صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۱۰۷۲۸۴
| |
3395 بازدید
جام جم

«ديداري متفاوت» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم دكتر علي دارابي است كه در آن مي‌خوانيد:
رئيس و مديران ارشد رسانه ملي و جمعي از هنرمندان برجسته كشور روز شنبه با رهبر فرزانه انقلاب اسلامي ديدار كردند.

اين ديدار به لحاظ تركيب شركت‌كنندگان و حضور چهره‌هاي طراز اول جامعه هنري كشور و از حيث صميميت حضور و طرح سخنان و ديدگاه‌هاي شفاف و صريح تعدادي از هنرمندان در نوع خود كم نظير بود به گونه‌اي كه رهبر عزيز چنين تعبير كردند: «تا به حال با چنين جمع خوش تركيبي مواجه نشده بودم».

اين تركيب در وهله اول اشتياق هنرمندان و مديران به زيارت رهبري است همانگونه كه هنرمند متعهد و نام آشناي كشور خانم پروانه معصومي گفت كه بايد «قدردان لحظاتي كه در اين فضا كه در حضور رهبري است بدانيم» اما علاوه بر اين بيانگر مرجعيت رسانه ملي در ارتباط با هنرمندان شاخص كشور است همان كساني كه سيد عزت‌الله ضرغامي، رئيس سازمان در ارائه گزارش كوتاهي در محضر رهبري از «بيش از دو هزار طرح و فيلمنامه كه در سازمان در طول سال بررسي مي‌شود» حاصل كار اين هنرمندان در توليدات نمايشي، فيلم و انيميشن (پويانمايي) در شبكه‌هاي داخلي برون مرزي بيش از 33 هزار ساعت در سال يعني 9 برابر نسبت به سال 82 را حكايت مي‌كند كه همه اينها محصول كار و تلاش هنرمندان و برنامه سازمان رسانه ملي براي فراهم ساختن خدمت صادقانه هنرمندان متعهد اين مرز و بوم است كه تربيت نسل جوان از هنرمندان و رونق توليدات و ايجاد اشتغال بخشي از بركات اين كار بزرگ است.

اگر امام خميني (ره) از رسانه ملي به عنوان «دانشگاه» ياد كردند و رهبر عزيز تاكيد كردند كه امام در اين نامگذاري تعارف نداشته است خود در تداوم تبيين جايگاه و اهميت رسانه ملي آن را «مركز هدايت فكر» و «نقش بسيار مهم آن در حال و آينده كشور» ناميدند و با تقدير از تلاش‌هاي به عمل آمده رئيس، مديران و هنرمندان رسانه ملي بر تداوم، تعميق و تأثيرگذاري فعاليت‌ها به خصوص توليدات نمايشي تأكيد كردند.

واقعيت آن است كه ديدار با رهبري بار ديگر اين نكته مهم را به مسوولان ارشد كشور از جمله رسانه ملي يادآوري نمود كه در جنگ كنوني كه جنگ نرم است و شبكه‌هاي نامحرم تلاش دارند ايمان و اعتقادات جامعه به ويژه جوانان را نشانه گيرند همه وظيفه بس خطير و سنگين بر عهده داريم. توجه و اولويت به ساختارهاي نمايشي، فيلم و سريال بايد حرف اول را در تلويزيون بزند. افزون بر اين مروري بر اهم ديدگاهها و مطالب مطروحه هنرمندان هم از اهميت ويژه‌اي برخوردار بود: «لزوم بالا رفتن آستانه تحمل مسوولان از انتقادها، اختصاص بودجه و اعتبارات لازم براي رسانه، تسريع در ساخت و احداث شهرك تلويزيوني جديد كه پاسخگوي نيازهاي هنرمندان باشد و حمايت‌هاي بايسته از رسانه ملي» از جمله اين نكات بود كه گوياي همدلي و همگرايي رسانه و هنرمندان مي‌باشد.

اما اين ديدار، مديران، برنامه سازان و هنرمندان رسانه ملي را در ايفاي رسالت و وظيفه خطير خود مصمم تر به خدمت به جامعه فرهيخته ايراني مي‌نمايد. با اين همه اگر اين انتظارات به حق از رسانه ملي وجود دارد و همه از آن به عنوان پيشتاز در خط مقدم نبرد با تهاجم فرهنگي دشمن در جنگ نرم نام مي‌برند بر مسوولان كشور هم فرض و وظيفه است كه به تأسي از رهبر فرزانه انقلاب اسلامي حمايت‌ها و سازوكارهاي لازم در حمايت از رسانه ملي را فراهم سازند. به عبارت ديگر حمايت بايسته از رسانه ملي بايد در دستور كار اصلي كشور قرار گيرد.


