صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۱۰۳۰۱۰
| |
2990 بازدید

كيهان

«محاصره غزه و انتظار از ايران» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن مي‌خوانيد:

1-وزير محترم امور خارجه كشورمان در جريان سفر به «جده»  و شركت در نشست فوق العاده كميته اجرايي سازمان كنفرانس اسلامي پيشنهاداتي را ارائه داد اما به نظر مي رسد آنچه ارائه شد با آنچه كه بايد و شأن انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي اقتضا مي كرد و نيز با آنچه كه مقتضاي حادثه اي كه در آب هاي مشرف به غزه اتفاق افتاده بود، همخواني چنداني نداشت.
منوچهر متكي در جريان اين سفر خواستار قطع رابطه كشورهاي اسلامي با رژيم صهيونيستي، تصويب قطعنامه ذيل بند 7 منشور ملل متحد از سوي شوراي امنيت، همكاري همه كشورها براي محاكمه سران رژيم صهيونيستي، ياري برادران(!) مصري براي سفر هيات هاي كشورهاي اسلامي به غزه، ارسال فوري كمك هاي بشردوستانه از طريق زمين، دريا و يا هوا به مردم غزه، صدور قطعنامه سازمان كنفرانس براي تحريم هرگونه رابطه اقتصادي با اسرائيل و تعليق عضويت رژيم صهيونيستي در سازمان هاي بين المللي و منطقه اي شد. اين پيشنهادات از اهميت برخوردارند ولي همه مي دانند كه چنين پيشنهادات كلي هيچگاه به جايي نرسيده اند. در هيچ كدام از اين پيشنهادات ضمانت اجرايي ديده نمي شود از سوي ديگر معلوم نيست اقدام خاص جمهوري اسلامي براي مقابله با سياست دزدي دريايي رژيم صهيونيستي چيست.

2- در اينجا بد نيست به اهميت حفظ محاصره غزه براي رژيم صهيونيستي اشاره اي داشته باشيم. همه مي دانند كه ماجراي حمله دوشنبه هفته قبل رژيم صهيونيستي به «كاروان آزادي»  و قتل نزديك به 20 نفر از سرنشينان آن هزينه زيادي را روي دست رژيم صهيونيستي گذاشته و عليرغم آنكه نزديك به 10روز از آغاز ماجرا مي گذرد، هنوز تل آويو به شدت روز اول با آن درگير است. آيا اسرائيلي ها نمي دانستند كه چنان اقدامي چنين عواقبي را در پي دارد؟ ممكن است پاسخ اين سؤال منفي باشد ولي طبعا اين مقدار كه چنين اقدامي به راحتي قابل رفع و رجوع كردن نيست قابل پيش بيني بوده است.

اسرائيلي ها حفظ محاصره كامل غزه را براي خود «استراتژيك»  ارزيابي مي كنند! چرا؟ رژيم صهيونيستي براي به زانو درآوردن مقاومت غزه و از ميان برداشتن موجوديت حماس بر محاصره كامل غزه تا رسيدن به نتيجه تاكيد كرده است. در واقع كنار گذاشتن محاصره از سوي اين رژيم به معناي پذيرش شكست در برابر مقاومت غزه و دولت حماس است. اگرچه اسرائيل از طريق تداوم محاصره غزه فقط زمان پذيرش علني و نهايي شكست را به تاخير مي اندازد ولي بنا ندارد خود به آن تسليم گردد.


مردم سالاري

«نامه ماندگار در تاريخ» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم نعمت احمدي است كه در آن مي‌خوانيد:
نامه ارسالي رئيس جمهور به دبير شوراي نگهبان که با عنوان «عدم انطباق برخي طرح هاي مصوب مجلس با قانون اساسي»  بر روي خروجي خبرگزاري ها آمده است را بايد از چند منظر به آن نگريست.نخست ادبيات به کارگرفته شده در نامه 5 صفحه اي که با تاسف به عنوان معلم و در فصل امتحانات بايد عرض کنم از چنان تشتت و پراکندگي برخوردار است که معلوم است در تنظيم اين نامه که به امضاي رئيس جمهور رسيده است چند مجموعه دخالت داشته اند و پراکندگي و تشتت نوشتاري ناشي از مراجع مختلف تنظيم کننده آن مي باشد.

