خودكفايي در صنعت نفت فقط در 15 سال
کد خبر: ۱۱۲۹۱۰
| | 4598 بازدید
آخرين روزهاي كاري دكتر حميدرضا طيبي در مسند رياست جهاد دانشگاهي به سراغش رفتيم. البته با وجودي كه بهانه ما در گفتگو با او سيامين سالگرد جهاد دانشگاهي بود، اما اين بار نه به عنوان كسي كه حدود 3 سال در اين سمت بوده، بلكه به عنوان كارشناسي كه سالها در حوزه نفت فعاليت كرده به پرسشهاي ما پاسخ گفت؛ چرا كه معتقد بود حوزه نفت كه اتفاقا از مهمترين دغدغههاي كشور است، يكي از اصليترين شاخههاي كاري جهاد در طول سالهاي فعاليتش محسوب ميشود و به همين دليل هم برنامهريزيهاي جدي انجام شده تا اين نهاد نقش شاخصي در تحقق اهداف چشمانداز 20 ساله كشور داشته باشد، البته به شرطي كه از توانمنديهايش آن طور كه بايد استفاده شود.يكي از سرفصلهاي اصلي فعاليت جهاد دانشگاهي حضور در حوزه نفت و صنايع وابسته به آن است. به طور كلي چرا و با چه اهدافي اين فعاليتها شكل گرفتهاند؟
با توجه به اينكه نفت و گاز مزيت اصلي كشورها ميباشد، فعاليت در اين حوزه را به عنوان لازمه اصلي فعاليتهاي جهاد دانشگاهي انتخاب كرديم. يكي از مهمترين بحثها در صنعت نفت ما اين است كه نفت را بايد با دانش و فناوري خودمان اكتشاف، استخراج، پالايش و بهرهوري كنيم. فناوريهاي انجام مهندسي پايه يكي از اين موارد ميباشد كه متاسفانه در بسياري از موارد توسط خارجيان انجام ميشود.
جهاد از چه زماني در اين حوزه وارد شده است؟
جهاد دانشگاهي از حدود دهه 60 وارد صنعت نفت ايران شد. در حال حاضر هم يك كنسرسيوم با سازمان گسترش و صنايع دفاع تشكيل دادهايم تا بتوانيم 2 فاز از پارس جنوبي را انجام دهيم. وظيفه جهاد دانشگاهي را بيشتر انجام مهندسي در اين پروژهها و ساخت تجهيزات ميدانيم.
با توجه به اين كه از سال 60 جهاد وارد حوزه نفت شده و به قول شما حضوري فعال هم در اين عرصه داشته است، پس چرا زودتر به دنبال كسب دانش فني و استقلال فني كشور نبوده است؟
به طور كلي در صنعت ما باور اشتباهي وجود داشت كه خوشبختانه در حال حاضر رفع شده است. عدهاي معتقد بودند كه لزومي ندارد كه ما خيلي وقت صرف فناروي كنيم و بايد فناوري را بخريم، اما ما به هر حال انقلابي كرديم كه شعارش نه شرقي نه غربي است. ما داراي محدوديتهايي هم از طرف شرق و هم از طرف غرب خواهيم بود. بنابراين ما حتما بايد به سمت اقتصاد دانشبنيان برويم؛ اقتصادي كه علم و فن آن متعلق به خودمان باشد.
پس محدوديت دسترسي به تكنولوژيهاي برتر ما را مجبور كرده كه به فكر كسب دانش فني باشيم.
شكل بهترش اين است كه بگوييم ما با محدوديتهايي كه آنها اعمال ميكنند، نرويم به سمت كسب دانش بلكه در شرايط عادي به دنبال كسب دانش فني باشيم. هميشه دانش به دست آوردن چند راه دارد. شما ميتوانيد از ابتدا همه مطالعات را انجام بدهيد، يا اگر امكان دارد دانش را بخريد كه البته معمولا كسي دانش را نميفروشد. ولي راه سوم كه همه دنيا انجام ميدهند اين است كه در كنار انجام كار با شركتهاي خارجي، شما بايد دانش را كسب كنيد.
