دوران نامزدي، مهمترين بخش زندگي مشترك
معيارهاي واقعي ازدواج براي برخورداري از يك زندگي مناسب متنوع و مختلف است. درواقع شكل گيري يك زندگي ايده آل و لذت بخش بستگي به عوامل مختلفي دارد كه توجه به آنها بسيار ضروري است.
به نوشته «کیهان»، همه پدر و مادرها علاقه بسيار زيادي به فرزندان خود و آينده آنها دارند و به همين دليل تمامي تلاش خود را از همان دوران كودكي براي رشد و تربيت فرزندان به كار ميگيرند. آنها فرزندان خود را تحت شرايط مناسب اقتصادي و اجتماعي رشد ميدهند و از مدارس پيشرفته و توانمند براي تحصيلات بدون نقص آنها بهره ميبرند. بهترين كلاسهاي آموزش هنر، تكنولوژي، زبان و ورزش را براي آمادگي همه جانبه فرزندانشان مهيا ميكنند و همه اينها مستلزم زحمات و مشكلات متعددي است كه والدين براي تربيت بي نظير فرزندانشان با آغوش باز متحمل ميشوند.
اما برخي از پدر و مادرها به رغم اينكه حساسيت فوق العادهاي به تربيت صحيح فرزندان خود دارند، بازهم مهمترين قسمت زندگي آنها را ناديده ميگيرند يا دست كم آن طور كه بايد موردتوجه قرار نميدهند. آنها فراموش ميكنند كه ازدواج و شروع زندگي مشترك فرزندانشان بيش از هر موضوع ديگري اهميت دارد و نيازمند آموزش و انتقال تجربه است.
شروع زندگي در بسياري مواقع با آزمون و خطا صورت ميگيرد اما اين مرحله نخست است و نبايد همواره در زندگي پايدار باشد. تجربهاندوزي ازاشتباهات انجام شده بسيار مفيد است اما تكرار اشتباه به مرور زمان ميتواند منجر به اختلافات عميق و حتي درنهايت جدايي خواهد شد.
زمان به موقع اين تجربهاندوزي از اشتباهات قبل از شروع زندگي مشترك و در دوره آشنايي است كه هر دو طرف با درنظر گرفتن عقايد و آداب مرسوم خانوادگي ارتباط مفيدي را با يكديگر آغاز ميكنند.
مري اليسون از مركز مطالعات جامعه شناسي دانشگاه لستر معتقد است: ازدواج و شروع يك زندگي مشترك از مواردي است كه به علت استمرار و پيوستگي د رزندگي افراد باعث ميشود تا جوانان به صورت مشترك هر موضوعي را با هم تجربه كنند. انواع مشكلات، موفقيت ها، شادي، غم و قصه ها، حوادث و اتفاقات خوشايند يا تأسف بار و اختلافات و تفاهم ها. اين تغيير وضعيت در طول يك زندگي مشترك مستلزم قابليتها و تفكرات مشتركي بين همسران است تا از برخورد موج شديد اين ناهمواريها با پايههاي زندگي، اساس آن دچار لرزش و شكاف نشود.
به گفته اين جامعه شناس «درواقع آشنايي اوليه تنها براي شناخت خصوصيات و رفتارهاي دوطرف نسبت به يكديگر است و هرگز نبايد اين باور را به وجود بياورد كه اين دوره، مرحله مقدماتي ازدواج است و خواسته و ناخواسته بايد ادامه راه به همين منوال صورت پذيرد. بايد پذيرفت كه اين دوره فقط براي آشنايي، شناخت و آزمايش يكديگر است درواقع؛ به زباني سادهتر، يعني هرجا كه دوطرف احساس كردند كه واقعاً شكاف و اختلافات اساسي بين آنها وجود دارد بهتر است كه از ادامه راه خودداري كنند و بر عقايد و باورهاي غلط خود و خانواده كه مبني بر نگون بختي و ضربه روحي هر دو طرف است يا مايه حقارت خانواده است دست بردارند زيرا اين بهانهها تنها يك باور غلط است كه وجود منطقي و خارجي ندارد و از اساس اشتباه است.
ضمن اينكه تحمل چندوقت ناراحتي روحي و شكست عشقي خيلي راحتتر، معقولانهتر و واقعبينانهتر از يك عمر زندگي اشتباه و نابجا با انواع مشكلات كوچك و بزرگ است.»
