سوختن کودک در منقل به خاطر خماری مادر
خراسان نوشت:
طفل بي گناه، چشم هاي معصوم خود را به سختي باز کرد و در حالي که چند قطره اشک زلال روي گونه هايش مي درخشيد به خانم پرستار نگاه کرد. جسم نحيف و کوچک اين غنچه نازنين در برابر سوزش زخم هايي که بر بدن داشت ناتوان و روح آسماني اش از آتش بي رحمي، قساوت و سنگدلي زمانه آزرده شده بود.اميرحسين نمي داند که مادرش کجاست و چرا بايد روي تخت بيمارستان چنين درد و رنج بزرگي را تحمل کند. او گاهي نيمه هاي شب از خواب مي پرد و با گردش صورت خود به اين طرف و آن طرف، دنبال مامان مي گردد تا از او شير بگيرد و با صداي تپش قلب و گرماي دست نوازشگر مادر، سرشار از احساس راحتي و امنيت شود.افسوس که سرنوشت اين طفل يک ساله در جهنمي سوزان رقم خورده است و او از نگاه مهربان بابايي که معلوم نيست کجاست و چکار مي کند محروم است و از مادرش نيز جز بدرفتاري، گرسنگي و بي مهري چيزي به خاطر ندارد.
اگرچه اميرحسين با وجود ظلم بزرگي که در حقش شده باز هم آن قدر معرفت دارد که اگر مامان را ببيند براي آرام گرفتن در آغوش او، بي قرار دست و پا خواهد زد.اما چگونه شانه ها و دست هاي لرزان مادري که در باتلاق اعتياد به موادمخدر گرفتار شده است خواهد توانست، مأمن و پناهگاه طفل معصومي باشد که هنوز نمي تواند خواسته ها و دردهايش را به زبان بياورد؟!
ماجراي غم انگيز اين غنچه پژمرده از اين قرار است که چند روز قبل به دليل غفلت مادرش که مشغول استعمال موادمخدر بود به داخل منقل آتش سقوط کرد ولي زن جوان آن قدر خمار بود که متوجه گريه و ناله فرزند خود نمي شد و مثل مرده اي متحرک فقط پلک مي زد و انگار نمي ديد چه بلايي بر سر پاره تنش آمده است.چند دقيقه بعد همسايه ها که متوجه گريه هاي سوزناک کودک يک ساله شده بودند به گمان اين که کسي در خانه نيست با نگراني وارد خانه شدند و پيکر سوخته و نيمه جان او را به بيمارستان امام رضا(ع) مشهد انتقال دادند.
با تلاش کادر مجرب و ايثارگر بخش سوختگي اين بيمارستان، اميرحسين بلافاصله تحت عمل جراحي قرار گرفت و با وجود سوختگي شديد از مرگ حتمي نجات يافت. اما در اين چند روزه، جز پرستاران بخش سوختگي بيمارستان که با چشماني اشک بار بر بالين اين کودک معصوم حاضر شده اند و به تيمار او مي پردازند هيچ کس حتي نزديک ترين بستگانش خبري از او نگرفتند تا حداقل بدانند اين طفلک معصوم هنوز نفس مي کشد يا نه!
درخور يادآوري است «خراسان» اين حادثه تکان دهنده و غم انگيز را پي گيري کرد که در نتيجه مشخص شد با توجه به صلاحيت نداشتن والدين اميرحسين، قرار است او پس از بهبود نسبي زخم هايش به يکي از مراکز نگهداري کودکان سازمان بهزيستي خراسان رضوي انتقال داده شود.
اميرحسين، از اين به بعد در کنار دوستاني که بايد جاي خالي پدر، مادر، برادر و خواهر را براي هم پر کنند تنهايي هايش را فراموش خواهد کرد و اميد است سرنوشت خوبي براي اين کودک زيبا رقم بخورد.
کاش آنان که با طمع پول و ثروت بادآورده در امر خريد و فروش موادمخدر دستي دارند بدانند که با هستي و زندگي جوانان اين مرز و بوم و کودکان بي گناهي مثل ده ها و صدها اميرحسين چه معامله اي مي کنند و در پيشگاه خداوند عليم چه پاسخي خواهند داشت و همچنين افرادي که رو به مصرف اين مواد افيوني مي آورند نيز بدانند که چه آتشي در خرمن زندگي خود انداخته اند!
آخرین اخبار اجتماعی و حوادث
ایران و
جهان را در تابناک اجتماعی بخوانید.


