وقتي پدر، برای پسر را قضاوت ميكند!
اگر چه در اين مسابقه صحنه خاصي دال بر حمايت وي از تيم پسرش به چشم نخورد (بماند كه استقلال از قضاوت وي راضي نبوده و شكايت خود را به كميته داوران هم ارايه كرده است!) اما نفس قضاوت پدر بر مسابقهاي كه پسر عضو يكي از تيمهاي آن ديدار است به هيچوجه حرفهاي به نظر نميرسد.
گل : در كشورهاي صاحب فوتبال، براي انتخاب داوران به ريزترين نكات نيز توجه ميشود چه برسد به اين نكته كه به هيچوجه ريز و كوچك نيست!
حتي در تورنمنتهاي بزرگ براي جلوگيري از ايجاد چنين شائبههايي، از قضاوت داوري در گروهي كه تيم كشورش در آن قرار دارد، جلوگيري ميكنند. اما در فوتبال حرفهاي ما پدر براي پسر قضاوت ميكند و توقع داريم كه ديگر تيم حاضر در اين ديدار هم ناراحت نشود و به هر اتفاق كوچك و بزرگي كه در اين مسابقه رخ داده، گير ندهد! واقعا ممكن است؟
تهديد يا فرصت؟
بعد از پايان يافتن تهديدات مكرر مجتبي شريفي كه براي جلوگيري از انجام مصاحبههاي مسالهساز بر زبان وي جاري شده بودند، شاهد دعواي رسانهاي علي دايي با محمد مايليكهن بوديم. دعوايي كه اين بار جديتر و پررنگتر از دفعات قبلي به نظر ميرسد. چون در جنجالهاي قبلي اقلاً مدرك تحصيلي دايي كه عمري است نامش به عنوان يك مهندس- فوتباليست موفق در جامعه ايران مطرح شده!
در دعواهاي پيشين حداقل موفقيتهايي كه در كارنامه آنها به ثبت رسيده است زير سوال نرفته بودند، اما حالا مايليكهن براي كوبيدن علي دايي و حبيب كاشاني حتي از فرمايشي خواندن قهرماني فصل قبل پرسپوليس در جامحذفي كشورمان هم ترسي به خود راه نداده است!
اين مصاحبههاي تند باعث ميشود محمد مايليكهن در آستانه محروميت قرار بگيرد و به لبه تيغ برود. اين نكته در حالي جديتر ميشود كه ميبينيم عزيزمحمدي- مردي كه همواره از او به عنوان حامي محمد مايليكهن در فدراسيون و سازمان ليگ ياد شده است! - ميگويد:«من كي از مايليكهن حمايت كردهام؟ همه بايد مطيع قانون باشند!»
البته اگر فدراسيون فوتبال و كميته انضباطي آن بلد باشند مقتدرانه عمل كنند، ميتوانند از اين تهديد، فرصتي بسازند براي اثبات اقتدارشان! اگر علي دايي و محمد مايليكهن به عنوان چهرههاي بزرگ و نامدار فوتبال ما مشمول قانون شوند، آنها كه به مراتب از اين دو تن كوچكتر هستند، حساب كار خود را ميكنند و شمشيرها را به غلاف برميگردانند، البته اگر قرار به اقتدار باشد!