جداي از وضع نوشتاري،انتخاب عنوان نامه اگر از خبرگزاري ها باشد بايد گفته شود کاش خبرگزاري ها تنظيم ليد خبر به پيام حقوقي آن توجه مي نمودند و اگر مربوط به تنظيم کننده نامه است که جاي تعجب دارد در تعريف طرح بايد گفت:  وقتي که 15 نماينده مجلس در صدد برمي‌آيند، موضوعي به قانون تبديل شود، آنچه به مجلس تقديم مي شود، طرح ناميده مي شود اما وقتي که همين طرح مورد تائيد و تصويب نمايندگان قرار گرفت ديگر به آن طرح نمي گويند و زماني که شوراي نگهبان يا مجمع تشخيص مصلحت نظام مصوبه مجلس را تائيد کردند، ديگر عنوان طرح يا مصوبه به آن دادن ناشي از کم اطلاعي است زيرا با طي مراحل قانوني ، طرح تبديل به قانون مي شود، لذا عنوان«عدم انطباق برخي طرح هاي مصوب مجلس با قانون اساسي»  به کلي غلط است و بايد گفت: «عدم انطباق برخي قوانين مصوب مجلس با قانون اساسي »  در اين صورت ديگر نمي توان در هرجايگاهي که قرار داشته باشيم، مدعي عدم انطباق آن با  قانون اساسي باشيم، برابر اصل 113 قانون اساسي، رئيس جمهور مسئوليت اجراي قانون اساسي را برعهده دارند و به استناد همين قانون اساسي که رئيس جمهور به اتکاي سوگندي که در پيشگاه قرآن کريم و در برابر ملت ايران به خداوند متعال ياد نموده است که پاسدار آن باشد حسب اصل 96 قانون اساسي مورد اشاره رئيس جمهور تشخيص عدم مغايرت مصوبات مجلس شوراي اسلا مي با احکام اسلا م با اکثريت فقهاي شوراي نگهبان است و تشخيص عدم تعارض آنها با قانون اساسي برعهده اکثريت همه اعضاي شوراي نگهبان است حال چگونه رئيس جمهور نامه اي به دبير شوراي نگهبان مي فرستند و به ايشان که عضو فقهاي شوراي نگهبان است، متذکر مي گردد  که تشخيص شوراي نگهبان منطبق با قانون اساسي نبوده است.

رئيس جمهور هم اکنون 5  سال است که در جايگاه رئيس جمهور مسئوليت اجراي قوانين را برعهده دارند اما دبير شوراي نگهبان از بدو تشکيل اين شورا چه در زمان امام خميني(ره) و چه هم اکنون با حکم مقام معظم رهبري عضو فقهاي شوراي نگهبان و سالهاست که دبير اين شورا مي باشند، فردي که 30 سال است  مسئول تشخيص عدم مغايرت مصوبات مجلس با احکام اسلام و قانون اساسي مي باشد، متوجه اين تعارض نشده است، اما زير مجموعه رئيس جمهور که نامه اي پر از تعارض را نوشته‌اند متوجه اين تعارض هستند و بر خلا ف اصل 96 قانون اساسي، در شرح وظايف رئيس جمهور، شرح وظيفه جديد يعني تشخيص عدم مغايرت مصوبات با شرع و نيز عدم تعارض آنها را با قانون اساسي براي خود تعريف مي کنند. وظيفه رئيس جمهور برابر ماده 1 قانون مدني که مقرر مي دارد مصوبات مجلس شوراي اسلا مي به رئيس جمهور ابلا غ و رئيس جمهور بايد ظرف 5 روز آن را امضا و به دولت ابلا غ نموده و دولت موظف است ظرف مدت 48 ساعت آن را منتشر نمايد.


