گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۰۸۶۳۲
| | 3380 بازدید
كيهان
«بازي، بازيگر و بازيگردان» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن مي خوانيد:
بيش از 6 ماه تلاش بي وقفه دنيس راس و دوستانش در شوراي امنيت ملي آمريكا براي تدوين يك استراتژي جديد درباره ايران، به نتيجه اي كاريكاتوري انجاميده است.
باراك اوباما با مشاهده ناآرامي هاي خياباني سال گذشته در تهران و دقيقا به اين دليل كه قادر نبود درك درستي از اين پديده و اساسا مجموعه مناسبات پيچيده درون جامعه ايران پيدا كند -و هنوز هم نكرده است- تيم امنيت ملي خود را مامور كرد تا استراتژي اين كشور در مقابل ايران را بازنگري كنند. احساس اوباما اين بود كه فرصت جديدي ايجاد شده كه نبايد از كنار آن آسان بگذرد.
از ديد او، قلب اين بازنگري بايد «لحاظ كردن تحولات داخلي ايران بويژه جريان سبز درون استراتژي دولت آمريكا» و « ايجاد تلفيقي بهينه از اهرم هاي داخلي و خارجي» مي بود با اين تفاوت مهم نسبت به گذشته كه، اين بار از ديد اوباما اهرم هاي داخلي نسبت به ابزارهاي بيروني اعمال فشار مانند اقدامات ديپلماتيك، عمليات هاي اطلاعاتي، تحريم و حمله نظامي در اولويت بسيار بالاتري قرار مي گرفت.
هدفگذاري اين بازنگري هم شايد براي اولين بار ديگر اين نبود كه ايران از طريق فشار خارجي و «به كمك» عوامل داخلي متوقف شود، بلكه كاملا برعكس، هدف اين بود ايران از طريق فرايندهاي داخلي و «به كمك» اهرم هاي بيروني وادار به تجديد نظر در مسيري شود كه در حال پيمودن آن است بنابراين آنچه تغيير كرده دقيقا اين است كه كدام اهرم اصلي است و كدام اهرم كمك كننده، بي آنكه ماهيت مسئله دگرگون شده باشد.
مجموعه خدمات جريان فتنه به غرب در حدود يك سال گذشته، موجب شده آمريكايي ها همه اهرم هاي ديگر خود را در قياس با مدد رساندن به آن،كمكي و فرعي تلقي كنند. حمايت از ناآرامي هاي داخلي ايران اكنون قلب استراتژي آمريكاست نه يك عامل در كنار ديگر عامل ها و درست به همين دليل است كه تلاش آمريكا براي فهم اينكه درون ايران روي چه كسي مي توان سرمايه گذاري كرد از هميشه بيشتر شده است.
در پاسخ به درخواست آمريكا، دنيس راس و ويليام برنز تمام تلاش خود را كردند تا استراتژي اي تدوين كنند كه در آن اهرم هاي خارجي به بهترين و موثرترين شكل ممكن، با فرايندهاي داخلي ايران خصوصا تحركات جريان فتنه تركيب شده و آن را تقويت كند.
رسالت
«واقعيت محيط هاي دانشگاهي» سرمقاله امروز روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلويي است كه در آن مي خوانيد:
واقعيت محيط هاي دانشگاهي نزديک به4 ميليون دانشجو اکنون در دانشگاه هاي کشور مشغول تحصيل هستند و ده ها هزار نفر اعضاي هيئت هاي علمي مسئوليت ارتقاي سطح علمي اين دانشجويان را به عهده دارند.
جامعه دانشجويي و دانشگاهي ايران در يکصد سال اخير اين سطح از دانشجو و اعضاي هيئت هاي علمي را به خود نديده است.
جامعه دانشگاهي ايران اکنون در يک تعامل جدي با ديگر دانشگاه هاي بزرگ جهان است برخي خروجي هاي دانشگاه هاي ما با برجسته ترين خروجي هاي دانشگاه هاي معتبر جهان برابري مي کنند.اکنون جمع زيادي از دانشجويان و اعضاي هيئت هاي علمي در پروژه هاي ملي در سطح کشور مشارکت دارند.
