گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۰۹۰۰۱
| | 3857 بازدید
كيهان
مولاي پاسداران يادداشت روز كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن مي خوانيد:
1- سال چهارم هجري است. چند روزي بيشتر به سوم شعبان نمانده. اين روزها و شب ها مدينه فرشته باران است. عطر يك بشارت بزرگ در شهر پيچيده است؛ بشارتي سبز و سرخ!
ام ايمن اين شبها خواب و خوراك ندارد. گريه، امان از كف اش ربوده است. ثانيه ها و دقيقه ها براي او سنگين و سخت مي گذرند. دلهره و ترديد تمام وجودش را گرفته؛ خدايا! اين چه خوابي است كه من ديده ام؟!... او در عالم رويا «پاره هاي تن پيامبر» را در خانه خود يافته است؛ خدايا اعضاي تن پيامبر خدا(ص) در خانه من چه مي كنند؟!
ام ايمن وحشت زده است. آشفتگي و پريشان حالي او، همسايه ها را به سراغ پيامبر(ص) مي فرستد؛ ام ايمن تمام ديشب را نخوابيده و لحظه اي گريه اش بند نيامده است...
رسول خدا (ص) ماجرا را كه مي شنود، پاره اي درنگ مي كند و لبخندي كه به چشمه رحمت الهي متصل است، بر لب مي نشاند. پيامبر اين روزها منتظر است. چشم به راه طاووس اهل بهشت، كشتي نجات و امان اهل زمين. پيامبر خواب او را اينگونه تعبير مي كند؛ «اي ام ايمن! به زودي دخترم فاطمه فرزندي به دنيا خواهد آورد كه تو دايه او مي شوي.
بدين سان پاره تن من در خانه تو خواهد بود». ام ايمن آرام مي گيرد. با لبخند پيامبر خدا، مي خندد. خوشه هاي ترديد و اضطراب در دل ام ايمن، شكوفه بشارت تولد فرزند رسول الله(ص) مي دهد.
كار نزديك است. جبرييل امين از خدا فرمان مي گيرد؛ همراه با ملكوتيان نزد محمد(ص) شو و تهنيتش بگو. جبرييل و فرشتگان، صف در صف رو به حضرت رسول مي آورند. در وقت فرود به «صلصائل» مي رسند، فرشته اي كه حق تعالي بر او خشم گرفته و از صف فرشتگان رانده شده بود.
صلصائل چون جبرييل را در آن حال مي بيند كه همراه با ملائكه مقرب تسبيح گو و تهليل كنان مي روند و وقتي از ماجراي تولد فرزند رسول خدا با خبر مي شود، مي گويد؛ اي جبرييل! محمد (ص) را سلام برسان و از وي بخواه مرا شفاعت كند تا حق تعالي از تقصير من درگذرد.
جمهوري اسلامي
تحليل سياسي هفته عنوان سرمقاله امروز روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي خوانيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
ماه پرفضيلت رجب سپري شد و حسرت اين ايام سراسر معنويت بر دلها ماند ولي حلول ماه منسوب به پيامبر اكرم(ص)، شعبان المعظم و مواليد شريف و مائدههاي آسماني آن، غم را از دلها ميزدايد.
فضاي خلقت در اين هفته غرق در شادي و سرور است. عرشيان و فرشيان و انسانهاي طالب كمال كه به دنبال كسب خيرات و بركات و بهرهگيري از لحظات معنوي و قرب الي الله هستند، فرصت ماه شعبان را كه در آستانه رمضان قرار دارد، مغتنم ميشمارند.
خالق بي همتا و رب غفور در اين ماه، امت پيامبر اكرم(ص) را به سوي مغفرت خويش فرا ميخواند و او را به بهرهمندي از ثواب و اعمال خير دعوت ميكند. كمك به محرومان، رفع حوائج مستمندان و باز كردن گره از مشكلات مردم براي ارتقاء عملي مومنان بسيار سفارش شده است. مناجات شعبانيه نيز از موارد توصيه شدهاي است كه خلوص معنوي و نزديكي به رب العالمين را موجب ميشود.
اين ماه، ايام بسيار خجسته و اعياد شعف انگيزي نيز دارد كه ميلاد بهترين و برگزيدهترين مخلوقات خدا از جمله آن است. روز سوم شعبان كه در آن قرار داريم، سالروز ميلاد مبارك سرور آزادگان جهان حضرت امام حسين بن علي عليه السلام و روز پاسدار، فردا نيز ميلاد با سعادت سمبل مقاومت و فداكاري حضرت اباالفضل العباس عليه السلام و روز جانباز و طليعه هفته آينده هم ولادت مسعود سرور عارفان و زينت عابدان حضرت امام زين العابدين عليه السلام است.
در نيمه اين ماه نيز ميلاد فرخنده دوازدهمين پيشواي معصوم، حضرت حجت بن الحسن المهدي امام زمان(عج) و گلشن دل افروز گيتي و مصلح الهي قرار دارد كه جهانيان به ظهور او دلبسته و فرج او را آرزو ميكنند.
