تعداد تفرجگاههای تابستاني پايتختنشينان کم است
تخریب شهربازی و به دنبال آن خلفوعده برای ایجاد شهربازی جدید در شهر آفتاب، تعطیلی مجموعه تفریحی دریاچه آزادی و بسیاری اتفاقات مشابه دیگر کافی است تا پایتختنشینان باور کنند برای تفریح چارهای جز خارج شدن از این شهر خوابگاهی ندارند.
به گزارش «وطن امروز»، این باور در حالی شدت بیشتری میگیرد که تفریحگاههای اندک شهر به هیچوجه امن نیستند و مسؤولان آتشنشانی میگویند هیچکدام از شهربازیهای تهران مجوز ایمنی ندارند. مدت زیادی از مدیریت محمدباقر قالیباف در شهرداری تهران نگذشته بود که شهربازی تخریب شد و شهروندان با وعده شهردار پایتخت، ناراحتی از دست رفتن یکی از بزرگترین تفریحگاههای شهرشان را تحمل کردند. قالیباف قول داد شهربازی با رعایت همه نکات ایمنی پیش از سال 87 در شهر آفتاب ساخته شود اما این اتفاق نیفتاد و استفاده از وسایل تفریحی مهیج برای جوانان و نوجوانان به خاطره تبدیل شد.
تنها گهگاهی زمزمههایی به گوش میرسید که از آینده روشنی برای بزرگترین شهربازی کشور خبر میداد تا اینکه محمد عیدیان، قائممقام سابق معاون خدمات شهری شهرداری تهران، سال گذشته مطلبی را عنوان کرد که نشان از بدقولی شهردار داشت. وی به فارس گفت: «ساخت بزرگترین شهربازی کشور در شهر آفتاب منتفی شد.» ولی در اینباره توضیحی نداد. شهر تهران روز به روز پرجمعیتتر و بزرگتر میشود اما این بزرگی تنها با افزایش تعداد خانهها، واحدهای مسکونی و همچنین راههای ارتباطی شکل میگیرد. در این شرایط نهتنها تفریحگاههای جدید به شهر اضافه نمیشوند، بلکه هر ساله اتفاقاتی میافتد که شهروندان تهرانی بیش از پیش فقر فضاهای تفریحی را احساس میکنند.
مدتی پس از تخریب شهربازی، پایتختنشینان با ماجرای غمانگیز دیگری روبهرو شدند. دریاچه آزادی که یکی از زیباترین تفرجگاههای شهر تهران بود، تعطیل شد. مسؤولان مجموعه ورزشی آزادی وقتی متوجه شدند پیمانکار دریاچه آزادی آسیب جبران نشدنی به طبیعت این تفریحگاه زده است، ناگزیر پارکینگ شماره 13 را بستند و این محل تبدیل به فضایی برای توقیف خودروهای تصادفی و متخلف شد.
سالها پیش که هنوز مدیران وقت با قراردادی مبهم و یکطرفه مقدمات واگذاری این تفریحگاه کمنظیر را فراهم نکرده بودند، دریاچه آزادی دیدنی بود. حسین ضیاءآذری، مدیر مجموعه ورزشی آزادی، مدتی پس از تعطیل شدن این محل گفت: «آقای «ع» اینجا را 5 ساله اجاره کرده است و دادگاه پس از 12 سال در حالی رای به تخلیه این محل داده که مستاجر نه یک ریال اجاره داده و نه حق انشعابات را پرداخت کرده است». از این موضوع یعنی تعطیلی دریاچه آزادی بیش از 2 سال میگذرد ولی هیچ اقدامی برای احیا و بازگشاییاش صورت نگرفته است. حتی گفتههای علیرضا دبیر، عضو شورای اسلامی شهر تهران هم به جایی نرسید. دبیر به مسؤولان تربیت بدنی پیشنهاد داد مجموعه دریاچه آزادی را در اختیار مدیریت شهری قرار دهند تا شهرداری پس از جبران خسارتهای وارد آمده، آنجا را برای استفاده شهروندان نگهداری کند. مسؤولان شهرداری معتقدند
ساخت و ساز فرهنگی به موازات ساخت و سازهای دیگر در شهر تهران در حال انجام است و اگر در حال حاضر کمی عقب هستیم، مدیریتهای قبلی شهر مقصرند. اکبر تشکرینیا، مدیرعامل شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهر تهران به «وطن امروز» میگوید: «برای از بین بردن عدم توازنی که میان فضاهای فرهنگی و مسکونی چندین سالها پیش شکل گرفته بود، کارهای زیادی انجام شده است». گزینههای محدود گذران اوقات فراغت در شهر تهران از این رو قابل انتقاد است که نمیشود به زور از جوانان و نوجوانان خواست اوقات فراغتشان را در محلهای فرهنگی صرف کنند، در کتابخانه مطالعه کنند، در سینما فیلم ببینند و به مهارتهای علمی و ورزشی خود بیفزایند. تفریح مهیج نیاز همه افراد بویژه جوانان است. مدیران شهری به ظاهر با این موضوع مخالف نیستند و یکی از دلایل از میان رفتن شهربازی نبود ایمنی از سوی آنها عنوان شده است، در حالی که آتشنشانی اعلام میکند «هیچکدام» از شهربازیهای تهران مجوز ایمنی ندارند. داوود براتی، معاون حفاظت و پیشگیری سازمان آتشنشانی شهر تهران سال گذشته اعلام کرد: «هیچ مجموعه شهربازی مجوز ایمنی ندارد و به تذکرات آتشنشانی هم توجهی نمیکنند. ما نگران این موضوع هستیم و بارها پیگیری کردهایم ولی تاکنون فایدهای نداشته است».