كيهان

«چرا به آمريكا بي اعتماديم؟»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن مي‌خوانيد:
12تيرماه 22سال پيش، هواپيماي مسافربري ايرباس شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران در پرواز 655 بندرعباس- دبي زماني كه بر فراز آبهاي سرزميني ايران در حال پرواز بود مورد اصابت 2 فروند موشك ناو آمريكايي وينسنس قرار گرفت و تمامي 290 مسافر و خدمه آن از جمله 118 زن و كودك بي گناه به شهادت رسيدند.

اين جنايت در حالي اتفاق افتاد كه طي چند ماه پيش از آن ناوهاي جنگي آمريكا براي حمايت از صدام وارد خليج فارس شده بودند ولي تلاش آنها براي مقابله با رزمندگان اسلام علي رغم رجزخواني هاي قبلي بي نتيجه مانده بود... و ساعت 10 و 22 دقيقه صبح آن روز فرماندهان نظامي آمريكا كه از مقابله با رزمندگان اسلام طرفي نبسته بودند، تصميم به انتقامي وحشيانه گرفتند، اما نه از رزمندگان دلير ايراني بلكه از مردان، زنان و كودكان بي گناهي كه مسافر پرواز 655 بودند. 5 روز قبل از اين حادثه، ناو جنگي آمريكايي وينسنس از بندر سان ديه گو وارد خليج فارس شده بود.عقربه هاي ساعت ، 10و22 دقيقه را نشان مي دهد، وينسنس در موقعيت مناسب قرار مي گيرد و به دستور ناخدا راجرز- فرمانده ناو- 2 فروند موشك به سوي هواپيماي مسافري ايرباس ايراني شليك مي شود.

دقايقي بعد از اين جنايت هولناك، مقامات آمريكايي اعلام مي كنند كه يك فروند هواپيماي نظامي و جنگنده F14 ارتش ايران را مورد هدف قرار داده اند!

بعد از روشن شدن اينكه هواپيماي ايراني مسافري بوده، آمريكايي ها تلاش كردند تا وانمود نمايند در اين بين اشتباهي رخ داده است. آنها مدعي شدند كه ايرباس، خارج از دالان هوايي مربوطه پرواز مي كرده و وينسنس چندين بار به آن اخطار راديويي داده و چون جوابي دريافت نكرده اقدام به شليك كرده است! اما قطعات متلاشي شده هواپيما و اجساد سرنشينان آن كه در سطح وسيعي از آبهاي ايران پراكنده شده بود به وضوح دروغ آمريكايي ها را برملا كرد.
4 سال بعد از آن ماجرا، نيويورك تايمز در گزارشي فاش ساخت كه ناو وينسنس در آب هاي سرزميني ايران بوده، نه در آب هاي بين المللي. پنتاگون در آن زمان تلاش مي كرده كه بر اين واقعيت سرپوش بگذارد.


تهران امروز

«صدا و سيماي صداوسيما شنيده و ديده مي‌شود؟»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسام‌الدين كاوه است كه در آن مي‌خوانيد:
عصر امواج (عصر راديو و تلويزيون) تنها سه دهه پس از اين نام‌گذاري، عصر انفجار اطلاعاتي نام گرفت. امروز تركيب امواج (راديو، تلويزيون) و فضاي مجازي آنچنان فضاي شگفت‌آوري به وجود آورده است كه كمتر كسي مي‌تواند خود را از تاثيرات رواني – ذهني و در پس پيام‌هاي ظاهري آن، از تاثيرات ايدئولوژيك ظريف و محاسبه شده فضاي موجي – مجازي دور‌ نگاه دارد.

به جرات مي‌توان گفت كه ايران تنها كشوري است كه بخش بزرگي از جهان غرب و نيز برخي از همپيمانانش در آسيا و آفريقا امواج راديويي و تلويزيوني به زبان فارسي را به سوي آن مي‌فرستند. به جز اين برخي از شبكه‌هاي تازه تاسيس شده همانند تلويزيون بي‌بي‌سي فارسي و شبكه ماهواره‌اي – تلويزيوني فارس وان به فهرست بلند و طولاني راديوها و تلويزيون‌هايي كه ايران را هدف گرفته‌اند، پيوسته‌اند. راديو بي‌بي‌سي در شهريور 1320 و همزمان با اشغال ايران از سوي متفقين در جريان جنگ دوم جهاني، كار خود را آغاز كرد، ديري نگذشت كه شوروي (سابق) و سپس اقمار آن مانند آلمان شرقي، راديوهايي به زبان فارسي براي شنوندگان ايراني، راه انداختند.