امروز ميلاد پربركت احياگر شريعت محمدي(ص) حضرت سيدالشهدا امام حسين عليه السلام است كه با زندگاني درس آموز خود، مكتب ايثار و شهادت را متجلي ساخت و براي هميشه در تاريخ جاودان ماند. امروز نيز شجره شجاعت و فداكاري باگذشت اعصار به ياد آن سرو آزادگي و ولايت زنده است و از آن آب حيات و مكتب انسان ساز سيراب ميشود.
به همين مناسبت امروز روز پاسدار نامگذاري شده تا در ا ين روز ملت ايران به پاسداران جان بركفي كه از روزهاي نخست پيروزي انقلاب با دست شستن از «نام» و «نان» ، سينه خود را آماج تيرهاي دشمن كرده و براي آبياري نهال انقلاب حاضر به جانفشاني شدند، افتخار كند.
رسالت
حفظ انقلاب و دفاع از خط رهبري عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسكندري است كه در آن مي خوانيد:
بر اساس اصل يکصد و پنجاهم قانون اساسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي که در نخستين روزهاي پيروزي اين انقلاب تشکيل شد، براي ادامه نقش خود در نگهباني از انقلاب و دستاوردهاي آن پابرجا مي ماند.ماموريت پاسداري از انقلاب که به واسطه قانون اساسي بر دوش سپاه گذاشته شده است در برهه هاي مختلف زماني و مکاني اقتضائات خاص خود را مي طلبد.
با تشکيل سپاه پس از انقلاب اسلامي بيشتر جوانان پر شور انقلابي با عضويت در اين نهاد تازه تاسيس، بدنه مردمي آن را تشکيل دادند. در واقع اکثر خانواده هاي ايراني به نحوي از انحاء با اين نهاد انقلابي مرتبط بودند و يا به طور مستقيم يکي از عزيزانشان در سپاه مشغول خدمت به مردم و نظام اسلامي شد. با آغاز جنگ تحميلي در1359 رويش هاي مردمي سپاه افزايش يافت.
بسيج عملا فضايي بود تا پاسخگوي استقبال بي نظير مردم از نهاد انقلابي سپاه باشد . رشادت و جانبازي پاسداران در کنار برادران ارتشي که منجر به موفقيت هاي بي نظير جبهه حق عليه باطل در 8 سال جنگ تحميلي گشت ، بيش از پيش پايگاه اجتماعي و محبوبيت مردمي سپاه را تقويت کرد. با پايان جنگ و پذيرش قطعنامه 598 سپاه پاسداران ضمن حفظ، تداوم و تقويت بنيه نظامي خود وارد فاز سازندگي کشور شد و توانست خدمات شايان توجهي را در عرصه هاي اقتصاي و اجتماعي به ملت ايران ارائه دهد. اجراي پروژه هاي بزرگ اقتصادي وزير بنايي همچون سدها، پالايشگاه ها، راه ها و ... تنها بخش کوچکي از زحمات و خدمات پاسداران انقلاب است.
همراه با موج دوم و سوم انقلاب اسلامي در سالهاي آغازين هزاره سوم و گسترش نفوذ مادي و معنوي جمهوري اسلامي در ميان ملت هاي مسلمان و غير مسلمان طبيعتا وظايف سپاه پاسداران نيز گسترش يافت.
از آنجا که سپاه صرف نظر از بعد نظامي از يک بنيه قوي فرهنگي و فرهنگساز برخوردار بود بخشي از مسئوليت حرکت معنوي جمهوري اسلامي به پاسداران انقلاب واگذار شد. امروز هم سپاه در جبهه مواجهه با نبرد نرم دشمن حضور دارد.
در واقع در راستاي ماموريت پاسداري از انقلاب و دستاوردهاي آن در مقطعي سپاه اسلحه به دوش گرفت و در برابر تهاجم دشمن خارجي ايستاد، در دوره اي اين ماموريت خطير در سازندگي کشور متبلور شد، در حال حاضر هم همان رسالت سابق اما به شکل پيچيده تري در مواجهه با نبرد نرم همه جانبه دشمن تجلي يافته است اما صرف نظر از شکل اين ماموريت مهم اين است در31 سال گذشته سپاه پاسداران به خوبي توانسته است نقش خود را در نگهباني از انقلاب و دستاوردهاي آن ايفا نمايد.
تهران امروز
ضرورت افزايش آمادگيها در برابر تهديدها عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن مي خوانيد:
گزينه اقدام نظامي هنوز روي ميز هست و اين گزينه هرگز حذف نشده است. اين جمله يا جملههايي مشابه آن را مدتهاست كه از زبان دشمنان ايران به ويژه دولت ايالاتمتحده ميشنويم يا ميخوانيم. مدتهاست كه در صدر خبرهاي شبكههاي خبري جهان از آمادگي يورش نظامي آمريكا يا رژيم صهيونيستي به ايران سخن گفته ميشود و گاه چنين ادعا ميكنند كه ممكن است رژيم صهيونيستي خودسرانه اقدام به حمله نظامي به ايران كند.