با انجام قراردادهايي كه شما به آنها اشاره كرديد، آيا ميشود به كمرنگ شدن شكاف بين صنعت و دانشگاه در بخش صنعت نفت اميدوار باشيم؟
به هر حال اتفاق خوبي كه در كشور در صنعت نفت افتاد بحث اختصاص يك درصد درآمدهاي شركتها و توليد فناوري و تحقيقات بود كه ما از محل همان يك درصد با 4 شركت اصلي نفت يعني شركت نفت، گاز، پتروشيمي و پالايشگاه و پخش، تفاهمنامههاي خوبي را بستهايم؛ اين تفاهمنامهها منجر به تعداد زيادي قرارداد شد.
پس از محل بودجه يك درصد اين كارها صورت گرفته است؟
قانون يك درصد و البته مشكلاتي كه به لحاظ تحريم حادث شده و بعد هم ايجاد اين فرهنگ در بدنه صنعت نفت كه بايد به توسعه فناوري داخلي اهميت داده شود، به اين مهم كمك كرد.
فكر نميكنيد دير است؟ در سال 1403 قرار است دومين شركت توليدكننده oppec باشيم، اما الان به اين نتيجه رسيدهايم كه با همكاري داخلي دانش فني كسب كنيم؟
بايد در اين زمينه تعيينتكليف كنيم كه به هر حال توسعه فناوري در اين صنعت، متولياش خود صنعت هست يا معاونت علمي ـ فناوري است يا متولي آن وزارت علوم و تحقيقات و فناوري است. مشكلي كه در توسعه فناوري در كشور ما وجود دارد، اين است كه متولي توسعه فناوري در كشور هنوز مشخص نيست.
البته يكي از اهداف اصلي شكلگيري معاونت از ميان بردن اين موازيكاريها بوده است.
ولي متاسفانه هنوز اين تقسيم مسووليت انجام نشده. اين كار بايد تعيين تكليف بشود و هم معاونت علمي ـ فناوري رياست جمهوري بايد نقش را مشخص كنند و هم وزارت علوم در حال حاضر اين سردرگمي در كشور ما هست و ما اميدوار بوديم با تهيه نقشه جامع ملي اين مساله حل شود كه تهيه نقش جامع هم متاسفانه بيش از حد طولاني شد.
البته در حال حاضر پس از گذشت 6 ـ 5 سال از افق 20?ساله، هنوز نقشه به دست هيچكس نرسيده است؟
نقشه بايد به عنوان سند بالادستي حتما در تهيه برنامههاي توسعه قرار بگيرد، اولين چيزي كه در توسعه بايد اتفاق بيفتد، بحث تدوين دكترين توسعه است، اما به هر حال من شخصا معتقدم بهرغم اينكه فاصله كمي تا افق 1404 داريم، ولي اگر 3 برنامه باقيمانده به درستي تهيه شود و تلاش و كوشش بسيار زيادي كنيم، به اهداف خواهيم رسيد.
آقاي دكتر به نظر ميرسد وقتي كه يكچهارم را اينطوري گذرانديم، نميشود به رسيدن به اهداف آن هم به افق 20 ساله اميدوار بود.
ما به تحقق آن خيلي خوشبين هستيم، البته به شرط آن كه انتخاب مديران متناسب با اقتضائات زمان باشد يعني در كشوري كه ميخواهد دهه چهارم خودش را دهه پيشرفت و عدالت بداند حتما مديرانش در بخشهاي صنعتي بايد دانشبنيان باشند و ما نبايد منتظر كسب تجربه مديران باشيم، اين افراد را ما داريم فقط بايد شناسايي شوند، مديران بايد خودباور باشند، خودباور به معناي واقعي يعني كسي كه اين راهها را رفته و آن باور را از رفتن راه به دست آورده، چون يكي از مشكلات جدي ما اين است كه مديران خوب ما اين باورشان، باور قلبي نيست و در مقابل كارشناسي نامناسب افراد محرز دچار ترديد ميشوند. ولي اگر كساني باشند كه اين راه را خودشان رفته باشند و باور را از رفتن راه به دست آورده باشند، امكان ندارد كه ترديد ايجاد شود.
