کتب دینی و ممیزی کتاب در گفتوگو با دکتر قنبری، پژوهشگر و مدرس دانشگاه
برخی، ذهن مردم را زبالهدان فرض کردهاند
از سوی دیگر کتبی که ما در حوزه دین ارائه میدهیم؛ محصول تأملات و تحقیقات ما نیست و این هم یکی دیگر از عوامل اشباع کاذب است. البته با تاسف باید گفت که در حالت خوش بینانه، بعضی برای عرض اندام و گفتن این که من صاحب اثر هستم؛ به این عرصه وارد میشوند. بعضی از نویسندگان و ناشرین هم برای رسیدن به منافع زودگذر، وارد بازی ناجوانمردانهای میشوند و از دین به عنوان وسیله رسیدن به هدف خود استفاده میکنند.
کد خبر: ۱۱۲۷۶۶
| | 10685 بازدید
با نهایت شرمندگی باید عرض کنم که بعضیها، ذهن مردم را زبالهدان فرض کردهاند و فکر میکنند که هر چه بخواهند میتوانند وارد آن کنند، ما باید از دین دفاع کنیم اما نوشته بد؛ یعنی دفاع بد؛ و بهترین راه خراب کردن چیزی، بد دفاع کردن از آن است... در حوزه کتب دینی دچار اشباع کاذب شدهایم.به گزارش خبرآنلاین وقتی به آمار چاپ و خرید کتب مذهبی نگاهی میکنیم؛ به سادگی متوجه میشویم که علاقه مردم برای عناوین مذهبی؛ کم نیست. ولی اکثر عنوانها شبیه هم هستند و دست آخر، بعضی حاوی مطالبی هستند که بیشتر از آنکه معارف دینی را برای مردم بازگو کند، به خرافات و عقاید واهی دامن میزند. همه اینها در حالی است که بیشترین یارانههای حوزه نشر، به کتب دینی اختصاص دارد و در زمانی که تیغ ممیزی بر بسیاری از آثار سایه انداخته است؛ کتب دینی و به عبارت بهتر، «شبهدینی»، با کمترین تنشی مجوز نشر دریافت میکنند. برخی از این مسائل را در گفتوگو با دکتر بخشعلی قنبری، عضو هیات علمی دانشگاه، پژوهشگر برتر پژوهشکده علوم انسانی و مدرس عرفان و ادیان و نهج البلاغه بررسی کردیم.
به نظر شما مهمترین نقدی که به سرای اهل قلم وارد است، چیست؟
یکی از نقدهایی که جداً به این برنامهها وارد است، مربوط به ضعف اطلاع رسانی است. این که علاقمندان آثاری که نقد میشد، بعد از برگزاری نشست؛ تازه متوجه میشدند که این کتاب در حال بررسی است. دومین نکتهای که با تأسف در این حوزه وجود دارد؛ عدم احساس نیاز نویسندگان و ناشران به نقد است. فرهنگ نقد هنوز بین اهالی قلم جا نیفتاده است. این که وقتی اثری نوشته میشود، ناشر خود را موظف بداند که دو نسخه از کتاب را برای سرای اهل قلم بفرستد تا مورد نقد قرار بگیرد؛ چیزی است که نه تنها به آن فکر نمیکنند؛ بلکه عدهای فکر میکنند این کار باعث خدشه وارد شدن به آنها خواهد شد. همه این ها در حالی است که نویسنده با نقد یک اثرش، در سایر آثارش تقید بیشتری خواهد داشت و ناشر در چاپهای بعدی، نقایص مطرح شده را رفع میکند و یک قدم به سمت تعالی گام برمیداریم.
به نظر می رسد که وقتی وزارت ارشاد، امکانات لازم را فراهم کرده تا همه بتوانند از این عرصه استفاده کنند، کم لطفی ناشران و نویسندگان است که از این فضا عقب بنشینند.
