از شمیران تا بیرجند؛

بازخوانی تاریخ/ ماجرای خودکشی دکتر مصدق از ترس سرپاس مختاری!

سال ۱۳۱۹ خورشیدی، یک سال پیش از پایان سلطنت رضاشاه، جنگ جهانی دوم در اروپا آغاز شده بود و ایران با اعلام بی‌طرفی، خود را از آتش آن دور می‌پنداشت. در داخل کشور، اما فضا سنگین بود.
کد خبر: ۱۳۹۵۷۶۳
| |
2002 بازدید
|
۴

بازخوانی تاریخ/ ماجرای خودکشی دکتر مصدق!

به گزارش تابناک ، در این شرایط ، شهربانی کل کشور به صورت یک پلیس سیاسی به ریاست سرپاس مختاری بر همه‌جا نظارت داشت و بازداشت‌های بی‌اعلام دلیل، تبعید به شهر‌های دورافتاده و مرگ‌های مشکوک زندانیان، در حافظهٔ رجال قدیمی مشروطه حضوری دائمی داشت،

سرپاس مختاری که بود ؟!

رکن‌الدین مختاری از افسران شهربانی دوران رضاشاه بود که در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۱۵ تا شهریور ۱۳۲۰ ریاست کل شهربانی کشور را برعهده داشت. عنوان «سرپاس» در آن دوره معادل درجهٔ سرتیپی در شهربانی بود.

سرپاس مختاری در دوران نهضت جنگل رئیس نظمیهٔ رشت بود و هنگام ورود جنگلی‌ها به شهر به اسارت درآمد. صدرالاشرف، رئیس عدلیهٔ گیلان که خود در همان ماجرا بازداشت شده بود، در خاطراتش از توقیف او یاد کرده است

سرپاس مختاری در دوران نهضت جنگل رئیس نظمیهٔ رشت بود و هنگام ورود جنگلی‌ها به شهر به اسارت یاران میرزا کوچک خان جنگلی درآمد. صدرالاشرف، رئیس عدلیهٔ گیلان که خود در همان ماجرا بازداشت شده بود، در خاطراتش از توقیف او یاد کرده است.

 سرپاس مختاری در جریان کودتای ۱۲۹۹ معاون نظمیهٔ تهران بود و بعدها به ریاست نظمیهٔ تهران و چند ولایت رسید.

در فروردین ۱۳۱۵ با ارتقا به درجهٔ سرپاسی، ریاست شهربانی کل کشور به او سپرده شد. این سال‌ها با نظارت گستردهٔ دولت بر جامعه همراه بود: کنترل رفت‌وآمد رجال و مخالفان، بازداشت افرادی که دلیل بازداشتشان اعلام نمی‌شد، و تبعید برخی شخصیت‌ها به شهرستان‌ها.

بازخوانی تاریخ/ ماجرای خودکشی دکتر مصدق از ترس سرپاس مختاری!

نکته جالب اینکه حتی اجرای مقررات مربوط به پوشاک، مثل کلاه پهلوی و بعدها کلاه شاپو، نیز از طریق شهربانی پیگیری می‌شد. شاعرانی چون ملک‌الشعرای بهار از ظلم و سخت‌گیری سرپاس مختاری یاد کرده اند.

نکته جالب و عجیب دیگر  این بود که سرپاس مختاری نوازنده  بسیار چیره دست ویولن بود!

 در چنین روزگاری، محمد مصدق، نمایندهٔ پیشین مجلس که سال‌ها بود از سیاست کناره گرفته بود، بازداشت و به‌سوی تبعید روانه شد.

