صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
كمبود سرويس بهداشتي در سطح شهر از سال‌ها پيش همچنان باقي است

ببخشيد ،اين نزديكي ها دستشويي كجاست؟

خب شما كه نه پول داريد و نه خودروي شخصي و نه رويتان مي‌شود به ديگران مراجعه كنيد، در ضمن بچه هم كه داريد، چرا اصلا از منزل خارج مي‌شويد و اين همه توقعات بي‌جا هم از مسوولان داريد؟ در ضمن اگر شما از منزل خارج نشويد، نه تنها مشكل سرويس‌هاي بهداشتي بلكه مشكلات مترو، اتوبوس، ترافيك تهران و.... نيز برطرف مي‌شود.
کد خبر: ۱۰۵۵۶۵
| |
16507 بازدید
|
۱

الهي سر دشمنتان هم نيايد، بد دردي است كه عينهو مرغ سركنده وسط خيابان بال بال بزنيد و خودتان را به در و ديوار بكوبيد، آخر سر هم با لب و لوچه آويزان از گوشه ديوار پياده راهي منزل شويد.

اما چه كار مي‌شود كرد كه يكي از بزرگ‌ترين مشكلات مردم همين بحث عدم دسترسي به سرويس‌هاي بهداشتي در اكثر مناطق تهران است. تا بدانجا كه آدم گرفتار حاضر مي‌شود نصف عمرش را بدهد و چند دقيقه‌اي يك دستشويي را قرق كند!

شما مطمئنا بارها و بارها اين سوال را پرسيده‌ يا از مردم شنيده‌ايد كه «ببخشيد اين نزديكي‌ها دستشويي كجاست؟»

شنيدن اين سوال از مهمان‌هايي كه به منزل شما آمده‌اند بسيار عادي و شايد هم بي‌اهميت باشد، اما تكرار چندين و چندباره آن توسط مردم در كوچه پس كوچه‌ها و خيابان‌هاي تهران و دادن اين جواب كه اين اطراف سرويس بهداشتي عمومي وجود ندارد بسيار تامل‌برانگيز و تاسف‌بار است.

تامل‌برانگيز بودن و تاسف‌بار بودن آن را مفصلا عرض خواهم كرد، اما شما عجالتا از اين به بعد روز 19 نوامبر (28آبان) روز جهاني توالت را به خاطر بسپاريد و يادتان باشد، اين روز فرصت مناسبي براي كادو دادن و كادو گرفتن است، نگران برخورد مردم هم نباشيد. كافي است كه شما در اين روز به يك‌نفر كادو بدهيد بعد از مدت كوتاهي روز جهاني توالت همانند روز والنتاين جاي خودش را در دل مردم باز مي‌كند!

روز - خارجي - بلوار ميرداماد - ساعت 30‌/‌10

با كت و شلوار خاكستري و پيراهن سفيد و قد نسبتا بلند، ظاهر آراسته‌اي داشت، اما از قدم‌هاي نامرتب و ابرو‌هاي گره كرده و پيشاني چين خورده او به راحتي مي‌شد فهميد كه اوضاع روبه‌راهي ندارد.

لپ‌هايش گل انداخته بود و صورتش از فرط قرمزي يواش‌يواش داشت كبود مي‌شد، با حالتي كه به سمت ما مي‌آمد ابتدا فكر كرديم براي درخواست كمك و استمداد به محل كار ما پناه آورده است. به ما كه رسيد با همان چهره در هم و قد و قامتي كه تقريبا از وسط نصف شده بود، گفت: «ببخشيد اينجا دستشويي داريد؟» آدمي كه از سرويس بهداشتي محل كار ما بيرون آمد با آن آدم قبلي بسيار متفاوت بود. لبخندي نثار ما كرد و گفت: خيلي لطف كرديد.

از اين گونه موارد براي هر كدام از همكاراني كه چند دقيقه‌اي را در محوطه بيروني محل كار ما مي‌گذرانند بارها و بارها پيش آمده، البته با اندكي تغيير و تفاوت.

افراد مسن و بچه‌هايي كه به همراه خانواده براي تفريح و خريد به ميرداماد آمده‌اند از مراجعان هميشگي ما هستند. هرچند به خاطر همجواري محل كار ما با مسجد اين سوال چندين و چند بار در طي روز از همكاران ما پرسيده مي‌شود كه وضوخانه مسجد كجاست؟ آدرس مي‌دهند و آنها هم شتابان مي‌روند و با توجه به اين‌ كه وضوخانه مسجد فقط در ساعت‌هاي خاصي باز مي‌باشد، چند دقيقه بعد همان افراد با شتاب بيشتري به اميد يافتن سرويس بهداشتي از جلوي روزنامه رد مي‌شوند و ما هم به احترام ساعت‌ها عذابي كه كشيده‌اند و مي‌كشند سكوت مي‌كنيم. طفلكي‌ها نمي‌دانند كه از ابتداي ميرداماد تا انتهاي ميرداماد و داخل كوچه پس كوچه‌هاي آن حتي يك سرويس بهداشتي عمومي وجود ندارد.

