افشای دلایل اسرائیل برای ترور شهیدان لاریجانی و خرازی/ اینترنت جاسوسان داخلی از کجا تامین میشد؟/ چارهای جز داشتن سلاح هستهای نداریم

تابناک در قالب برنامه «روبروی تصویر» گفتوگویی با احسان تقدسی، فعال و پژوهشگر حوزه رسانه داشته که در این گفتوگو، تصاویر مختلفی در حوزههای سیاست، امنیت، رسانه، ورزش، اقتصاد و فناوری به نمایش درآمده و این پژوهشگر رسانه درباره هر یک از این تصاویر و موضوعات مرتبط با آنها به بیان دیدگاههای خود پرداخته است. از ترور شهیدان علی لاریجانی تا ارزیابی عملکرد صداوسیما و مدیریت پیمان جبلی تا نقش هوش مصنوعی در حوزههای امنیتی، توان موشکی ایران، تحولات سیاسی، کودتای ۲۸ مرداد و وقایع اخیر، استفاده از مستشاران خارجی و حتی عملکرد کارلوس کیروش در فوتبال ایران.
در ادامه متن کامل این گفتوگو را میخوانید.

برنامه را با تصویر رهبر شهید انقلاب آغاز میکنیم...
ساعتی که دفتر آقا را هدف قرار دادند، محل کار من نسبتاً نزدیک بود. آن لحظات برای من بسیار عجیب بود. شخصاً لحظاتی توأم با حیرت را تجربه کردم؛ صدای انفجار و سایر نشانهها و بعد، دودی که به آسمان رفت. این اتفاق، از بدترین لحظات زندگی من بود. ما بسیاری از نزدیکان و عزیزانمان را از دست دادهایم، اما برای شخص من، از همه آنها سختتر، لحظه شهادت آقا بود؛ زمانی که صبح روز بعد از این اتفاق، خبر شهادت ایشان اعلام شد. فکر نمیکردیم دیگر داغی بالاتر از داغ حاج قاسم را تجربه کنیم، اما داغ رهبر شهیدمان بسیار سنگین و بزرگ بود و هنوز هم این داغ برای ما سرد نشده است. آن وداع و تشییع که در ایران و بخصوص در عراق اتفاق افتاد، عظمت وجودی ایشان را بیش از پیش به ما نشان داد. ای کاش ما قدر ایشان را بیشتر میفهمیدیم و میدانستیم.
تابناک: اگر فرصت پیش میآمد و میتوانستید یک دیدار خصوصی با رهبر شهید انقلاب داشته باشید، در یک جمله به ایشان چه میگفتید؟
میگفتم: «دوستتان دارم.»

تابناک: در تصویر بعد، دو شهید عزیز و فعال در عرصه سیاست خارجی و تصمیمسازی کلان برای کشور را میبینیم که در جنگ رمضان به شهادت رسیدند. درباره کدامیک میخواهید صحبت کنید؟
یک وجه اشتراک بین کمال خرازی و علی لاریجانی وجود دارد و آن این است که هر دو نفر، پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه، اعلام کردند که اگر مورد هجمه قرار بگیریم، دکترین هستهای ما تغییر خواهد کرد. هر دو از چهرههای مؤثر بودند؛ یکی مشاور رهبر شهید بود و دیگری دبیر شورای عالی امنیت ملی. من فکر میکنم اسرائیل برای جلوگیری از تغییر دکترین هستهای ما، این دو عزیز را به شهادت رساند. من معتقدم برای اینکه بتوانیم بازدارندگی ایجاد کنیم، ناچاریم به سمت سلاح هستهای برویم. کشوری که بارها از سوی ترامپ با تهدیدات تمدنی مواجه شده است، نمیتواند سلاح هستهای نداشته باشد و ما در شرایط کنونی چارهای جز حرکت به سمت سلاح هستهای نداریم. در داخل کشور نیز برخی تلاش میکنند بگویند سلاح هستهای بازدارندگی ایجاد نمیکند و برای این دیدگاه مثالهایی هم مطرح میکنند. اما جهت اطلاع عرض میکنم که در شرایط بحرانی کنونی جهان، میان کشورهای دارای سلاح هستهای، شاهد افزایش تولید این سلاح تا سال ۲۰۲۶ هستیم. بنابراین، سلاح هستهای بازدارندگی ایجاد خواهد کرد.