گزينه نظامي توهم يا واقعيت، بلوف سياسي يا تهديدهاي جدي، تفاوتي در نوع نگاه و رويكرد نظام اسلامي به واقعيتهاي جهان امروز نخواهد داشت. ريشه روش و رويكرد نظام جمهوري اسلامي، امت و رهبري در واقعيت «اعتقادي» و «ايمان نهادينه» شدهاي نهفته است كه از اسلام ستمستيز و سلطهناپذير سرچشمه ميگيرد.
حقيقت آن است كه انسان جز در برابر خداوند قادر متعال نبايد سر بر آستان هيچ قدرت مادي و ظاهري بگذارد. قدرت از آن خداست و پيروزي از آن مومناني است كه خداوند را ياري كردهاند: «ان تنصرالله، ينصركم و يثبت اقدامكم.»
ريشه قدرت و توان نظام جمهوري اسلامي در همين خداباوري و «غير»گريزي است؛ «غير» هر قدرتي است كه به قصد سلطه و بهرهكشي از جوامع ديگر، استكبار ميورزد، حيلهگري ميكند و از راههاي گوناگون درصدد ارعاب جوامع و دولتهاي ديگر است.
ما در جهاني زندگي ميكنيم كه نظام نابرابري، استثمار، استكبار و در يك كلمه «طاغوت» سايه خود را بر بخش هاي بزرگي از كره خاك گسترده است اما اين نظام زيادهخواه درست به علت آنكه زيادهخواه است، سرانجامي جز سرنگوني و شكست نخواهد داشت.
ابتكار
اتمام دوران بردگي مدرن عنوان نگاه ويژه روزنامه ابتكار به قلم عليرضا فرقاني است كه در آن مي خوانيد:
بحث نشت نفت در خليج مکزيک مدتي است که گريبان گير ملت و دولت آمريکا شده است. البته با وجود گذشت چندين هفته از اين فاجعه در خوشبينانه ترين حالت، زمان جلوگيري از نشت نفت و ادامه فاجعه را به دو ماه ديگر موکول ميکنند.
اين در حالي است که بنا به اذعان اکثر مهندسين آمريکايي، اين پيش بيني مقامات دولتي چيزي جز بلف نيست وامکان حل اين معضل در کمتر از 6 ماه ديگر امکان پذير نخواهد بود.
تبعات گسترده اين فاجعه ايجاب ميکند که علاوه بر بررسي دليل اين ناتواني تکنيکي و عجز تکنيسينهاي آمريکايي و مقيم آمريکا، زواياي مختلف ديگري من جمله بازتاب رواني قضيه مورد بحث و بررسي قرار بگيرد.
ديپلماسي(فن مذاکره يا ايجاد ارتباط) دو بعد دارد؛ يکي ديپلماسي خصوصي و ديگري ديپلماسي عمومي. ديپلماسي عمومي در واقع آن روي ديگر سکه ديپلماسي خصوصي است که درعرض هم هستند و ضمانت اجرايي تصميمات اخذ شده در محافل خصوصي را بيشتر ميکند.
در واقع هدف از ديپلماسي عمومي تاثيرگذاري بر روي قلبها و مغزها با استفاده از اقناع، ارضا، تهديد، تحکيم، تشويق و... افکار عمومي در حمايت و بهتر اجرايي کردن ديپلماسي خصوصي ميباشد.
از اين جهت است که در دهههاي اخير، ديپلماسي عمومي اهميتي در سطح معاونت دستگاه سياست خارجي ايالات متحده پيدا کرده و به يکي از محوري ترين دستگاهها در پيشبرد اهداف داخلي و خارجي آمريکا تبديل شده است.
40 شبکه تلويزيوني و اجراي برنامههاي راديويي به 70 زبان تحت نظارت معاونت ديپلماسي عمومي، خود گوياي گستردگي دامنه وعمق کاري و ميزان اهميت اين معاونت ميباشد. اين حجم از ابزارها براي تاثيرگذاري، منهاي هاليوود است که متاثر از سياستگذاريهاي اين معاونت، ميليونها دلار براي ساخت فيلمهايي با بازار مصرف داخلي و خارجي هزينه ميکند.
آرمان
برکناري مک کريستال و افول نظاميگري در افغانستان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم محمدرضا بهرامي سفير سابق ايران در افغانستان است كه در آن مي خوانيد:
در مورد تحولات اخير استراتژي ايالات متحده در افغانستان چند نکته را بايد در نظر داشت. اول اين که از سال 2001 که آمريکا اقدام به اعزام نيروي نظاميبه افغانستان کرد پرونده افغانستان در اختيار وزارت دفاع ايالات متحده بود و ساير دستگاهها نقش کليدي و تعيين کنندهاي در مورد سياستهاي آمريکا
در قبال افغانستان نداشتند. نکته ديگر اين که به نظر ميرسد انتقال تمرکز مبارزه با تروريسم توسط رئيس جمهور جديد ايالات متحده از عراق به افغانستان با هدف مبارزه با تروريسم در ظاهر خودش شايد توجه بيشتر به ملاحظات وزارت دفاع افغانستان محسوب شود اما من تصور ميکنم در اين تصميم ورود به حوزهاي است که بيشتر پنتاگون در آن موثر بود.