به اين ترتيب شما اميدواريد كه به اين افق برسيد؟
بله، اگر 3 تا برنامه دانش بنيان داشته باشيم و بعد هم تلاش و كوشش شبانهروزي كنيم و خيلي راهها را ميانبر برويم، مسووليتها را درست تقسيم كنيم. يكي از مشكلات جدي كه در كشور ما وجود دارد، موازيكاريهايي است كه در كشور انجام ميشود.
آيا معاونت سعي كرده حداقل در بخش علمي جلوي اين موازيكاريها را بگيرد.
توقع ما از معاونت علمي و فناوري اين بود كه اين تقسيم كار انجام شود. ما منابع محدودي داريم بنابراين بايد كاملا هدفمند و با تقسيم مسووليت در اين زمينهها كار كنيم. اين راهي است كه همه دنيا رفتهاند، ما هم ميتوانيم انجام دهيم، به خصوص اينكه با اين ترتيب ديني و فرهنگي ميتوانيم راه توسعه را سريعتر طي كنيم.
اما در مورد بحث انجام پيمانكاريهاي بزرگ بايد فهم متقابلي بين كارفرما، پيمانكار اصلي و پيمانكاران جزئي وجود داشته باشد. ما سعي كرديم در قالب دورههاي كارشناسي ارشد با مشاوره مديران صنعت نفت پروژه تعريف كنيم و بعد در دانشگاه علم و فرهنگ متعلق به جهاد دانشگاهي يك دوره كارشناسي ارشد تعريف كرديم و در حال حاضر منتظر مجوز آن از وزارت علوم هستيم. انشاءالله با گرفتن اين مجوز كار را شروع ميكنيم. در حوزه بالادستي نفت هم فعاليتهاي خوبي را شروع كرديم. پژوهشكده نفت را در جهاد دانشگاهي تشكيل داديم و مسووليت آن را به جهاد دانشگاهي شهيد بهشتي واگذار كرديم. در 5 حوزه اكتشاف نفت، توسعه ميادين نفت و گاز، ژئوفيزيك اكتشافي، ميكروبيولوژي نفت و در بهينهسازي مصرف انرژي نفت فعاليتهاي خودمان را شروع كرديم.
اين رشتهها با رشتههايي كه در دانشگاه صنعت نفت وجود دارند، مشابه نيستند؟ آيا در اين رشتهها دچار موازيكاري نشدهايد؟
تا آنجا كه امكان دارد سعي ميكنيم موازيكاري انجام ندهيم. هرچند عمدتا كار در دانشگاهها به شكل دانشجويي خودش باقي ميماند، اما ويژگي اصلي جهاد دانشگاهي اين است كه مطالعات پژوهشي خود را كاربردي ميكند و از اين ديد نگاه ميكنيم كه سعي ميكنيم قرارداد با صنعت نفت باشد. ما به درخواست مناطق نفتخيز جنوب سعي كرديم نرمافزاري براي مدلسازي مخازن نفتي طراحي كنيم. در ضمن روي بحث استفاده از سيانوباكتريهاي (ريزجلبكها) در تعيين شوري مخازن نفتي كار ميكنيم كه كيفيت نفت را بتواند مرغوبتر كند. همچنين روي بحث امكانسنجي زياده برداشت نفت خام از سنگ مخزن به روش ميكروبي كار ميكنيم. يك پروژه خوب ديگر كه باز در حوزه ميكروبيولوژي است استفاده از باكتريهاي نفتخوار به منظور تصفيه پسماندههايي است كه پس از انجام عمليات حفاري به جاي ميماند كه در حال حاضر قرارداد طرح جامعي را به عنوان مديريت پسماندهاي هيدروكربني دكلهاي اكتشاف نفت با مديريت اكتشاف نفت امضا كردهايم.
فكر ميكنم اين 2 تا پروژه آخر سر و صداي بيشتري داشته است؟
انجام اين پروژهها چون به لحاظ زيستمحيطي هم مهم بوده انعكاس بيشتري داشته است، ضمن آن كه در زمينه مطالعات انرژي بيشتر با هدف مدلسازي مخازن نفت در حال تشكيل پژوهشكده ديگري هستيم. يكي از بحثهاي جدي اين است كه شما بتوانيد مخازن نفتتان را به طور واقعي مدلسازي كنيد. بعد براساس آن مدل، براي ازدياد برداشت روش مناسب اتخاذ كنيد. يكي از بحثهاي بسيار مهمي كه الان در دنيا با توجه به پروتكل (KO2) مطرح شده استفاده از CO2 توليدي كارخانجات و تزريق آن درون چاههاي نفت است. يك بحث حفاري هوشمند است كه در دنيا هم روي اين مساله كار ميكنيم تا بهرهوري از چاهها و سرعت حفاري را افزايش دهيم.