آمريكا، فرانسه، آلمان و هلند نيز پس از سال‌ها به گروه كشورهايي پيوستند كه ارسال امواج راديويي به سوي ايران را آغاز كردند. هم‌اكنون آمريكا، انگليس، عربستان و گروه رسانه‌اي چند مليتي رابرت مورداك ميلياردر يهودي استراليايي الاصل هر روز ساعت‌ها برنامه تلويزيوني براي بينندگان ايراني توليد مي‌كنند. اين تنها بخشي از تكاپوي رسانه‌اي بيگانگان است. بايد به اين فهرست نام و عنوان ده‌ها كانال تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي لس‌آنجلسي را هم اضافه كرد.

در اين سو، صداوسيماي جمهوري اسلامي يك تنه بار توليدات راديويي و تلويزيوني براي بينندگان ايراني در داخل و خارج از كشور را بر دوش مي‌كشد. در اينكه شمار برنامه‌هاي توليدي در صداوسيما براساس آمارها و روي كاغذ، قابل توجه به نظر مي‌رسد ترديدي نيست اما ‌بايد اين پرسش را نيز مطرح كرد كه چرا هنگامي كه برخي از شبكه‌هاي تلويزيوني ماهواره‌اي، سريال‌هاي آنچناني را براي بينندگان ايراني‌شان پخش مي‌كنند شمار بينندگان صداوسيما كاهش چشمگيري مي‌يابد؟ به كارگيري عناصر هنري و زيبايي شناسانه، پويايي، صراحت، تنوع و تكثر در توليد برنامه‌‌ها بايد بيش از پيش در صداوسيماي جمهوري اسلامي مدنظر قرار گيرد. به جز شماري از سريال‌هاي به راستي موفق و اثرگذار، همچون سريال امام علي(ع)، سريال امام رضا(ع)، سريال روزگار قريب و... سيماي جمهوري اسلامي، از فقر سريال‌ها، تله تاترها و فيلم‌هاي تلويزيوني رنج مي‌برد.

 
رسالت

«راه خروج از تله براي اوباما» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم دکتر امير محبيان است كه در آن مي‌خوانيد:
رئيس جمهور آمريکا در ادامه سياست تحريم يک جانبه ايران ، لايحه آمريکايي منع دسترسي ايران به واردات فرآورده هاي نفتي را امضا کرد.
باراک اوباما پنج شنبه درحالي تحريم يک جانبهآمريکا عليه ايران را نهايي کرد که برخي از کشورهاي متحد آن از جمله روسيه با توجه به تصويب دور جديد تحريم هاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد ضد ايران، ازهرگونه تحريم يک جانبهآمريکا و کشورهاي اتحاديه اروپا عليه ايران انتقاد کرده بودند.

کنگرهآمريکا ، هفته گذشته، پس ازمخالفت ايران با درخواست کشورهاي غربي براي توقف فعاليت صلح آميز هسته اي خود، دور جديد تحريم هاي يک جانبه عليه بخش هاي انرژي و بانکداري ايران را تصويب کرد.

آمريکا در اين لايحه، شرکت هاي خارجي را از انتقال و ارائه فرآورده هاي پالايش شده نفتي به ايران برحذر داشته اين تحريم ها با هدف اعمال فشار بيشتر بر دولت ايران براي توقف برنامه هاي صلح آميز هسته اي اين کشور اعمال شده اند.اين اقدامات آمريکا در حالي صورت مي گيرد که بعضي از تحليلگران غربي نيز معتقدند که ظاهرا آمريکا در هر گام خود را وارد مسيري مي کند که گزينه هاي خردمندانه را براي رسيدن به نتايج مطلوب به حداقل ميرساند.

در حوزه ديپلماسي آمريکا مسير گفتگوها براي نيل به نتايج مقبول الطرفين را فرو نهاده و خود را تنها به اعمال فشار بر ايران از طريق تحميل تحريم هايي کرده است که گمان دارد ايران را مي تواند زمين گير کند تنها به اين اميد که فشارهاي ناشي از تحريم ايران را به تغيير رفتار يا سازش وادار سازد.مهمترين عنصر اين تحريم ها هم متوقف کردن واردات بنزين به ايران است به اين اميد که اين تحريم با توجه به اين که ايران35  درصد بنزين مورد نياز را وارد مي کند، اثر گذار باشد.اين اميد در حالي است که احتمال مشارکت چين در اين تحريم بالا نيست؛زيرا چين11  درصد نفت خود را از ايران وارد مي کند.روسيه هم هرچند مدتي است نوعي همکاري نزديک تر با آمريکا را تجريه مي کند ولي مسلما بدلايل استراتژيک خيلي هم مايل نيست مشکلات آمريکا در اين منطقه را حل کند. عدم همراهي قاطع چين و روسيه با تحريم بنزين و نيز دسترسي ايران به راههاي جايگزين عملا ماشين تحريم عليه ايران را از کارآمدي خارج کرده و باعث مي شود تحريم ها تا حد يک ژست سقوط کند.