زماني در ايران براي يک عمل ساده جراحي بيمار را به اروپا اعزام مي کردند امروز پيچيده ترين عمل هاي جراحي در ايران صورت مي گيرد. تهران، شيراز و برخي از مراکز استان ها به صورت قطب پزشکي منطقه عمل مي کنند و بسياري از کشورهاي جهان بويژه منطقه براي کار پزشکي خود به ايران مي آيند.
غرب از زمان رضاخان به دانشگاه و فرآورده هاي آن طمع داشت اما بسياري از اهالي دانشگاه با اين رويکرد مقابله کردند وجريان جنبش دانشجويي و جريان روشنفکري متعهد همواره در برابر اين طمع ايستاده اند.
پس از انقلاب اسلامي دانشگاه ها شرايط ويژه اي را تجربه مي کردند با وقوع انقلاب فرهنگي فصل جديدي از حيات علمي در ايران آغاز شد که با همه تلخي ها و شيريني هاي آن يک حرکت رو به رشد و رو به جلو بوده است.
جمهوري اسلامي
«تعطيل ناپذيري، اصل است» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي خوانيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
تعطيل اعلام شدن ادارات دولتي در روزهاي يكشنبه و دوشنبه هفته جاري توسط دولت، موجب شد بيش از سه چهارم كشور در اين دو روز تعطيل شود و با احتساب تعطيلي روزهاي قبل از آن، عملاً كشور نزديك يك هفته به تعطيلي كشانده شد.
درباره علت تعطيلي، علاوه بر گرماي شديد، اين نكته نيز موثر بوده است كه تعطيلي ادارات دولتي موجب صرفه جوئي در انرژي شده و از قطع شدن برق تا حدودي جلوگيري ميگردد. اين، نكته ايست كه در اطلاعيه دولت نيز مورد اشاره قرار گرفته و بر رفاه حال مردم نيز تأكيد شده است.
به اقدام دولت از نظر قانوني شايد نتوان ايراد گرفت ولي قطعاً انتقادهائي به آن وارد است كه بعضي از آنها را يادآور مي شويم.
1 - تعطيلات پيش بيني نشده، فقط در مواردي كه حوادث مهمي رخ دهند و چارهاي غير از تعطيلي نباشد، قابل توجيه و قبول است.
در غير اينصورت، عوارضي كه براي مردم به لحاظ كارهاي اداري برنامه ريزي شدهاي كه دارند پيش ميآيد سنگينتر از عوارضي است كه درصورت خودداري از تعطيلي پيش خواهد آمد. تعويق رسيدگي به پرونده ها، جابجايي طولاني مدت نوبت ها، بي نتيجه ماندن سفرهائي كه طبق برنامه قبلي براي مراجعه به ادارات صورت مي گيرد، سرگرداني مردمي كه براي كارهاي ضروري روي همين روزها كه قرار نبود تعطيل باشند ولي تعطيل شدند حساب باز كرده بودند و بسياري موارد ديگر زيانهاي جبران ناپذيري هستند كه از رهگذر اين قبيل تعطيل اعلام كردنهاي پيش بيني نشده متوجه مردم و جامعه و حتي خود دستگاههاي دولتي مي شوند.
2 - مقايسه فوايد اينهمه عوارض منفي چنين تعطيلاتي با آثار مثبتي كه با توجه به آنها چنين تصميمي گرفته ميشود كاري نيست كه از عهده يكنفر يا يك جمع عادي در فرصتي كوتاه بر آيد بنابراين، اكنون از قضاوت مقايسهاي خودداري ميكنيم، اما لازم مي دانيم دستگاههاي مستقلي كه امكانات پژوهشي براي چنين بررسيهائي را دارند اقدام به چنين مقايسهاي بنمايند و نتيجه آنرا به اطلاع برسانند تا علاوه بر روشن شدن واقعيت، كمكي هم به دولت براي تصميم گيريهاي بعدي بشود.