تهران امروز

«كشتي آزادي و چالش‌هاي كاخ سفيد» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم فرامرز قراباغي است كه در آن مي‌خوانيد:
تحولات اخير در منطقه خاورميانه پس از يورش فاشيستي سربازان رژيم اشغالگر قدس به كشتي حامل كمك‌هاي انسان‌دوستانه در آب‌هاي آزاد و شهيد و مجروح ساختن ده‌ها سرنشين بي‌سلاح، صلح‌دوست و هوادار حقوق‌بشر، بيش از آن كه رژيم صهيونيستي را به چالش بكشد، دعاوي به ظاهر صلح‌دوستانه باراك اوباما، رئيس‌جمهوري ايالات‌متحده را به چالش كشيده است.
رژيم صهيونيستي بارها و بارها ثابت كرده كه به هيچ يك از اصول و موازين حقوق بين‌الملل پايبند نيست. رفتارهاي تروريستي و جنون‌آميز سران و تروريست‌هاي رژيم صهيونيستي را مي‌توان از جنايتي كه در «دير ياسين»  مرتكب شدند، تا كشتار در «قانا» ، «صبرا»  و «شتيلا»  پي گرفت. در تمام اين مدت دولت ايالات‌متحده نه تنها حق كه وظيفه خود مي‌دانست در هرشرايط و اوضاع و احوالي به پشتيباني از رژيم صهيونيستي برخيزد و حقوق حقه و غيرقابل انكار ملت فلسطين را ناديده انگارد.

از زمان پايان جنگ جهاني دوم – و به ويژه تاسيس رژيم صهيونيستي – دولت ايالات‌متحده همواره به عنوان مهم‌ترين و بزرگ‌ترين حامي و پشتيبان اين رژيم به شمار مي‌رفته است به‌گونه‌اي كه بخش مهمي از ديپلماسي آمريكا به‌ويژه ديپلماسي خاورميانه‌اي آن، تحت‌الشعاع حمايت بي‌چون و چرا از آنچه رژيم اسرائيل مي‌خواند، قرار داشته است.
ايالات‌متحده نه‌تنها در تاسيس و رشد دولت صهيونيستي مهم‌ترين نقش را داشته است، بلكه اسرائيل بخشي از دكترين نفوذ محور آمريكا در خاورميانه عربي و سياست‌هاي آسيايي – آفريقايي كاخ‌سفيد به شمار مي‌رفته و مي‌رود.

حضور اوباما در كاخ سفيد و گفتمان آشتي‌جويانه‌اي كه او براي نزديك ساختن امت‌ها و اديان، نژادها و جوامع مختلف در پيش گرفته بود – و به ويژه براي كاهش اثرات آنچه اسلامگرايي با صبغه بنيادگرايي توصيف مي‌شود بر افكار عمومي جهان و مسلمانان – بسياري از اشخاص زودباور را تحت تاثير قرار داد. مبتني بر گفتمان آشتي‌جويانه‌اي كه اوباما مبتكر آن بود، برخورداري پيروان اديان مختلف از احترام متقابل و برابر، يكي از ويژگي‌هاي رويكرد نوين فرهنگي – سياسي و رسانه‌اي كاخ‌سفيد محسوب مي‌شد.


رسالت

«از مرزهاي نرم نظام پاسداري کنيم» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم دکتر امير محبيان است كه در آن مي‌خوانيد:
مفاهيمي چون حريم،حرمت و احترام از يک ريشه سرچشمه مي گيرند؛در لغت نامه دهخدا نوشته شده است:  احترام از ريشه حرم گرفته شده که به معناي حرمت نگه داشتن است.

احترام در اصطلاح عرفي به معناي گرامي داشت و بزرگداشت و تعظيم شخص است که بي ارتباط با معناي لغوي آن نيز نيست؛ زيرا شخص، چيز، جا يا زمان محترم، داراي حرمت و حريمي است که حفظ آن لازم و هتک آن نارواست. و نيز گفته اند حرمتها پرده هاي نازکي هستند که اگر يک بار پاره شوند، براي دفعات بعد راحت دريده مي شوند! اما اين که چرا به اين مفاهيم تا بدين حد در روابط اجتماعي و بويژه در آموزه هاي ديني اهميت داده شده است پرسشي است که در جاي ديگري بايد بدان پاسخ گفت،اما در يک نکته نمي توان ترديد کرد و آن اينست که ازآن رو اين مفاهيم تا اين حد مورد تاکيد قرار گرفته که بقاي روابط اجتماعي خردمندانه بسته به آن است؛البته شايد بتوان به جوامعي اشاره کرد که حرمت ها و حريم ها در آن مخدوش شده اند و آن جامعه به ظاهر بر پا ايستاده است ولي بواقع جوامع فاقد حريم و حرمت جامعه اي انساني نيست.

