گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۰۵۸۲۱
| | 3283 بازدید
كيهان
«اينجا چه مي كني شيخ ؟!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن ميخوانيد:
شيخ! تو اينجا چه مي كني؟! تيغ تو همچنان تيز و درخشان است. و چه تيغي! چه بسيار رنج و اندوه كه با همين تيغ از چهره مبارك پيامبر خدا (ص) زدودي. اكنون همان تيغ را بر من كشيده اي، كنار وليد و مروان؟! پير مرد! يادت هست قريب 7-26 سال پيش، آن روز را كه از شوق مرا در آغوش كشيدي و فرستاده خدا(ص) كه اين صحنه را مي ديد، از تو پرسيد «آيا علي را دوست داري؟» و تو در پاسخ گفتي چگونه دوست ندارم كسي را كه برادر و پسر دايي من است». يادت هست رسول خدا(ص) چه گفت؟ «اما تو با او خواهي جنگيد در حالي كه ستمكاري».
اميرمؤمنان اين كلمات تكان دهنده را در بحبوحه جنگ جمل و هنگامي گفت كه سوار بر اسب، بي سلاح و زره، تا كنار زبير رفت حال آن كه زبير غرق در اسلحه و زره و كلاهخود بود. زبير گفت چگونه بازگردم در حالي كه دو لشكر مقابل هم قرار گرفته اند و اين به خدا سوگند عاري است كه قابل شستن نيست.امام در همين ميدان بود كه طلحه و زبير را خطاب قرار داد و فرمود «فارجعا ايّها الشيخان عن رأيكما... پيرمردها! برگرديد از تصميم خود كه اگر اكنون برگرديد بزرگترين مسئله شما فقط عار و ننگ است، پيش از آن كه عار و نار دوزخ يكجا جمع شود»... زبير جا خورد از يادآوري ماجراي 7-26سال پيش و هشدار پيامبر(ص). گفت «انالله و انااليه راجعون. چيزي را به خاطر من آوردي كه روزگار از خاطرم برده بود». گفت و پشيمان بازگشت. اما پسرش عبدالله كه اين صحنه را ديد، گفت «من خيال مي كنم تو از شمشير آنها ترسيده اي»! همين كافي بود تا زبير سرگردان شود و بگويد «واي بر تو! مرا به جنگ با علي تحريك مي كني؟ من سوگند خورده ام كه با او جنگ نكنم». «كفاره قسم بده و بايست تا نگويند ترسيده اي»! زبير با شنيدن اين سخن از پسر، غلام خود را به كفاره آزاد كرد و به سپاه امام تاخت، سپاهي كه به فرمان امام، راه بر او گشوده بود تا بتازد و از آن سو خارج شود و كناره گيرد.
زبير پشيمان شده بود، اما آيا ندامت او توانست فتنه اي را كه از سرچشمه شام تحريك شده و توسط ياران پيمان شكن امام به راه افتاده بود، به سر آورد؟آيا آن ساعت كه طلحه از سپاه جمل كناره گرفت و به تير هم پيمان غدّار خود مروان بن حكم، بر زمين افتاد و گفت «كسي را از قريش نديدم كه خونش از من تباه تر باشد»، آب رفته به جوي بازگشت؟
خداوند وجود نازنين استاد فرزانه حضرت آيت الله جوادي آملي را حفظ كند، همين چند روز پيش حديث شريف اميرمؤمنان(ع) را از زبان ايشان خوانديم كه «ربّ عالم قد قتله جهله و علمه معه لاينفعه. چه بسا عالمي كه جهلش او را از پاي درآورد و علم او با او بود و به كارش نيامد» اين همان مضمون دعايي است كه مي فرمايد اللهم اني اعوذبك ... من علم لاينفع.
مردم سالاري
«مولود کعبه يا افضل الا وصيا» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم سيدرضا اکرمي است كه در آن ميخوانيد:
سيزده رجب 1431 فرا رسيد که با خود ولا دت افضل الا وصيا مولود کعبه، مقدس ترين مکان در زمين و قبله همه نمازگزاران مسلمان جهان، علي (ع) را دارد و بدين جهت شرافت ويژه دارد و بسياري از کارهاي محبوب و مقبول و مطلوب چون عروسي، نقل مکان، زيارت، عبادت، اطعام و احسان را در خود دارد، با تبريک اين روز ويژه نکاتي تقديم مي گردد.
1- در قرآن مجيد واژه ولادت «ولد» 102 بار در قالب هاي متنوع به نمايش گذاشته شده است و يک کتاب مطلب از ولا دت هاي ويژه و مولودهاي خاص چون اسحق و يحيي از ابراهيم و زکريا، درود و سلا م ويژه بر عيسي و يحيي در سه مرحله و سوگند به پدر و فرزند، و چهره هاي گوناگون فرزند «زينت، فتنه، دشمن، امداد» را با خود دارد، تامل در اين 102 مورد، ما را به حقايق جديد و دل پذير رهنمون مي سازد، که خداوند فرزند ندارد و فرزند کسي نيست «لم يلد و لم يولد» و کوته نظران براي خداوند فرزند دختر و براي خود پسر را برگزيدند.
ولا دت حضرت علي (ع) در خانه کعبه و ميهماني سه روزه مادرش «فاطمه بنت اسد» در اين کانون خدايي و پذيرايي بهشتي، داستان اختصاصي امام علي (ع) مي باشد.
2- نام گذاري اين مولود پس از خروج مادر از خانه کعبه توسط هاتف خداوندي به «علي» توجه به علو و برتري وي بر زميني ها مي باشد. در برتري امام همين قدر بس که معلمي چون «محمد امين» قبل از رسالت و پيامبري چون «محمد رسول الله» پس از رسالت دارد.
مولود کعبه اضافه بر پدري چون «عمران، ابوطالب » حامي هميشگي حضرت، مادري چون «فاطمه بنت اسد» داشت که در حق رسول خدا احترامات بسيار نمود و حقا مادري نمود و رسول خدا وي را «مادر» عنوان کرد. مولود کعبه قبل از اسلا م هر روز درس تازه اي از معلم امين خود «محمد» در اخلا ق و ادب و کمال فرا مي گرفت و تعليم و تزکيه را دريافت مي نمود و در هنگامه بعثت نخستين لبيک گوي دعوت نبوي شد و افتخار، «السابقون، السابقون، اولئک المقربون» را براي هميشه در تاريخ براي خود ثبت نمود و سپس در همه مراحل تاريخي اسلا م، حاضر در صحنه بود و فداکاري نمود تا به شهادت در محراب مسجد رسيد و برگ زرين ديگري «فزت و رب الکعبه» براي خود ثبت نمود.
3-در سالروز ولا دت حضرت، رسالت انسان هاي مومن موحد، حق جو و حق پذير، مسوول و متعهد، پيرو راستين، درباره حضرت چيست؟ و چه کاري بايد انجام دهند؟ دراين وجيزه مختصر، بايد حضرت را از زاويه شخصيتي «ايمان و اعتقاد، اخلا ق و اعتماد، ايثار و جهاد، شجاعت و شهامت، فکر و فهم و فقه و فلسفه، تواصل و تباذل و تعاون، تقوي و تعهد و توادد» شناخت و به ديگران شناساند و محبوب علا قمندان ساخت، جاذبه و دافعه حضرت را بازگو نمود و لمس کرد و خود را به حضرت به اندازه ظرفيت خود نزديک نمود.
4-براي توفيق در صحنه «شناختن و شناساندن» حضرت بايد به کتاب خداوند روي آوريم و کلا م وحي خداوندي را بشنويم که مولود کعبه را دارنده «علم الکتاب» معرفي مي کند وخود و علي را شاهد صدق رسالت حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم اعلا م مي دارد «و يقول الذين کفروا لست مرسلا ، قل کفي بالله شهيدا بيني و بينکم و من عنده علم الکتاب، رعد43»
ابتكار
«لب تيغ؛ جنگ يا صلح وَ امنيت پايدار»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سلمان صفوي است كه در آن ميخوانيد:
صلح؛ نياز مبرم جامعه بشري در قرن بيستم و يکم است. اختلافات منطقهاي و بين المللي، واقعيتي غيرقابل انکار است. در برخورد با اختلافات دو روش وجود دارد: 1. جنگ 2. گفتگو و ديپلماسي.
بر اساس روش تحليلي «ديالکتيک هرمنيوتيک»؛ جنگ، ناکارآيي خود را براي ايجاد صلح وامنيت پايدار اثبات کرده است و فراتر از آن اسباب رشد تروريسم، خشونت و بي ثباتي شده است. تاريخ منازعات اسرائيليها باعربها و فلسطيني ها وَ اشغالگران شوروي و ناتو در افغانستان وَ هزينههاي سرسام آور نظامي در خليج فارس دليل متقني است که چگونه هيچيک از اين جنگها و هزينههاي بيحد نظامي، اسباب برقراري صلح و امنيت پايدار نشده است. ملتها بازيگران جديد دور «ديجيتال سي وي لاي زيشِن» (Digital Civilization) هستند که با تکيه بر امکانات تمدن ديجيتالي، وراي دولت ها، قادر به ايفاي نقش اند. اعمال خشونت از جانب دولتها با واکنش متقابل، غيرمتمرکز و جهاني آنها روبه رو ميشود و بحران ها، مخاطرات و خونريزيهاي بزرگ غير قابل کنترلي را موجب ميشود.