اين طرح در حال حاضر در چه بخشي از جهاد انجام ميشود؟
در حال برنامهريزي هستيم كه در پژوهشكده مطالعات انرژي در دانشگاه شريف انجام بدهيم. در دانشكده نفت دانشگاه اميركبير هم روي اين چاههاي هوشمند كار شده است.
به هر حال اگر تقسيمبندي كاري نفت به وجود بيايد تا حدود زيادي از اين موازيكاريها جلوگيري ميشود. چون سعي ميكنيم ما تعاملهايمان كارفرمايي باشد. اميدواريم خود كارفرما اينها را در نظر بگيرد. البته خود ما هم واقعا دقت ميكنيم اگر كاري به طور موفق انجام شده به طور قطع وارد نشويم، اما اگر موفق انجام نشده خوب خودمان را ملزم ميدانيم كه وارد كنيم.
آقاي دكتر، به باكتريهاي نفتخوار اشاره كرديد. اين طرح در حال حاضر در چه فازي قرار دارد؟ يعني بعد از مهار نفتشهر ميتوان از آن براي نجات محيط زيست منطقه استفاده كرد؟
بله، اين پروژه به اتمام رسيده و نتايج آن را خود مناطق نفتخيز جنوب در جرايد اعلام كردند. در حال حاضر 2 قرارداد ديگر را با مناطق نفتخيز جنوب و شركت ملي حفاري در اين حوزه و يك قرارداد جامعتر را با حوزه مديريت اكتشاف نفت داريم. ما آمادگي داريم كه اين كار را توسعه دهيم و با تجهيز تيمهاي مختلف سرعت كار را افزايش دهيم. منتها همبستگي كارفرمايان نياز است.
به هر حال نفتشهر بهانه خوبي است كه بيشتر اين فاز وارد جنبه كاربردي شود.
خوشبختانه 2 تكنولوژي يعني باكتريهاي نفتخوار و استفاده از ريزجلبكها از جمله طرحهاي جهاد بوده كه در اين منطقه مورد استفاده قرار گرفته است.
بعد از مهار نفتشهر درخواستي مبني بر كمك به كاهش آلودگيهاي منطقه به شما رسيده است؟
نه هنوز ولي فكر ميكنم در آينده چون كار ما با موفقيت انجام شده، با استقبال خوبي همراه شود.
مدير حفاري مناطق نفتخيز جنوب گفته بودند ما در قسمت حفاري ميتوانيم در دنيا سرآمد باشيم. فكر ميكنم دكلهاي حفاري ميتواند يكي از قسمتهاي مهم باشد. جهاد چقدر در اين قسمت سهيم بوده است؟
عليرغم اين كه همه موانع موجود برطرف شده ولي هنوز پرداختهاي ارزي ـ ريالي انجام نشده تا پروژههاي جهاد در اين بخش شروع شود. ما خودمان با استفاده از منابع جهاد تا حدودي پروژهها را جلو بردهايم، اما هنوز پرداختهاي ريالي انجام نشده. آنچه را كه ما دنبال ميكنيم اين است كه دانش فني طراحي و ساخت دكلهاي حفاري را به دست آوريم و يك برند ايراني ايجاد كنيم.
تا به حال دكلهاي حفاري همه خارجي بوده است؟
برخي از قسمتهاي دكلهاي حفاري در ايران كپيسازي شده، يعني دكل موجود را كپيسازي و بازسازي كردند و بعضي از تجهيزات را خريدند منتها دانش فني آن كسب نشده است. آنچه كه ما دنبال آن هستيم و اخيرا هم يك كنسرسيوم 4جانبه متشكل از جهاد دانشگاهي، سازمان گسترش، صنايع دفاع و صنايع هوافضا تشكيل داديم. اين است كه بتوانيم كل تجهيزات مورد نياز صنعت حفاري را در اين كنسرسيوم مطرح كنيم و يك برند ايراني با هدف ايجاد صنعت ايراني بسازيم و طراحياش را خودمان انجام بدهيم تا مرحله ساخت و خدمات پس از فروش آن را كه اميدواريم با مذاكراتي كه با صنعت نفت ايران، معاونت پژوهش و فناوري و مديرعامل محترم شركت نفت ايران داريم بتوانيم به نتيجه برسانيم و ساخت تعداد مناسبي دكل حفاري را به ما واگذار كنند تا بتوانيم اين صنعت را شكل بدهيم.