اگر نتيجه اين تحقيقات مثبت و تأييد كننده تصميم دولت بود، از اين پس دولت باخيال راحتتر و عزمي راسختر چنين تصميماتي بگيرد و اگر منفي بود در اين قبيل اقدامات تجديد نظر كند.
آرمان
«عدالت و قانون» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم دكترناصركاتوزيان است كه در آن مي خوانيد:
موضوعي كه اكنون در مركز توجه تمام مطالعات حقوقي قرار دارد و بسيار حايز اهميت است، بحث عدالت در تفسير قوانين است و اين كه عدالت چه سهمي را در تفسير قوانين به خود اختصاص ميدهد.
در واقع سؤالاتي كه در اين خصوص طرح ميشود اين است كه آيا عدالت به حقوق، زيبايي لازم را ميدهد يا نه؟ و چگونه ما ميتوانيم نظم و عدل را به طور همزمان با هم جمع كنيم؟ قضات ما همواره از اين كه بگويند راه حلي عادلانه است، شرم دارند و به اين دليل هميشه ميگويند اين راه حل قانوني است. لذا لازم است اين نحوه تفكر تغيير يابد و بدانيم بدون عدالت، حقوق بي معناست و در واقع آن چه به حقوق شرافت ميبخشد، عدالت است و اين كه بتوانيم از حقوق، پلي به عدالت بزنيم.
نكته و سؤال حايز اهميت اين است كه چرا قانون را طوري مينويسند كه تفسيربردار باشد و آيا اين نقص به شمار نميرود؟ زيرا برخي مواقع تفسيري كه از يك قانون ميشود آن را كاملاً دگرگون ميكند.
طبع قانون اين است كه پس از مدتي دچار نقص و اشكال با توجه به شرايط روز ميشود، به اين دليل است كه نميتوان از تفسير قانون پرهيز كرد، زيرا قوانين معمولاً پس از مدتي دچار ابهام و نقص و بالطبع در اجرا دچار مشكل ميشوند، يعني در بسياري موارد قانون پس از مدتي مبهم ميشود و واژههاي ذكر شده در آن غريب و ناآشنا مينمايد و لذا لازم است كسي آن را تفسير كند.
ديدگاه هاي مختلف، تفاسير متفاوتي را نيز به وجود ميآورد و اختلافات موجود در زمينه حقوق نيز ناشي از تفسيرهاي متفاوت است، بايد اين فكر را كه قانوني تدوين كنيم كه تفسيرپذير نباشد از ذهن دور كنيم.
از آنجا كه قاضي از يك طرف با قانون ناقص و مبهم روبروست و از طرف ديگر مجبور است حكم صادر كند بنابراين بايد قواعدي را كه به حكم درست نزديك است انتخاب و رأي صادر كند. از علل ديگر تفاسير متفاوت در علم حقوق، فلسفه اين دانش است، يعني بسيار تفاوت ميكند كه منشأ حقوق را برآمده از دولت، فطرت انسان يا طبيعت در نظر بگيريد.
تهران امروز
«گفتوگوهاي اصولگرايي ضرورتها و هدفها» عنوان يادداشت روز روزنام تهران امروز به قلم حسن احمدي است كه در آن مي خوانيد:
اين روزها صداهايي از اصولگرايان براي آغاز گفتوگوهايي جدي و منسجم شنيده ميشود. پيش از اين نيز تحركاتي در اين راستا از سوي دو تشكل روحاني اصولگرا (جامعه روحانيت مبارز تهران و جامعه مدرسين قم) براي تشكيل كميتهاي مشترك صورت گرفت.