هشت سال جنگ عراق عليه ايران به نمايندگي بلوک غرب و برخي دول عربي؛ نه اسباب واژگوني حکومت ايران شد، نه موجب تغيير رفتار ايران به سود منافع غرب گرديد؛ بلکه حکومت و نيروهاي نظامي ايران حتي مستحکم تر شدند. تحريک اقوام ايراني (کردها، ترکمنها و عربهاي خوزستان) به شورش و حمايت از گروههاي تروريستي نيز نه تنها موجب تضعيف انقلاب ايران نشد؛ که تقويت رابط ملت حکومت ايران را در پي داشت.
امروز نيز هر گونه حمل نظامي اسرائيل يا آمريکا به ايران، نه تنها منجر به واژگوني حکومت ايران يا تسليم ايران در برابر خواستههاي بلوک غرب در زمين تکنولوژي هستهاي و غيره نميشود؛ که با واکنش سهمگين، خردکننده و جهاني ايران در قبال منافع اسرائيل و آمريکا، مدتهاي مديد امنيت و ثبات منطقه دچار آسيب جدي خواهد شد. اين آسيب برخي از حکومتهاي عرب که مستقيم يا غيرمستقيم خوش آمدگوي حمل اسرائيل به ايران هستند را نيز شامل ميشود.
واکنش ملتها و جنبشهاي مسلمان منطقه به اهداف اسرائيلي و آمريکايي نيز نه قابل احصاء است، نه قابل کنترل. لذا شروع جنگ با اسرائيلي هاست اما پايان آن، نه در اختيار آنهاست و نه حتي حکومت ايران. عواقب هرج و مرج و ناامني حاصل از حمله به ايران وحشتناک خواهد بود و براي مدتها منطق خليج فارس و خاورميانه را درگير خواهد کرد و احتمال سقوط دول عربي حامي غرب و اسرائيل، با قيام ملت هايشان و قيام جنبشهاي مردمي بالا خواهد بود.
رسالت
«سخني با اصولگرايان دولت و مجلس هر که گوش دارد بشنود»عنوان سرمقالهِروزنامه رسالت به قلم دکتر امير محبيان است كه در آن ميخوانيد:
تاريخ به ما مي آموزاند که يکي از مهمترين عواملي که زمينه را براي فتنههاي بزرگ آماده مي کند؛ گسترش شبهه در ميان مردم است ودر ميان عوامل موثر در گسترش شبهه ،بدون ترديد نقش نخبگان و خواص برجستگي ويژهاي دارد.
مردم به رهبران سياسي و اجتماعي خويش مي نگرند؛ترديد و شبهه يا هراس آنان بر توده هاي مردم تاثيري انکار ناپذير دارد؛همچنان که ثبات راي وقدم وشجاعت آنان بر روحيه مردم مي افزايد.هر چند مردم ما نشان داده اند بلوغي گاه فراتر از نخبگان سياسي خويش دارنداما اين امر به هيچ وجه توجيهي براي غفلت اين خواص و نخبگان نيست.چندي است چهره هاي شاخص اصولگرا در دولت و مجلس بدلايلي که در پي واکاوي صحت يا عدم صحت آن نيستيم شرايط ويژه جامعه خويش در داخل و خارج را به فراموشي سپردهاند و هرگاه که فرصتي دست مي دهد بر يکديگر هجوم برده و به بهانههاي عمدتاً واهي و حداقل غير قابل توجيه همديگر را به گمان خويش درنزد مردم رسوا مي سازند و حتي مردمان را عليه هم بر مي شوبند.
دلايل اين رفتار چيست؟
1. شايد گروهي گمان بردهاند؛ حال که رقيب اصلاح طلب از صحنه خارج شده است مي توان بدون دغدغه رقيب دروني را از پيش پاي برداشت و در انتخاب هاي آتي صحنه را براي قدرت نمايي خويش بدون هراس از مزاحمت هاي طيفي از اصولگرايان ناهمسو آراست و با يکپارچه کردن مجلس با خود زمينه را براي روي کار آمدن دولت محلل يا پيگير برنامه هاي نيمه کاره آماده ساخت.
2 . شايد هم گروهي برآنند که بايد از فرصت تبليغاتي حاصل از نبرد دولت کنوني و رقبايش در انتخابات دهم که جمعي از جامعه را کين ورز دولتيان ساخت؛ بهره برد و خود را در مقام رقيب آتي، از هم اکنون ميراث خوار راي نفرت آنان ساخت و از کينشان نردباني براي قدرت پديدآورد.
3.شايد هم اين نبردها و کف به لب آوردن ها که گاه با جملاتي خشمگينانه عليه رفقاي پيشين و رقباي کنوني همراه مي شود؛هدفي سياسي براي کسب قدرت ندارد ؛ فقط بغض ها و حسرت هاي فرو خوردهاي است که اکنون مجال خودنمايي البته با توجيهات به ظاهر قانوني و عقلاني يافته است.
4.و البته شايد همه اين حملاتي که گمان مي کنيم از سر غفلت است و برخاسته از عقده هاي درون يا به زبان اهل دين “نفس”؛ فقط ناشي از خداخواهي واحساس تکليف باشد و ناظران قياس به نفس مي کنند و بس.
نگارنده هنوز توفيق کسب کرامت اشراف بر ضماير نيافته و نمي تواند نيت کاوي کند ولي مي داند که : الف- بر اساس حکم عقل ،در حالي که راس جرياني که پس ازانتخابات؛ نتايج را برنتافت هنوزهرچند ضعيف ولي بر مدعاي خويش به نحوي پيگير است و بدنه آنان نيز هر چند به ظاهر خاموش شده و از تعداد فعالانشان کاسته شده است؛اما رضايت نپذيرفته و سکوت خويش را نشان رضا نمي دانند؛ شرايط نمي توانداصولگرايان را آنچنان آسايش خاطر دهد که بر يکديگر بپردازند و حتي برصف هم بتازند.
تهران امروز
«پرهيز از تفرقه ضرورت و تكليف»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن ميخوانيد؛تاريخ، صرفا ماجراهاي تلخ و شيرين و غرورآميز يا اسفبار نيست. تاريخ، داستان نيست كه از خواندن آن لذت ببريم. تاريخ عبرت است و اهل تدبير و تامل، تاريخ را با نگاه عبرتآميز مطالعه ميكنند. بررسي تاريخ اسلامي نشان ميدهد كه مسلمانان هرگاه با يكديگر وحدت داشته و همچون تني واحد بودهاند و سوداي جداسري و رياست در سر نميپروراندهاند پيروز بودهاند، هر چند شمار دشمنانشان بسيار بوده باشد اما آنگاه كه هر يك از روساي قوم، در «حوصله محال انديش» به ورطه «خيال باطل» در افتاده بودند، آنگاه ضربهها، يكي پس از ديگر از پيش و پشت براندام امت اسلامي فرود آمده است.
در زمانهاي كه ما در آن به سر ميبريم، هم نگاه به آينده ضروري است كه جهت و سمت اميد و رشد و تعالي را نشان ميدهد و هم نگاه به گذشته ضروري است تا از تلخيها و شيرينيها، از كاميابيها و ناكاميها درس بگيريم. در همين زمانه حساس و خطير است كه رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آيت الله خامنهاي (مدظلهالعالي) براي چندمين بار هشدار ميدهند كه انشقاق و انفكاك نيروهاي وفادار به انقلاب اسلامي امري نيست كه بتوان به سادگي خطرات و تبعات آن را ناديده انگاشت. تاكيد معظم له و آن هم تاكيد مكرر ايشان بر حفظ وحدت، همدلي و انسجام، ياد و خاطره امام راحل(ره) را در اذهان مومنان و پيروان ايشان و انقلاب اسلامي تداعي ميكند. گويي روحالله است كه سخن ميگويد و با باران پرمهر و بركت بخش واژههايش جانها را سيراب ميكند.
اكنون حضرت آيتالله خامنهاي به عنوان ولي امر و جانشين بر حق حضرت روحالله، زبان به انذار و هشدار گشودهاند.
مشخص است كه در چنين برههاي كه موجاموج دشمنيها و تندبادها درصدد صدمه و لطمه زدن به كشتي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي است، تفرقه و انشقاق حتي با نيات صادقانه تا چه اندازه خطرآفرين خواهد بود.
مقام معظم رهبري در جمع شماري از اعضاي بسيجي هياتهاي علمي دانشگاهها و مراكز پژوهشي كشور فرمودهاند: امروز مهمترين نياز كشور اتحاد و يكپارچگي است و هرگونه سخن، حركت و نوشتهاي كه حتي با نيت صادقانه باشد ولي موجب شكاف و انشقاق در جامعه و ظلم به افراد شود، برخلاف مصالح كشور و نظام است.
ايشان تاكيد فرمودهاند: «حفظ وحدت، همدلي و انسجام در جامعه و پرهيز از هرگونه اختلاف و شكاف، نظر رهبري در اين برهه حساس است.»
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
هفته جاري در سايه حرمت ماه پرفضيلت رجب سپري شد و باب رحمت الهي در آستانه ماههاي شعبان و رمضان به روي مومنين گشوده گرديد. پيامبر اكرم(ص) در اين ماه، شوق وصل و كسب رضاي الهي، سراسر جانشان را فرا ميگرفت و به اصحاب و ياران خويش ميفرمود: "تا ميتوانيد از لحظات اين ماه بهره بگيريد."