به هر حال نزديك يك قرن است اين حفاري در ايران انجام ميشود و نزديك نيم قرن است كه صنعت نفت ملي شده، به نظر شما كي ميتوانيم بگوييم صنعت نفت كاملا ملي و بومي است؟
من فكر ميكنم 15 سال زمان مناسبي است، چون مشابه اين كار حتي با پيشينه بسيار ضعيف در نروژ طي 15 سال انجام شده است.
در مطالعهاي كه در نروژ انجام شد و كارهاي آزمايشگاهي كه در حوزه صنعت نفت انجام شد آنها در ظرف 15 سال هم صاحب فناوريهاي مورد نياز خودشان شدند و هم ورود به بازارهاي جهاني داشتند. اين خيلي مهم است، دقيقا هم زمانبندي كرده بودند كه تا چه زماني از صنايع داخليشان بايد حمايت كنند، چه زماني از اين صنايع داخلي بايد بتدريج برداشت كنند و در نهايت چه زماني حمايت كنند كه اينها وارد بازارهاي جهاني شوند و اگر نگاه كنيد ميبينيد كه دقيقا براساس همان برنامه زمانبندي 15 ساله وارد بازار نفتي ايران هم شده و موفق به گرفتن قراردادهاي بزرگي هم شده است. بازه 15 سال براساس تجربيات ما در جهاد دانشگاهي براي تمامي صنايع كشور بازه خوبي است، منتها حتما برنامهريزي بسيار دقيق و كار و تلاش شبانهروزي ميخواهد و البته همكاري مردم بسيار مهم است. مردم بايد تحمل برخي سختيها را داشته باشند. ما بايد منابع خودمان را صرف رفاه عمومي مردم نكنيم، بايد صرف توسعه كنيم و اين باعث ميشود كه به مردم سخت بگذرد. ما الان به خاطر رفاه مردم داريم قيمت ارز را ثابت نگه ميداريم، در صورتي كه اين ميتواند صدمه بسيار زيادي به توليد داخل ما بزند. بايد قيمت ارز را با يك رژيمي آزاد بگذاريم كه بتواند صنايع داخلي ما را رقابتپذير كند و اين در حالي است كه ما تورم را سالانه داريم و اين تورم سالانه باعث افزايش هزينههاي توليد داخلي ميشود.
خوب اين ديگر به بحث هدفسازي و هدفمند كردن يارانهها برميگردد كه ديگر بحثي اقتصادي است.
بحث هدفمندي يارانهها كه بحث درستي است. حتما بايد بحث هدفمندسازي يارانهها اتفاق بيفتد و در كنار آن بايد آزادسازي قيمت ارز اتفاق بيفتد. چون اگر فقط بخواهيم يارانهها را هدفمند كنيم و قيمت ارز را آزاد نكنيم، بيشك فشار زيادي به صنايع داخلي ميآيد و واردات بشدت توسعه پيدا خواهد كرد. قطعا دولت محترم برنامههايي را در اين زمينه دارد. به هر حال توسعه يك تعامل خوب بين دولت و مردم است و با يك برنامهريزي هوشمندانه كه بايد توسط دولت انجام شود. اينجا نقش دولت نقش اساسي است يعني هوشمندي دولت در برنامهريزي مناسب وظيفه آن است. مردم هم بايد همكاري مناسب را بكنند.