بنده‌هاي خدا حالا حالاها بايد بدوند، حداقل تا ميدان ونك. (آورده‌اند كه در چنين اوضاعي اگر با صداي بلند آواز بخوانيد تحملتان بيشتر مي‌شود، راست و دروغش با آنهايي كه نقل كرده‌اند، اما امتحان كردنش هم ضرري ندارد.)

شب - خارجي - يكي از بوستان‌هاي تهران
ساعت 10‌/‌21

داخل بوستان دربه‌در دنبال سرويس بهداشتي مي‌گشتم و از باغباني كه آنجا مشغول آبياري بود پرسيدم: «ببخشيد سرويس‌ بهداشتي اين بوستان كجاست؟» باغبان گفت: «در انتهاي بوستان سرويس بهداشتي هست». با نهايت سرعت و دقت خودم را به انتهاي بوستان رساندم، اما خبري از سرويس‌هاي بهداشتي نبود، با خودم گفتم: «جل‌الخالق بعد از سرقت تنديس‌ها و سرديس‌هاي بوستان‌ها، سرويس‌هاي بهداشتي را هم دزديدند؟!»

براساس آمار ارائه شده 2/5 ميليارد نفر در جهان به سرويس بهداشتي ايمن دسترسي ندارند كه فقط 700 ميليون نفر آنها در هند زندگي مي‌كنند

با صداي بلند گفتم: «لطفا يكي به پليس خبر بدهد، اين بي‌وجدان‌ها سرويس‌هاي بهداشتي را هم دزديدند». خانمي كه آن نزديكي بود گفت: «آقاي محترم اينجا كه اصلا سرويس بهداشتي نبود تشريف ببريد ضلع جنوبي بوستان، سرويس‌ بهداشتي آنجاست در ضمن درهاي آنها هم قفل است» با قاطعيت گفتم: «درستش هم همين است، بايد قفل باشد تا اين بي‌وجدان‌ها نتوانند آنها را بدزدند!» از آن خانم دور شدم و به ضلع جنوبي پارك رسيدم، اما تازه يادم افتاد كه چه كاري داشتم و براي چه دنبال سرويس‌ بهداشتي مي‌گشتم، چرا در سرويس‌ بهداشتي را قفل كرده‌ايد؟!

روز - خارجي - حوالي يكي از ميدان‌هاي تهران
ساعت 00‌/‌11

خسته بود و غريب، از راه دوري به تهران آمده بود و با مسير‌ها هم آشنايي نداشت، غم عجيبي در چهره‌اش موج مي‌زد، ابتدا فكر كردم غم غريبي است اما بعدا فهميدم درد آشنايي است!

از نحوه نشستن و جابه‌جا شدنش روي صندلي كاملا معلوم بود كه مشكل بزرگي دارد. مدام از راننده سوال مي‌پرسيد كه مثلا كجا پياده شود تا بتواند راحت‌تر خود را به بازار تهران برساند يا اين ‌كه بوستان اين اطراف پيدا مي‌شود؟ و مسجد اين نزديكي‌ها كجاست؟ و از اين قبيل سوال‌ها، راننده هم كلافه شده بود و جواب او را درست و حسابي نمي‌داد و فقط مي‌گفت: «به وقتش بهت مي‌گم». فكر كردم شايد به كمك نياز داشته باشد، پرسيدم آقاي محترم اگر‌ مشكلي داريد و فكر مي‌كنيد من مي‌توانم كمكتان كنم بدون تعارف بگوييد، گفت: «نه، مشكلي نيست». رويش را برگرداند و از پنجره ماشين به بيرون خيره شد و ديگر از راننده هم سوالي نپرسيد.