در اين هفته ولادت مسعود نهمين ستاره درخشان آسمان ولايت، اسوه جود و سخاوت، حضرت امام جواد عليهالسلام قرار داشت كه ملت ايران قدوم پرسرور ابنالرضا(ع) را به شمسالشموس، امام مدفون در ارض طوس، حضرت عليبن موسيالرضا(ع) شادباش و تهنيت گفت. هفتهاي كه در آستانه آن قرار داريم از اين جهت كه جلوهگاه ميلاد پرعظمت شمس ولايت و كعبه هدايت، مولاي متقيان حضرت عليبن ابيطالب عليهالسلام ميباشد، از شكوه خاصي برخوردار است.
اين ايام از ماه رجب علاوه بر منزلت ذاتي خويش با جلوه نور ولايت موليالموحدين و اميرالمومنين نيز متبرك گشته و نورانيت خاصي به خود گرفته است. در واقع همانگونه كه نصوص الهي، تصريحات نبوي و واقعيات محكم تاريخي گواهي ميدهند، پس از وجود شريف پيامبر اكرم(ص)، جهان اسلام شخصيتي به كمال و جامعيت وجود پرعظمت حضرت عليبن ابيطالب(ع) به خود نديده، آنگونه كه زندگاني پرثمرش در دو قاب قوسين ولادت و شهادت در خانه خدا شكل گرفته و جوامع بشري را به ساحل رستگاري رهنمون گرديده باشد. در اين روزها رجبيون همچنين در پاي سفره پربركت ايامالبيض قرار ميگيرند و فرصت قرب اليالله، محاسبه اعمال و مهار نفس را در خلوت خويش مييابند.
از ديگر چشماندازهاي هفته بايد به سالروز واقعه هفتم تير سال 60 اشاره كرد كه در چنين ايامي هفتاد و دو كبوتر خونينبال انقلاب در آتش نفاق سوختند و جان در راه انقلاب گذاشتند.
در هفته اخير كه غرب با صدور قطعنامه چهارم تحريم عليه ايران سعي داشت دايره محاصره اقتصادي و سياسي را بر ضد كشورمان تنگتر كند، جمهوري اسلامي ايران اعلام كرد كه از ورود دو بازرس آژانس بينالمللي انرژي اتمي جلوگيري ميكند. رئيس سازمان انرژي اتمي كشورمان علت اين اقدام را ارائه اطلاعات غلط پيرامون فعاليتهاي هستهاي ايران كه در آخرين گزارش آمانو به شوراي حكام منعكس شده عنوان كرد. وي همچنين با تشريح مواضع كشورمان در همكاري با آژانس تصريح كرد جمهوري اسلامي ايران هرگز بازرسيهاي فراتر از مقررات "ان.پي.تي" را نخواهد پذيرفت و اگر بازرسان برخلاف واقع گزارش دهند، با اقدام قاطع روبرو خواهند شد.
موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد در اين هفته به سوژهاي سياسي و كشمكشي غوغاسالارانه در كشور تبديل شد. مجلس شوراي اسلامي در راستاي وظيفه قانونگذاري و نظارتي خود مصوبهاي ارائه كرد كه وقف اموال مراكز آموزش عالي غيردولتي بلامانع باشد اما گروهي كه به دنبال تسخير سنگر به سنگر مراكز قدرت و نهادهاي علمي و اقتصادي كشور هستند، با برخوردهاي خشن و اهانتآميز نسبت به نهادها و قواي كشور، زمينه را براي دامن زدن به اختلافات و خارج كردن نبض تصميمگيريها از كنترل مراكز قانوني فراهم كرده و تلاش نمودند اراده خود را از مجاري غيرقانوني و از مسير شعارهاي كف خياباني به كرسي بنشانند.
ايران
«ميلاد عدالت»عنوان سرمقاله روزنامه ايران به قلم مسعود ابراهيمي است كه در ان ميخوانيد:
ماه رجب ايام پربركتي دارد كه يكي از آنها ولادت اميرالمؤمنين حضرت عليبن ابيطالب عليهالسلام است. اصولاً يادآوري نام علي (ع) همواره با «عدالت» همنشين بوده و كمتر كسي است كه صفات آن حضرت يعني مظلوميت و شجاعت و مهرباني و اخلاص و قاطعيت را بدون «عدالت» تصور نمايد و از اينروست كه او را شهيد عدالت ميدانند؛ عدالتي كه در تعريف ايشان نه تنها تابع اشخاص و حتي خانواده نبود بلكه به عنوان رعايت كردن حقوق جامعه و تجاوز نكردن به حدود ديگران تجسم مييافت. حضرت علي (ع) كمتر از پنج سال حكومت كرد اما چرا عدالت ايشان براي تمام تاريخ زبانزد شد؟ عدالت از ديد امير مؤمنان، قانون و بزرگراهي است كه همه بايد در آن حركت كنند زيرا عدالت، اصلي است كه تعادل و آرامش جامعه را حفظ ميكند.
به فرمايش آن حضرت: همانا در عدالت گنجايش خاصي است و عدالت ميتواند همه را دربرگيرد و در خود جاي دهد. خداوند متعال نيز پيامبر اكرم(ص) را مأمور به برقراري عدالت در جامعه كرده بود. از اينرو حضرت امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري نيز اولين هدف حكومت اسلامي را استقرار عدالت ميدانند.
در طول تاريخ، مكاتب بسياري ظهور كردند كه مدعي عدالت بودند: فاشيستها، ماركسيستها و ليبراليستها كه براي مدت محدودي، سه ضلع مثلث ماترياليسم محسوب ميشدند، سعي كردند مكاتب خود را در قد و قامت يك دين به جامعه عرضه كنند اما نتوانستند بيش از يك نظر، آن هم روي كاغذ باقي بمانند و امروزه نه از فاشيسم دهههاي گذشته خبري است و نه از ماركسيسم كه تنوع اقليمي خاصي پيدا كرد و زنگ فروپاشي ليبراليسم هم عليرغم تكاپوي ميليتاريستياش در جهان به صدا درآمده، به گونهاي كه حتي نميتواند مانع اتحاد كشورهاي كمتر توسعه يافتهاي همچون بوليوي، ونزوئلا، برزيل، كوبا، نيكاراگوئه، اكوادور و... شود.
اما در مكتب روح بخش اسلام، تحقق عدالت، سرلوحه اهداف و برنامههاي حكومت اسلامي است. گرچه نميتوان در سير تطور انديشمندان اسلامي، تأثيرات انديشههاي يوناني، افلاطوني، ايرانشهري و ارسطويي را ناديده گرفت ولي آنچه مشتركات تعاريف را به يك عرصه واقعي راهنمايي ميكند، وجود معناي عدالت در سه بخش تكويني، تشريحي و جزايي است كه بر مبناي آن خداوند متعال به هر كس به اندازه استحقاقش عطا ميكند و در هر زمان، توسط انبيا و اوصياي خود، موجبات رشد و كمال انسانها را فراهم ميآورد تا در نهايت، در مقام پاداش، بين نيكوكاران و تبهكاران فرق قائل شود. در اين ميان برنامه اسلام و حكومت اسلامي براي استقرار عدالت، كاملاً منطبق بر «ديدن مردم» و «به حساب آوردن افراد جامعه» است. مردم در تعيين سرنوشت خود، نقشي واقعي دارند نه تزئيني و از اين رو مردم، محرم حكومتاند و دولتمردان به پشتوانه مردم، برنامههاي خود را اجرا ميكنند. در حكومت اسلامي، عدالت حاكم، مبناي بسياري از برنامههاست اما حاكم، مالك مردم نيست بلكه امانتدار آنان است.
حكومت در دستان حاكم، امانت است و امين نبايد خيانت كند. امين بايد عادل باشد، مردم را بر خود و خانوادهاش مقدم بدارد و نقش خود را در نهايت امانتداري به امين بعد از خود بسپارد و به همين سبب در نهجالبلاغه نيز از حاكم اسلامي، به عنوان سلطان يا مَلِك ياد نشده، بلكه از حاكم به امام و رهبر و پيشوا تعبير شده است زيرا نوع ارتباطي كه ميان مردم و حاكم به عنوان ولايت شكل پذيرفته، منوط به پيوند و پيوستگي است و والي و حاكم كسي است كه امور مردم را در پيوستگي با آنها برعهده دارد و او از مردم جدا نيست، با مردم زندگي ميكند و از اين كه در ميان مردم ظاهر شود، هراسي ندارد زيرا مردم، او را از خود ميدانند. موضوع ديگر در تعريف صحيح ارتباط حاكم با مردم، تأكيد حضرت علي(ع) برآساني اين ارتباط است. لذا آن حضرت تصريح ميكند كه با من همانند جبابره (سلاطين و پادشاهان) سخن نگوييد كه من خود را مبرا از خطا نميدانم. درواقع ايشان اصرار دارند كه لكنت نداشته باشيد و تعريف و تمجيد خارج از عرف نكنيد و حرف حق خود را به سهولت بيان نماييد.
آفرينش
«عراق و معادله تشکيل دولت»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در ان ميخوانيد؛با وجود آنکه بيش از سه ماه از برگزاري انتخابات پارلماني در عراق مي گذرد اما همچنان تشکيل دولت در عراق در چنبره معادلات، معادلات و رايزني هاي جناح ها و ائتلاف ها باقي مانده است موقعيت استواري که به نگاه بسياري تهديدي براي فرايند ثبات سياسي و امنيتي در واپسين مراحل بومي سازي امنيت در عراق محسوب مي شود.