تابناک: اخیراً نیز گزارشی در یکی از رسانههای خارجی منتشر شده بود که مدعی شده بود رهبری جدید تمایل بیشتری به ایجاد این تغییر، در واقع در استراتژی هستهای، دارد. البته این موضوع میتواند با هدف خبرسازی یا نتیجهگیری مورد نظر خودشان مطرح شده باشد و زمینهسازیهایی برای آن انجام دهند، شما این موضوع را در چه راستایی تحلیل میکنید؟
من در اینباره اظهارنظری نمیکنم و دادهای نیز در اختیار ندارم که مشخص کند آیا چنین اتفاقی رخ داده است یا خیر، اما امیدوارم واقعاً این اتفاق بیفتد. ما برای اینکه ایران، ایران باقی بماند و این جغرافیا را از دست ندهیم و دچار تجزیه نشویم، در مقابله با قدرتهای هستهای جهان چارهای جز داشتن سلاح هستهای نداریم.

تابناک: در تصویر بعد، لوگوی ویپیان و بازار داغ فروش ویپیانها و دستگاه پشت پرده این ماجرا را میبینیم. نظرتان درباره این تصویر و اتفاقی که سالهاست دامنگیر بسیاری از مردم شده است، چیست؟
در دنیا دولتها به جای محدود کردن فضای اینترنت و بستن و فیلتر کردن آن، به سمت کنترل رفتهاند؛ یعنی کنترل خود را بر فضای اینترنت افزایش دادهاند. مشکل ما با برخی فضاها این است که میگوییم از نظر امنیتی نمیتوانیم آنها را تأمین کنیم. این ابزارها، مانند تلگرام و واتساپ و موارد مشابه، در مواقع بحران میتوانند به ابزار هماهنگی میان تروریستها تبدیل شوند. اما در دنیا به جای اینکه فضای اینترنت را فیلتر کنند، کنترل خود را بر آن افزایش دادهاند. برای مثال، در فرانسه واتساپ باز است، اما دولت بر آن نظارت و کنترل دارد و فعالیتهای تروریستی را رصد میکند. اتفاقی که در زمینه ویپیان رخ داده، در عمل فقط جیب فروشندگان ویپیان را پر کرده است؛ یعنی مانع دسترسی افرادی که میخواهند به مطالب دسترسی داشته باشند، نشده و صرفاً درآمد فروشندگان ویپیان را افزایش داده است. در مواقعی که مجبور شدهایم فیلترینگ اعمال کنیم، دسترسی به اینترنت را محدود یا قطع کنیم، آن بخش از افرادی که اقتصاد و معیشتشان به ویپیان و اینترنت گره خورده است، از نظر اقتصادی آسیب جدی دیدهاند.