 روایت زیر را فرزندش، دکتر غلامحسین مصدق، سال‌ها بعد در گفت‌و‌گو با پروژهٔ تاریخ شفاهی ایران بازگو کرده است:

> اواخر سلطنت رضاشاه بود، یک روزی آمدند پدر مرا گرفتند بردند حبس. هیچ علتش هم معلوم نشد. تا همین امروز هم ما نفهمیدیم علتش چه بود. روز پنجم تیر، خاطرم هست در شمیران هوا هم گرم بود. آمدند پدر مرا گرفتند، پدر من هیچ کتاب مهمی نداشت همه کتابخانه‌اش را چندسال پیش به دانشگاه حقوق هدیه کرده بود. آنوقت که پدرم را بردند به حبس،

عهد سرپاس مختاری بود. شهربانی یک ۱۵ روزی نگه داشتند، آمدند بازدید خانه هر چه بود برداشتند بردند. حتی یادم می‌آید پسر جوانی که بازرس شهربانی بود، جوانکی بود که لیسانسیه حقوق هم بود. پدر من یک کتاب داشت به نام «مرامنامه دموکرات ضد تشکیلی»، یک همچین چیزی بود مال قدیم در دوره مشروطیت بود آن جوان آمد و گفت «زود کتاب را جمعش کنید، قایمش کنید که اگر این کتاب را گیر بیاورند ۲۰ سال حبس برایتان می‌نویسند.» 

حتی یادم می‌آید پسر جوانی که بازرس شهربانی بود، جوانکی بود که لیسانسیه حقوق هم بود. پدر من یک کتاب داشت به نام «مرامنامه دموکرات ضد تشکیلی»، یک همچین چیزی بود مال قدیم در دوره مشروطیت بود آن جوان آمد و گفت «زود کتاب را جمعش کنید، قایمش کنید که اگر این کتاب را گیر بیاورند ۲۰ سال حبس برایتان می‌نویسند.

 آمدند و اتومبیل ما را به زور گرفتند با شوفر خودشان و پدر من را انداختند توی اتومبیل و همانروزی بود که خواهر من، خواهر کوچک من می‌رفتند که غذا ببرند برای پدرم که در شهربانی بود. دید که پدر مرا لوله کرده‌اند و او نمی‌خواست برود، به زور طناب پیچش کردند و انداختند توی اتومبیل و او را بردند. خواهر من دیوانه شد، هنوز هم در سوئیس است. یک شوک شدید روحی به خواهر من دست داد.

پدر من همیشه همراه خودش یک سری دوا داشت، دوای سردرد، دوای خواب و دوای مسکن داشت. آن وقت‌ها هرکس را می‌برند به ولایات می‌کشتندش. نصرت‌الدوله را بردند خفه‌اش کردند در سمنان و... گفت مرا که می‌برند مرا به طرف مرگ می‌فرستند چرا به دست اینها کشته شوم بگذار خودم به دست خودم... تمام این دوا‌ها را که داشت همه را خورد و بیهوش شده بود. خدا نخواست که بمیرد در راه پیچ در پیچ مشهد که می‌رفتند فیروزکوه، آنجا حالش به هم خورد و همه را قی کرده بود (بالا آورده بود).

معصومه دختر کوچک مصدق به دلیل این اتفاق و سایر مشکلاتی که برای خانواده مصدق روی داده بود ، دچار شرایط روحی و روانی حاد شد و تا پایان عمر در آسایشگاهی در سوئیس زندگی کرد.

مصدق، از نخست وزیری تا دفن امانی در تبعید

دکتر محمد مصدق حدود سال ۱۲۶۱ در تهران به دنیا آمد. مادرش نجم‌السلطنه از خاندان قاجار بود و پدرش میرزا هدایت‌الله وزیر دفتر، از دیوانیان مالی دوران ناصرالدین‌شاه. او در نوجوانی وارد کار دیوانی شد و در خراسان به امور مالیاتی پرداخت.

مصدق برای تحصیل به فرانسه و سپس سوئیس رفت و در دانشگاه نوشاتل دکترای حقوق گرفت. آن‌طور که نوشته‌اند، او از نخستین ایرانیانی بود که در این رشته دکترای اروپایی داشتند..

بازخوانی تاریخ/ ماجرای خودکشی دکتر مصدق!