در واقع تشکيل کابينه جديد در عراق از يک سو به پيچيده بودن نتايج انتخابات پارلماني و نوع کنش سياسي ائتلاف مهم دولت قانون ،ائتلاف ملي و فهرست العراقيه و از سوي ديگر به نوع تفسير ازقانون اساسي و فشارهاي قدرت هاي خارجي بويژه ايالات متحده بر مي گردد در اين راستا تداوم روند چانه زني براي تشکيل دولت اکنون و با گذشت سه ماه هر چند با موفقيت هايي روبرو بوده اما علاوه بر اختلاف در ميان ائتلاف ها و اختلاف در درون خود ائتلاف ها مزيد بر علت بوده و دست يابي به دولت جديد را مشکل کرده است.
بااتحاد ائتلاف ملي به رهبري عمار حکيم با دولت قانون به رهبري نوري المالکي نخست وزير کنوني و تشکيل ائتلاف گسترده همپيماني ملي هر چند از يک سو احتمال بدست گرفتن پست نخست وزيري از سوي اين ائتلاف با وجود داشتن 159 کرسي در پارلمان بيش از هر زماني قوت گرفت اما در همين حال اختلاف بر سر تعيين نخست وزيرآينده در ميان سه جناح شيعي اين ائتلاف جديد نيز خود مساله ي تازه اي است که هنوز لاينحل باقي مانده است در اين راستا مالکي ، عبد المهدي و جعفري سه گزينه پست نخست وزيري هستند که از سوي سه جناح ائتلاف همپيماني ملي براي پست نخست وزيري مورد نظر هستند در اين حال عدم توافق بر سر يک گزينه از يک سو مذاکرات فشرده را تداوم بخشيد ه و از سوي ديگر فشار واشنگتن را افزايش داده است در اين ميان فهرست العراقيه و رئيس آن اياد علاوي نيز همچنان با تاکيد بر حقانيت خود براي تشکيل دولت خواستار تشکيل دولت عراق مي باشد استدلالي که در پرتو تفسير دادگاه فدرال عراق بي اعتبار مي نمايد.
آنچه مشخص است ديپلماسي گفتگو ورايزني هاي فشرده در عين به طول انجاميدن تشکيل دولت فرايند تامين امنيت و ثبات سياسي در اين کشور را تحت تاثير قرار مي دهد و به مشروعيت سياسي دولت لطمه جدي وارد مي سازد در اين حال هر چند جناح هاي بسياري از مشارکت ملي و تشکيل دولت ائتلاف ملي سخن گفته اما واقعيت عيني تداوم اختلاف هايي است که مي تواند آينده سياسي اين کشور را تحت تاثير خود قرار دهد روندي که بي گمان با هشدارهايي بسياري و از جمله آيت ا... سيستاني مرجع عالي شيعيان عراق نيز روبرو شده مرجعي که هوشمندانه باپرهيز از جانبداري از ائتلاف خاصي بر تشکيل دولت و گفتگو ميان احزاب اشاره کرده است. به هر حال واقعيات سياسي چند گانه عراق نشان مي دهد دولت عراق آينده ناگريز خواهد بود مبتني بر ائتلاف ها و اتحادهاي گوناگوني استوارشود.
در اين بين نارضايتي هر يک از ائتلاف ها مي تواند از قدرت دولت مرکزي کاسته و ثبات در اين کشور را تحت تاثير خود قرار دهد لذا تشکيل هر نوع دولتي در عراق بسته به توافقات چند ائتلافي است توافقي که در صورت موفقيت مي تواند دولتي قدرتمند را در اين کشوربرپا دارد.
دنياي اقتصاد
«مولود کعبه يا افضل الا وصيا»،«لب تيغ؛ جنگ يا صلح وَ امنيت پايدار»،«سخني با اصولگرايان دولت و مجلس هر که گوش دارد بشنود»،«پرهيز از تفرقه ضرورت و تكليف»،«ميلاد عدالت»،«دانشگاه آزاد به مثابه يک مثال»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم علي سرزعيم است كه در آن ميخوانيد؛يکي از بحثهاي اين روزها مساله دانشگاه آزاد است. ميتوان اين قضيه را بهانهاي کرد تا به پيچيدگي سياستگذاري در اقتصاد بازار پي برد.
دانشگاه آزاد بنا به تعريف، دانشگاهي غيردولتي است و دولتي کردن آن با رويکرد اساسي کشور مبني بر کاهش مداخلات و تصديگريهاي دولتي ناهمخوان است، بنابراين تکيه بر کرسي رياست دانشگاه آزاد براي مدتي طولاني همانند حضور در ديگر مسووليتهاي دولتي امر نامطبوعي است، اما اصولا نميتوان اين خوشامد يا بدآمد را ملاک مداخله در امر يک بنگاه غيردولتي نمود.
آنچه اهميت دارد کيفيت ارائه خدمات آموزشي و هزينه ارائه اين خدمات است. اين دو مقولهاي است که دولت به عنوان يک نهاد سياستگذار ميتواند به شکل بسيار محدود، حساب شده، حداقلي و محتاطانه در آن ورود نمايد. به دليل عدم حضور چشمگير ديگر دانشگاههاي خصوصي در کشور، دانشگاه آزاد وضعيتي انحصارگونه در ارائه خدمات آموزش عالي پيدا کرده و ميتواند قيمت گذاري انحصاري در خدمات خود ارائه کند يا احيانا کيفيت آموزشي را براي کاهش هزينهها از يک حد استاندارد تقليل دهد. اينها مقولاتي است که يک نهاد سياستگذار ميتواند دلنگران آن باشد و از اين زاويه با مساله روبهرو شود.
امروزه در اقتصادهاي مبتني بر بازار وضعيتهايي پيش ميآيد که عرضه خدمات يک بخش خاص در اختيار چند شرکت بخش خصوصي قرار ميگيرد. به عنوان مثال، مخابرات و خصوصا شبکه تلفن همراه و امثالهم معمولا عرصههايي هستند که تعداد بسيار زيادي رقيب همزمان نميتوانند فعاليت کنند (قضيه انحصارات طبيعي). در اين موارد خصوصي بودن آنها موجب نميشود تا دولت به نمايندگي از مصرفکنندگان هيچ مداخلهاي نداشته باشد. از آن طرف نيز، دغدغه حمايت از مصرفکننده دليل نميشود تا دولت در هر نهاد بخش خصوصي هر نوع مداخلهاي انجام دهد.
جهان صنعت
«قصه خصولتيسازي»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد:
چندي است که در ادبيات رسانههاي اقتصاد کشور، اصطلاحي براي خصوصيسازي رايج شده که به آن خصولتيسازي ميگويند. مراد از آن واگذاري سهام شرکتها و بنگاههاي دولتي به شرکتهاي شبهدولتي و نهادهاي عمومي با هدف خصوصيسازي است.
نحوه واگذاري مهم نيست چه مزايده باشد يا مذاکره و يا بورس، مهم اين است که خريداران بخش خصوصي واقعي نيستند. اين روزها که اعتراضها به خصولتي شدن بسيار است اصطلاح خصولتيسازي بسيار شنيده ميشود.
اعتراضها به اين شيوه خصوصيسازي البته تاکنون بيپاسخ نمانده و رييس سازمان خصوصيسازي در واکنش به اعتراضها گفته است که بخش خصوصي گوشت راسته تازه ارزانقيمت ميخواهد.
ادبيات سازمان خصوصيسازي و منتقدانش ديگر مثل روزهاي استقبال از خصوصيسازي نيست چه آنکه بوي قهر ميدهد و شايد هم خداحافظي!.
پاسخ به اين قهر و تهديد بخش خصوصي تاکنون اين بوده که ميزان خصوصيسازي چند برابر شده و دولت هم مرحبا گفته است. اما اين تمام ماجرا نيست بايد که پرده برافتد تا آشکار شود خصوصيسازي در کار نبوده است.
اين موضوع حکايتي را تداعي ميکند که از قديم گفتهاند کلوخ انداز را پاداش سنگ است. نقل است که سهام عدالت را بيفرجام توزيع کردن، به صلاح نباشد و باقي سهام را کس نخرد.
مخالفت پنداشتند و اکنون واقف شدند که بايد براي سهام عدالت تدبيري ديگر انديشيده شود. نقل است که برخيها هم در اين گيرودار انتقادها درخواست کردند که سهام واقعي واگذار کنيد، شفاف واگذارکنيد و از همه مهمتر سهامي که افسار آن به دست دولتيها باشد، عرضه نکنيد. به سرعت بخش خصوصي خاضعانه عرض کرد که سرمايه بخش خصوصي کفايت نميکند و ابزار ميخواهد از بانک سرمايهگذاري و شريک خارجي و شايد هم سرمايه خارجي تا بتواند سرمايههاي راکد دولتي را بخرد و به کار اندازد. اما پاسخ از سازمان خصوصيسازي رسيد که اين تقاضاها تاخير ميآورد و ما تعجيل داريم.
خصوصيها چه نالهها که سر ندادند که قيمت سهامگران است و هدف از فروش سهام بايد دل کندن دولتيها باشد از داشتههاشان. اما نهيب زدند که در پي رانت نباشيد که ما مفت نميفروشيم و قيمت را ما تعيين ميکنيم.