گرچه برخي از اين تحركات و گفتارها، ناشي از برخي نگرانيهاست اما با توجه به مختصات حوزه سياست، آغاز گفتوگوهايي كه بايد با ويژگي «فراگيري» توافقگرايانه، اصولمحور و شاخصمند باشد ضروري به نظر ميرسد. هركدام از خصلتهاي برشمرده را ميتوان عناصر در حاشيه تعاملات اصولگرايانه حوزه سياستورزي دانست.
واقعيت آن است كه اصولگرايي صرفا نه به تابلو است و نه به عنوان بلكه چتري است بر فراز عملكردها، رويكردها و اهداف كه بايد گسترانده شود.
شرايط فعلي كشور نيز بهگونهاي است كه اگر نگاه فراگير و معطوف به توانمندسازي سياسي، اقتصادي و فرهنگي كشور با شاخصهاي مهمي چون ولايتپذيري، وسعتنگري و آرمانخواهانه بر رويكرد اصولگرايي حاكم شود و اجزا و اعضاي مختلف به آن پايبندي در قول و عمل داشته باشند، آنگاه سپهر اصولگرايي مظروف همه ظرفيتهاي كشور خواهد بود.
اين مسير برخلاف رويه كنوني برخي از گروهها و مدعيان اصولگرايي است كه در نگاه آنها به اين مفهوم دايره چنان تنگ است كه بسياري از اصولگرايان اصيل نيز در خارج آن قرار ميگيرند و برخلاف سياست جذب حداكثري، رويه دفع حداكثري دارند. مسئله حائز اهميت ديگر آن است كه اصولگرايي شايد بينياز از تعريف و بازتعريف نباشد.
اين مسئله از آن جهت حائز اهميت است كه اصولگرايي در ذات خود بايد پيشرونده، انتقادپذير و تحولخواه و معطوف به اهداف نظام و تامينكننده اهداف و آرمانهاي اصولي انقلاب و كشور باشد.
دنياي اقتصاد
«آموزههاي تکنولوژيک از جام جهاني» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم شهرام شريف است كه در آن مي خوانيد:
سالها است جام جهاني را فراتر از يک رويداد ورزشي تفسير ميکنند؛ اما برگزاري اين دوره از مسابقات جام جهاني نشان داد که گوشههاي اين رويداد ترکيبي به فضاي رسانهاي و مجازي رسيده است.
تا پيش از برگزاري اين دوره از آن به عنوان نخستين جام جهاني که شبکههاي اجتماعي در آن حضور دارند ياد ميشد، حال آمارها نشان ميدهد که جامجهاني نه تنها رکوردهاي مربوط به تماشاي تلويزيوني، بلکه آمارهاي مربوط به ترافيک اينترنتي را هم شکسته است.
هر چند هنوز تلويزيون مهمترين عامل اتصال ميليونها نفر به اين رويداد جهاني به شمار ميرود، اما اين دوره از جامجهاني فرصتي براي عرض اندام اينترنت بود.
بسياري از شبکههاي اينترنتي امسال مسابقات جام جهاني را به صورت آنلاين يا روي گوشيهاي موبايل نمايش دادند و اين فرصتي براي ميليونها کاربري بود که در زمان پخش بازيها به تلويزيون دسترسي نداشتند.
اين دوره از جام جهاني حتي در عرصه نمايش تلويزيوني و تکنولوژيهاي تصويري هم دورهاي منحصر به فرد به شمار ميآيد؛ چراکه براي نخستينبار برخي شبکههاي تلويزيوني در کشورهاي مختلف به پخش سه بعدي مسابقات اقدام کردند، بسياري از تماشاگران تلويزيوني صداهاي گوش خراش و ممتد ووووزلا را با تکنيک دالبي ديجيتال شنيدند و به زودي نيز قرار است، مجموعهاي از بازيها که به صورت سه بعدي تصويربرداري شده با فرمتهاي بسيار با کيفيت در بازار عرضه شود اما در حالي که همه اين تاثيرات عمدتا در بخش نمايش و در واقع بيرون از زمين مسابقه تعريف ميشد، فشار تکنولوژي ناگهان به درون زمين هم کشيد.