سياست روز

«ما از متکلفين نيستيم» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم حسن اختري است كه در آن مي‌خوانيد:
انقلاب اسلامي همچون دريايي مواج و توفنده در مسير تکاملي خود، ناخالصي‌هاي موجود در اعماق و لايحه‌هاي پنهاني جامعه را به حرکت درآورده و همراه با کف‌هاي روي آب به طرف ساحل مي‌راند. در سه دهه گذشته جريان‌هاي منحرفي همچون مرتجعين، ليبرال‌ها، منافقين قديم و جديد پاي به عرصه خودنمايي گذاشته و چند صباحي دل مومنين را محل تاخت و تاز خود قرار دادند.

گرچه هيچ يک از گروه‌ها تاب تحمل امواج سهمگين انقلاب را نداشته و به مرور از گردونه خارج شدند، اما به ميزان نفوذي که هر يک از آنها در باورهاي ملت ايران پيدا کرده بودند. هزينه‌هاي سنگيني را به کشور و مردم تحميل کردند. يکي از اين جريان‌هاي مرموز که ريشه در نهاد پاک، بي‌آلايش و ساده‌انگارانه جمعي از مردم دارد وجود گروه متکلفين در جامعه اسلامي ايران است.

اين هيکل نامقدس از آنچنان پيچدگي در پندارها و کردارها برخوردار است که به سادگي اثري ازجاي پاي آنها را همچون ساير گروه‌هاي منحرف مثل قاسطين و مارقين و ناکثين در جامعه نمي‌توان يافت و تنها با نگاهي عميق و همه‌جانبه به رفتارها و اعمال و کرداري که از آنها سر مي‌زند، افکارشان قابل شناسايي و تشخيص خواهد بود.

لذا برخي از رفتارهاي متکلفين در سخنان معصومين(ع) تشبيه به نفاق و ريا شده است، خداوند سبحان در آيه 86 سوره «ص» به پيامبر رحمت حضرت محمد(ص) که صاحب خلق عظيم است، مي‌فرمايد: «قل ما اسئلکم عليه من اجرا و ما انا من المتکلفين» اي پيامبر! بگو من براي دعوت نبوت هيچ پاداشي از شما نمي‌طلبم و من از متکلفين نيستم در جمله «ما اسئلکم عليه من اجرا»اجر دنيوي از مال، رياست و جاه را از خود نفي مي‌کند و در جمله «و ما انا من المتکلفين» خود را از تضييع و خودآرايي به چيزي که آن را ندارد بري مي‌سازد.حال بايد دانست که متکلف کيست؟ متکلف کسي است که چيزي را ـ در حالي که صلاحيتش را ندارد ـ با سختي و به طور ساختگي بر خود تحميل کند و معناي اين جمله که مي‌فرمايد «بگو ازمتکلفين نيستم» اين است که رسالت‌ام را از خود نساخته‌ام.

در روايات بحث‌هاي فراواني درباره متکلفين و علايم آنها آمده است که حديثي از پيامبر(ص) آمده است: «متکلف سه نشانه دارد، پيوسته با کساني که بالاتر از او هستند، نزاع و پرخاشگري مي‌کند، از مطالبي سخن مي‌گويد که از آن آگاهي ندارد و به دنبال اموري است که هرگز به آن نمي‌رسد» در حديث ديگري از پيامبر اکرم(ص) مي‌خوانيم متکلف سه نشانه دارد:«در حضور تملق مي‌گويد، در غياب غيبت مي‌کند و به هنگام مصيبت زبان به شماتت مي‌گشايد» در حديثي از امام صادق(ع) مي‌خوانيم: «متکلف خطاکار است، هر چند در ظاهر به حقيقت برسد متکلف در عاقبت جز پستي و خواري نتيجه‌اي نخواهد گرفت و امروز نيز جز رنج و زحمت و ناراحتي، بهره‌اي ندارد.

متکلف، ظاهرش ريا و باطنش نفاق است. و پيوسته با اين دو بال پرواز مي‌کند. همانگونه که خداوند به پيامبرش مي‌فرمايد: «بگو من براي دعوت نبوت هيچ پاداشي از شما نمي‌طلبم و از متکلفين نيستم» علامه طبرسي در تفسير مجمع‌البيان، در ذيل تفسير اين آيه آورده است: «هان اي پيامبر! به کفر گرايان بگو: من راي اين پيام‌رساني و دعوت مردم به سوي حق و عدالت وهشدارشان از زشتي و گناه، پاداشي نمي‌طلبم و از شما چيزي نمي‌خواهم که چيزي به من بدهيد ونيز بدانيد که من از کساني نيستم که به دروغ ادعاي رسالت و پيامبري کنم و از خود چيزي بسازم و شما را بدان فرا خوانم، نه هرگز، اين پيام خدا وکتاب و مقدسات اوست و من تنها پيام‌رسان او هستم و بس. او مرا به رسالت برگزيد و با فرو فرستادن قرآن به من فرمان دعوت داده است و به باور پاره‌اي منظور اين است که من به چيزي که باخرد، ناسازگار باشد شما را دعوت نمي‌کنم و هرگز به آنچه با فطرت ناهماهنگ است فرا نمي‌خوانم»