نزديكي ميدان بهارستان از ماشين پياده شدم، به همان آقا گفتم شما به اولين ميدان كه رسيديد پياده شويد، از آنجا با يك ماشين مي‌توانيد به بازار تهران برويد، اما همراه من پياده شد و گفت: «ديگر نمي‌توانم بنشينم». تاكسي كه حركت كرد به من نزديك شد و به آرامي گفت: «شرمنده‌ام اما اين نزديكي‌ها دستشويي كجاست؟ خيلي وقت است دنبال دستشويي مي‌گردم، اما پيدا نكرده‌ام، هر چقدر هم از آقاي راننده آدرس بوستان و مسجد را گرفتم جوابي نداد، ببخشيد شما اين نزديكي‌ها جايي را سراغ نداريد؟» گفتم: «نه متاسفانه». همين كه اين جمله را گفتم بنده خدا حالت چهره‌اش عوض شد و در حالي كه لب‌هايش را محكم به هم مي‌فشرد، يك جوري به من نگاه مي‌كرد كه انگار من يكي از مسوولان شهرداري هستم و قرار بوده براي آنها در تمام نقاط تهران سرويس‌هاي بهداشتي مكانيزه استاندارد بسازم و نساخته‌ام، نهايتا هم بدون خداحافظي و دوان‌دوان از من دور شد.

روز - خارجي - يكي از خيابان‌هاي شمال تهران
ساعت 30‌/‌14

تقريبا شش، هفت ساعتي بود كه براي انجام كارهاي بانكي، بين بانك‌هاي مختلف در رفت و آمد بوديم. طي اين مدت چند?باري دچار غفلت شديم و به قول قديمي‌ها شيطان گولمان زد و از فرط تشنگي يكي دو ليوان آب و آبميوه و يك كيك كوچك هم خورديم و خدا را شكر كه تقاص اين كار بدمان را در همين دنيا پس داديم، الهي به درد ما دچار نشويد كه دنياي ما شده بود آخرت يزيد. در شمال شهر تهران سرويس بهداشتي عمومي كيميا شده بود، از ناچاري به يكي، دو تا از پاساژهاي آنچناني هم سر زديم، اما سرويس‌هاي بهداشتي آنها هم بسته و كليدهاي آن هم فقط در اختيار مغازه‌دارها بود. به همراه يكي از دوستانم در بد وضعيتي گير كرده بوديم، باور بفرماييد تا آن لحظه نمي‌دانستم كه بر اثر فشار دستشويي داشتن، حتي بينايي آدم هم دچار مشكل مي‌شود، چون چند دقيقه‌اي بود كه همه جا را تار مي‌ديدم!

نمي‌دانم چه اتفاقي افتاد اما يك باره ياد مصوبه شوراي شهر در سال 83 افتادم كه در يكي از بندهايش به شهرداري اجازه داده بود كه از سرويس‌هاي بهداشتي مساجد هم براي رفاه حال شهروندان استفاده كند. آدرس نزديك‌ترين مسجد را گرفتيم و خوشحال و شادمان راهي شديم، اطراف مسجد هم تا دلتان بخواهد جاي پارك خالي بود! از در مسجد كه وارد شديم 3 نفر آقاي محترم با كت و شلوار و پيراهن مشكي به استقبال ما آمدند، عجب مصيبتي اينجا مجلس ختم است و آن بيچاره‌ها هم صاحب عزا، به ناچار به همه تسليت گفتيم و ابراز همدردي كرديم، گفتم: خدا به شما صبر بدهد. دوستم به آرامي زير لب گفت: «به ما هم تحمل بسيار». با اشاره صاحب عزا به سمت سالن رفتيم و از گوشه چشم و با حسرت بسيار تابلويي را كه مسير سرويس‌هاي بهداشتي را نشان مي‌داد نگاه كرديم و وارد سالن مجلس ترحيم آن مرحومه شديم. خدا همه رفتگان را بيامرزد.

20 دقيقه‌اي كه آنجا بوديم باور بفرماييد كه از خود صاحب عزا ناراحت‌تر و مصيبت‌زده‌تر بوديم و من مدام به اين قضيه فكر مي‌كردم كه آيا طرح استفاده از سرويس‌هاي بهداشتي مساجد در تمام طول روز با توجه به قداست خود مسجد و همچنين برگزاري مجالسي اين‌چنيني در مساجد واقعا زيبنده است، اصلا شما قضاوت كنيد اگر خداي ناكرده در غم از دست‌دادن عزيزانتان مشغول سوگواري باشيد و وسط گريه‌هاي شما يكي بگويد: «ببخشيد دستشويي كجاست؟» چه حالي به شما دست مي‌دهد.