مفاهيمي چون حريم،حرمت و احترام از يک ريشه سرچشمه مي گيرند؛در لغت نامه دهخدا نوشته شده است:  احترام از ريشه حرم گرفته شده که به معناي حرمت نگه داشتن است. احترام در اصطلاح عرفي به معناي گرامي داشت و بزرگداشت و تعظيم شخص است که بي ارتباط با معناي لغوي آن نيز نيست؛ زيرا شخص، چيز، جا يا زمان محترم، داراي حرمت و حريمي است که حفظ آن لازم و هتک آن نارواست.

و نيز گفته اند حرمتها پرده هاي نازکي هستند که اگر يک بار پاره شوند، براي دفعات بعد راحت دريده مي شوند! اما اين که چرا به اين مفاهيم تا بدين حد در روابط اجتماعي و بويژه در آموزه هاي ديني اهميت داده شده است پرسشي است که در جاي ديگري بايد بدان پاسخ گفت،اما در يک نکته نمي توان ترديد کرد و آن اينست که ازآن رو اين مفاهيم تا اين حد مورد تاکيد قرار گرفته که بقاي روابط اجتماعي خردمندانه بسته به آن است؛البته شايد بتوان به جوامعي اشاره کرد که حرمت ها و حريم ها در آن مخدوش شده اند و آن جامعه به ظاهر بر پا ايستاده است ولي بواقع جوامع فاقد حريم و حرمت جامعه اي انساني نيست.
در يک جامعه حرمت هاي بسياري وجود دارد که بايد از آن نگهباني کرد.


ابتكار

«راهبرد جديد امنيت ملي آمريکا و موقعيت پيش رو» عنوان سرمقالهِ‌روزنامه ابتكار به قلم محمد جواد رنجکش، استاديار روابط بين الملل دانشگاه فردوسي مشهد است كه در آن مي‌خوانيد:
در تاريخ 27مي سال جاري ميلادي، دولت آمريکا سند راهبردي جديد امنيت ملي خود را منتشر کرد. با توجه به جايگاه اين کشور در نظام و ساختار نظام بين‌لملل، ين سند علاوه بر رهنمودهايي که براي اين کشور در رفتارهاي داخلي و خارجي به جاي خواهد گذاشت، حاوي نکات ارزشمند وظريفي براي ساير کشورها و بازيگران ازجمله کشورمان است.

هر رئيس جمهور تازه وارد در آمريکا ملزم به ارائه استراتژي امنيت ملي به کنگره است. بعضي از اين اسناد فقط در حد انتزاع بوده و شايان توجه نيستند. اما بقيه راهنمايي براي آينده محسوب مي‌شوند. يکي از اين راهبردها، سندي بود که جورج بوش (پسر) درسال 2002 آنرا امضا و بر اساس آن آمريکا هشدار مي‌داد که عليه دشمناني که درصدد دستيابي به فناوري‌هاي نظامي خطرناک هستند وارد عمل مي‌گردد; حتي قبل از آنکه اين امر به صورت تهديد عملي و جدي درآيد. سال بعد (2003) دولت بوش اين آموزه را جهت توجيه حمله به عراق و سرنگوني صدام حسين به کار گرفت. راهبرد امنيت ملي اوباما حاوي تاکيدات متفاوتي است.

اوباما با حمله به عراق مخالفت ورزيده و راهبرد جديد وي در بردارنده آموزه پيشگيرانه دولت بوش نيست. اين راهبرد عنوان مي‌دارد که ايالات متحده بايستي به عنوان آخرين حربه حق اقدام يک‌جانبه را براي خود محفوظ دارد البته به شرطي که با استانداردهاي حاکم بر کاربرد زور موافق و هماهنگ باشد.

تفاوت ديگر ميان رهافت‌هاي بوش و اوباما در برآورد آنها از قدرت آمريکا است. در حالي‌که بوش بر توان و نفوذ بي‌سابقه و نابرابر اين کشور تاکيد مي‌نمود، شناخت اوباما از قدرت آمريکا بر پايه محدوديت است. در سند راهبردي اوباما آمده است که هيچ ملتي هر قدر هم که قوي باشد، نمي‌تواند به تنهايي با چالش‌هاي جهاني دست و پنجه نرم کند. اما نکته بديع سند دولت اوباما نسبت به بوش آن است که کمتر آرمان‌گرايانه است. به بيان بوش، هدف اين دولت گسترش موازنه قدرتي بود که به نفع آزادي تمام مي‌شد. اوباما گسترش دموکراسي حتي با توسل به زور را جايگزين مي‌کند. هر چند در رهافت اوباما نياز به دفاع از ارزش‌هاي جهاني واهميت حفظ آنها در داخل آمريکا مورد شناسايي قرار گرفته، اما در عين حال اين نکته را نيز گوشزد مي‌کند که آمريکا درصدد تحميل سيستم حکومتي بر هيچ کشوري نيست. سند جديد فقط اذعان مي‌دارد که آمريکا به دنبال مداخله اصولي در رژيم‌هاي غير دموکراتيک است.