مردم سالاري

«اين فوتبال سياست زده» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم حميدرضا شکوهي است كه در آن مي‌خوانيد:
تيم ملي فوتبال ايران در جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي حضور ندارد و مردم ايران، ناگزير يا طرفدار برزيل وايتاليا و انگليس بوده اند، يا طرفدار آلمان و آرژانتين و هلند. تب جام جهاني، مسوولا ن را هم گرفتار خود کرده; به طوري که علي سعيدلو رئيس سازمان تربيت بدني گفته که دوست دارد برزيل قهرمان شود! حال بگذريم  که برزيل پس از صحبت آقاي سعيدلو ازجام جهاني حذف شد.

اما در اين ميان يک موضوع به راحتي آب خوردن به فراموشي سپرده شده و آن غيبت ايران در جام جهاني است. از نظر آقاي کفاشيان رئيس فدراسيون فوتبال ايران، نرفتن ايران  به جام جهاني اتفاق مهمي نيست. آقاي سعيدلو  هم که پس از ماجراهاي رقابتهاي مقدماتي جام جهاني به سازمان تربيت بدني آمده است. آقاي عليآ بادي رئيس سابق سازمان تربيت بدني هم که پس از جام جهاني گذشته، محمد دادکان رئيس وقت فدراسيون فوتبال را برکنار کرد و...

به عامل اصلي تعليق فوتبال ايران در عرصه بين المللي بدل شد، اکنون از سازمان ورزش خارج شده و به نظر مي رسد فعلا   در حلقه نزديکان رئيس جمهور نيست. آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور هم که  پيش از حضور تيم فوتبال ايران در جام جهاني 2006، لباس ورزشي مي پوشيد و در کنار بازيکنان تيم ملي تمرين مي کرد و به ابراهيم ميرزاپور گل مي زد، پس از ماجراي تعليق،  مقصر اصلي را آقاي علي آبادي معرفي کرد و گفت که به او گفته بودم اين کار را نکند. آقاي احمدي نژاد هم اين روزها از فوتبال صحبت نمي کند.

همه ما جام جهاني 2006 را به ياد مي آوريم که آقاي علي آبادي و دوستانشان پيش از آغاز مسابقات مي گفتند ايران بايد به مرحله دوم صعود کند; آن هم در گروهي که مکزيک و پرتغال حضور داشتند. تيم ملي آن زمان که حاصل تلا ش هاي محمد دادکان بود و از امکاناتي همچون کمپ تيم هاي ملي که در زمان محسن صفايي فراهاني ساخته شده بود استفاده مي کرد، اگر چه به راحتي به جام جهاني صعود کرد اما در جام جهاني اسير اختلافات سياسي شد و از جام کنار رفت.

آنها که به فکر صعود ايران از گروه خود در جام جهاني بودند و صعود از آسيا را بديهي مي دانستند و تعليق فوتبال ايران را که با تلا ش ها و نفوذ صفايي فراهاني رئيس اسبق فدراسيون فوتبال در کنفدراسيون فوتبال آسيا رفع شده بود شوخي مي پنداشتند، آنقدر آزمون و خطا کردند که همان چيزي که بديهي مي پنداشتند هم اتفاق نيفتاد و ايران حتي به بازي پلي آف مقدماتي جام جهاني 2010 هم نرسيد. حالا  همه پنهان شده بودند- و پنهان شده اند- تا جام جهاني بگذرد و جرقه اي زده شود تا شايد با درخشش در جام ملت هاي آسيا، ناکامي ها اندکي  جبران شود وعده اي ديگر  موفقيت هاي گذرا را به نام خود بزنند تا جام جهاني بعدي برسد و باز هم... بگذريم.

بهتر است از بازي هاي تيم هاي ديگر جام جهاني لذت ببريم. از پيروزي هلند بر برزيل شگفت  زده شويم، از  حذف آرژانتين افسوس بخوريم و به ماشين منظم فوتبال آلمان غبطه بخوريم. اصلا  بگذاريد براي حذف ژاپن در ضربات پنالتي افسوس بخوريم اما به فوتبال سياست زده خودمان که هنگام شکست، همه پنهان مي شوند و هنگام پيروزي، همه، وعده هاي غير ممکن سر مي دهند، فکر نکنيم و ياد مديري همچون دادکان را زنده  کنيم که با زير وبم فوتبال آشنا بود يا زحمات مديري همچون صفايي فراهاني را ارج نهيم که اگر چه عکسي با لباس ورزشي نداشت اما رمز موفقيت در مديريت فوتبال را مي دانست. همان بهتر که به جام جهاني بعدي هم فکر نکنيم. 