«بازي، بازيگر و بازيگردان» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن مي خوانيد:
بيش از 6 ماه تلاش بي وقفه دنيس راس و دوستانش در شوراي امنيت ملي آمريكا براي تدوين يك استراتژي جديد درباره ايران، به نتيجه اي كاريكاتوري انجاميده است.
باراك اوباما با مشاهده ناآرامي هاي خياباني سال گذشته در تهران و دقيقا به اين دليل كه قادر نبود درك درستي از اين پديده و اساسا مجموعه مناسبات پيچيده درون جامعه ايران پيدا كند -و هنوز هم نكرده است- تيم امنيت ملي خود را مامور كرد تا استراتژي اين كشور در مقابل ايران را بازنگري كنند. احساس اوباما اين بود كه فرصت جديدي ايجاد شده كه نبايد از كنار آن آسان بگذرد.
از ديد او، قلب اين بازنگري بايد «لحاظ كردن تحولات داخلي ايران بويژه جريان سبز درون استراتژي دولت آمريكا» و « ايجاد تلفيقي بهينه از اهرم هاي داخلي و خارجي» مي بود با اين تفاوت مهم نسبت به گذشته كه، اين بار از ديد اوباما اهرم هاي داخلي نسبت به ابزارهاي بيروني اعمال فشار مانند اقدامات ديپلماتيك، عمليات هاي اطلاعاتي، تحريم و حمله نظامي در اولويت بسيار بالاتري قرار مي گرفت.
هدفگذاري اين بازنگري هم شايد براي اولين بار ديگر اين نبود كه ايران از طريق فشار خارجي و «به كمك» عوامل داخلي متوقف شود، بلكه كاملا برعكس، هدف اين بود ايران از طريق فرايندهاي داخلي و «به كمك» اهرم هاي بيروني وادار به تجديد نظر در مسيري شود كه در حال پيمودن آن است بنابراين آنچه تغيير كرده دقيقا اين است كه كدام اهرم اصلي است و كدام اهرم كمك كننده، بي آنكه ماهيت مسئله دگرگون شده باشد.
مجموعه خدمات جريان فتنه به غرب در حدود يك سال گذشته، موجب شده آمريكايي ها همه اهرم هاي ديگر خود را در قياس با مدد رساندن به آن،كمكي و فرعي تلقي كنند. حمايت از ناآرامي هاي داخلي ايران اكنون قلب استراتژي آمريكاست نه يك عامل در كنار ديگر عامل ها و درست به همين دليل است كه تلاش آمريكا براي فهم اينكه درون ايران روي چه كسي مي توان سرمايه گذاري كرد از هميشه بيشتر شده است.
در پاسخ به درخواست آمريكا، دنيس راس و ويليام برنز تمام تلاش خود را كردند تا استراتژي اي تدوين كنند كه در آن اهرم هاي خارجي به بهترين و موثرترين شكل ممكن، با فرايندهاي داخلي ايران خصوصا تحركات جريان فتنه تركيب شده و آن را تقويت كند.
رسالت
«واقعيت محيط هاي دانشگاهي» سرمقاله امروز روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلويي است كه در آن مي خوانيد:
واقعيت محيط هاي دانشگاهي نزديک به4 ميليون دانشجو اکنون در دانشگاه هاي کشور مشغول تحصيل هستند و ده ها هزار نفر اعضاي هيئت هاي علمي مسئوليت ارتقاي سطح علمي اين دانشجويان را به عهده دارند.
جامعه دانشجويي و دانشگاهي ايران در يکصد سال اخير اين سطح از دانشجو و اعضاي هيئت هاي علمي را به خود نديده است.
جامعه دانشگاهي ايران اکنون در يک تعامل جدي با ديگر دانشگاه هاي بزرگ جهان است برخي خروجي هاي دانشگاه هاي ما با برجسته ترين خروجي هاي دانشگاه هاي معتبر جهان برابري مي کنند.اکنون جمع زيادي از دانشجويان و اعضاي هيئت هاي علمي در پروژه هاي ملي در سطح کشور مشارکت دارند.