در حوزه دین وقتی به کتاب فروشیها سر میزنیم، عناوین مختلف کتابهای منتسب به حوزه دین را میبینیم. بیشترین آمار چاپ کتاب هم در عناوین دینی است و طبق آمار بیشترین خریدی که امسال از نمایشگاه صورت گرفت (ناشران عمومی) کتب دینی بوده است. با این حال چرا این همه نابسامانی در این حوزه وجود دارد؟
ما در زمینه کتب دینی، دچار اشباع کاذب هستیم. مردم ما، به طور عام تصور میکنند که هر چه راجع به دین لازم است، میدانند و بلد هستند که جداً تصور باطلی است. وقتی راجع به کوچکترین مباحث معرفتی از آنها سوال میشود، حتی قشر مذهبی نمیتوانند به راحتی جواب بدهند و این یعنی تضاد. حتی گاه یک بچه مذهبی نمیتواند به راحتی نماز را تعریف کند! یعنی همه ما فکر میکنیم بلدیم در حالیکه بلد نیستیم. فرهنگ کاذبی در جامعه ما وجود دارد که همه خودشان را در همه چیز متخصص میدانند. دین هم از این امر مستثنی نیست. در حوزه کتب دینی مشکل اساسی این است که ما نوشتن را امری ساده میدانیم و هر کسی خودش ذرهای از دین بداند؛ دست به قلم میشود. شاید این طور هم بتوان گفت که ما تولید کتاب را با کتابسازی اشتباه گرفتیم. انگار که جمع کردن و کنار هم قرار دادن فیشهایی که از روی کتابهای دیگر جمع شده را، کتاب نوشتن بدانیم. تعریف کتاب چیزی جدای از این امور است. البته ما به ساختار کتاب هم اهمیت نمیدهیم. ذهن ما انسانها، با امور منتظم و منظم سرو کار دارد و کارهای شلخته و درهم ریخته را هضم نمیکند. دقت کردید که دین پژوهان غربی، چقدر در آثاری که ارائه میدهند، با اقبال روبه رو میشوند؟ یکی از مهمترین دلائل موفقیت آنها؛ اهمیت به روش و ساختار است. ولی آثار ما چون قاعدهمند نیست، کمتر خوانده میشود و مورد توجه قرار میگیرد. غربی از علت به معلول؛ از زمینه به نتیجه یا از کل به جز میرسد، ولی ما همه این ها را به طور درهم ریخته میخواهیم به خواننده تحویل بدهیم. این ربطی به کتاب عام یا خاص هم ندارد. چون یک عامی هم نیازمند فهم منظم است.
از سوی دیگر کتبی که ما در حوزه دین ارائه میدهیم؛ محصول تأملات و تحقیقات ما نیست و این هم یکی دیگر از عوامل اشباع کاذب است. البته با تاسف باید گفت که در حالت خوش بینانه، بعضی برای عرض اندام و گفتن این که من صاحب اثر هستم؛ به این عرصه وارد میشوند. بعضی از نویسندگان و ناشرین هم برای رسیدن به منافع زودگذر، وارد بازی ناجوانمردانهای میشوند و از دین به عنوان وسیله رسیدن به هدف خود استفاده میکنند. همچنین ما به پیشینه تحقیقات و تألیفات اصلاً توجه نمیکنیم. مثلاً میخواهیم روی آیهای از قرآن کار کنیم؛ به خودمان زحمت نمیدهیم ببینیم که نویسندگان قبلی، راجع به آن چه چیزهایی گفتند و از جایی که مطلب آنها تمام میشود، شروع به حرف زدن کنیم و حرف جدید بزنیم، تکرار در تکرار...
برای نوشتن کتاب، باید اطلاعات تولید شود. اگر کتابی که ما مینویسیم، مثل کتابهایی باشد که قبلاً نوشته شده؛ این تحصیل حاصل است. کاری که در حوزه دین به شدت شاهد آن هستیم. حالا اگر کتابی که نوشته شده، از کتب نوشته شده قبل از خود به لحاظ محتوا کمتر باشد؛ این که اقبح است! یعنی باز هم گلی به گوشه جمال «رونویسی»!
با این وضع، اگر کتب هم عرض در زمینه دین، از بازار جمع شوند، چیز قابل توجهی باقی نخواهد ماند؟
متأسفانه بله. جداً با دیدگاه پژوهشی، اگر این کار صورت بگیرد، چیز زیادی دستگیر ما نخواهد شد. چون نویسندگان این حوزه استقراء نمیکنند. بگذارید یک مثال واضح بزنم. در ورزش چیزی داریم به اسم رکورد؛ یعنی ورزشکاری که رکورد ورزشکار قبلی را بشکند، پیروز محسوب میشود. گویا در کتب حوزه دین، رکورد وجود ندارد. الان کتابی وجود دارد به اسم «شایست و ناشایست در اسلام» اثر «مایکل کوک» این کتاب در زمینه امر به معروف و نهی از منکر است. منبعی نیست که این نویسنده برای نوشتن این کار از آن استفاده نکرده باشد. حتی یک جزوه 40 صحفهای که یک طلبه در سال 42 در قم نوشته و به صورت دستی در 20 نسخه رونوشت شده هم جزو مستندات این کتاب است. حالا اگر یک نویسنده ایرانی بخواهد راجع به امر به معروف کار کند، واقعاً نباید با این اثر جامع تفاوت داشته باشد و کاری قویتر از او ارائه کند؟
گویا دین زیاد برای مسئولان اهمیت و اولویت ندارد که حساسیتهای لازم در این حوزه وجود ندارد.