ابتكار

«اردوغان و بالانس سياست خارجي براي فرداي ترکيه»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم بهرام گل زاده است كه در آن مي‌خوانيد:
ترديدي در اين واقعيت وجود ندارد که ديپلماسي و سياست اخير منطقه‌اي و جهاني دولت ترکيه به رهبري “رجب طيب اردوغان، با تغييرات و رويکردها و تاکتيک‌ها و در مواردي استراتژي‌هاي جديدي همراه بوده است که عموما در مسير منافع ملي اين کشور ارزيابي شده است.

ميانجي‌گري درموضوع هسته‌اي ايران و امضاي بيانيه تهران با همراهي برزيل، تحرک و ايفاي نقش فعال و معني دار و موثر در بحران فلسطين و اسراييل، به ويژه حوادث مربوط به نوار غزه، تلاش براي حضور فعال‌تر و تعامل نزديک با کشورهاي عرب منطقه‌ خاورميانه و نمونه‌هايي ديگر، از نکات برجسته‌ سياست خارجي جديد آنکاراست.

به برخي نکات در آخرين گفت و گوي اردوغان با گزارشگر پي بي سي توجه کنيد. وي در بخش‌هايي از اين گفت و گو به برخي سوالات، اينگونه پاسخ مي‌دهد:
«ترکيه همان ترکيه است، هيچ چيز تغيير نکرده است، آمريکا نبايد نگران باشد”، “رود بر همان بستر جاري است و ما نيز در همان رود سابق در حال شنا هستيم”، “ ما از امروز بايد به فکر فردا باشيم».

اين بخش‌هايي از اظهارات نخست وزير ترکيه است، که پايه‌ تحليل‌هايي که مبتني بر دور شدن سياست خارجي ترکيه از نزديکي و هم پيماني با آمريکا است، سست مي‌کند. ترديد نبايد کرد که آنکارا هشيارانه براي تضمين و تامين منافع ملي خود، پروايي ندارد که از اتخاذ هر نوع سياست، بهره‌ بجويد.

اردوغان، در بخش ديگر گفت و گو، در خصوص تلاشش براي امضاي بيانيه تهران و خارج کردن پرونده‌ هسته‌اي ايران از بن‌بست، به نکته‌ ظريف ديگري اشاره مي‌کند با اين عبارت که : “اوباما از من خواست با ايران مذاکره کنم».


آفرينش

«اخلاق در سياست»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در ان مي‌خوانيد:
انسان به واسطه قوه عقل و درکش از ديگر مخلوقات متمايز بوده، همين تمايز زمينه هاي رشد وي را پديد آورده است. مهمترين خصيصه اي که آدمي را به سوي انسانيت به معناي واقعي آن سوق مي دهد اخلاق است.

رکن مهمي که در تمامي اديان آسماني محور اصلي قرار گرفته، تمامي فرستادگان و پيامبران الهي در راستاي تحقق اين امر در بين جوامع انساني تلاش کرده اند .و دين اسلام نيز داعيه دارمکارم اخلاقي است.  مي توان ميزان درجه و اهميت اخلاق را در اسلام با اين حديث پيامبر (ص) که مي فرمايند:"من براي تکميل فضليت هاي اخلاقي مبعوث شده ام " مشاهده کرد.
اما متاسفانه امروز شاهد آن هستيم که در کشورمان که نظام حاکم برآن مزين به نام اسلام است اصول اخلاق وموازين اسلامي آن گونه که بايد در حوزه سياست  و رفتارهاي سياسي رعايت نمي شود. اين در حالي است که ما کوشيده ايم در عرصه بين المللي همواره مبشر اصول اخلاقي و معنوي در تمامي زمينه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي باشيم و اساسا هدف اصلي انقلاب اسلامي را در جهان کنوني ترويج اصول اخلاقي و انساني قرار داده ايم و در راستاي آن در صدد ترويج و گسترش اين اصول در ميان کشورهاي جهان هستيم.

طبيعي است با چنين رويه اي بايسته است که در عرصه داخلي اصولي را که در سطح بين المللي مطرح ساخته وخود را داعيه دار آن مي دانيم به گونه اي قابل قبول رعايت کنيم. در نظام هاي مردم سالار وجود اختلاف سليقه در ميان نخبگان و سران سياسي طبيعي است ليکن اين انتظار وجود دارد که اختلافات به رقابت خصمانه سياسي مبدل نشود.