زماني در ايران براي يک عمل ساده جراحي بيمار را به اروپا اعزام مي کردند امروز پيچيده ترين عمل هاي جراحي در ايران صورت مي گيرد. تهران، شيراز و برخي از مراکز استان ها به صورت قطب پزشکي منطقه عمل مي کنند و بسياري از کشورهاي جهان بويژه منطقه براي کار پزشکي خود به ايران مي آيند.
غرب از زمان رضاخان به دانشگاه و فرآورده هاي آن طمع داشت اما بسياري از اهالي دانشگاه با اين رويکرد مقابله کردند وجريان جنبش دانشجويي و جريان روشنفکري متعهد همواره در برابر اين طمع ايستاده اند.
پس از انقلاب اسلامي دانشگاه ها شرايط ويژه اي را تجربه مي کردند با وقوع انقلاب فرهنگي فصل جديدي از حيات علمي در ايران آغاز شد که با همه تلخي ها و شيريني هاي آن يک حرکت رو به رشد و رو به جلو بوده است.
جمهوري اسلامي
«تعطيل ناپذيري، اصل است» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي خوانيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
تعطيل اعلام شدن ادارات دولتي در روزهاي يكشنبه و دوشنبه هفته جاري توسط دولت، موجب شد بيش از سه چهارم كشور در اين دو روز تعطيل شود و با احتساب تعطيلي روزهاي قبل از آن، عملاً كشور نزديك يك هفته به تعطيلي كشانده شد.
درباره علت تعطيلي، علاوه بر گرماي شديد، اين نكته نيز موثر بوده است كه تعطيلي ادارات دولتي موجب صرفه جوئي در انرژي شده و از قطع شدن برق تا حدودي جلوگيري ميگردد. اين، نكته ايست كه در اطلاعيه دولت نيز مورد اشاره قرار گرفته و بر رفاه حال مردم نيز تأكيد شده است.
به اقدام دولت از نظر قانوني شايد نتوان ايراد گرفت ولي قطعاً انتقادهائي به آن وارد است كه بعضي از آنها را يادآور مي شويم.
1 - تعطيلات پيش بيني نشده، فقط در مواردي كه حوادث مهمي رخ دهند و چارهاي غير از تعطيلي نباشد، قابل توجيه و قبول است.
در غير اينصورت، عوارضي كه براي مردم به لحاظ كارهاي اداري برنامه ريزي شدهاي كه دارند پيش ميآيد سنگينتر از عوارضي است كه درصورت خودداري از تعطيلي پيش خواهد آمد. تعويق رسيدگي به پرونده ها، جابجايي طولاني مدت نوبت ها، بي نتيجه ماندن سفرهائي كه طبق برنامه قبلي براي مراجعه به ادارات صورت مي گيرد، سرگرداني مردمي كه براي كارهاي ضروري روي همين روزها كه قرار نبود تعطيل باشند ولي تعطيل شدند حساب باز كرده بودند و بسياري موارد ديگر زيانهاي جبران ناپذيري هستند كه از رهگذر اين قبيل تعطيل اعلام كردنهاي پيش بيني نشده متوجه مردم و جامعه و حتي خود دستگاههاي دولتي مي شوند.
2 - مقايسه فوايد اينهمه عوارض منفي چنين تعطيلاتي با آثار مثبتي كه با توجه به آنها چنين تصميمي گرفته ميشود كاري نيست كه از عهده يكنفر يا يك جمع عادي در فرصتي كوتاه بر آيد بنابراين، اكنون از قضاوت مقايسهاي خودداري ميكنيم، اما لازم مي دانيم دستگاههاي مستقلي كه امكانات پژوهشي براي چنين بررسيهائي را دارند اقدام به چنين مقايسهاي بنمايند و نتيجه آنرا به اطلاع برسانند تا علاوه بر روشن شدن واقعيت، كمكي هم به دولت براي تصميم گيريهاي بعدي بشود.