تابناک: موضوع دیگری نیز وجود دارد. گاهی ابزارهای جاسوسی و ارتباطی، مانند همین پلتفرمهای ارتباطی که میشناسیم و میبینیم، مسدود میشوند؛ اما گاهی ممکن است ابزارهای ماهوارهای و موارد دیگری وجود داشته باشد که ما از آنها اطلاعی نداریم و هماهنگیهای دشمن با نیروهای حاضر در میدان از طریق آنها انجام شود؛ چه تبادل اطلاعات باشد و چه فرماندهی میدان از سوی آنها. اصولاً شما هم قبول دارید که فروش ویپیان نهتنها مانع این اقدامات نشده، بلکه فیلترینگ موجب پر شدن جیب فروشندگان ویپیان شده است. از سوی دیگر، این مسئله آثار فرهنگی نیز به همراه داشته است؟
وقتی ویپیان امکان دسترسی به هر فضایی را فراهم میکند، طبیعتاً محتواها و فضاهایی نیز برای فرد باز میشود که ممکن است والدین تمایلی نداشته باشند فرزندانشان به آنها دسترسی پیدا کنند. از سوی دیگر، سرویسهای امنیتی دنیا برای ارتباط با جاسوسهای خود دیگر به اینترنت ایران نیاز ندارند. و ابزارهایی در اختیار آنها قرار داده شده است تا بتوانند بهراحتی تبادل ارتباطات داشته باشند، داده ارسال و دریافت کنند و اقدامات مشابه انجام دهند. تبلیغاتی که در ویپیانها نمایش داده میشود نیز مواردی وجود دارد که متأسفانه برخی افراد، از جمله برخی جاسوسهایی که اعدام شده، دستگیر شده یا با سرویسهای بیگانه ارتباط گرفتهاند، در ازای دریافت مبالغی مانند ۵، ۱۰ یا ۲۰ دلار، داده، اطلاعات یا موقعیت مکانی ارسال کردهاند و از طریق همین ویپیانها گرفتار شدهاند.

تابناک: تصویر بعد، سردار موسوی، معروف به «سید مجید نقطهزن» را میبینیم؛ مرد محبوب خیابانها که در ایامی که پیکر رهبر شهید و خانواده ایشان در مصلی حضور داشتند، ظهور رسانهای داشتند.
میشود هم درباره سید مجید صحبت کنید و هم درباره توان موشکی ایران به عنوان عامل بازدارندگی، سید مجید فرماندهی است که در میدان، مهمترین محل ضربه زدن به آمریکا را در حوزه موشکی میدانست. ما نیروی هوایی چندان قدرتمندی نداریم و جنگ زمینی نیز هنوز اتفاق نیفتاده است. بنابراین، در کنار پدافند و سایر توانمندیها، نیروی هوایی بار اصلی جنگ را بر دوش میکشد. توانمندی ایشان در راهبری فضای هوافضای سپاه، نقطه قوت ایران در جنگ ۴۰ روزه بود. ما پس از جنگ ۱۲ روزه، زمانی که ایشان منصوب شدند، نهتنها توانستیم نقاط ضعف خود را در حوزه نقطهزنی، موشکها و موارد مرتبط پوشش دهیم، بلکه غافلگیریهای زیادی نیز برای آمریکاییها داشتیم. در همین دوره آتشبس، نرخ اصابت موشکهای ما به ۹۷ درصد رسید. یعنی عملاً پدافندی که بتواند مانع موشکهای ایران شود، وجود ندارد. این مسئله نیز مدیون تغییر تاکتیکها و تکنیکها و همچنین تغییر راهبردهایی است که توسط مجموعه هوافضای سپاه اتفاق افتاد و اتفاق مبارکی بود.

تابناک: تصویر بعد مربوط به کودتای ۲۸ مرداد است. این اتفاق در ذهن شما چه چیزی را تداعی میکند؟ حرکتی که با کمک نیروی خارجی و مداخله خارجی علیه دولت قانونی در کشور رخ داد، نسبت به اتفاقات اخیر چه معنایی دارد؟
حدود ۷۲ سال پس از کودتای ۲۸ مرداد، یک کودتای ناموفق نیز در دیماه ۱۴۰۴ اتفاق افتاد. در کودتای ۲۸مرداد آمریکاییها بانی بودند، اما بانی کودتای ۱۴۰۴ اسرائیلی ها بودند ، به نظر من اسرائیلیها با توجه به عدهای که در داخل داشتند و تسلطی که اسرائیلی ها بر پهلوی داشتند، موفق شدند این کودتا را برنامهریزی و اجرا کنند.