البته اختلاف سليقه و انتقاد نشان دهنده طراوت در عرصه سياسي باشد اما نبايد به خصومت گرايش پيدا کند که نتيجه آن خنثي شدن و يا تخريب نيروهاي خدوم و زحمتکش جامعه است. اين در حالي است که وظيفه سران و نخبگان کشور ايجاد بستر اخلاقي مناسب براي افراد جامعه است که مردم را به سمت و سوي زندگي سالم همراه با عدالت رهنمون شود.


وطن امروز

«فرصت مغتنم» عنوان سرمقاله روزنامه وطن امروز به قلم محمدرضا ورزي نويسنده و کارگردان است كه در آن مي‌خوانيد:
حال و هواي عجيبي دارم؛ حسي غريب! فقط آنها که با «آقا» ملاقات داشته‌اند، اين حال را درک مي‌کنند. وصف‌شدني نيست بايد درکش کني! چند روز پيش از طرف سازمان اطلاع دادند که ترتيب ملاقاتي با حضرت آقا داده شده تا رودررو با ايشان درباره مشکلات و مسائل روز صحبت کنيم و از رهنمودهاي ايشان بهره بگيريم. اين توفيق در نخستين روز از سومين هفته تيرماه 89 نصيب شد.

به سرعت گذشت ولي لحظه‌لحظه اين ديدار، ماندگار و راهگشاست. مثل هميشه رهنمودهاي آقا کارشناسانه و دقيق بود و قطعا نقطه نظرات ايشان براي برنامه‌سازان سازمان محل رجوع و مثمرثمر است. ان‌شاءالله ما توفيق اجرا داشته باشيم. تاکيد حضرت آقا بر چند نکته بود. يکي از آنها بحث فيلمنامه‌نويسي بود.

ايشان در بحث فيلمنامه تاريخي (که تخصص بنده است) تاکيد داشتند که ديالوگ‌ها بايد به گونه‌اي نوشته شود که براي همه قابل فهم باشد. اشاره آقا به بحثي است که مدت‌هاست مطرح است که آيا ديالوگ سريال‌هاي تاريخي بايد به صورت کلاسيک گفته شود يا محاوره؟ ايشان عقيده داشتند که ديالوگ‌ها ضمن برخورداري از آراستگي و قوام، براي همه اقشار مردم قابل فهم باشد. نکته ديگر، تذکر آقا به برنامه‌سازاني بود که گاهي برخي مسائل اخلاقي وابسته به غرب را در کارها لحاظ مي‌کنند.

بحث ديگر موضوع تلويزيون‌هاي بيگانه بود که علاوه بر تخريب فرهنگ اسلامي، فرهنگ خودشان را القا مي‌کنند. اين فرمايشات کار ما را حساس‌‌تر از قبل مي‌کند. سازمان صدا و سيما بايد يک تنه برابر اين موج فعال شبکه‌هاي بيگانه بايستد و در اين راه موفق نخواهد بود مگر اينکه هنرمندان به لحاظ کيفي و محتوايي سطح کارشان را بالا ببرند.


آرمان

«تلاش براي حفظ وحدت روحانيت و مردم» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم علي بنايي است كه در آن مي‌خوانيد:
با توجه به ديدار و رايزني هايي که نمايندگان روحاني مجلس شوراي اسلامي طي يک ماه گذشته با مراجع و اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم داشتند بايد تاکيد کرد که اين ديدارها دو محور اصلي داشته است. محور نخست اين ديدارها و نشست ها حمايت و پشتيباني قاطع از مقام معظم رهبري و ولايت فقيه و نيز محور دوم همبستگي و ارتباط بيشتر جوامع روحاني با هم بود. همانطور که مشخص است تشکل هاي روحاني در قم يعني جامعه مدرسين حوزه علميه قم و در تهران يعني جامعه روحانيت مبارز و نيز شخصيت ها و مراجع عظام و تقليد در استان هاي مختلف کشور مخاطب اين ارتباط هستند.

مردم ما از ابتدا به روحانيت اعتقاد داشته و با توجه به رفتاري که اين قشر طي سال ها با جامعه داشت به عنوان معتمدين مردم مطرح هستند. در مقابل مردم نيز همواره بدون افراط و تفريط کلام روحانيت را پذيرفته و سرلوحه امور خود قرار مي دهند.
به ميزان ارتباط جوامع و شخصيت هاي روحاني با هم تبعات مثبت و مفيدي براي جامعه در پي خواهد داشت که همه مي توانند در تمامي سطوح از آن بهره ببرند. چنانچه که اين ارتباط ها در بالا رفتن اعتماد اجتماعي بسيار اهميت دارد. در اين فضا برخي از انسجام و ائتلاف تشکل هاي روحاني اصولگرا زياد خوشحال به نظر نمي‌آيند.