اگر نتيجه اين تحقيقات مثبت و تأييد كننده تصميم دولت بود، از اين پس دولت باخيال راحتتر و عزمي راسختر چنين تصميماتي بگيرد و اگر منفي بود در اين قبيل اقدامات تجديد نظر كند.
آرمان
«عدالت و قانون» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم دكترناصركاتوزيان است كه در آن مي خوانيد:
موضوعي كه اكنون در مركز توجه تمام مطالعات حقوقي قرار دارد و بسيار حايز اهميت است، بحث عدالت در تفسير قوانين است و اين كه عدالت چه سهمي را در تفسير قوانين به خود اختصاص ميدهد.
در واقع سؤالاتي كه در اين خصوص طرح ميشود اين است كه آيا عدالت به حقوق، زيبايي لازم را ميدهد يا نه؟ و چگونه ما ميتوانيم نظم و عدل را به طور همزمان با هم جمع كنيم؟ قضات ما همواره از اين كه بگويند راه حلي عادلانه است، شرم دارند و به اين دليل هميشه ميگويند اين راه حل قانوني است. لذا لازم است اين نحوه تفكر تغيير يابد و بدانيم بدون عدالت، حقوق بي معناست و در واقع آن چه به حقوق شرافت ميبخشد، عدالت است و اين كه بتوانيم از حقوق، پلي به عدالت بزنيم.
نكته و سؤال حايز اهميت اين است كه چرا قانون را طوري مينويسند كه تفسيربردار باشد و آيا اين نقص به شمار نميرود؟ زيرا برخي مواقع تفسيري كه از يك قانون ميشود آن را كاملاً دگرگون ميكند.
طبع قانون اين است كه پس از مدتي دچار نقص و اشكال با توجه به شرايط روز ميشود، به اين دليل است كه نميتوان از تفسير قانون پرهيز كرد، زيرا قوانين معمولاً پس از مدتي دچار ابهام و نقص و بالطبع در اجرا دچار مشكل ميشوند، يعني در بسياري موارد قانون پس از مدتي مبهم ميشود و واژههاي ذكر شده در آن غريب و ناآشنا مينمايد و لذا لازم است كسي آن را تفسير كند.
ديدگاه هاي مختلف، تفاسير متفاوتي را نيز به وجود ميآورد و اختلافات موجود در زمينه حقوق نيز ناشي از تفسيرهاي متفاوت است، بايد اين فكر را كه قانوني تدوين كنيم كه تفسيرپذير نباشد از ذهن دور كنيم.
از آنجا كه قاضي از يك طرف با قانون ناقص و مبهم روبروست و از طرف ديگر مجبور است حكم صادر كند بنابراين بايد قواعدي را كه به حكم درست نزديك است انتخاب و رأي صادر كند. از علل ديگر تفاسير متفاوت در علم حقوق، فلسفه اين دانش است، يعني بسيار تفاوت ميكند كه منشأ حقوق را برآمده از دولت، فطرت انسان يا طبيعت در نظر بگيريد.
تهران امروز
«گفتوگوهاي اصولگرايي ضرورتها و هدفها» عنوان يادداشت روز روزنام تهران امروز به قلم حسن احمدي است كه در آن مي خوانيد:
اين روزها صداهايي از اصولگرايان براي آغاز گفتوگوهايي جدي و منسجم شنيده ميشود. پيش از اين نيز تحركاتي در اين راستا از سوي دو تشكل روحاني اصولگرا (جامعه روحانيت مبارز تهران و جامعه مدرسين قم) براي تشكيل كميتهاي مشترك صورت گرفت.