برخي از مسائلي كه روانشناسان تأكيد دارند زمينه ساز يك زندگي ايده آل و لذت بخش است و بايد مورد توجه قرار بگيرد و بهتر است كه جوانان به آن نظري داشته باشند، عبارتند از:
- نداشتن اختلاف در عقايد مذهبي، فرهنگي و اجتماعي.
- تمايل داشتن به علاقه منديهاي يكديگر و پذيرفتن آنها.
- شخصيت و فرهنگ خانوادگي و نحوه تفكر و نگرش والدين همسر.
- انطباق برنامههاي آينده و توافق در اجراي اهداف طرفين و تحمل عواقب آن.
- توقعات و خواستههاي شخصي از يكديگر.
- محدوديتها و آزاديهايي كه براي يكديگر قائل ميشوند.
- چگونگي كنترل بحران و وضعيتهاي دشوار توسط طرف مقابل.
- ميزان عصبانيت و چگونگي كنترل آن و اينكه عصبانيت وي منجر به چه اتفاقاتي خواهد شد.
- عدالت و انصاف در رفتار و اعمال.
- رعايت قوانين و حقوق ديگران.
- ميزان رعايت نكات اجتماعي و فرهنگي.
- ميزان انعطاف پذيري و از خودگذشتگي.
- ميزان ظرفيت انتقادپذيري و تغييرپذيري.
- ميزان توجه و حرف شنوي از پيشنهاد و خواستههاي طرف مقابل.
- پرستيژ و شخصيت رفتاري و گفتاري.
- ميزان منطق و درك قضايا.
- ميزان صبر و تحمل و بردباري.
- نوع تصور و چگونگي رفتار در رابطه با خانواده همسر.
- ميزان توجه به سلامت و رفاه همسر و خانواده.
- ميزان تفاهم در مسائل اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي.
اهميت به نحوه زندگي پدر و مادر هم بسيار مهم است به اين علت كه فرزندان در زندگي زناشويي اغلب پدر و مادر و نزديكان خود را الگو قرار ميدهند توجه به زندگي نزديكان وي خالي از لطف نيست.
چگونگي برخورد با مشكلات، ميزان سازگاري و تصور در مورد طلاق و يا ادامه زندگي و ديدگاه آنها در مورد طرف مقابل نكاتي است كه ذهنيت فرد را تحت تأثير خود قرار ميدهد و لازم است كه از آنها شناخت كافي به دست آورد.
روانشناسان معتقدند درست است كه والدين تمام تلاش خود را براي تربيت صحيح و آموزش موفق فرزند خود صرف كردهاند اما نبايد به خاطر باورهاي غلط و عقايد اشتباه خود جوانان را براي انتخاب در تنگنا قرار دهند. دوران آشنايي براي ازدواج هزينه دارد، دلبستگي دارد و البته به هيچ عنوان دليل خوبي براي ادامه راهي نيست كه عاقبت خوشي ندارد. درست است كه بايد به فرزندان آموخت كه در برابر مشكلات صبور باشند و با هر اتفاقي كه به نظرشان ناخوشايند ميآيد، شانه خالي نكنند اما اختلافات عميق، عقايد متضاد، عدم علاقه قلبي به يكديگر و مواردي از اين قبيل مشكلات كوچكي نيستند كه با گذشت زمان مرتفع شوند يا در زندگيهاي امروز ناديده گرفته شوند. بايد اين واقعيت را پذيرفت كه فرزندان ما در شرايط و روزگاري غير از ما زندگي ميكنند و بين ما و آنها دست كم چندين دهه فاصله است.
نخست بايد به جوانان آموخت كه معيارهاي مهم و اساسي زندگي مشترك خود را دريابند. البته به اين علت كه فرزندان قبلا تجربه از اين نوع نداشته و اطلاعات و آگاهي كافي در اين زمينه ندارند، نميتوانند جنبههاي مختلف يك زندگي ايده آل را بشناسند و اهميت يك به يك آنها را درك كنند، به همين خاطر لازم است تا والدين هر كدام در جاي خود نكات مهم و اساسي يك زندگي مشترك را صادقانه، صريح و بدون كاستي براي آنها متذكر و مزايا و معايب هر كدام را به روشني يادآور شوند تا فرزندشان با آگاهي نسبي بتواند معيارهاي خود را تقويت و هدايت كند.


