فروشندگان مترو موجب بينظمي عمومي
« برخي فروشندگان مترو هنگام فروش اجناسشان، اين امر را سبب از دست رفتن صبر و حوصله مسافران عنوان ميكنند و وضعيت كنوني فروشندگي در متروي تهران موجب بينظمي ميان مسافران و فروشندگان شده است» اين گفته مجيد ابهري، مشاور كميسيون اجتماعي مجلس درباره سماجت فروشندگان در متروهاي شهري است كه روز به روز در حال افزايش هستند.اين متخصص علوم رفتاري درباره وضعيت پيش آمده در مترو ميگويد: يكي از پيامدهاي سماجت فروشندگان مترو، ايجاد رقابت كاذب بين فروشندگان است.
اين روند افزايش فروشندگان در مترو در حالي است كه مترو تهران در سال 1377 آغاز به كار كرد و طي 11سال، فعاليت خود را از يك خط به چهار خط توسعه داد تا با اين كار ذائقه مردم خسته از ترافيك تهران را كه قبل از افتتاح مترو براي سفرهاي درونشهري تنها ميتوانستند از اتوبوس و تاكسي استفاده كنند، روز به روز به استفاده از قطارهاي زيرزميني سوق داده شود.طي اين سالها و همراه با افزايش تعداد مسافران مترو، فروشندگي در مترو به عنوان شغلي خودجوش در ميان مردم به خصوص زنان رواج يافت و امروزه مترو جزو اماكني شده است كه بسياري از افراد براي خريد در واگنهاي آن تردد ميكنند. افزايش فروشندگان در مترو حتي باعث به وجود آمدن مافياي فروش شده است.مشاهدات عيني گوياي آن است كه هر كدام از اين فروشندگان براي پنهان كردن اجناسشان از ديد ماموران، روشي براي بستهبندي آنها دارند.فروشندهاي كه لوازم آرايش ميفروشد، كيفش را باز ميكند، جعبه كوچكي را بيرون ميآورد و خيلي سريع شروع به معرفي اجناسش ميكند. فروشندهاي كه لباس و شال ميفروشد، اجناسش را درون يك چمدان چرخدار قرارداده تا براي ماموران زياد جلب توجه نكند و شبيه يك مسافر به نظر برسد. پرس و جوها در قطارهاي شهري حاكي از آن است كه فروشندگان تازهكار تا بخواهند راه و چاه ايستگاههاي امن را پيدا كنند، چندباري اجناسشان به دست ماموران مترو ميافتد ولي فروشندگان حرفهاي به خوبي ميدانند كه كدام ايستگاهها براي رفتوآمد امنتر هستند.
در اين حالت حرفهايها به دو گروه تقسيم ميشوند؛ گروه نخست براي سوار و پيادهشدن ايستگاههاي پرت را انتخاب ميكنند كه به خاطر كمي تعداد مسافران، مسلما ماموران كمتري دارند.گروه دوم مسافران ايستگاههاي شلوغ مثل بازار و ميدان امام حسين (عليه السلام) هستند كه اولا در ميان جمعيت به راحتي پنهان ميشوند و ثانيا چون معمولا همه كساني كه از اين ايستگاهها رفتوآمد ميكنند، از خريد برگشتهاند و همه، بستههاي بزرگي به همراه دارند به همين دليل بستههاي فروشندگان زياد به چشم نميآيد.
در اين ميان ماموران مترو سعي ميكنند كه وظيفهشان را انجام دهند. مسئله فروشندگان و آسيب شناسي آنها يك سوي ماجراست و مسئله مسافران قطارهاي شهري يك سوي ديگر.چراكه وقتي پس از يك روز پر از كار و شلوغي و خستگي وارد مترو ميشوي، به احتمال زياد بايد مسير را ايستاده طي كني، در ازدحام جمعيت و صحبتهاي مسافران، صداي فروشندگان مترو نيز از گوشه و كنار واگن شنيده ميشود؛ فروشندگاني كه اجناسشان را بايد از لابهلاي مسافران رد كنند و احتمالا به دنبال ترمزهاي ناگهاني قطار به مسافران تنه بزنند.
دستفروشي در مترو شايد شغلي قانوني نباشد و به قول مامور نيروي انتظامي ايستگاه امام خميني (رحمت الله عليه) هزاران عيب از جمله افزايش طلاق، موافق نبودن بعضي ازخانوادههاي فروشندهها، استاندارد نبودن كالاها، فروش مواد مخدر در پوشش فروشندگي و ضمانت نداشتن اجناس داشته باشد اما براي بسياري از فروشندگان يك شغل حياتي محسوب ميشود كه البته از ديد بعضي از افراد جامعه پذيرفته شده نيست.مسئلهاي كه نبايد به راحتي از كنار آن گذشت.