در واقع اين تصميم به اين مفهوم بود که تسلط پنتاگون بر اين پروژه استمرار پيدا نکند. تحولات ديگري هم که رخ داد مويد همين نکته است و نشان ميدهد که از ابتدا آگاهانه اين تصميم گرفته شده است.
يکي از اين تحولات برکناري مک کريستال است. درست است که اين برکناري در واقع به دليل استفاده از ادبيات نامناسب درمورد مقامهاي سياسي آمريکا بود اما من تصور ميکنم برکناري مک کريستال نشانهاي از اختلاف بين سياسيها و نظاميها در حوزه افغانستان است و آن را نقطه شروعي براي تسلط بيشتر سياسيها بر موضوع افغانستان ميدانم.
دليلي هم که براي اين موضوع ميتوان ذکر کرد اين است که اگر به ادبياتي که گفته ميشود مک کريستال در مورد سياسيها استفاده کرده توجه شود اين نکته قابل درک است که اصولا نگاه مقامات سياسي در سطحي که مک کريستال با آنها ارتباط داشته نزد فرماندهان ارشد نظامي در موضوع افغانستان چندان قابل توجه نبوده است. نکته ديگر اين که دو راهبردي که اوباما اعلام کرد مبين همين نکته است.
ميتوان گفت که افزايش نيروهاي نظامي در افغانستان تامين کننده توقعات نظاميان در حوزه افغانستان بود اما دلايلي که باعث شد اين تحول رخ دهد را ميتوان در سه نکته خلاصه کرد. اول اين که مقامات سياسي در آمريکا ادامه سياست فعلي را به مفهوم شکست کامل در صحنه افغانستان براي خود ارزيابي ميکنند.
يعني به نوعي تحولات نظامي در حوزه افغانستان با نوعي بن بست مواجه شده و اين بنبست نظامي مسير را به سمت يک شکست کامل هدايت ميکند بنابراين تلاش سياسيون آمريکا بر اين است که صحنه بازي را در افغانستان عوض کنند.
دنياي اقتصاد
ساختار مالياتي مطلوب عنوان سرمقاله امروز روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنانصفت است كه در آن مي خوانيد:
شهروندان هر جامعهاي نياز به امنيت در درون مرزهاي ملي و امنيت در مرزهاي كشورشان دارند كه از وظايف و تكاليف اصلي دولتها به حساب ميآيد.
علاوه بر اين، تامين بخشي از هزينههاي بهداشت و درمان و آموزش عمومي نيز كه در رديف كالاهاي عمومي قرار دارند، از وظايف دولتها است. بعضي از دولتها به دلايل گوناگون تعهد و وظيفه دارند براي افزايش قدرت خريد گروههاي كمدرآمد، يارانههاي مستقيم يا غيرمستقيم بپردازند.
اجراي اين وظايف خرج دارد و در مقابل اين خرج دولت بايد درآمدي داشته باشد. محل اين درآمدها در بيشتر جامعه هايي كه دولتها درآمدي از مالكيت منابع طبيعي ندارند از محل ماليات، عوارض يا استقراض است. مالياتها و عوارض، در واقع برداشت دولت از منابع بخش خصوصي است؛ بدون اينكه تعهدي از ناحيه دولت نسبت به پرداخت كننده ايجاد شود.
وابستگي دولتها به درآمدهاي اخذ شده از ماليات دريافتي از شهروندان كه در حقيقت حاصل دستاورد آنها است، موجب شده است كه اين موضوع در جامعههاي داراي اقتصاد رقابتي از اهميت فوقالعادهاي برخوردار باشد.
به اين معني كه شهروندان بابت هر واحد مالياتي كه پرداخت ميكنند، از دولتها بخواهند كه به صورت شفاف اعلام كنند ، اين ماليات در كجا هزينه ميشود و مبناي دريافت آن چيست؟ اين حساسيت شهروندان بابت پولي كه ميپردازند دولتها را ناگزير كرده است كه تاسيس و اداره «ساختار مالياتي» خوب و كارآمد را يك مساله بسيار مهم اداره كشور تلقي كنند و در اين باره به شهروندان گزارش دهند.
برخي كارشناسان شش ويژگي براي ساختار مطلوب مالياتي در نظر ميگيرند كه عبارتند از:
1 - توزيع بار مالياتي بايد عادلانه باشد و هركس به نوبه خود «سهم عادلانه» را بپردازد.
2 - مالياتها به گونهاي تعيين شوند كه حداقل مزاحمت را براي تصميمهاي اقتصادي ايجاد كنند تا سبب تحميل بار اضافي نشوند.
3 - سياست مالياتي بايد انگيزه سرمايهگذاري را كاهش ندهد.
4 - ساختار مالياتي بايد راه رشد و توسعه اقتصادي را هموار كند.
5 - نظام مالياتي بايد مديريت منصفانه داشته و از مديريت دلبخواهي كه پرداخت ماليات را براي موديان غيرقابل درك ميكند، دور باشد.
6 - هزينه تمكين بايد در حداقل ممكن و با ساير اهداف سازگار باشد.
