ديدی فوتبال «خنده» نداشت آقای كفاشيان؟
گل؛ 1- اصولا خوبي سفرهاي خارجي اين است كه چشم و گوش آدم باز ميشود و ميتواند متوجه شود تمام «دنيا» در چارديواري مختصري كه او در آن زاده شده، خلاصه نميشود. همين موهبت، احتمالا شامل حال گروه ناكامان اعزامي فوتبال ايران به جامجهاني هم ميشود و بر همين اساس ميتوانيم اميدوار باشيم دوستاني مثل علي كفاشيان، تجارب ارزندهاي از همجواري با برگزاري پرشكوهترين مسابقات فوتبال دنيا به دست بياورند و بعد به ايران بازگردند.
از رييس سابق سازمان تربيتبدني انتظار ميرود با التفات دقيق به آنچه در آفريقايجنوبي ميگذرد، اشراف بيشتري به مكانيزم پيچيده ميزباني مسابقاتي مثل جامجهاني به دست بياورد و پس از اين، مثل گذشته بهطور ناگهاني ادعا كند «ما هم ميتوانيم تا دو سال ديگر جامجهاني در ايران برگزار كنيم!»
همچنين در مورد علي كفاشيان نيز اين اميدواري وجود دارد كه پس از دو سال و نيم حضور در فوتبال ايران، در اثر تماشاي جامجهاني از فاصله چند متري، دچار تحول شده و اندكي بيشتر با مختصات حاكم بر پرطرفدارترين رشته ورزشي جهان آشنا شود. شايد حالا در ژوهانسبورگ و كيپتاون، جناب رييس دريافته باشد «فوتبال»، آنقدرها هم كه به نظر ميرسد خنده ندارد و اتفاقا به عنوان آميزه جذابي از هنر، صنعت، اقتصاد، سياست و مذهب، خيلي هم پديده جدي و مهمي است!
2 - اولين تاثير مثبت مهمترين سفر خارجي كفاشيان در فدراسيون فوتبال، اين بود كه آقاي رييس سرانجام تا حدودي به ابعاد كلاه گشادي كه سازمان معزز صداوسيما بر سر فدراسيون محترم فوتبال گذاشته است، پي برد!
اين را آنجايي متوجه ميشويم كه استاد،بلافاصله بعداز بازگشت از سفرچند هزار كيلومتري با رسانههاي ايراني حرف ميزند و رسانه ظاهرا ملي را به ارزان خريدن تصاوير فوتبال داخلي متهم ميكند: «تازه اينجا متوجه شدم پولي كه صداوسيما به ما ميپردازد، حتي در مقياس آسيا هم كم است، چه برسد به سطح اول جهان!» اگر رييس در جنوب آفريقا به چنين نتيجه ارزشمندي رسيد، منتقدان فدراسيون در همين خاك خودمان و بدون آنكه لازم باشد تا آن سر دنيا بروند، بارها نسبت به كمفروشي جامجم هشدار دادند و به فدراسيون توصيه كردند مواظب معامله با نهادي كه به پخش مجاني اين بازيها عادت كرده بود باشند، اما افسوس كه اين فريادها هم طبق معمول زير گوش سنگين آقايان به جايي نرسيد.
حالا در حالي كفاشيان متوجه زيان كلان فدراسيون در معامله با صداوسيما ميشود كه دو سال از آن عهدنامه گذشته و مطابق قرارداد منعقد شده، يك سال ديگر هم بايد به همين منوال بگذرد. آنچه اكنون صداي آقاي رييس را درآورده، انتشار خبري بر اين مبناست كه صداوسيما براي پوشش يك ماهه مسابقات جامجهاني چيزي حدود 6 ميليون يورو هزينه كرده، در حالي كه همين ارگان، تصاوير سه سال بازيهاي داخلي ايران را 30 ميليارد تومان خريده و تازه در ازاي اين پول، حق تبليغات دور زمين را هم به تصرف خودش درآورده است! عجب تركمانچاي محترمانهاي!
3 - خريد حق پخش مسابقات نهايي جامجهاني آن هم با نرخ گزاف چند ميلياردي به خوبي نشان داد سازمان صداوسيما هم خوب پول دارد و هم خوب بلد است اين پول را خرج فوتبال كند و تازه از مسير تبليغات جانبي هم بخشي از آن را به صندوقش بازگرداند. در اين ميان، به خوبي روشن است اگر آقايان علاقهاي به كنار آمدن با فدراسيون فوتبال ندارند، صرفا براي كالاي ايراني ارزش قائل نيستند و ترجيح ميدهند به همان سبك معمول ساليان دور و نزديك، تصاوير بازيهاي داخلي را مفت و مجاني روي آنتن ببرند.
اين درست كه كيفيت بازيهاي جامجهاني به هيچوجه قابل مقايسه با بازيهاي داخلي نيست، اما نبايد از ياد ببريم اولا پخش جامجهاني در انحصار ايران نيست و راههاي مختلف ديگري براي تماشاي اين مسابقات وجود دارد و در ثاني از نظر حجم برنامه دريافتي، يك فصل بازيهاي ليگبرتر و جامحذفي، چندين برابر رقابتهاي جامجهاني آنتن سيما را پر ميكند.
در شرايطي كه دولت اصرار عجيبي به متقاعد كردن مردم براي خريد كالاي ايراني دارد و اتفاقا اين عقيده را هم از طريق خود صداوسيما در بوق و كرنا ميكند، خيلي جالب است كه خود آقايان جنس ايراني فوتبال را «بزخري» ميكنند و دست به هر ترفندي ميزنند كه پول كمتري بابت در اختيار گرفتن تصاوير اين رشته ورزشي بپردازند. آيا غير از اين است كه رفتارهاي اخير به وضوح نشان ميدهد زماني كه دوستان با «زور» و فشار روبهرو ميشوند، با خرج كردن و پرداخت پول جنسي كه ميخرند مشكلي ندارند؟!