فكر ميكنيد جهاد در صنعت نفت و آينده نفت چه تاثيري ميتواند داشته باشد؟
جهاد برنامهريزي كرده كه كلا در تحقق اهداف چشمانداز نظام نقش شاخصي داشته باشد، به شرطي كه از توانمندي آن استفاده شود. ما 3 صنعت را به عنوان صنعت شاخص در توسعه صنعتي كشور مدنظر خودمان قرار ميدهيم و انتخاب كرديم كه كارهايمان را در اين زمينه متمركز كنيم؛ نفت گاز، پتروشيمي، حل و نقل صنايع فلزي و غيرفلزي. اينها صنايعي هستند كه در آينده توسعه زيادي دارند و صنايع تكرارپذير هستند و فكر ميكنيم كسب دانش فني در آنها در اغلب زمينهها اقتصادي است. جهاد دانشگاهي در حال حاضر براي ورود به عرصههاي مختلف توانمنديهاي خوبي دارند.
طي 15 سال آينده قرار است ما از لحاظ دانش فني مستقل شويم. به اعتقاد شما چه سهمي از اين كار را جهاد بر عهده خواهد داشت؟
درصد و عدد براي اين كار نميتوانيم مشخص كنيم، ولي برنامهريزي بسيار خوبي براي ورود به اين عرصهها داشتهايم و اگر دقت كنيد در صنايع بالادستي توان بسيار خوبي داريم. يك ويژگي كه در جهاد دانشگاهي وجود دارد، خودباوري و اشراف علمي و فناورانه به موضوع و توان مديريت استفاده از نيروهاي مختلف است. اين توان خوبي است كه در جهاد دانشگاهي وجود دارد منتها بايد مسووليت به جهاد دانشگاهي واگذار شود.
پس به اعتقاد شما پتانسيل لازم در جهاد وجود دارد؟
بله. پتانسيل لازم را داريم، از معاونت علمي و فناوري درخواست كرديم و باز درخواست ميكنيم كه حداقل بين 30 ـ 15 مسووليت در حوزه فناوري به جهاد دانشگاهي واگذار كند؛ چه در زمينه تدوين دانش فناوري روز و چه در زمينه نگاه به آينده. به عنوان مثال حل مشكل چاي كشور را يك زمينه كاري ميدانيم يعني ما مسووليت را ميپذيريم و در زمينه ارتقاي كيفيت چاي كار ميكنيم.
در زمينه ارتقاي فناوري چاي كار ميكنيم و يا ميپذيريم كه در زمينه توليد برنج كار كنيم. در سالهاي اخير ديديم برنج يكي از معضلات اصلي كشور ما شد، اين در حالي است كه به ياد داريم كشورهاي هند و پاكستان توانستند مشكلاتي همچون طعم و بوي نامطلوب برنجشان را اصلاح كنند و پيشرفت بيوتكنولوژي به گونهاي است كه ما ميتوانيم اين كارها را انجام دهيم و بايد اين كارها را انجام بدهيم و ما اعلام آمادگي كرديم براي پذيرش اين مسووليتها و در عين حال هم داريم تلاش ميكنيم كه اين مسووليتها توسط معاونت علمي فناورانه يا توسط وزارتخانهها و كارفرمايان پروژه به ما واگذار شود.
من فكر ميكنم يكي از مطالب مهمي كه بايد در كشور ما اتفاق بيفتد، اين است كه رهبران اصلي كشور حتما بايد در حوزه فناوري داراي مشاوران خودباور به معناي واقعي باشند. احساس من اين است كه يكي از ضعفهاي ما اين است كه مديران ارشد نظام ما داراي اين مشاورين نيستند كه بتوانند اين مشاوره را به شكل خوبي ارائه بدهند و از حمايت آنها استفاده شود، براي اين كه راه توسعه علمي ـ فناوري كشور اولا در مسير صحيحي طي شود.
اين موردي است كه حتما بايد به آن توجه شود و اين خودباوري هم حتما در مسير توليد فناوري ايراني اثبات شده باشد، نه يك باور صرفا از روي مطالعه باشد. بايد در عمل اتفاق افتاده باشد، چون اين افراد در جامعه ما زياد هستند كه بسيار هم توانمندند. احساس ميشود كه هنوز مديران اصلي كشور به توانمندي ايراني باور جدي ندارند. مطمئن باشيد كه اگر اين باور بود برنامهريزي و روند اجرايي كارها خيلي بهتر از اين بود.
منبع: جام جم
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