«اينجا چه مي كني شيخ ؟!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن ميخوانيد:
شيخ! تو اينجا چه مي كني؟! تيغ تو همچنان تيز و درخشان است. و چه تيغي! چه بسيار رنج و اندوه كه با همين تيغ از چهره مبارك پيامبر خدا (ص) زدودي. اكنون همان تيغ را بر من كشيده اي، كنار وليد و مروان؟! پير مرد! يادت هست قريب 7-26 سال پيش، آن روز را كه از شوق مرا در آغوش كشيدي و فرستاده خدا(ص) كه اين صحنه را مي ديد، از تو پرسيد «آيا علي را دوست داري؟» و تو در پاسخ گفتي چگونه دوست ندارم كسي را كه برادر و پسر دايي من است». يادت هست رسول خدا(ص) چه گفت؟ «اما تو با او خواهي جنگيد در حالي كه ستمكاري».
اميرمؤمنان اين كلمات تكان دهنده را در بحبوحه جنگ جمل و هنگامي گفت كه سوار بر اسب، بي سلاح و زره، تا كنار زبير رفت حال آن كه زبير غرق در اسلحه و زره و كلاهخود بود. زبير گفت چگونه بازگردم در حالي كه دو لشكر مقابل هم قرار گرفته اند و اين به خدا سوگند عاري است كه قابل شستن نيست.امام در همين ميدان بود كه طلحه و زبير را خطاب قرار داد و فرمود «فارجعا ايّها الشيخان عن رأيكما... پيرمردها! برگرديد از تصميم خود كه اگر اكنون برگرديد بزرگترين مسئله شما فقط عار و ننگ است، پيش از آن كه عار و نار دوزخ يكجا جمع شود»... زبير جا خورد از يادآوري ماجراي 7-26سال پيش و هشدار پيامبر(ص). گفت «انالله و انااليه راجعون. چيزي را به خاطر من آوردي كه روزگار از خاطرم برده بود». گفت و پشيمان بازگشت. اما پسرش عبدالله كه اين صحنه را ديد، گفت «من خيال مي كنم تو از شمشير آنها ترسيده اي»! همين كافي بود تا زبير سرگردان شود و بگويد «واي بر تو! مرا به جنگ با علي تحريك مي كني؟ من سوگند خورده ام كه با او جنگ نكنم». «كفاره قسم بده و بايست تا نگويند ترسيده اي»! زبير با شنيدن اين سخن از پسر، غلام خود را به كفاره آزاد كرد و به سپاه امام تاخت، سپاهي كه به فرمان امام، راه بر او گشوده بود تا بتازد و از آن سو خارج شود و كناره گيرد.
زبير پشيمان شده بود، اما آيا ندامت او توانست فتنه اي را كه از سرچشمه شام تحريك شده و توسط ياران پيمان شكن امام به راه افتاده بود، به سر آورد؟آيا آن ساعت كه طلحه از سپاه جمل كناره گرفت و به تير هم پيمان غدّار خود مروان بن حكم، بر زمين افتاد و گفت «كسي را از قريش نديدم كه خونش از من تباه تر باشد»، آب رفته به جوي بازگشت؟
خداوند وجود نازنين استاد فرزانه حضرت آيت الله جوادي آملي را حفظ كند، همين چند روز پيش حديث شريف اميرمؤمنان(ع) را از زبان ايشان خوانديم كه «ربّ عالم قد قتله جهله و علمه معه لاينفعه. چه بسا عالمي كه جهلش او را از پاي درآورد و علم او با او بود و به كارش نيامد» اين همان مضمون دعايي است كه مي فرمايد اللهم اني اعوذبك ... من علم لاينفع.
مردم سالاري
«مولود کعبه يا افضل الا وصيا» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم سيدرضا اکرمي است كه در آن ميخوانيد:
سيزده رجب 1431 فرا رسيد که با خود ولا دت افضل الا وصيا مولود کعبه، مقدس ترين مکان در زمين و قبله همه نمازگزاران مسلمان جهان، علي (ع) را دارد و بدين جهت شرافت ويژه دارد و بسياري از کارهاي محبوب و مقبول و مطلوب چون عروسي، نقل مکان، زيارت، عبادت، اطعام و احسان را در خود دارد، با تبريک اين روز ويژه نکاتي تقديم مي گردد.
1- در قرآن مجيد واژه ولادت «ولد» 102 بار در قالب هاي متنوع به نمايش گذاشته شده است و يک کتاب مطلب از ولا دت هاي ويژه و مولودهاي خاص چون اسحق و يحيي از ابراهيم و زکريا، درود و سلا م ويژه بر عيسي و يحيي در سه مرحله و سوگند به پدر و فرزند، و چهره هاي گوناگون فرزند «زينت، فتنه، دشمن، امداد» را با خود دارد، تامل در اين 102 مورد، ما را به حقايق جديد و دل پذير رهنمون مي سازد، که خداوند فرزند ندارد و فرزند کسي نيست «لم يلد و لم يولد» و کوته نظران براي خداوند فرزند دختر و براي خود پسر را برگزيدند.
ولا دت حضرت علي (ع) در خانه کعبه و ميهماني سه روزه مادرش «فاطمه بنت اسد» در اين کانون خدايي و پذيرايي بهشتي، داستان اختصاصي امام علي (ع) مي باشد.
2- نام گذاري اين مولود پس از خروج مادر از خانه کعبه توسط هاتف خداوندي به «علي» توجه به علو و برتري وي بر زميني ها مي باشد. در برتري امام همين قدر بس که معلمي چون «محمد امين» قبل از رسالت و پيامبري چون «محمد رسول الله» پس از رسالت دارد.
مولود کعبه اضافه بر پدري چون «عمران، ابوطالب » حامي هميشگي حضرت، مادري چون «فاطمه بنت اسد» داشت که در حق رسول خدا احترامات بسيار نمود و حقا مادري نمود و رسول خدا وي را «مادر» عنوان کرد. مولود کعبه قبل از اسلا م هر روز درس تازه اي از معلم امين خود «محمد» در اخلا ق و ادب و کمال فرا مي گرفت و تعليم و تزکيه را دريافت مي نمود و در هنگامه بعثت نخستين لبيک گوي دعوت نبوي شد و افتخار، «السابقون، السابقون، اولئک المقربون» را براي هميشه در تاريخ براي خود ثبت نمود و سپس در همه مراحل تاريخي اسلا م، حاضر در صحنه بود و فداکاري نمود تا به شهادت در محراب مسجد رسيد و برگ زرين ديگري «فزت و رب الکعبه» براي خود ثبت نمود.
3-در سالروز ولا دت حضرت، رسالت انسان هاي مومن موحد، حق جو و حق پذير، مسوول و متعهد، پيرو راستين، درباره حضرت چيست؟ و چه کاري بايد انجام دهند؟ دراين وجيزه مختصر، بايد حضرت را از زاويه شخصيتي «ايمان و اعتقاد، اخلا ق و اعتماد، ايثار و جهاد، شجاعت و شهامت، فکر و فهم و فقه و فلسفه، تواصل و تباذل و تعاون، تقوي و تعهد و توادد» شناخت و به ديگران شناساند و محبوب علا قمندان ساخت، جاذبه و دافعه حضرت را بازگو نمود و لمس کرد و خود را به حضرت به اندازه ظرفيت خود نزديک نمود.
4-براي توفيق در صحنه «شناختن و شناساندن» حضرت بايد به کتاب خداوند روي آوريم و کلا م وحي خداوندي را بشنويم که مولود کعبه را دارنده «علم الکتاب» معرفي مي کند وخود و علي را شاهد صدق رسالت حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم اعلا م مي دارد «و يقول الذين کفروا لست مرسلا ، قل کفي بالله شهيدا بيني و بينکم و من عنده علم الکتاب، رعد43»
ابتكار
«لب تيغ؛ جنگ يا صلح وَ امنيت پايدار»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سلمان صفوي است كه در آن ميخوانيد:
صلح؛ نياز مبرم جامعه بشري در قرن بيستم و يکم است. اختلافات منطقهاي و بين المللي، واقعيتي غيرقابل انکار است. در برخورد با اختلافات دو روش وجود دارد: 1. جنگ 2. گفتگو و ديپلماسي.
بر اساس روش تحليلي «ديالکتيک هرمنيوتيک»؛ جنگ، ناکارآيي خود را براي ايجاد صلح وامنيت پايدار اثبات کرده است و فراتر از آن اسباب رشد تروريسم، خشونت و بي ثباتي شده است. تاريخ منازعات اسرائيليها باعربها و فلسطيني ها وَ اشغالگران شوروي و ناتو در افغانستان وَ هزينههاي سرسام آور نظامي در خليج فارس دليل متقني است که چگونه هيچيک از اين جنگها و هزينههاي بيحد نظامي، اسباب برقراري صلح و امنيت پايدار نشده است. ملتها بازيگران جديد دور «ديجيتال سي وي لاي زيشِن» (Digital Civilization) هستند که با تکيه بر امکانات تمدن ديجيتالي، وراي دولت ها، قادر به ايفاي نقش اند. اعمال خشونت از جانب دولتها با واکنش متقابل، غيرمتمرکز و جهاني آنها روبه رو ميشود و بحران ها، مخاطرات و خونريزيهاي بزرگ غير قابل کنترلي را موجب ميشود.