این کودتا به لطف حضور مردم و و رهبر شهیدمان ما ناموفق بود؛ اگرچه صدمات بسیاری متحمل شدیم و تعداد زیادی از مردم را از دست دادیم. یک نکته دیگر نیز وجود داشت و آن، دو تماس و دیدار اسرائیلیها با پهلوی بود. تصاویر این دیدارها نیز منتشر شده است. نتانیاهو دو دیدار با شخص پهلوی داشت. در دیدار نخست، پهلوی قانع نشد که ایران تجزیه شود و گفت ایران نباید تجزیه شود. اما در دیدار دوم، با تشری که نتانیاهو به او زد، پذیرفت که ایران تراشیده شود و در میانه آن، یک «ایرانستان» باقی بماند و او شاه آن ایران باشد. به لطف خدا، کودتای ۱۴۰۴ ناموفق بود. نکتهای که کودتای ۲۸ مرداد را موفق کرد، عدم حضور مردم در غروب روز ۲۸ مرداد بود. اگر مردمی که حامی مصدق بودند، در خانه نمینشستند، من مطمئنم شعبان بیمخها، قدارهکشها و افرادی که با چوب و زور و قداره به میدان آمدند، نمیتوانستند موفق شوند. در کودتای دیماه نیز دیدیم که افرادی با دشنه، اسلحه و سلاحهایی که در اختیارشان قرار گرفته بود، مأموران را به شهادت میرساندند. با این حال، این کودتا به لطف حضور مردم ناموفق بود؛ در حالی که اینجا به لطف عدم حضور مردم موفق شد.

تابناک: در تصویر بعد پیمان جبلی، مرد رسانه ملی، را میبینیم. اکنون که این ضبط را انجام میدهیم، بحثی میان دولت و تلویزیون مطرح است و گفته میشود بخشی از صحبتها در حال سانسور شدن است. تلویزیون استدلال خود را به صورت غیررسمی مطرح کرده و در مقابل، دولت و افرادی که در رسانه از دولت دفاع میکنند، بهصورت گسترده صداوسیما را مورد نقد قرار میدهند. البته این موضوع، بحث اصلی ما نیست؛ موضوع ما شخص آقای جبلی است. نظرتان درباره مدیریت ایشان و دوره نخست ریاستشان که در حال اتمام است و هنوز مشخص نیست که دوره بعدی نیز برای ایشان تمدید شود یا خیر. پس از این پنج سال، ارزیابی شما از مدیریت ایشان و تیمشان چیست؟
من به عنوان یک فعال رسانه و بر اساس نظر شخصی خودم میگویم که آقای جبلی را ناموفقترین رئیس صداوسیما در تاریخ ایران میدانم؛ یعنی نه فقط در تاریخ جمهوری اسلامی، بلکه از پیش از انقلاب تا امروز، ایشان را ناموفقترین رئیس صداوسیما میدانم. حجم سرمایه انسانی ما مهمترین دارایی ماست. حجم سرمایه انسانی صداوسیما که در دوره ایشان از بین رفت، عجیب و غریب بود. نمیشود این حجم از مجریان موفق و درجهیک را کنار گذاشت؛ افرادی که میتوانستند در فضای اجتماعی و در شرایط بحرانی به کمک ما بیایند، مردم آنها را دوست داشتند و چهرههای شناختهشدهای بودند.
نمیشود همه این افراد را کنار گذاشت و درباره هرکدام گفت این فلان مشکل را دارد، و در نهایت تصور کنیم که فقط دیگران مشکل دارند و ما مشکلی نداریم، من نمیتوانم این موضوع را بپذیرم. متأسفانه ایشان فرصتهای طلایی را نیز از دست دادند. رهبر شهید چندین بار درباره عملکرد صداوسیما تذکر دادند و بر ضرورت بهبود عملکرد و بهتر کار کردن تأکید کردند. در اواخر عمر رهبر شهید، حدود یک یا دو ماه پیش از شهادتشان، ایشان در پاسخ به نامه آقای جبلی، نامهای بدون سلام نوشتند و در آن اشاره کردند که «شما آقایان میدانید که...» و مواردی را مطرح کردند؛ اما در نهایت، روند همچنان بر همان روال سابق ادامه دارد. من در میان رؤسای قوا کسی را نمیبینم که از عملکرد صداوسیما رضایت داشته باشد. وقتی شما مصاحبه رئیسجمهور را سانسور میکنید، یعنی می گویید من میفهمم صحبتهای رئیس جمهور نباید پخش شود، اما خود رئیسجمهور نمیفهمد که نباید صحبتهایش پخش شود، درباره صحبتهای رئیس مجلس یا روسای قوا نیز همین مسئله وجود دارد. این فضا باید تغییر کند. ممکن است آقای جبلی فردا تمدید شود، اما تمدید ایشان لزوماً نمیتواند به معنای رضایت رهبری از عملکرد ایشان تفسیر شود.