 در سال‌های ۱۳۰۴ و ۱۳۰۵ که مجلس مؤسسان سلطنت را به رضاخان سپرد، مصدق از معدود نمایندگانی بود که آشکارا با انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی مخالفت کرد. پس از آن به‌تدریج از عرصهٔ سیاست کنار رفت و دوران انزوا و نظارت‌شده‌ای را در املاک و خانه‌اش گذراند، تا بازداشت سال ۱۳۱۹. تبعید او در سال ۱۳۱۹ به بیرجند رسید و تا شهریور ۱۳۲۰ و برکناری رضاشاه ادامه یافت. پس از آن به تهران بازگشت و دوباره وارد مجلس شد.

مصدق در سال ۱۳۳۰ نخست‌وزیر شد و قانون ملی شدن صنعت نفت اجرا شد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سه سال زندانی بود و بعد تا پایان عمر در ۱۳۴۵ در احمدآباد تحت نظر ماند.مصدق در خانه خود در روستای احمد آباد نزدیک به آبیک قزوین دفن است.

عاقبت سرپاس مختاری 

سرپاس مختاری در ۲۶ شهریور ۱۳۲۰ از ریاست شهربانی برکنار شد. او بلافاصله به فکر خروج از ایران افتاد، اما برای فروش اثاثیه و تهیه پول تا اواخر مهرماه در تهران ماند. در اوایل آبان، هنگام تلاش برای خروج از راه کرمانشاه، به دستور دادستان دیوان کیفر دستگیر و به تهران آورده شد. 

محاکمهٔ او و عوامل شهربانی از پرسروصداترین محاکمه‌های پس از شهریور ۱۳۲۰ بود. اتهام‌هایش شامل ۱۸۳ فقره بازداشت غیرقانونی و معاونت در قتل شیخ خزعل، نصرت‌الدوله فیروز و عبدالحسین دیبا بود و سنگین‌ترین حکم، یعنی هشت سال حبس با اعمال شاقه، دربارهٔ او قطعی شد.

نکته جالب دیگر این بود که  احمد کسروی مورخ معروف و اسلام ستیز مشهور ، وکیل تسخیری سرپاس مختاری و پزشک احمدی بود. پزشک احمدی اعدام شد، اما مختاری به زندان محکوم شد. 

نکته جالب دیگر این بود که  احمد کسروی مورخ معروف و اسلام ستیز مشهور ، وکیل تسخیری سرپاس مختاری و پزشک احمدی بود. پزشک احمدی اعدام شد، اما مختاری به زندان محکوم شد. 

سرپاس مختاری پیش از پایان دوره محکومیتش  در فروردین ۱۳۲۷ عفو شد و گفته می‌شود  محمدرضا شاه یک میلیون ریال به او پاداش داد. 

 

بمختاری در زندان قطعاتی ساخت و پس از آزادی به موسیقی بازگشت. اداره هنرهای بازخوانی تاریخ/ ماجرای خودکشی دکتر مصدق!زیبا او را به ریاست یک مدرسهٔ شبانهٔ موسیقی گماشت و در سال ۱۳۳۵ عضو هیئت مدیرهٔ انجمن اشاعه و اعتلای موسیقی شد. او در موسیقی ایرانی «پیش‌درآمد» را ابداع کرد و شیوه‌ای هم به نام «رکنی» به او نسبت داده‌اند.

سرپاس مختاری بیست و نهم تیرماه ۱۳۵۰ در ۸۴ سالگی پس از عمل جراحی سرطان روده در تهران درگذشت. 

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۵۲ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۲
مصدق عوامفریب بود
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۰:۱۰ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۲
تنها سیاستمدار دلسوز و باسوادی بود که عمیقا به فکر پیشرفت ایران بود
دنا اورمزد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۲
پس مصدق طرفدار قاجاریه بود!!!!

سرپاس مختاری هم شیخ خزعل تجزیه طلب را به سزای اعمالش رساند.....
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۵۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۲
تیتر انتخابیت یادآور نوع توهین هاییه که سیاستمداران و رسانه های دولتی انگلیس و آمریکا در زمان کودتا به مصدق می کردند!
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