متاسفانه اخيرا شاهد برخي تلاش‌ها هستيم که ارتباط تشکل هاي روحاني اين نقشه‌ها را خنثي کرده است. به نظر مي رسد که در مقطع کنوني اصلي ترين و فوري ترين دستور کار تشکل هاي روحاني اصولگرا حمايت از مقام معظم رهبري و تلاش براي حفظ وحدت روحانيت و مردم است.


دنياي اقتصاد

«تورم و نرخ ارز»ع نوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهران دبيرسپهري است كه در آن مي‌خوانيد:
نظام ارزي در ايران يك نظام نرخ ارز شناور مديريت شده است. منظور از مديريت شده آن است كه دولت مي‌تواند با كاهش يا افزايش عرضه ارز در بازار، نرخ آن را به هر ميزان كه بخواهد تعيين كند.
كشور چين نيز تا حدودي اين سياست را اجرا مي‌كند، منتهي چين معمولا كمي كمتر از نياز بازار به آن ارز تزريق مي‌كند، ولي ايران بيشتر، ضمن آن‌كه بانك مركزي چين هيچگاه سياست تورم‌زا نداشته است. در واقع يكي از دلايلي كه چين يك كشور صادراتي شناخته مي‌شود، همين بالا نگه داشتن نرخ ارز و تورم پايين در آن كشور بوده كه باعث شده است ذخاير ارزي اين كشور (به علاوه اوراق قرضه خريداري شده) به دو هزار و چهارصد ميليارد دلار برسد، ضمن آن كه اين موضوع يكي از دلايلي است كه در آمريكا افزايش عرضه پول با سرعت كمتري به تورم تبديل مي‌شود.

جناب آقاي دكتر بهمني، رييس محترم بانك مركزي در مراسم صبحانه اتاق بازرگاني طي سخناني در مخالفت با افزايش نرخ ارز گفت:«21 ميليارد دلار صادرات و 58 ميليارد دلار واردات داريم، حتي اگر فرض كنيم كه با افزايش نرخ ارز از صادرات سود مي‌بريم، آيا منطقي است كه به خاطر 21 ميليارد دلار سود، 58 ميليارد دلار ضرر كنيم. اگر افزايش نرخ ارز داشته باشيم واردات گران، توليد گران و تورم افزايش پيدا مي‌كند. اگر صادرات 3 برابر واردات بود، افزايش نرخ ارز خيلي قشنگ بود، بنابراين ما بايد سياست‌هايمان طوري باشد كه از اين افزايش قيمت‌ها سود ببريم.» (خبرگزاري فارس 7/4/1389) استدلال آقاي دكتر بهمني در پايين نگه داشتن نرخ ارز نمي‌تواند قابل پذيرش باشد، زيرا دليل آن كه صادرات ما از وارداتمان كمتر است، همين ثبات نرخ ارز در كنار تورم داخلي قيمت‌ها است.

در صورتي كه با توجه به نرخ‌هاي تورم داخلي و خارجي، نرخ ارز بايد بسيار بيشتر از نرخ‌هاي كنوني مي‌بود؛ در حالي كه به يمن ذخاير ارز نفتي و تزريق آن به بازار، بانك مركزي توانسته است نرخ ارز را ثابت نگه دارد كه همين موضوع، علت كم بودن صادرات و افزايش واردات بوده است. درست است كه افزايش نرخ ارز موجب افزايش تورم مي‌شود، ولي ريشه اصلي تورم را بايد در سياست انبساط پولي بانك مركزي جست‌وجو كرد و با ثبات نرخ ارز فقط مي‌توان زمان وقوع افزايش تورم را به تاخير انداخت. در واقع اگر سياست كاهش نرخ ارز، يك سياست ضد تورمي بود، پس بايد هم‌اكنون در كشور چين به دليل بالا نگه‌داشتن مصنوعي نرخ ارز، با تورم‌هاي بالا روبه‌رو بوديم، در حالي كه اينگونه نيست.


جهان صنعت

«ما که اميدواريم‌» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم مريم باستاني‌ است كه در آن مي‌خوانيد:
امسال تنها سالي بود که نرخ رشد صنعت‌ومعدن در روزي که به همين مناسبت براي قدرداني از صنعتگران برگزار مي‌شود، اعلام نشد.
اگرچه پيش‌زمينه اعلام نشدن آن را چندي پيش وزير اقتصاد در کسوت سخنگويي دولت اعلام کرد و گفت که بانک مرکزي و وزارت صنايع در نرخ واحد براي رشد صنعت تفاهم ندارند اما به نظر مي‌رسيد که نرخ رشد واحد حداکثر به مراسم گراميداشت روز صنعت‌و‌معدن برسد.
ما هم مثل صنعتگران به آينده چشم دوخته‌ايم و اميدواريم که مسوولان زودتر به تفاهم برسند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