مولاي پاسداران يادداشت روز كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن مي خوانيد:
1- سال چهارم هجري است. چند روزي بيشتر به سوم شعبان نمانده. اين روزها و شب ها مدينه فرشته باران است. عطر يك بشارت بزرگ در شهر پيچيده است؛ بشارتي سبز و سرخ!
ام ايمن اين شبها خواب و خوراك ندارد. گريه، امان از كف اش ربوده است. ثانيه ها و دقيقه ها براي او سنگين و سخت مي گذرند. دلهره و ترديد تمام وجودش را گرفته؛ خدايا! اين چه خوابي است كه من ديده ام؟!... او در عالم رويا «پاره هاي تن پيامبر» را در خانه خود يافته است؛ خدايا اعضاي تن پيامبر خدا(ص) در خانه من چه مي كنند؟!
ام ايمن وحشت زده است. آشفتگي و پريشان حالي او، همسايه ها را به سراغ پيامبر(ص) مي فرستد؛ ام ايمن تمام ديشب را نخوابيده و لحظه اي گريه اش بند نيامده است...
رسول خدا (ص) ماجرا را كه مي شنود، پاره اي درنگ مي كند و لبخندي كه به چشمه رحمت الهي متصل است، بر لب مي نشاند. پيامبر اين روزها منتظر است. چشم به راه طاووس اهل بهشت، كشتي نجات و امان اهل زمين. پيامبر خواب او را اينگونه تعبير مي كند؛ «اي ام ايمن! به زودي دخترم فاطمه فرزندي به دنيا خواهد آورد كه تو دايه او مي شوي.
بدين سان پاره تن من در خانه تو خواهد بود». ام ايمن آرام مي گيرد. با لبخند پيامبر خدا، مي خندد. خوشه هاي ترديد و اضطراب در دل ام ايمن، شكوفه بشارت تولد فرزند رسول الله(ص) مي دهد.
كار نزديك است. جبرييل امين از خدا فرمان مي گيرد؛ همراه با ملكوتيان نزد محمد(ص) شو و تهنيتش بگو. جبرييل و فرشتگان، صف در صف رو به حضرت رسول مي آورند. در وقت فرود به «صلصائل» مي رسند، فرشته اي كه حق تعالي بر او خشم گرفته و از صف فرشتگان رانده شده بود.
صلصائل چون جبرييل را در آن حال مي بيند كه همراه با ملائكه مقرب تسبيح گو و تهليل كنان مي روند و وقتي از ماجراي تولد فرزند رسول خدا با خبر مي شود، مي گويد؛ اي جبرييل! محمد (ص) را سلام برسان و از وي بخواه مرا شفاعت كند تا حق تعالي از تقصير من درگذرد.
جمهوري اسلامي
تحليل سياسي هفته عنوان سرمقاله امروز روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي خوانيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
ماه پرفضيلت رجب سپري شد و حسرت اين ايام سراسر معنويت بر دلها ماند ولي حلول ماه منسوب به پيامبر اكرم(ص)، شعبان المعظم و مواليد شريف و مائدههاي آسماني آن، غم را از دلها ميزدايد.
فضاي خلقت در اين هفته غرق در شادي و سرور است. عرشيان و فرشيان و انسانهاي طالب كمال كه به دنبال كسب خيرات و بركات و بهرهگيري از لحظات معنوي و قرب الي الله هستند، فرصت ماه شعبان را كه در آستانه رمضان قرار دارد، مغتنم ميشمارند.
خالق بي همتا و رب غفور در اين ماه، امت پيامبر اكرم(ص) را به سوي مغفرت خويش فرا ميخواند و او را به بهرهمندي از ثواب و اعمال خير دعوت ميكند. كمك به محرومان، رفع حوائج مستمندان و باز كردن گره از مشكلات مردم براي ارتقاء عملي مومنان بسيار سفارش شده است. مناجات شعبانيه نيز از موارد توصيه شدهاي است كه خلوص معنوي و نزديكي به رب العالمين را موجب ميشود.
اين ماه، ايام بسيار خجسته و اعياد شعف انگيزي نيز دارد كه ميلاد بهترين و برگزيدهترين مخلوقات خدا از جمله آن است. روز سوم شعبان كه در آن قرار داريم، سالروز ميلاد مبارك سرور آزادگان جهان حضرت امام حسين بن علي عليه السلام و روز پاسدار، فردا نيز ميلاد با سعادت سمبل مقاومت و فداكاري حضرت اباالفضل العباس عليه السلام و روز جانباز و طليعه هفته آينده هم ولادت مسعود سرور عارفان و زينت عابدان حضرت امام زين العابدين عليه السلام است.
در نيمه اين ماه نيز ميلاد فرخنده دوازدهمين پيشواي معصوم، حضرت حجت بن الحسن المهدي امام زمان(عج) و گلشن دل افروز گيتي و مصلح الهي قرار دارد كه جهانيان به ظهور او دلبسته و فرج او را آرزو ميكنند.