هشت سال جنگ عراق عليه ايران به نمايندگي بلوک غرب و برخي دول عربي؛ نه اسباب واژگوني حکومت ايران شد، نه موجب تغيير رفتار ايران به سود منافع غرب گرديد؛ بلکه حکومت و نيروهاي نظامي ايران حتي مستحکم تر شدند. تحريک اقوام ايراني (کردها، ترکمنها و عربهاي خوزستان) به شورش و حمايت از گروههاي تروريستي نيز نه تنها موجب تضعيف انقلاب ايران نشد؛ که تقويت رابط ملت حکومت ايران را در پي داشت.
امروز نيز هر گونه حمل نظامي اسرائيل يا آمريکا به ايران، نه تنها منجر به واژگوني حکومت ايران يا تسليم ايران در برابر خواستههاي بلوک غرب در زمين تکنولوژي هستهاي و غيره نميشود؛ که با واکنش سهمگين، خردکننده و جهاني ايران در قبال منافع اسرائيل و آمريکا، مدتهاي مديد امنيت و ثبات منطقه دچار آسيب جدي خواهد شد. اين آسيب برخي از حکومتهاي عرب که مستقيم يا غيرمستقيم خوش آمدگوي حمل اسرائيل به ايران هستند را نيز شامل ميشود.
واکنش ملتها و جنبشهاي مسلمان منطقه به اهداف اسرائيلي و آمريکايي نيز نه قابل احصاء است، نه قابل کنترل. لذا شروع جنگ با اسرائيلي هاست اما پايان آن، نه در اختيار آنهاست و نه حتي حکومت ايران. عواقب هرج و مرج و ناامني حاصل از حمله به ايران وحشتناک خواهد بود و براي مدتها منطق خليج فارس و خاورميانه را درگير خواهد کرد و احتمال سقوط دول عربي حامي غرب و اسرائيل، با قيام ملت هايشان و قيام جنبشهاي مردمي بالا خواهد بود.
رسالت
«سخني با اصولگرايان دولت و مجلس هر که گوش دارد بشنود»عنوان سرمقالهِروزنامه رسالت به قلم دکتر امير محبيان است كه در آن ميخوانيد:
تاريخ به ما مي آموزاند که يکي از مهمترين عواملي که زمينه را براي فتنههاي بزرگ آماده مي کند؛ گسترش شبهه در ميان مردم است ودر ميان عوامل موثر در گسترش شبهه ،بدون ترديد نقش نخبگان و خواص برجستگي ويژهاي دارد.
مردم به رهبران سياسي و اجتماعي خويش مي نگرند؛ترديد و شبهه يا هراس آنان بر توده هاي مردم تاثيري انکار ناپذير دارد؛همچنان که ثبات راي وقدم وشجاعت آنان بر روحيه مردم مي افزايد.هر چند مردم ما نشان داده اند بلوغي گاه فراتر از نخبگان سياسي خويش دارنداما اين امر به هيچ وجه توجيهي براي غفلت اين خواص و نخبگان نيست.چندي است چهره هاي شاخص اصولگرا در دولت و مجلس بدلايلي که در پي واکاوي صحت يا عدم صحت آن نيستيم شرايط ويژه جامعه خويش در داخل و خارج را به فراموشي سپردهاند و هرگاه که فرصتي دست مي دهد بر يکديگر هجوم برده و به بهانههاي عمدتاً واهي و حداقل غير قابل توجيه همديگر را به گمان خويش درنزد مردم رسوا مي سازند و حتي مردمان را عليه هم بر مي شوبند.
دلايل اين رفتار چيست؟
1. شايد گروهي گمان بردهاند؛ حال که رقيب اصلاح طلب از صحنه خارج شده است مي توان بدون دغدغه رقيب دروني را از پيش پاي برداشت و در انتخاب هاي آتي صحنه را براي قدرت نمايي خويش بدون هراس از مزاحمت هاي طيفي از اصولگرايان ناهمسو آراست و با يکپارچه کردن مجلس با خود زمينه را براي روي کار آمدن دولت محلل يا پيگير برنامه هاي نيمه کاره آماده ساخت.
2 . شايد هم گروهي برآنند که بايد از فرصت تبليغاتي حاصل از نبرد دولت کنوني و رقبايش در انتخابات دهم که جمعي از جامعه را کين ورز دولتيان ساخت؛ بهره برد و خود را در مقام رقيب آتي، از هم اکنون ميراث خوار راي نفرت آنان ساخت و از کينشان نردباني براي قدرت پديدآورد.
3.شايد هم اين نبردها و کف به لب آوردن ها که گاه با جملاتي خشمگينانه عليه رفقاي پيشين و رقباي کنوني همراه مي شود؛هدفي سياسي براي کسب قدرت ندارد ؛ فقط بغض ها و حسرت هاي فرو خوردهاي است که اکنون مجال خودنمايي البته با توجيهات به ظاهر قانوني و عقلاني يافته است.
4.و البته شايد همه اين حملاتي که گمان مي کنيم از سر غفلت است و برخاسته از عقده هاي درون يا به زبان اهل دين “نفس”؛ فقط ناشي از خداخواهي واحساس تکليف باشد و ناظران قياس به نفس مي کنند و بس.
نگارنده هنوز توفيق کسب کرامت اشراف بر ضماير نيافته و نمي تواند نيت کاوي کند ولي مي داند که : الف- بر اساس حکم عقل ،در حالي که راس جرياني که پس ازانتخابات؛ نتايج را برنتافت هنوزهرچند ضعيف ولي بر مدعاي خويش به نحوي پيگير است و بدنه آنان نيز هر چند به ظاهر خاموش شده و از تعداد فعالانشان کاسته شده است؛اما رضايت نپذيرفته و سکوت خويش را نشان رضا نمي دانند؛ شرايط نمي توانداصولگرايان را آنچنان آسايش خاطر دهد که بر يکديگر بپردازند و حتي برصف هم بتازند.
تهران امروز
«پرهيز از تفرقه ضرورت و تكليف»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن ميخوانيد؛تاريخ، صرفا ماجراهاي تلخ و شيرين و غرورآميز يا اسفبار نيست. تاريخ، داستان نيست كه از خواندن آن لذت ببريم. تاريخ عبرت است و اهل تدبير و تامل، تاريخ را با نگاه عبرتآميز مطالعه ميكنند. بررسي تاريخ اسلامي نشان ميدهد كه مسلمانان هرگاه با يكديگر وحدت داشته و همچون تني واحد بودهاند و سوداي جداسري و رياست در سر نميپروراندهاند پيروز بودهاند، هر چند شمار دشمنانشان بسيار بوده باشد اما آنگاه كه هر يك از روساي قوم، در «حوصله محال انديش» به ورطه «خيال باطل» در افتاده بودند، آنگاه ضربهها، يكي پس از ديگر از پيش و پشت براندام امت اسلامي فرود آمده است.
در زمانهاي كه ما در آن به سر ميبريم، هم نگاه به آينده ضروري است كه جهت و سمت اميد و رشد و تعالي را نشان ميدهد و هم نگاه به گذشته ضروري است تا از تلخيها و شيرينيها، از كاميابيها و ناكاميها درس بگيريم. در همين زمانه حساس و خطير است كه رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آيت الله خامنهاي (مدظلهالعالي) براي چندمين بار هشدار ميدهند كه انشقاق و انفكاك نيروهاي وفادار به انقلاب اسلامي امري نيست كه بتوان به سادگي خطرات و تبعات آن را ناديده انگاشت. تاكيد معظم له و آن هم تاكيد مكرر ايشان بر حفظ وحدت، همدلي و انسجام، ياد و خاطره امام راحل(ره) را در اذهان مومنان و پيروان ايشان و انقلاب اسلامي تداعي ميكند. گويي روحالله است كه سخن ميگويد و با باران پرمهر و بركت بخش واژههايش جانها را سيراب ميكند.
اكنون حضرت آيتالله خامنهاي به عنوان ولي امر و جانشين بر حق حضرت روحالله، زبان به انذار و هشدار گشودهاند.
مشخص است كه در چنين برههاي كه موجاموج دشمنيها و تندبادها درصدد صدمه و لطمه زدن به كشتي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي است، تفرقه و انشقاق حتي با نيات صادقانه تا چه اندازه خطرآفرين خواهد بود.
مقام معظم رهبري در جمع شماري از اعضاي بسيجي هياتهاي علمي دانشگاهها و مراكز پژوهشي كشور فرمودهاند: امروز مهمترين نياز كشور اتحاد و يكپارچگي است و هرگونه سخن، حركت و نوشتهاي كه حتي با نيت صادقانه باشد ولي موجب شكاف و انشقاق در جامعه و ظلم به افراد شود، برخلاف مصالح كشور و نظام است.
ايشان تاكيد فرمودهاند: «حفظ وحدت، همدلي و انسجام در جامعه و پرهيز از هرگونه اختلاف و شكاف، نظر رهبري در اين برهه حساس است.»
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
هفته جاري در سايه حرمت ماه پرفضيلت رجب سپري شد و باب رحمت الهي در آستانه ماههاي شعبان و رمضان به روي مومنين گشوده گرديد. پيامبر اكرم(ص) در اين ماه، شوق وصل و كسب رضاي الهي، سراسر جانشان را فرا ميگرفت و به اصحاب و ياران خويش ميفرمود: "تا ميتوانيد از لحظات اين ماه بهره بگيريد."