تابناک: در تصویر بعد، نماد هوش مصنوعی را میبینیم؛ پدیدهای که این روزها بسیار فراگیر شده است؛ از جلسات امتحان دانشجویان گرفته تا انجام کارهایی که با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی آسانتر شدهاند. در جنگ اخیر نیز بارها تأکید شده که هوش مصنوعی، بهخصوص از سوی طرف مقابل، به شکل گستردهای مورد استفاده قرار گرفته است؛ از ترورها و به شهادت رساندن افراد گرفته تا کاربردهای نظامی گسترده و بعضاً عجیب.
اگر بخواهیم درباره بُعد امنیتی هوش مصنوعی، اخیراً تحقیقی در دانشگاه کمبریج انجام شده که ماه گذشته منتشر شده است و درباره هوش مصنوعی و تأثیر آن در ترورها و همچنین استفاده گروههای تروریستی از این فناوری است. این پژوهش ۹۵ صفحه دارد. در این تحقیق، پژوهشگر به شمال شرق نیجریه رفته و با اعضای جداشده گروه بوکوحرام مصاحبه کرده است. آنها گفتهاند که از هوش مصنوعی برای بهینهسازی تاکتیکها و تکنیکها، رفع اشکالات سلاحهای خود و وارد کردن ضربه بهتر به رقیب استفاده میکنند.
در این پژوهش حدود ۶۰ مصاحبه انجام شده است. یکی از بحرانهای امنیتی نظام در آینده نهچندان دور، در مواجهه با گروههای تجزیهطلب، شورشی و مسائل مرتبط با مرزها، میتواند هوش مصنوعی باشد؛ چراکه آنها بهصورت رایگان به این فناوری دسترسی دارند و از آن استفاده میکنند. ما نیز باید از همین حالا برای آن روز برنامه داشته باشیم. البته تصور میکنم در این زمینه در حال برنامهریزی بودهایم و هستیم، اما واقعاً نمیدانم و به نظر میرسد نباید از این فضا غافل شده باشیم. در جنگ اخیر نیز، بر اساس ابعادی که تاکنون افشا شده، هوش مصنوعی تقریباً هر حرکت، هر رفتار و هر فرآیند جمعآوری اطلاعات را بسیار آسان کرده است. پیش از این، در عملیاتهایی که موساد انجام میداد، فاصله میان دریافت اطلاعات تا اجرای عملیات حدود ۴۵ دقیقه بود. به لطف هوش مصنوعی، این فاصله به کمتر از یک دقیقه کاهش پیدا کرده؛ یعنی از زمانی که داده دریافت میشود تا زمان اجرای عملیات، کمتر از یک دقیقه فاصله وجود دارد که در فضای امنیتی، عدد بسیار عجیب و قابلتوجهی است.