امروز ميلاد پربركت احياگر شريعت محمدي(ص) حضرت سيدالشهدا امام حسين عليه السلام است كه با زندگاني درس آموز خود، مكتب ايثار و شهادت را متجلي ساخت و براي هميشه در تاريخ جاودان ماند. امروز نيز شجره شجاعت و فداكاري باگذشت اعصار به ياد آن سرو آزادگي و ولايت زنده است و از آن آب حيات و مكتب انسان ساز سيراب ميشود.
به همين مناسبت امروز روز پاسدار نامگذاري شده تا در ا ين روز ملت ايران به پاسداران جان بركفي كه از روزهاي نخست پيروزي انقلاب با دست شستن از «نام» و «نان» ، سينه خود را آماج تيرهاي دشمن كرده و براي آبياري نهال انقلاب حاضر به جانفشاني شدند، افتخار كند.
رسالت
حفظ انقلاب و دفاع از خط رهبري عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسكندري است كه در آن مي خوانيد:
بر اساس اصل يکصد و پنجاهم قانون اساسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي که در نخستين روزهاي پيروزي اين انقلاب تشکيل شد، براي ادامه نقش خود در نگهباني از انقلاب و دستاوردهاي آن پابرجا مي ماند.ماموريت پاسداري از انقلاب که به واسطه قانون اساسي بر دوش سپاه گذاشته شده است در برهه هاي مختلف زماني و مکاني اقتضائات خاص خود را مي طلبد.
با تشکيل سپاه پس از انقلاب اسلامي بيشتر جوانان پر شور انقلابي با عضويت در اين نهاد تازه تاسيس، بدنه مردمي آن را تشکيل دادند. در واقع اکثر خانواده هاي ايراني به نحوي از انحاء با اين نهاد انقلابي مرتبط بودند و يا به طور مستقيم يکي از عزيزانشان در سپاه مشغول خدمت به مردم و نظام اسلامي شد. با آغاز جنگ تحميلي در1359 رويش هاي مردمي سپاه افزايش يافت.
بسيج عملا فضايي بود تا پاسخگوي استقبال بي نظير مردم از نهاد انقلابي سپاه باشد . رشادت و جانبازي پاسداران در کنار برادران ارتشي که منجر به موفقيت هاي بي نظير جبهه حق عليه باطل در 8 سال جنگ تحميلي گشت ، بيش از پيش پايگاه اجتماعي و محبوبيت مردمي سپاه را تقويت کرد. با پايان جنگ و پذيرش قطعنامه 598 سپاه پاسداران ضمن حفظ، تداوم و تقويت بنيه نظامي خود وارد فاز سازندگي کشور شد و توانست خدمات شايان توجهي را در عرصه هاي اقتصاي و اجتماعي به ملت ايران ارائه دهد. اجراي پروژه هاي بزرگ اقتصادي وزير بنايي همچون سدها، پالايشگاه ها، راه ها و ... تنها بخش کوچکي از زحمات و خدمات پاسداران انقلاب است.
همراه با موج دوم و سوم انقلاب اسلامي در سالهاي آغازين هزاره سوم و گسترش نفوذ مادي و معنوي جمهوري اسلامي در ميان ملت هاي مسلمان و غير مسلمان طبيعتا وظايف سپاه پاسداران نيز گسترش يافت.
از آنجا که سپاه صرف نظر از بعد نظامي از يک بنيه قوي فرهنگي و فرهنگساز برخوردار بود بخشي از مسئوليت حرکت معنوي جمهوري اسلامي به پاسداران انقلاب واگذار شد. امروز هم سپاه در جبهه مواجهه با نبرد نرم دشمن حضور دارد.
در واقع در راستاي ماموريت پاسداري از انقلاب و دستاوردهاي آن در مقطعي سپاه اسلحه به دوش گرفت و در برابر تهاجم دشمن خارجي ايستاد، در دوره اي اين ماموريت خطير در سازندگي کشور متبلور شد، در حال حاضر هم همان رسالت سابق اما به شکل پيچيده تري در مواجهه با نبرد نرم همه جانبه دشمن تجلي يافته است اما صرف نظر از شکل اين ماموريت مهم اين است در31 سال گذشته سپاه پاسداران به خوبي توانسته است نقش خود را در نگهباني از انقلاب و دستاوردهاي آن ايفا نمايد.
تهران امروز
ضرورت افزايش آمادگيها در برابر تهديدها عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن مي خوانيد:
گزينه اقدام نظامي هنوز روي ميز هست و اين گزينه هرگز حذف نشده است. اين جمله يا جملههايي مشابه آن را مدتهاست كه از زبان دشمنان ايران به ويژه دولت ايالاتمتحده ميشنويم يا ميخوانيم. مدتهاست كه در صدر خبرهاي شبكههاي خبري جهان از آمادگي يورش نظامي آمريكا يا رژيم صهيونيستي به ايران سخن گفته ميشود و گاه چنين ادعا ميكنند كه ممكن است رژيم صهيونيستي خودسرانه اقدام به حمله نظامي به ايران كند.