در اين هفته ولادت مسعود نهمين ستاره درخشان آسمان ولايت، اسوه جود و سخاوت، حضرت امام جواد عليهالسلام قرار داشت كه ملت ايران قدوم پرسرور ابنالرضا(ع) را به شمسالشموس، امام مدفون در ارض طوس، حضرت عليبن موسيالرضا(ع) شادباش و تهنيت گفت. هفتهاي كه در آستانه آن قرار داريم از اين جهت كه جلوهگاه ميلاد پرعظمت شمس ولايت و كعبه هدايت، مولاي متقيان حضرت عليبن ابيطالب عليهالسلام ميباشد، از شكوه خاصي برخوردار است.
اين ايام از ماه رجب علاوه بر منزلت ذاتي خويش با جلوه نور ولايت موليالموحدين و اميرالمومنين نيز متبرك گشته و نورانيت خاصي به خود گرفته است. در واقع همانگونه كه نصوص الهي، تصريحات نبوي و واقعيات محكم تاريخي گواهي ميدهند، پس از وجود شريف پيامبر اكرم(ص)، جهان اسلام شخصيتي به كمال و جامعيت وجود پرعظمت حضرت عليبن ابيطالب(ع) به خود نديده، آنگونه كه زندگاني پرثمرش در دو قاب قوسين ولادت و شهادت در خانه خدا شكل گرفته و جوامع بشري را به ساحل رستگاري رهنمون گرديده باشد. در اين روزها رجبيون همچنين در پاي سفره پربركت ايامالبيض قرار ميگيرند و فرصت قرب اليالله، محاسبه اعمال و مهار نفس را در خلوت خويش مييابند.
از ديگر چشماندازهاي هفته بايد به سالروز واقعه هفتم تير سال 60 اشاره كرد كه در چنين ايامي هفتاد و دو كبوتر خونينبال انقلاب در آتش نفاق سوختند و جان در راه انقلاب گذاشتند.
در هفته اخير كه غرب با صدور قطعنامه چهارم تحريم عليه ايران سعي داشت دايره محاصره اقتصادي و سياسي را بر ضد كشورمان تنگتر كند، جمهوري اسلامي ايران اعلام كرد كه از ورود دو بازرس آژانس بينالمللي انرژي اتمي جلوگيري ميكند. رئيس سازمان انرژي اتمي كشورمان علت اين اقدام را ارائه اطلاعات غلط پيرامون فعاليتهاي هستهاي ايران كه در آخرين گزارش آمانو به شوراي حكام منعكس شده عنوان كرد. وي همچنين با تشريح مواضع كشورمان در همكاري با آژانس تصريح كرد جمهوري اسلامي ايران هرگز بازرسيهاي فراتر از مقررات "ان.پي.تي" را نخواهد پذيرفت و اگر بازرسان برخلاف واقع گزارش دهند، با اقدام قاطع روبرو خواهند شد.
موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد در اين هفته به سوژهاي سياسي و كشمكشي غوغاسالارانه در كشور تبديل شد. مجلس شوراي اسلامي در راستاي وظيفه قانونگذاري و نظارتي خود مصوبهاي ارائه كرد كه وقف اموال مراكز آموزش عالي غيردولتي بلامانع باشد اما گروهي كه به دنبال تسخير سنگر به سنگر مراكز قدرت و نهادهاي علمي و اقتصادي كشور هستند، با برخوردهاي خشن و اهانتآميز نسبت به نهادها و قواي كشور، زمينه را براي دامن زدن به اختلافات و خارج كردن نبض تصميمگيريها از كنترل مراكز قانوني فراهم كرده و تلاش نمودند اراده خود را از مجاري غيرقانوني و از مسير شعارهاي كف خياباني به كرسي بنشانند.
ايران
«ميلاد عدالت»عنوان سرمقاله روزنامه ايران به قلم مسعود ابراهيمي است كه در ان ميخوانيد:
ماه رجب ايام پربركتي دارد كه يكي از آنها ولادت اميرالمؤمنين حضرت عليبن ابيطالب عليهالسلام است. اصولاً يادآوري نام علي (ع) همواره با «عدالت» همنشين بوده و كمتر كسي است كه صفات آن حضرت يعني مظلوميت و شجاعت و مهرباني و اخلاص و قاطعيت را بدون «عدالت» تصور نمايد و از اينروست كه او را شهيد عدالت ميدانند؛ عدالتي كه در تعريف ايشان نه تنها تابع اشخاص و حتي خانواده نبود بلكه به عنوان رعايت كردن حقوق جامعه و تجاوز نكردن به حدود ديگران تجسم مييافت. حضرت علي (ع) كمتر از پنج سال حكومت كرد اما چرا عدالت ايشان براي تمام تاريخ زبانزد شد؟ عدالت از ديد امير مؤمنان، قانون و بزرگراهي است كه همه بايد در آن حركت كنند زيرا عدالت، اصلي است كه تعادل و آرامش جامعه را حفظ ميكند.
به فرمايش آن حضرت: همانا در عدالت گنجايش خاصي است و عدالت ميتواند همه را دربرگيرد و در خود جاي دهد. خداوند متعال نيز پيامبر اكرم(ص) را مأمور به برقراري عدالت در جامعه كرده بود. از اينرو حضرت امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري نيز اولين هدف حكومت اسلامي را استقرار عدالت ميدانند.
در طول تاريخ، مكاتب بسياري ظهور كردند كه مدعي عدالت بودند: فاشيستها، ماركسيستها و ليبراليستها كه براي مدت محدودي، سه ضلع مثلث ماترياليسم محسوب ميشدند، سعي كردند مكاتب خود را در قد و قامت يك دين به جامعه عرضه كنند اما نتوانستند بيش از يك نظر، آن هم روي كاغذ باقي بمانند و امروزه نه از فاشيسم دهههاي گذشته خبري است و نه از ماركسيسم كه تنوع اقليمي خاصي پيدا كرد و زنگ فروپاشي ليبراليسم هم عليرغم تكاپوي ميليتاريستياش در جهان به صدا درآمده، به گونهاي كه حتي نميتواند مانع اتحاد كشورهاي كمتر توسعه يافتهاي همچون بوليوي، ونزوئلا، برزيل، كوبا، نيكاراگوئه، اكوادور و... شود.
اما در مكتب روح بخش اسلام، تحقق عدالت، سرلوحه اهداف و برنامههاي حكومت اسلامي است. گرچه نميتوان در سير تطور انديشمندان اسلامي، تأثيرات انديشههاي يوناني، افلاطوني، ايرانشهري و ارسطويي را ناديده گرفت ولي آنچه مشتركات تعاريف را به يك عرصه واقعي راهنمايي ميكند، وجود معناي عدالت در سه بخش تكويني، تشريحي و جزايي است كه بر مبناي آن خداوند متعال به هر كس به اندازه استحقاقش عطا ميكند و در هر زمان، توسط انبيا و اوصياي خود، موجبات رشد و كمال انسانها را فراهم ميآورد تا در نهايت، در مقام پاداش، بين نيكوكاران و تبهكاران فرق قائل شود. در اين ميان برنامه اسلام و حكومت اسلامي براي استقرار عدالت، كاملاً منطبق بر «ديدن مردم» و «به حساب آوردن افراد جامعه» است. مردم در تعيين سرنوشت خود، نقشي واقعي دارند نه تزئيني و از اين رو مردم، محرم حكومتاند و دولتمردان به پشتوانه مردم، برنامههاي خود را اجرا ميكنند. در حكومت اسلامي، عدالت حاكم، مبناي بسياري از برنامههاست اما حاكم، مالك مردم نيست بلكه امانتدار آنان است.
حكومت در دستان حاكم، امانت است و امين نبايد خيانت كند. امين بايد عادل باشد، مردم را بر خود و خانوادهاش مقدم بدارد و نقش خود را در نهايت امانتداري به امين بعد از خود بسپارد و به همين سبب در نهجالبلاغه نيز از حاكم اسلامي، به عنوان سلطان يا مَلِك ياد نشده، بلكه از حاكم به امام و رهبر و پيشوا تعبير شده است زيرا نوع ارتباطي كه ميان مردم و حاكم به عنوان ولايت شكل پذيرفته، منوط به پيوند و پيوستگي است و والي و حاكم كسي است كه امور مردم را در پيوستگي با آنها برعهده دارد و او از مردم جدا نيست، با مردم زندگي ميكند و از اين كه در ميان مردم ظاهر شود، هراسي ندارد زيرا مردم، او را از خود ميدانند. موضوع ديگر در تعريف صحيح ارتباط حاكم با مردم، تأكيد حضرت علي(ع) برآساني اين ارتباط است. لذا آن حضرت تصريح ميكند كه با من همانند جبابره (سلاطين و پادشاهان) سخن نگوييد كه من خود را مبرا از خطا نميدانم. درواقع ايشان اصرار دارند كه لكنت نداشته باشيد و تعريف و تمجيد خارج از عرف نكنيد و حرف حق خود را به سهولت بيان نماييد.
آفرينش
«عراق و معادله تشکيل دولت»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در ان ميخوانيد؛با وجود آنکه بيش از سه ماه از برگزاري انتخابات پارلماني در عراق مي گذرد اما همچنان تشکيل دولت در عراق در چنبره معادلات، معادلات و رايزني هاي جناح ها و ائتلاف ها باقي مانده است موقعيت استواري که به نگاه بسياري تهديدي براي فرايند ثبات سياسي و امنيتي در واپسين مراحل بومي سازي امنيت در عراق محسوب مي شود.