جمهوري اسلامي

«ارزيابي نگاه جديد تركيه به رژيم صهيونيستي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد؛مناسبات تركيه و رژيم صهيونيستي پس از حمله وحشيانه ارتش اين رژيم به كاروان بين‌المللي كمك رساني به مردم غزه و كشتار تعدادي از شهروندان تركيه‌اي حاضر در اين كاروان، وارد مرحله جديدي شده است.

در جريان تهاجم ددمنشانه كماندوهاي صهيونيست به كاروان امدادرساني دست كم 9 شهروند تركيه‌اي به قتل رسيدند. در پي اين حادثه، دولت تركيه خواستار عذرخواهي رسمي تل آويو و مجازات عاملان اين جنايت شد. طي چند روز گذشته، سراسر تركيه صحنه اعتراضات گسترده مردمي عليه رژيم صهيونيستي بود و مردم اين كشور خواستار قطع رابطه با اين رژيم شدند.
رجب طيب اردوغان، نخست‌وزير تركيه در واكنش به جنايت اخير صهيونيستها، زمامداران تل آويو را آدمكش و تروريست دانست و هشدار داد صبر تركيه درحال لبريز شدن است. اردوغان، خطاب به سران رژيم صهيونيستي آنها را دروغگو و منافق خواند و اظهار داشت آنها به هر جنايتي دست مي‌زنند ولي باز هم از يهودي ستيزي دم مي‌زنند. روابط آنكارا و تل آويو اكنون در تيره‌ترين حالت طي چند دهه اخير قرار گرفته است درحالي كه تا چندي پيش، تركيه نزديكترين متحد رژيم صهيونيستي در منطقه و در ميان كشورهاي اسلامي بود.

تا قبل از روي كار آمدن دولت اسلام گراي اردوغان، نزديكي روابط رژيم صهيونيستي و تركيه تا به آن حد بود كه صهيونيستها، تركيه را موطن دوم خود تلقي كرده و تعطيلات خود را عملا در جزاير تركيه سپري مي‌كردند و سردمداران صهيونيست به سبب روابط ويژه با دولتهاي لائيك تركيه احساس سرمستي مي‌نمودند.
رژيم صهيونيستي ميلياردها دلار قرارداد نظامي با تركيه امضا كرده بود و مناسبات تجاري در سطح بسيار بالايي قرار داشت، اما اكنون اين ماه عسل درحال پايان يافتن است.


آفرينش

«اوقات فراغت و تداوم معضل» غنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در آن مي‌خوانيد:
با نگاهي به هرم سني و جمعيتي ايران درمي يابيم که جمعيت ايران جمعيتي جوان است. همين جوان بودن در کنار توجه به ميليون ها نوجوان و دانش آموز اهميت مسئله اي را به نام چگونگي برنامه ريزي و برخورد با اوقات فراغت اين توده دهها ميليوني مهمتر مي نمايد.

در واقع اوقات فراغت در کشوري همانند ما هرساله با نزديک شدن به تابستان مسئله اي مهمتر مي نمايد چه اينکه هرچند حدود 17 دستگاه به طور مستقيم و 24 دستگاه به طور غيرمستقيم با اوقات فراغت ميليون ها دانش آموز، نوجوان و جوان ايراني سروکار دارند اما نشانه ها و نتايج حاکي از ناتواني در نوع به کارگيري اهرم و سياست هاي مناسب براي پرکردن اوقات فراغت طيف رنگين کماني دانش آموزان و جوانان است. در اين حال آمارها حکايت از ناآشنابودن و يا نارضايتي اکثريت دانش آموزان و جوانان از برنامه هاي فراغتي پيش بيني شده دارد.