روز - داخلي - اتاق نشيمن - ساعت 30‌/‌20 شب

كانال‌هاي تلويزيون را يكي‌يكي عوض مي‌كردم تا اين ‌كه تصوير يك ويلاي چند ميليارد دلاري به شكل توالت فرنگي نظرم را جلب كرد. برنامه در مورد سازمان جهاني توالت بود كه سال 2001 توسط آقاي جك سيم بنيانگذاري شد. رئيس سازمان جهاني توالت خيلي حرف‌هاي بي‌ادبانه‌اي مي‌زد و مدام درباره توالت و سرويس‌هاي بهداشتي ايمن و نظافت توالت‌ها و از اين‌جور مسائل صحبت مي‌كرد. مثلا مي‌گفت: 5‌/‌2 ميليارد نفر در جهان به توالت ايمن و بهداشتي دسترسي ندارند (بهداشتي كه هيچ، اما ايمن، نكته خيلي مهمي است) كه فقط 700 ميليون نفر آنها در هند زندگي مي‌كنند (باز خدا را شكر كه در هند زندگي نمي‌كنيم)، مسابقه‌اي هم در سطح جهاني برگزار شده بود كه در اين مسابقات سرويس‌هاي بهداشتي سنگاپور با اقتدار كامل بر سكوي قهرماني تكيه زده و سرويس‌هاي بهداشتي سوئيس به مقام نايب قهرماني رسيده بودند، ولي در هيچ كجا اشاره‌اي به غيبت سرويس‌هاي بهداشتي قدرتمند ما در اين دوره از مسابقات نكردند (نمي‌دانم چرا ما هميشه در اكثر رشته‌هاي ورزشي و غيرورزشي در مسابقات جهاني جايمان خالي است، امان از ناداوري)‌.

راهكارهاي مواجهه با بحران!

با توجه به تمام تلاش‌هاي مسوولان محترم شهرداري من‌جمله افزايش 5 دقيقه‌اي استفاده از سرويس‌هاي بهداشتي مكانيزه! (به گفته يكي از مسوولان محترم شهرداري، استاندارد جهاني استفاده از اين دستشوي‌ها 5 دقيقه است، اما براي رفاه حال همشهريان عزيز مدت استفاده از اين دستشويي‌ها به 10 دقيقه افزايش يافته است) به نظر نمي‌رسد مشكل كمبود سرويس‌هاي بهداشتي به اين زودي‌ها مرتفع گردد، به همين دليل چند راه‌حل ساده را جهت عبور از بحران به شما پيشنهاد مي‌دهيم. (در سمينار آينده سازمان جهاني توالت اين راهكارها را قطعا ارائه خواهيم داد تا مفصلا بررسي شوند)‌

هر كجا مشكل دستشويي رفتن پيدا كرديد و امكان دسترسي به سرويس‌هاي بهداشتي مسير نبود، نگران نباشيد و سريعا به منزل برگرديد به همين راحتي.

اما اگر امكان برگشت به منزل نبود و از اهل و عيال خجالت مي‌كشيد، باز هم نگران نباشيد، فقط آدرس 59 سرويس بهداشتي مكانيزه‌اي را كه در تهران بنا شده‌اند هميشه همراه خود داشته باشيد و به اولين تاكسي كه از كنار شما رد شد بگوييد دربست، به همين سادگي. خيالتان راحت داخل هر كدام از اين سرويس‌هاي بهداشتي مكانيزه 10 دقيقه فرصت داريد.

هزينه دربستي بالا و زمان هم كم داريد؟

پس اگر خودرو شخصي داريد راه‌حل دوم را امتحان كنيد، پشت خودروي خود يك دستگاه توالت سيار كه مشابه‌هاي آن در بعضي از نقاط تهران قرار داده شده ببنديد. اين توالت سيار تايمر هم ندارد راحت باشيد.

فرموديد! خودرو شخصي هم نداريد؟

خب راه‌حل سوم هم ارزان است و هم خودرو شخصي نمي‌خواهد، به منزل يكي از اهالي آن منطقه مراجعه و خواهش كنيد به شما اجازه دهند از سرويس‌هاي بهداشتي منزلشان استفاده كنيد.

جانم! خجالت مي‌كشيد و اين حركت زيبنده شما نيست؟

خب قبل از خروج از منزل و در تمام مدت حضور شما در بيرون از منزل از خوردن و آشاميدن اجتناب كنيد، البته اين‌دفعه حق با شماست بچه‌ها را چه كنيم؟!

خب شما كه نه پول داريد و نه خودروي شخصي و نه رويتان مي‌شود به ديگران مراجعه كنيد، در ضمن بچه هم كه داريد، چرا اصلا از منزل خارج مي‌شويد و اين همه توقعات بي‌جا هم از مسوولان داريد؟ در ضمن اگر شما از منزل خارج نشويد، نه تنها مشكل سرويس‌هاي بهداشتي بلكه مشكلات مترو، اتوبوس، ترافيك تهران و.... نيز برطرف مي‌شود.

لطفا يك مقدار همكاري كنيد!

آخرین اخبار اجتماعی و حوادث ایران و جهان را در تابناک اجتماعی بخوانید.

منبع: جام جم

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
عباس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۲۵ - ۱۳۹۹/۰۵/۱۸
عالی
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