ما باید از دین دفاع کنیم اما نوشته بد؛ یعنی دفاع بد؛ و بهترین راه خراب کردن چیزی، بد دفاع کردن از آن است. نوشتههای بد تاثیر زیادی در واپسگرایی مردم از دین دارند.
خب نقش وزارت ارشاد چیست؟ واقعاً وزارت ارشاد نمیتواند با این همه واحد ممیزی؛ جلوی نشر این کتاب ها را بگیرد؟
وزارت ارشاد فقط مجری قانون است و نوشته را با آنچه در قانون آمده تطبیق میدهد. اگر خطوط قرمز در این کتابها رعایت شده باشد؛ ارشاد مجوز نشر میدهد. البته اطلاع دارم که بعضی از ناشرین، ممیزین علمی دارند و هیأت علمی آنها، اجازه نشر هر نوشته را نمیدهند. یعنی ارزیابهای انتشارات، اجازه نمیدهند که به واسطه کتاب بد، وجهه انتشارات در جامعه علمی خراب شود. اما نمیدانم که در ارشاد هم ممیزی علمی وجود دارد یا خیر.
با نهایت شرمندگی باید عرض کنم که بعضیها، ذهن مردم را زبالهدان فرض کردهاند و فکر میکنند که هر چه بخواهند میتوانند وارد آن کنند. درهر حال، خود ناشر و نویسنده باید حیثیت علمی خودشان را حفظ کنند. زعم من این است که اگر بر اساس مقیاسهای علمی، نوشتهها ارزیابی شوند، هر کس به خود اجازه نخواهد داد عنوان نویسنده را روی خودش بگذارد و مثلا کتاب وارد بازار کند، به خصوص در زمینه دین.
تحلیل شما از وضعیت برگزاری نشستهای نقد و معرفی کتب دینی در سرای اهل قلم چیست؟
من از بهمن 88 دبیر نقد کتب دینی و معرفت دینی سرای اهل قلم هستم. اصل کار نقد، بسیار مورد نیاز و صد البته پسندیده بود. با کتب حوزه عام معرفت دینی و عناوین قرآنی هم شروع کردیم. این که نویسندگان و اهل قلم به خصوص در حوزه دین، انتظار این را داشته باشند که کتاب هایشان در جایی مطرح می شود؛ خیلی مهم و ارزشمند است. چون باعث معرفی آنها و اثرشان به جامعه خواننده خواهد شد. البته جنبه سلبی کار هم مهم بود؛ چون نویسندگان حواس خودشان را جمع میکردند تا ادعای نوشتن در هر حوزهای را نکنند و هر چیزی ننویسند. نقد هم بر اساس اصول معتبر پژوهشی انجام میشد و در مرحله اول خود نویسنده و یا مترجم از این نقدها، بیشترین استفاده را میکردند.
البته دو سال است سرای اهل قلم برنامههای خود را آغاز کرده، ولی تا رسیدن به نقطه مطلوب هنوز فاصله زیادی داریم.
معیار انتخاب کتبی که نقد میشود، چیست؟
آثاری که به لحاظ روش نگارش و محتوا از کیفیت بالائی برخوردار باشد. این که کتاب به روش علمی پایبند بوده یا نه؛ این که مسائل را به خوبی تجزیه - تحلیل کرده یا خیر. حرف تازهای برای آن مدخل علمی داشته یا... به عبارتی خود نویسنده و شهرت او درمرتبه اول مطرح نیست؛ بلکه محتوای اثری که نوشته شده، اهمیت زیادی دارد. مثلا در حوزه کتب ترجمه شده، کتاب هیروگلیف در قرآن نوشته سعدعبدالمطلب عدل، فارغ از درست یا غلط بودنش؛ واکنشهای زیادی رادر کشورهای عربی و اسلامی به وجود آورده بود. برای همین این کتاب برای نقد انتخاب شد. در حوزه کتب علوم قرآنی کتاب های «توشیهیکو ایزوتسو» که البته یک دانشمند علوم قرآنی است، مورد بررسی قرار گرفت، نه به لحاظ نویسنده، بلکه به خاطر محتوای نو و قابل تاملش.
برنامه بعدی سرای اهل قلم چیست؟
فعلاً جلسات بررسی و نقد کتب دینی تعطیل است و قرار است انشاءالله از ماه رمضان دوباره دوره جدید این جلسات شروع شود. در حال حاضر کتب حوزه جامعه شناسی در حال نقد و بررسی است.
سطح شرکت کنندگان این جلسات و استقبال مخاطبین چطور بود؟
شرکتکنندگان ما کیفی بودند و بازخورد خیلی خوبی روی جریان معرفی کتب تایید شده در محافل علمی و دانشگاهی داشت.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