در اين بين از يک سو بايد يادآورشد که اگر با نگاهي آسيب شناختي به روند چندين ساله برنامه ريزي و گذران اوقات فراغت دانش آموزان و جوانان بنگريم چندمسئله مشهودتر به نظرمي رسد نخست آنکه هرچند شرايط نوين زماني و مکاني باعث تحول در نگاه به مسئله اوقات فراغت در بسياري از کشورها شده است و بسياري از متفکران و کارشناسان جهاني از آن به عنوان فرصتي طلايي ياد مي کنند.

اما به نظرمي رسد نگاه به مسئله اوقات فراغت در کشور، هنوز سنتي و کهنه است نگاهي که بي شک با توجه به روزآمد نبودن آن نمي تواند پاسخگوي طيف گسترده جوانان و دانش آموزان باشد دوم آنکه هرچند اکنون طرح جامع غني سازي اوقات فراغت مدنظر برخي از مسئولان قرارگرفته است اما آنچه اکنون وجوددارد حکايت از تعدد تصميم گيري ها، موازي کاري ها و ناتواني دستگاه ها در جلب داوطلبانه ميليون ها نوجوان و جوان ايراني به برنامه هاي خود است.


آرمان

«کاهش نرخ تورم واقعي يا ...» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم دکتر حسين قاسمي است كه در آن مي‌خوانيد:
ظرف روزهاي اخير ارائه آمار کاهش نرخ تورم در ارديبهشت سال جاري 9/9درصد توسط رئيس کل بانک مرکزي اعلام گرديد که قطعا ارائه آمارهائي مانند کاهش نرخ تورم هر شهروند ايراني را شادمان مي‌سازد، زيرا سالهاست که بيش از نيمي از جمعيت کشور با تورم درگيرند و هر سال عليرغم ارائه آمار کاهش نرخ تورم شاهد افزايش قيمت کالاهاي اساسي مي‌باشيم که نسبت آن به مراتب بيشتر از افزايش ميزان حقوق کارگران و کارمندان و ساير حقوق‌بگيران است.

بنا به قول رئيس کل بانک مرکزي شاخص نرخ تورم تنها سه بار تک رقمي شده، رفاه و آسايش و تامين معاش چه ميزان با زمان فوق برابري دارد، جاي سئوال است که بانک مرکزي مي‌بايست به آن پاسخ دهد، البته جاي شک نيست که با اين سئوال پاي عملکرد برخي وزارتخانه‌ها، صنايع و ومعادن، کشاورزي و... به ميان خواهد آمد. در اين جا لازم است به نکات مصاحبه ايشان با ايسنا اشاره شود.

ايشان علل تورم را مديريت کنترل منابع و مصارف و تخصيص صحيح اين منابع به بخشهاي صنعت، کشاورزي و بازرگاني مي داند، در حاليکه عوامل ياد شده پارامترهاي موثر در اعمال سياستهاي انقباضي است، اما در سال گذشته که برنامه بودجه ارائه گرديد و انقباضي بودن آن مورد نقد قرار گرفت، بسياري از مديران اقتصادي سخن از انبساطي بودن بودجه کردند، در حاليکه اکنون تلويحا عامل کاهش نرخ تورم را عواملي بيان مي‌دارند که حاکي از انقباضي بودن بودجه سال گذشته است و همين بودجه گلوگاههاي قابل توجهي را در بخش صنعت و کشاورزي و تعاونيها بوجود آورد و از طرفي با فرار نقدينگي به سمت واردات با افزايش غير قابل انتظار آن روبرو شديم، پس يا انقباضي بودن بودجه صحيح بوده و يا آمار کاهش تورم قابل بررسي مجدد است.
 

دنياي اقتصاد

«قانوني بنويسيم‌كه اجرا شود» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمد صادق جنان‌صفت است كه در ان مي‌خوانيد:
روز گذشته شماري از فعالان بخش خصوصي در اتاق بازرگاني ايران و در حضور وزير بازرگاني، انتقادهاي خود از شكل و ماهيت لايحه تهيه شده براي برنامه پنجم را طرح كردند.
عدم معرفي تهيه‌كنندگان لايحه، ناديده گرفتن فضاي مناسب براي كسب‌وكار، ارائه لايحه بدون اسناد پشتيبان به اكثريت فعالان بخش خصوصي، بزرگ‌تر شدن حجم تصدي‌گري و دايره حكمراني دولت در صورت اجراي لايحه دولت از مهم‌ترين انتقادهايي بود كه در اين نشست مطرح شد.