تابناک: در تصویر بعدی کارلوس کیروش را میبینیم. جام جهانی نیز بهتازگی به پایان رسیده و تیم ملی بدون باخت بود، اما در یک مجموعه ۴۸ تیمی نتوانست از گروه خود صعود کند. با وجود انتظار امیر قلعهنویی، سیلی از انتقادات بهخصوص متوجه مربی تیم ملی شد. اگر بخواهیم کیروش را با توجه به اینکه نماد بهکارگیری یک مربی خارجی در سیستم ورزشی و فوتبال ما بود، مقایسه کنیم، نظرتان درباره خود کیروش چیست؟
من کیروش را میخواهم به شکل دیگری تحلیل کنم. کیروش نماد افرادی است که با امکانات بسیار کم کار میکنند. ما کمبود امکانات و وضعیت فوتبال خود را میدانیم. اکنون وضعیت ورزشگاه آزادی را ببینید. البته من مثل شما فوتبالی نیستم، اما نمیتوانم بپذیرم که مثلاً ورزشگاه آزادی سه سال است که در حال بازسازی است و فکر نمیکنم حداقل تا دیماه آماده شود. این واقعاً مسئله عجیب و غریبی است و حتی فکر نمیکنم در آن زمان نیز شرایط به وضعیت مطلوب برسد. وضعیت بدنسازی ما، وضعیت ورزشگاهها و باشگاهها و شرایطی که داریم، مشخص است. برخی باشگاهها حتی ورزشگاه ندارند. کیروش گفت ایران این امکانات را ندارد؛ بنابراین باید به سمت سبک و سیاقی برویم که بتوانیم با امکانات محدود، اما با قدرتهای بزرگ بجنگیم. آن دفاع اتوبوسی که کیروش برای ایران طراحی کرد، حالا در تیمهایی که معمولاً به آنها میرود نیز دیده میشود؛ تیمهایی که مانند ما از نظر تجهیزات و امکانات غنی نیستند.
ما حتی بازی تدارکاتی نداشتیم و حتی کفش ورزشی هم به ما نمیدادند. در زمان کیروش این موضوع را به خاطر دارید؛ البته اکنون نمیدانم این شرایط تغییر کرده یا خیر. این نشان میدهد که میتوان با امکانات بسیار کم، مقابل دنیا ایستاد. همان کاری که ما در جنگ ۴۰ روزه انجام دادیم. گفتیم جنگنده رادارگریز نداریم، نیروی دریایی قابلی که بتواند با قدرتهای بزرگ و ناوهای آنها وارد نبرد شود نداریم، اما توان موشکی داریم و میتوانیم آن را به شکلی تقویت کنیم که بازدارندگی ایجاد کند.
تخصص کیروش نیز همین است. او میگوید وقتی ورزشکار، تیم، بازی تدارکاتی و حتی کفش ورزشی مناسب ندارد، من با همین امکانات کم کاری میکنم که بتوانیم مقابل اسپانیا و پرتغال ۹۰ دقیقه آبرومندانه بازی کنیم. درباره آرژانتین نیز شرایط همین است. طبیعی است که در چنین شرایطی، نهفقط امین قلعهنویی، بلکه هر فرد دیگری نیز وارد فوتبال شود، با وضعیت موجود نمیتواند نتیجه مطلوبی کسب کند. البته بحث من فوتبالی نبود و من از زاویه دیگری به موضوع نگاه کردم؛ اما کیروش برای من نماد افرادی است که با امکانات محدود میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند.
تابناک: اجازه بده من هم مانند شما از فوتبال عبور کنم و کیروش را دستاویزی قرار دهم تا سؤال دیگری از تو بپرسم. کیروش مانند یک مستشار خارجی وارد میشود؛ عدهای او را بسیار دوست دارند و عدهای نیز از او متنفرند. او کاری انجام میدهد و میرود کیروش در نهایت سطح فوتبال ما را واقعاً یک پله ارتقا داد. به نظر شما در حوزههای دیگری مانند سیاست و اقتصاد نیز میتوانیم از مستشار خارجی استفاده کنیم یا خیر؟ دلیل طرح این سؤال این بود که ما در دورهای تجربه استخدام مستشار خارجی را داشتیم. در حوزه اقتصاد، افرادی آمدند و مباحث گمرکی ما را سامان دادند. تا جایی که حافظهام یاری میکند، برخی از آنها آمریکایی و برخی بلژیکی بودند. میخواهم بدانم در شرایط کنونی، اگر بحث جاسوسی و این مسائل را کنار بگذاریم چراکه آنقدر حفرههای امنیتی داخلی داریم که اساساً نیازی نیست یک فرد خارجی برای جاسوسی وارد کشور شود آیا به نظر شما میتوانیم در برخی موضوعات و مشکلاتی که چند دهه است نتوانستهایم آنها را حل کنیم، از مستشار خارجی برای رفع مشکلات استفاده کنیم؟
من مشاور خارجی را میپسندم، اما اینکه کار را بهطور کامل به او بسپاریم، قطعاً نه. با این حال، اینکه مشاور خارجی در پروژههای ما حضور داشته باشد و به ما کمک کند، به نظر من قابل قبول است.