هنگامی که شهربازی تخریب شد کسی فکر نمیکرد شهرداری از شگرد پاک کردن صورت مساله استفاده کرده است و همه امیدوار بودند شهربازی بسیار مدرنتری جایگزین آن شود. اما اين نوع برخورد مدیران شهری در رویارویی با چنین مسائلی سابقه دیرینه دارد. هنگامی که دختران دانشآموز در دریاچه پارک شهر غرق شدند، مسؤولان به جای ایمنسازی، چنین تفریحی را حذف کردند و قایقها هرگز روی این دریاچه شناور نشدند.
جایگزین کردن قایقهای جدید و تهیه جلیقههای نجات کار سختی نبود ولی ممنوع کردن این تفریح راحتتر به نظر میرسید. آثار نبود امکانات تفریحی مهیج در جای جای شهر تهران آشکار است. اگر از بزرگراهها بویژه در ساعتهای خلوت گذر کنید، این موضوع را خواهید دید. سال 85 شادروان پیمان ابدی، مجری صحنههای اکشن و بدلکار سريال«کبرا 11»، به شهرداری پیشنهاد داد یک زمین خاکی در اختیارش بگذارد تا در کنار اینکه به جوانان فرهنگ و مهارت رانندگی را یاد دهد، از این طریق به تخلیه هیجان آنها هم کمک کند. او قصد داشت به صورت افتخاری چنین کاری را انجام دهد و جوانان را به تفریح مهیج رویاییشان برساند ولی موفق نشد. رایزنی پیمان ابدی با شهرداری منطقه 21 هم نتیجهای نداشت. او معتقد بود در این منطقه زمینهای خالی زیادی وجود دارد که برای این کار مناسب است... اما عمر او كفاف اجراي پيشنهاداتش را نداد.
این ماجرا یکی از مواردی است که نشان از بها ندادن به مشارکتهای مردمی دارد. اینگونه بیتوجهی مسؤولان شهری را هنگامی که در کنار پاک کردن پیدرپی صورت مساله قرار میدهیم، میتوان نتیجه گرفت شهر تهران از نظر امکانات تفریحی نهتنها پیش نرفته بلکه پس میرود، هرچند در آن صدها تالار سینما، پارک و...ساخته شود. موضوع به همین جا ختم نمیشود؛ ساخت چند مجموعه تفریحی دوای درد سرگردانی پایتختنشینان نیست.
هر سال که میگذرد تفریح برای پایتختنشینان سختتر معنی میشود و ساکنان این شهر خوابگاهی اگر دست و دلشان به تفریح برود، آن را در خوردن یک وعده غذای فوری، پاساژگردی و پرسه زدن با اتومبیل خلاصه میکنند. در چنین اوضاع و احوالی با نگاه اول فکر کمبود فضاهای تفریحی و ضرورت گسترش آنها به ذهن میآید اما در شرایطی که تفرجگاههای تهران در حال تعطیلی است یا مجالی برای استفاده کامل از آنها وجود ندارد، تکاپوی شهرداری در این زمینه با ابهامات زیادی همراه میشود. این روزها که دیگر از آفتاب طاقتفرسای تابستان خبری نیست و هوا رو به اعتدال میرود تفریح و گردشهای چند ساعته بیشتر تهرانیها را وسوسه میکند.
آنچه در سالهای گذشته به چشم میخورد تغییر مفهوم تفریح میان تهرانیهاست. گاهی بیرون رفتن از خانه و خوردن شام یا حتی چای در کنار طبیعت مصنوعی پارکها برای همشهریان ما راضیکننده است اما همین مجال هم در بسیاری مواقع فراهم نمیشود. «کجا برویم؟» این نخستین سوالی است که در ذهن آنهایی که وسوسه سپری کردن اوقات بیکاری بیرون از خانه را دارند، شکل میگیرد و در بسیاری مواقع همین سوال ساده آنها را از یک هواخوری دمدستی محروم میکند.
جالب است هنگامی که ما میخواهیم برای سفر به شهرهای دیگر برویم به هر سختی که شده اطلاعات کامل از محلهای دیدنی و اماکن تفریحی و تفرجگاههای آنها به دست میآوریم اما پس از زندگی دهها ساله در تهران هنوز نمیدانیم عصر یک روز بهاری کجا میشود به هواخوری رفت. بخشی از این مشکل به تهرانیها و بخشی دیگر به مدیران شهری بازمیگردد. با وجود اینکه شهر تهران پتانسیلهای مناسبی برای تفرج پایتختنشینان دارد اما مسؤولان شهرداری آنطور که باید نتوانستهاند از این ظرفیتها بهره بگیرند.