در واقع تشکيل کابينه جديد در عراق از يک سو به پيچيده بودن نتايج انتخابات پارلماني و نوع کنش سياسي ائتلاف مهم دولت قانون ،ائتلاف ملي و فهرست العراقيه و از سوي ديگر به نوع تفسير ازقانون اساسي و فشارهاي قدرت هاي خارجي بويژه ايالات متحده بر مي گردد در اين راستا تداوم روند چانه زني براي تشکيل دولت اکنون و با گذشت سه ماه هر چند با موفقيت هايي روبرو بوده اما علاوه بر اختلاف در ميان ائتلاف ها و اختلاف در درون خود ائتلاف ها مزيد بر علت بوده و دست يابي به دولت جديد را مشکل کرده است.
بااتحاد ائتلاف ملي به رهبري عمار حکيم با دولت قانون به رهبري نوري المالکي نخست وزير کنوني و تشکيل ائتلاف گسترده همپيماني ملي هر چند از يک سو احتمال بدست گرفتن پست نخست وزيري از سوي اين ائتلاف با وجود داشتن 159 کرسي در پارلمان بيش از هر زماني قوت گرفت اما در همين حال اختلاف بر سر تعيين نخست وزيرآينده در ميان سه جناح شيعي اين ائتلاف جديد نيز خود مساله ي تازه اي است که هنوز لاينحل باقي مانده است در اين راستا مالکي ، عبد المهدي و جعفري سه گزينه پست نخست وزيري هستند که از سوي سه جناح ائتلاف همپيماني ملي براي پست نخست وزيري مورد نظر هستند در اين حال عدم توافق بر سر يک گزينه از يک سو مذاکرات فشرده را تداوم بخشيد ه و از سوي ديگر فشار واشنگتن را افزايش داده است در اين ميان فهرست العراقيه و رئيس آن اياد علاوي نيز همچنان با تاکيد بر حقانيت خود براي تشکيل دولت خواستار تشکيل دولت عراق مي باشد استدلالي که در پرتو تفسير دادگاه فدرال عراق بي اعتبار مي نمايد.
آنچه مشخص است ديپلماسي گفتگو ورايزني هاي فشرده در عين به طول انجاميدن تشکيل دولت فرايند تامين امنيت و ثبات سياسي در اين کشور را تحت تاثير قرار مي دهد و به مشروعيت سياسي دولت لطمه جدي وارد مي سازد در اين حال هر چند جناح هاي بسياري از مشارکت ملي و تشکيل دولت ائتلاف ملي سخن گفته اما واقعيت عيني تداوم اختلاف هايي است که مي تواند آينده سياسي اين کشور را تحت تاثير خود قرار دهد روندي که بي گمان با هشدارهايي بسياري و از جمله آيت ا... سيستاني مرجع عالي شيعيان عراق نيز روبرو شده مرجعي که هوشمندانه باپرهيز از جانبداري از ائتلاف خاصي بر تشکيل دولت و گفتگو ميان احزاب اشاره کرده است. به هر حال واقعيات سياسي چند گانه عراق نشان مي دهد دولت عراق آينده ناگريز خواهد بود مبتني بر ائتلاف ها و اتحادهاي گوناگوني استوارشود.
در اين بين نارضايتي هر يک از ائتلاف ها مي تواند از قدرت دولت مرکزي کاسته و ثبات در اين کشور را تحت تاثير خود قرار دهد لذا تشکيل هر نوع دولتي در عراق بسته به توافقات چند ائتلافي است توافقي که در صورت موفقيت مي تواند دولتي قدرتمند را در اين کشوربرپا دارد.
دنياي اقتصاد
«مولود کعبه يا افضل الا وصيا»،«لب تيغ؛ جنگ يا صلح وَ امنيت پايدار»،«سخني با اصولگرايان دولت و مجلس هر که گوش دارد بشنود»،«پرهيز از تفرقه ضرورت و تكليف»،«ميلاد عدالت»،«دانشگاه آزاد به مثابه يک مثال»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم علي سرزعيم است كه در آن ميخوانيد؛يکي از بحثهاي اين روزها مساله دانشگاه آزاد است. ميتوان اين قضيه را بهانهاي کرد تا به پيچيدگي سياستگذاري در اقتصاد بازار پي برد.
دانشگاه آزاد بنا به تعريف، دانشگاهي غيردولتي است و دولتي کردن آن با رويکرد اساسي کشور مبني بر کاهش مداخلات و تصديگريهاي دولتي ناهمخوان است، بنابراين تکيه بر کرسي رياست دانشگاه آزاد براي مدتي طولاني همانند حضور در ديگر مسووليتهاي دولتي امر نامطبوعي است، اما اصولا نميتوان اين خوشامد يا بدآمد را ملاک مداخله در امر يک بنگاه غيردولتي نمود.
آنچه اهميت دارد کيفيت ارائه خدمات آموزشي و هزينه ارائه اين خدمات است. اين دو مقولهاي است که دولت به عنوان يک نهاد سياستگذار ميتواند به شکل بسيار محدود، حساب شده، حداقلي و محتاطانه در آن ورود نمايد. به دليل عدم حضور چشمگير ديگر دانشگاههاي خصوصي در کشور، دانشگاه آزاد وضعيتي انحصارگونه در ارائه خدمات آموزش عالي پيدا کرده و ميتواند قيمت گذاري انحصاري در خدمات خود ارائه کند يا احيانا کيفيت آموزشي را براي کاهش هزينهها از يک حد استاندارد تقليل دهد. اينها مقولاتي است که يک نهاد سياستگذار ميتواند دلنگران آن باشد و از اين زاويه با مساله روبهرو شود.
امروزه در اقتصادهاي مبتني بر بازار وضعيتهايي پيش ميآيد که عرضه خدمات يک بخش خاص در اختيار چند شرکت بخش خصوصي قرار ميگيرد. به عنوان مثال، مخابرات و خصوصا شبکه تلفن همراه و امثالهم معمولا عرصههايي هستند که تعداد بسيار زيادي رقيب همزمان نميتوانند فعاليت کنند (قضيه انحصارات طبيعي). در اين موارد خصوصي بودن آنها موجب نميشود تا دولت به نمايندگي از مصرفکنندگان هيچ مداخلهاي نداشته باشد. از آن طرف نيز، دغدغه حمايت از مصرفکننده دليل نميشود تا دولت در هر نهاد بخش خصوصي هر نوع مداخلهاي انجام دهد.
جهان صنعت
«قصه خصولتيسازي»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد:
چندي است که در ادبيات رسانههاي اقتصاد کشور، اصطلاحي براي خصوصيسازي رايج شده که به آن خصولتيسازي ميگويند. مراد از آن واگذاري سهام شرکتها و بنگاههاي دولتي به شرکتهاي شبهدولتي و نهادهاي عمومي با هدف خصوصيسازي است.
نحوه واگذاري مهم نيست چه مزايده باشد يا مذاکره و يا بورس، مهم اين است که خريداران بخش خصوصي واقعي نيستند. اين روزها که اعتراضها به خصولتي شدن بسيار است اصطلاح خصولتيسازي بسيار شنيده ميشود.
اعتراضها به اين شيوه خصوصيسازي البته تاکنون بيپاسخ نمانده و رييس سازمان خصوصيسازي در واکنش به اعتراضها گفته است که بخش خصوصي گوشت راسته تازه ارزانقيمت ميخواهد.
ادبيات سازمان خصوصيسازي و منتقدانش ديگر مثل روزهاي استقبال از خصوصيسازي نيست چه آنکه بوي قهر ميدهد و شايد هم خداحافظي!.
پاسخ به اين قهر و تهديد بخش خصوصي تاکنون اين بوده که ميزان خصوصيسازي چند برابر شده و دولت هم مرحبا گفته است. اما اين تمام ماجرا نيست بايد که پرده برافتد تا آشکار شود خصوصيسازي در کار نبوده است.
اين موضوع حکايتي را تداعي ميکند که از قديم گفتهاند کلوخ انداز را پاداش سنگ است. نقل است که سهام عدالت را بيفرجام توزيع کردن، به صلاح نباشد و باقي سهام را کس نخرد.
مخالفت پنداشتند و اکنون واقف شدند که بايد براي سهام عدالت تدبيري ديگر انديشيده شود. نقل است که برخيها هم در اين گيرودار انتقادها درخواست کردند که سهام واقعي واگذار کنيد، شفاف واگذارکنيد و از همه مهمتر سهامي که افسار آن به دست دولتيها باشد، عرضه نکنيد. به سرعت بخش خصوصي خاضعانه عرض کرد که سرمايه بخش خصوصي کفايت نميکند و ابزار ميخواهد از بانک سرمايهگذاري و شريک خارجي و شايد هم سرمايه خارجي تا بتواند سرمايههاي راکد دولتي را بخرد و به کار اندازد. اما پاسخ از سازمان خصوصيسازي رسيد که اين تقاضاها تاخير ميآورد و ما تعجيل داريم.
خصوصيها چه نالهها که سر ندادند که قيمت سهامگران است و هدف از فروش سهام بايد دل کندن دولتيها باشد از داشتههاشان. اما نهيب زدند که در پي رانت نباشيد که ما مفت نميفروشيم و قيمت را ما تعيين ميکنيم.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


