نگاهي ديگر به سريال شهريار؛ از وبلاگستان
احمد نجمي در وبلاگ خود با نام «منبر نت» نوشت: در روزهاي اخير، با اظهار نظر دختر مرحوم شهريار و انتقاد وي از نحوه به تصوير كشيدن اين شاعر گرانمايه كشورمان، بحث زواياي زندگي شهريار در محافل رسانهاي و اينترنتي داغ بود. با كمي فاصله، صداوسيما با پسر شهريار نيز مصاحبهاي كرد و وي از اين سريال و نحوه شخصيت پردازي شهريار در آن دفاع نمود.
يادداشتهاي بسياري در اين باره در سايتها و وبلاگها خواندم و خوانديد. با توجه به اينكه اصولا سالهاست كه من هيچ سريال و برنامه تلوزيوني را نگاه نميكنم، به خود سريال شهريار كاري ندارم. در اينجا، تنها نقل قولي از يكي از آشناهايمان كه در تبريز سالهاي آخر شهريار را درك كرده بود، نقل ميكنم تا از زاويهاي ديگر به اين سروصداها نگاه كنيم..
اين دوست ما ميگفت: «سالهاي آخر عمر شهريار بود كه مقام معظم رهبري در سمت رياستجمهوري به تبريز سفر كرده بود. بنا بر ارادت شخصي ايشان به شهريار، آقا به منزل شهريار رفتند و از وي كه در حالت نيمه مريضي بود، عيادت كردند، اما وضعيت به هم ريخته و آشفته خانه شهريار آقا را بسيار ناراحت كرد و فرمودند چرا چنين شخصيتي بايد در چنين وضعيت اسفباري زندگي كند؟ مگر وي خانواده، دختر و پسر ندارد؟ به دستور ايشان بنياد جانبازان و مستضعفان تبريز موظف شد به طور مرتب به وضعيت شهريار رسيدگي كند.
از آنجايي كه انتقال وي به خانه سالمندان به صلاح نبود، هر روز دو نفر از بهياران به خانه شهريار ميرفتند، غذا آماده ميكردند، او را استحمام ميدادند و...». اين دوست ما در ادامه ميگويد: «با ديدن انتقادهاي شديد دختر شهريار و سپس ورود پسر شهريار به اين ماجرا، با خودم گفتم آن زمان واقعا فرزندان شهريار كجا بودند؟ چرا در زماني كه پدر نيازمند سرپرستي و مراقبت بود، از هيچ يك از اين فرزنداني كه اكنون سنگ حرمت و جايگاه پدر را به سينه ميزنند هيچ خبري نبود؟».
من هم با شنيدن سخنان اين دوست، سري از روي تأسف تكان دادم. البته اميدوارم اين نقل قول درست نباشد و راوي و راويان همگي اشتباه كرده باشند، ولي اگر درست باشد آن وقت…!؟
آن وقت هي چي! آنوقت همين چيزي كه دائما در گوشه و كنار ديارمان مي بينيم! آنوقت حسين پناهي كه در تنهائي مرد! آن وقت حميد عاملي (بابا عاملي) كه در نهايت خستگي و دل شكستگي و جلوي چشمان ناتوان من مرد! ان وقت تزوير آدم هاي دنيا! انوقت حس حقارتي كه كه به من با نوشتن و به شما با خواندن اين مطلب دست ميدهد!
ما هم كه ديديم برامون سوال بود كه چرا تو قسمتهاي آخر سريال هيچ اثري از فرزندان استاد نيست ؟
و به نظر ميرسه كه اين راوي درست گفته باشه.
من گنگ خواب ديده و خلقي تمام كر
من عاجزم از گفتن و خلق از شنيدنش
ماشهريار را با همه ويژگي هايش دوست داريم.روانش شاد.
دوست عزیز ، برفرض قبول اشتباه فرزندان استاد شهریار ، این امر دلیلی نمیشه که حق مطلب در خصوص استاد شهریار ادا نشه که هیچ ، بلکه تخریب هم بشه ( که تا حدود زیادی هم شد ).
و به این میگن : عذر بدتر از گناه .
و توصیه من هم به امثال شماها اینه که به اینجور شایعات زیاد دامن نزدنید ، که هر چه باشه ایشان جزء مفاخر و نوادر این مرز و بومند . و وضعیت به اصطلاح شعرهای امروزی موید این مطلب است .
و وقتی آدم این صحنه های بی تدبیری و بی مدیریتی رو می بینه ، میگه : ای کاش اصلا این سریال کار نمی شد و استاد شهریار در گمنامی می ماند .
این مدعیان در طلبش بی خبرانند کانرا که خبر شد خبری باز نیامد