گزينه نظامي توهم يا واقعيت، بلوف سياسي يا تهديدهاي جدي، تفاوتي در نوع نگاه و رويكرد نظام اسلامي به واقعيتهاي جهان امروز نخواهد داشت. ريشه روش و رويكرد نظام جمهوري اسلامي، امت و رهبري در واقعيت «اعتقادي» و «ايمان نهادينه» شدهاي نهفته است كه از اسلام ستمستيز و سلطهناپذير سرچشمه ميگيرد.
حقيقت آن است كه انسان جز در برابر خداوند قادر متعال نبايد سر بر آستان هيچ قدرت مادي و ظاهري بگذارد. قدرت از آن خداست و پيروزي از آن مومناني است كه خداوند را ياري كردهاند: «ان تنصرالله، ينصركم و يثبت اقدامكم.»
ريشه قدرت و توان نظام جمهوري اسلامي در همين خداباوري و «غير»گريزي است؛ «غير» هر قدرتي است كه به قصد سلطه و بهرهكشي از جوامع ديگر، استكبار ميورزد، حيلهگري ميكند و از راههاي گوناگون درصدد ارعاب جوامع و دولتهاي ديگر است.
ما در جهاني زندگي ميكنيم كه نظام نابرابري، استثمار، استكبار و در يك كلمه «طاغوت» سايه خود را بر بخش هاي بزرگي از كره خاك گسترده است اما اين نظام زيادهخواه درست به علت آنكه زيادهخواه است، سرانجامي جز سرنگوني و شكست نخواهد داشت.
ابتكار
اتمام دوران بردگي مدرن عنوان نگاه ويژه روزنامه ابتكار به قلم عليرضا فرقاني است كه در آن مي خوانيد:
بحث نشت نفت در خليج مکزيک مدتي است که گريبان گير ملت و دولت آمريکا شده است. البته با وجود گذشت چندين هفته از اين فاجعه در خوشبينانه ترين حالت، زمان جلوگيري از نشت نفت و ادامه فاجعه را به دو ماه ديگر موکول ميکنند.
اين در حالي است که بنا به اذعان اکثر مهندسين آمريکايي، اين پيش بيني مقامات دولتي چيزي جز بلف نيست وامکان حل اين معضل در کمتر از 6 ماه ديگر امکان پذير نخواهد بود.
تبعات گسترده اين فاجعه ايجاب ميکند که علاوه بر بررسي دليل اين ناتواني تکنيکي و عجز تکنيسينهاي آمريکايي و مقيم آمريکا، زواياي مختلف ديگري من جمله بازتاب رواني قضيه مورد بحث و بررسي قرار بگيرد.
ديپلماسي(فن مذاکره يا ايجاد ارتباط) دو بعد دارد؛ يکي ديپلماسي خصوصي و ديگري ديپلماسي عمومي. ديپلماسي عمومي در واقع آن روي ديگر سکه ديپلماسي خصوصي است که درعرض هم هستند و ضمانت اجرايي تصميمات اخذ شده در محافل خصوصي را بيشتر ميکند.
در واقع هدف از ديپلماسي عمومي تاثيرگذاري بر روي قلبها و مغزها با استفاده از اقناع، ارضا، تهديد، تحکيم، تشويق و... افکار عمومي در حمايت و بهتر اجرايي کردن ديپلماسي خصوصي ميباشد.
از اين جهت است که در دهههاي اخير، ديپلماسي عمومي اهميتي در سطح معاونت دستگاه سياست خارجي ايالات متحده پيدا کرده و به يکي از محوري ترين دستگاهها در پيشبرد اهداف داخلي و خارجي آمريکا تبديل شده است.
40 شبکه تلويزيوني و اجراي برنامههاي راديويي به 70 زبان تحت نظارت معاونت ديپلماسي عمومي، خود گوياي گستردگي دامنه وعمق کاري و ميزان اهميت اين معاونت ميباشد. اين حجم از ابزارها براي تاثيرگذاري، منهاي هاليوود است که متاثر از سياستگذاريهاي اين معاونت، ميليونها دلار براي ساخت فيلمهايي با بازار مصرف داخلي و خارجي هزينه ميکند.
آرمان
برکناري مک کريستال و افول نظاميگري در افغانستان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم محمدرضا بهرامي سفير سابق ايران در افغانستان است كه در آن مي خوانيد:
در مورد تحولات اخير استراتژي ايالات متحده در افغانستان چند نکته را بايد در نظر داشت. اول اين که از سال 2001 که آمريکا اقدام به اعزام نيروي نظاميبه افغانستان کرد پرونده افغانستان در اختيار وزارت دفاع ايالات متحده بود و ساير دستگاهها نقش کليدي و تعيين کنندهاي در مورد سياستهاي آمريکا
در قبال افغانستان نداشتند. نکته ديگر اين که به نظر ميرسد انتقال تمرکز مبارزه با تروريسم توسط رئيس جمهور جديد ايالات متحده از عراق به افغانستان با هدف مبارزه با تروريسم در ظاهر خودش شايد توجه بيشتر به ملاحظات وزارت دفاع افغانستان محسوب شود اما من تصور ميکنم در اين تصميم ورود به حوزهاي است که بيشتر پنتاگون در آن موثر بود.