گرچه برخي از اين تحركات و گفتارها، ناشي از برخي نگرانيهاست اما با توجه به مختصات حوزه سياست، آغاز گفتوگوهايي كه بايد با ويژگي «فراگيري» توافقگرايانه، اصولمحور و شاخصمند باشد ضروري به نظر ميرسد. هركدام از خصلتهاي برشمرده را ميتوان عناصر در حاشيه تعاملات اصولگرايانه حوزه سياستورزي دانست.
واقعيت آن است كه اصولگرايي صرفا نه به تابلو است و نه به عنوان بلكه چتري است بر فراز عملكردها، رويكردها و اهداف كه بايد گسترانده شود.
شرايط فعلي كشور نيز بهگونهاي است كه اگر نگاه فراگير و معطوف به توانمندسازي سياسي، اقتصادي و فرهنگي كشور با شاخصهاي مهمي چون ولايتپذيري، وسعتنگري و آرمانخواهانه بر رويكرد اصولگرايي حاكم شود و اجزا و اعضاي مختلف به آن پايبندي در قول و عمل داشته باشند، آنگاه سپهر اصولگرايي مظروف همه ظرفيتهاي كشور خواهد بود.
اين مسير برخلاف رويه كنوني برخي از گروهها و مدعيان اصولگرايي است كه در نگاه آنها به اين مفهوم دايره چنان تنگ است كه بسياري از اصولگرايان اصيل نيز در خارج آن قرار ميگيرند و برخلاف سياست جذب حداكثري، رويه دفع حداكثري دارند. مسئله حائز اهميت ديگر آن است كه اصولگرايي شايد بينياز از تعريف و بازتعريف نباشد.
اين مسئله از آن جهت حائز اهميت است كه اصولگرايي در ذات خود بايد پيشرونده، انتقادپذير و تحولخواه و معطوف به اهداف نظام و تامينكننده اهداف و آرمانهاي اصولي انقلاب و كشور باشد.
دنياي اقتصاد
«آموزههاي تکنولوژيک از جام جهاني» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم شهرام شريف است كه در آن مي خوانيد:
سالها است جام جهاني را فراتر از يک رويداد ورزشي تفسير ميکنند؛ اما برگزاري اين دوره از مسابقات جام جهاني نشان داد که گوشههاي اين رويداد ترکيبي به فضاي رسانهاي و مجازي رسيده است.
تا پيش از برگزاري اين دوره از آن به عنوان نخستين جام جهاني که شبکههاي اجتماعي در آن حضور دارند ياد ميشد، حال آمارها نشان ميدهد که جامجهاني نه تنها رکوردهاي مربوط به تماشاي تلويزيوني، بلکه آمارهاي مربوط به ترافيک اينترنتي را هم شکسته است.
هر چند هنوز تلويزيون مهمترين عامل اتصال ميليونها نفر به اين رويداد جهاني به شمار ميرود، اما اين دوره از جامجهاني فرصتي براي عرض اندام اينترنت بود.
بسياري از شبکههاي اينترنتي امسال مسابقات جام جهاني را به صورت آنلاين يا روي گوشيهاي موبايل نمايش دادند و اين فرصتي براي ميليونها کاربري بود که در زمان پخش بازيها به تلويزيون دسترسي نداشتند.
اين دوره از جام جهاني حتي در عرصه نمايش تلويزيوني و تکنولوژيهاي تصويري هم دورهاي منحصر به فرد به شمار ميآيد؛ چراکه براي نخستينبار برخي شبکههاي تلويزيوني در کشورهاي مختلف به پخش سه بعدي مسابقات اقدام کردند، بسياري از تماشاگران تلويزيوني صداهاي گوش خراش و ممتد ووووزلا را با تکنيک دالبي ديجيتال شنيدند و به زودي نيز قرار است، مجموعهاي از بازيها که به صورت سه بعدي تصويربرداري شده با فرمتهاي بسيار با کيفيت در بازار عرضه شود اما در حالي که همه اين تاثيرات عمدتا در بخش نمايش و در واقع بيرون از زمين مسابقه تعريف ميشد، فشار تکنولوژي ناگهان به درون زمين هم کشيد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


