند اسارت بر دستهايشان بسته ميشد، وقتي كه با حالتي تحقيرآميز آنان را سوار بر خودروها ميكردند و در جهت مخالف جادههاي منتهي به وطن، به سوي عراق ميبردند، وقتي كه به زور از آنان ميخواستند جلوي دوربينهاي تلويزيوني از خوشحالي اسارت!! بگويند، وقتي كه دور از چشم صليب سرخ جهاني بينشان بودند و يا نامههاي خانوادهها را براي شكنجه روحي به آنان نميدادند، وقتي كه با شلاقها پذيرايي ميشدند، وقتي كه تن نحيفشان به جرم سجود بر خاك نمناك زندان زير ضربههاي شلاق كبود ميشد، وقتي كه خبرهاي دروغين شكستهاي رزمندگان ايراني را از بلندگوهاي زندنها پخش ميكردند تا زنجير مقاومت آنان را بگسلند، وقتي كه خبر رحلت امام(ره) را با آب و تاب فراوان ميدادند و نميگذاشتند براي تسلاّي دل خويش گريه كنند و مخصوصاً وقتي كه جنگ تمام شده بود و آنان از زمان آزادي خويش ميپرسيدند و بعثيها آن كلام زندانيان رژيم پهلوي به مبارزين را تكرار ميكردند كه آنقدر بايد بمانيد تا موي سرتان مانند دندانهايتان سفيد شود.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: در اين شرايط سخت بود كه پيكي از سوي مرحوم ياسر عرفات با نامه ديكتاتور عراق رسيد. نامهاي كه تداوم تبادل آن منجر به آزادي آزادگان شد مكاتبات حساس و كارگشاي اينجانب با صدام ديكتاتور بغداد در فضا و شرايطي خاص از بيم و اميد شكل گرفت كه نهايتاً به آزادي آزادگان انجاميد. ظرافت سياسي ايجاب ميكرد كه طي نامهها كه مجموعاً ١٢ نامه مبادله شد، شأن و جايگاه ملت ايران حفظ شود و از سوي ديگر دشمن بيمنطق را كما فيالسابق به كارهاي غيرمنطقيتر نكشاند.
خدا را شكر كه صدام در لابلاي نامهها، زيادهطلبي خويش در اشغال كويت را افشاء كرد و همين باعث شد كه نامههاي من با ادبياتي خاص نوشته شود، ادبياتي كه حتي امروز وقتي حاميان ديروز صدام ميخوانند، به خاطر نمكنشناسي صدام و روحيه بزرگوارانه مردم ايران عرق شرم بر پيشاني خويش ميبينند.
نامهها ميآمد و ميرفت تا در تاريخ ٢٣/ ٥/ ٦٩ آخرين نامه صدام آمد كه نوشته بود: «مبادله فوري و همهجانبه اسراي جنگ به هر تعدادي كه در عراق و ايران در اسارت به سر ميبرند» و جالبتر اينكه در ادامه نوشت: «با اين تصميم ما ديگر همه چيز روشن شده و بدين ترتيب همه آنچه را كه ميخواستيد و بر آن تكيه ميكرديد، تحقق مييابد.»
وي ادامه داد: صدام براي اولين بار- به ما- راست گفت، ايران به آنچه كه ميخواست رسيده بود و من در جواب او نوشتم: «اعلام پذيرش مجدد معاهده ١٩٧٥ الجزاير از سوي شما راه اجراي قطعنامه و حل اختلافات را هموار ساخت» و از او خواستم كه «آزادي اسرا با آهنگ و سرعت هرچه بيشتر ادامه يابد و تكميل گردد.»و بدين صورت بود كه عزيزان در بند ما پس از سالها دوري، قدم بر خاك ميهن اسلامي گذاشتند.
هاشمي رفسنجاني در ادامه خاطرنشان كرد: به ياد دارم كه پس از آزادي آنان، سيد آزادگان مرحوم حجتالاسلام ابوترابي در يك جلسه طولاني و دو نفره، خط سير حالات اسارت را از لحظه شروع تا لحظه پايان ترسيم كرده بود، حالاتي كه هنوز هم وقتي به ياد ميآورم، با اينكه سالها از آزادي آنان ميگذرد، غم تمام وجودم را فرا ميگيرد.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام عنوان كرد: اما خوشحالم كه درايتهاي امام راحل قبل از رحلت، شرايطي را فراهم كرد كه امروز آن عزيزان را در ميان خويش داريم و خوشحالترم كه هنوز نيامده بودند كه در مجلس شوراي اسلامي قوانين بسيار نيرومندي براي خدمات به آنان در زندگي، اشتغال، درمان و مهمتر از همه تحصيل تصويب كرديم و الان قشر بسيار فرهيختهاي در كشور داريم كه اگرچه در ميانسالي هستند، اما در كنار جانبازان، خانوادههاي شهدا و مفقودان و انبوه ايثارگران سرمايههاي بيبديل جامعه ما ميباشند و در اين بين، سرنوشت نامعلوم گروهي از عزيزان كه فكر ميكرديم به صورت گمنام اسير باشند، چون كوه بر دلمان سنگيني ميكند.
وي گفت: در ميان آزادگان عزيز، عزيزان آزاده ديگري داريم كه اگرچه به وطن برنگشتند، اما در ميانه اسارت، آزاد و رها شدند و علاوه بر اجر اسارت، ثواب مضاعف شهادت را نيز در پرونده زندگي افتخارآميز خويش ثبت كردهاند. شهيدان عزيزي چون مهندس تندگويان كه شهادت در اسارتشان اولاً نشان از ثبات قدمشان دارد و ثانياً سبعيّت رژيم بعث را در تاريخ ثبت ميكند، حال آنكه قوانين تمام جوامع و مراكز بينالمللي مربوطه، بر حفظ كرامت و سلامتي جسمي و روحي اسرا تأكيد دارد.
هاشمي رفسنجاني اظهار كرد: اينجانب به همه آزادگان، مخصوصاً آناني كه در زمان فرماندهي من در جنگ به اسارت درآمدند، سلام و درود ميفرستم و اميدوارم در كنار تلاش و كوشش خويش براي رونق زندگي فردي و اجتماعي، همچنان عزيز مردم ايران بمانند و اگر نارسايي و كمتوجهي و غفلتي در رسيدگي به مطالبات بر حق خويش احساس ميكنند، مانند سالهاي اسارت صبوري كنند و به مسوولان مربوطه نيز سفارش ميكنم كه قدر اين دردانهها را بدانند كه تك تكشان در كنار جانبازان، يادگاران جنگ و استوانههاي مستحكم براي بقاي خيمه انقلابند و بدانند حق آنان در مقابل صبر ارزشمندي كه در زندانهاي بعثيها داشتند، با هيچ اجر و مزد مادي ادا نميشود و خداي بزرگ ما را نخواهد بخشيد، اگر آنان در راه احقاق حقوق حقه خويش احساس كمتوجهي و يا خداي ناخواسته احساس غبن كنند، هرچند به خاطر آشناييهايي كه با آنان داريم، ميدانيم سالهاي سخت زندان را براي اعتلاي كشور و رضايت خداوند تحمل ميكردند و همواره نزد مردم قدرشناس ايران عزيز و محترمند.