در واقع اين تصميم به اين مفهوم بود که تسلط پنتاگون بر اين پروژه استمرار پيدا نکند. تحولات ديگري هم که رخ داد مويد همين نکته است و نشان ميدهد که از ابتدا آگاهانه اين تصميم گرفته شده است.
يکي از اين تحولات برکناري مک کريستال است. درست است که اين برکناري در واقع به دليل استفاده از ادبيات نامناسب درمورد مقامهاي سياسي آمريکا بود اما من تصور ميکنم برکناري مک کريستال نشانهاي از اختلاف بين سياسيها و نظاميها در حوزه افغانستان است و آن را نقطه شروعي براي تسلط بيشتر سياسيها بر موضوع افغانستان ميدانم.
دليلي هم که براي اين موضوع ميتوان ذکر کرد اين است که اگر به ادبياتي که گفته ميشود مک کريستال در مورد سياسيها استفاده کرده توجه شود اين نکته قابل درک است که اصولا نگاه مقامات سياسي در سطحي که مک کريستال با آنها ارتباط داشته نزد فرماندهان ارشد نظامي در موضوع افغانستان چندان قابل توجه نبوده است. نکته ديگر اين که دو راهبردي که اوباما اعلام کرد مبين همين نکته است.
ميتوان گفت که افزايش نيروهاي نظامي در افغانستان تامين کننده توقعات نظاميان در حوزه افغانستان بود اما دلايلي که باعث شد اين تحول رخ دهد را ميتوان در سه نکته خلاصه کرد. اول اين که مقامات سياسي در آمريکا ادامه سياست فعلي را به مفهوم شکست کامل در صحنه افغانستان براي خود ارزيابي ميکنند.
يعني به نوعي تحولات نظامي در حوزه افغانستان با نوعي بن بست مواجه شده و اين بنبست نظامي مسير را به سمت يک شکست کامل هدايت ميکند بنابراين تلاش سياسيون آمريکا بر اين است که صحنه بازي را در افغانستان عوض کنند.
دنياي اقتصاد
ساختار مالياتي مطلوب عنوان سرمقاله امروز روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنانصفت است كه در آن مي خوانيد:
شهروندان هر جامعهاي نياز به امنيت در درون مرزهاي ملي و امنيت در مرزهاي كشورشان دارند كه از وظايف و تكاليف اصلي دولتها به حساب ميآيد.
علاوه بر اين، تامين بخشي از هزينههاي بهداشت و درمان و آموزش عمومي نيز كه در رديف كالاهاي عمومي قرار دارند، از وظايف دولتها است. بعضي از دولتها به دلايل گوناگون تعهد و وظيفه دارند براي افزايش قدرت خريد گروههاي كمدرآمد، يارانههاي مستقيم يا غيرمستقيم بپردازند.
اجراي اين وظايف خرج دارد و در مقابل اين خرج دولت بايد درآمدي داشته باشد. محل اين درآمدها در بيشتر جامعه هايي كه دولتها درآمدي از مالكيت منابع طبيعي ندارند از محل ماليات، عوارض يا استقراض است. مالياتها و عوارض، در واقع برداشت دولت از منابع بخش خصوصي است؛ بدون اينكه تعهدي از ناحيه دولت نسبت به پرداخت كننده ايجاد شود.
وابستگي دولتها به درآمدهاي اخذ شده از ماليات دريافتي از شهروندان كه در حقيقت حاصل دستاورد آنها است، موجب شده است كه اين موضوع در جامعههاي داراي اقتصاد رقابتي از اهميت فوقالعادهاي برخوردار باشد.
به اين معني كه شهروندان بابت هر واحد مالياتي كه پرداخت ميكنند، از دولتها بخواهند كه به صورت شفاف اعلام كنند ، اين ماليات در كجا هزينه ميشود و مبناي دريافت آن چيست؟ اين حساسيت شهروندان بابت پولي كه ميپردازند دولتها را ناگزير كرده است كه تاسيس و اداره «ساختار مالياتي» خوب و كارآمد را يك مساله بسيار مهم اداره كشور تلقي كنند و در اين باره به شهروندان گزارش دهند.
برخي كارشناسان شش ويژگي براي ساختار مطلوب مالياتي در نظر ميگيرند كه عبارتند از:
1 - توزيع بار مالياتي بايد عادلانه باشد و هركس به نوبه خود «سهم عادلانه» را بپردازد.
2 - مالياتها به گونهاي تعيين شوند كه حداقل مزاحمت را براي تصميمهاي اقتصادي ايجاد كنند تا سبب تحميل بار اضافي نشوند.
3 - سياست مالياتي بايد انگيزه سرمايهگذاري را كاهش ندهد.
4 - ساختار مالياتي بايد راه رشد و توسعه اقتصادي را هموار كند.
5 - نظام مالياتي بايد مديريت منصفانه داشته و از مديريت دلبخواهي كه پرداخت ماليات را براي موديان غيرقابل درك ميكند، دور باشد.
6 - هزينه تمكين بايد در حداقل ممكن و با ساير اهداف سازگار باشد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