انتقادهاي ياد شده به ويژه ناشناس بودن گروه فكري برنامه‌ريز، هركدام در جاي خود واجد اهميت است و احتمالا در هفته‌هاي آتي پاسخ مناسب به اين ابهام‌ها داده خواهد شد. اما دو نكته فوق‌العاده پراهميت نيز درباره برنامه پنجم وجود دارد كه به‌صورت مقدماتي به آنها اشاره مي‌شود تا در روزهاي آتي بيشتر كالبدشكافي شوند.

نكته بسيار بااهميت در فرآيند تدوين و تصويب قانون برنامه پنجم كه قرار است در دستور كار مجلس قرار گيرد، رسيدن به درك و فهم مشترك يا نزديك سياستگذاران دولتي و قانونگذاران درباره ماهيت توسعه و ماهيت خود قانون است. فقدان درك و فهم و استنباط مشترك از قانون در سال‌هاي اخير به ويژه در همين روزها به موضوعي بحث‌برانگيز تبديل شده است. روساي قواي مجلس و دولت در اين روزها هركدام با استدلال‌هايي خاص و مبتني بر درك نهادي كه در راس آن قرار دارند ديگري را به عبور از قانون يا عدم اجراي قانون متهم مي‌كنند. نامه روز گذشته رييس‌جمهور به شوراي نگهبان نتيجه و برآيند بحث‌هايي است كه در هفته‌هاي گذشته اتفاق افتاده است. اين وضعيت موجب تعطيل يا تاخير در اجراي برخي مصوبات قانوني شده و نوعي سردرگمي ايجاد كرده است.

سابقه اختلاف‌نظر در فهم و درك از قانون مصوب ميان مجلس و دولت درباره قانون هدفمند كردن يارانه‌ها كه پس از ماه‌ها رايزني ديده شد از بارزترين مصداق‌هاي اين مفهوم است.اين پديده عجيب اگر تداوم يابد و مجلس و دولت قانوني تصويب كنند كه هر كدام استنباط و برداشت خود را از آن دارد و قرار است كه به مدت 5 سال به عنوان يك سند بالادستي محور سياستگذاري‌هاي گوناگون باشد، برابعاد دشواري‌ها مي‌افزايد.


جهان صنعت

«از طلا گشتن پشيمان گشته‌ايم» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم محمدحسين مهرزاد است كه در آن مي‌خوانيد:
ديروز مرکز آمار ايران در گزارشي از افزايش 3/4 درصدي قيمت مسکن در زمستان گذشته نسبت به مدت مشابه سال پيش از آن خبر داد.
دو روز پيش هم محمد عباسي، وزير تعاون گفته بود که غول اشتغال را مانند غول مسکن از پاي در مي‌آوريم.

اين دو جمله را که کنار هم گذاشتيم راهي نماند جز اينکه به جناب وزير تعاون عرض کنيم اگر قرار است غول اشتغال را هم با اين شيوه از پاي درآوريد، خواهش مي‌کنيم کاري به اين غول نداشته باشيد چراکه به اندازه کافي مردم از بيکاري در رنج هستند. همان يک غول کافي است!


پول

«تاثير حذف يارانه‌ها بر صنايع» عنوان سرمقاله روزنامه پول به قلم احمد پور‌فلاح است كه در آن مي‌خوانيد:
در ارتباط با لايحه هدفمند‌کردن يارانه‌ها تا‌کنون جداول و گزينه‌هاي متعدد و متنوعي مطرح و پيشنهاد شده است که بر مبناي آخرين اطلاعات، 9گزينه انتخاب و در معرض مطالعه و تصميم‌گيري نهايي قرار گرفته است.

 ما فرض را بر گزينه‌اي مي‌گذاريم که دولت از محل افزايش قيمت ‌حامل‌هاي انرژي برابر جدول زير که قرار است ظرف پنج‌سال محقق شود،‌براي سال 89درآمدي معادل 20000000000000(20‌هزار‌ميليارد) تومان يا 20‌ميليارد دلار درآمد کسب کند و به نسبت 50درصد آن ميان آحاد جامعه، 30درصد به بخش مولد کشور و 20درصد براي تامين نيازهاي خود دولت باز‌توزيع شود.

بر مبناي يکي از گزينه‌هاي مربوط به روند تعديل يا تصحيح قيمت‌هاي حامل انرژي قرار است:
بنزين موتور از هر ليتر 1000ريال به 4000ريال افزايش يابد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