برای مثال، کیروش نقشه کمپ باشگاه رئال مادرید را آورد و مقابل فدراسیون فوتبال گذاشت و گفت من چنین مجموعهای میخواهم. این کمپ ساخته شد و اکنون کمپ تیم ملی ما یکی از قویترین کمپها و حتی شاید در میان کمپهای آبرومند خاورمیانه باشد. مسئولان گفتند زیر کمپ امکان اجرای همزمان لوله آب گرم و آب سرد وجود ندارد و اگر بخواهیم چنین سیستمی اجرا کنیم، هزینه آن برای ما زیاد است. کیروش گفت اگر این را نسازید، من پایم را روی آن چمن نمیگذارم.
یا در مورد دیگری، نمیدانم آقای تاج یا کفاشیان بود دقیقاً به خاطر ندارم کدامیک بود آمد و خواست با کفش وارد چمن شود. کیروش گفت این کار باعث خراب شدن چمن میشود؛ یا کفش ورزشی مناسب بپوشید یا اصلاً وارد چمن نشوید. او حتی برای افتتاح مجموعه نیز بر رعایت این موضوع تأکید داشت. یا برای مثال، در بخش استراحت بازیکنان، تلویزیون را بررسی کرد. روی تخت خوابید، فاصله را اندازه گرفت و گفت: «این تلویزیون باید حدود ۲۰ سانتیمتر بالاتر قرار بگیرد.» به او گفتند: «ما اکنون ۵۰ دستگاه تلویزیون نصب کردهایم و در هر اتاق یک تلویزیون جداگانه قرار دادهایم.» پاسخ داد که بازیکن در این ارتفاع نمیتواند بهخوبی نفس بکشد. میتوان از مستشار خارجی خوب استفاده کرد. اگر من مسئولیتی داشتم، برای تیمهای پایه، از نوجوانان و جوانان گرفته تا سایر ردهها، یک مستشار خارجی میآوردم و از او استفاده میکردم. چرا همین رویکرد را در حوزههای اقتصادی، فناوری، فرهنگ و سایر حوزهها به کار نگیریم. برای مثال، ساختمانی که من وارد آن شدم، پرسیدم چه کسی آن را ساخته است. گفتند حدود ۸۰ سال پیش آمریکاییها آن را ساختهاند. معماری این ساختمان بهگونهای است که نور بسیار زیادی دارد، ارتفاع پلههای آن کوتاهتر است و برای افراد دارای معلولیت نیز مناسبسازی شده و آسانسور دارد. چه اشکالی دارد که بتوانیم از تجربه و دانش دیگران استفاده کنیم تا امکاناتی ایجاد کنیم که چند نسل آینده نیز بتوانند از آن بهره ببرند.
فیلم کامل برنامه روبروی تصویر را در ادامه ببینید:
حالا اینکه بازدارندگی ایجاد میکنه یا نه که اصلا بحث دیگریست
شما یک شرط ساده می گذاشتید که پشتش ثروت و شروط های پنهان دیگر وجود داشت بهتر از پر کردن چندین صفحه و بند بود که هیچ پشتوانه ندارد
اگر کل تفاهم نامه فقط به یک بند خلاصه می شد :
بمحض برداشتن تحریم ها تنگه هرمز باز می شود و تمام
و درجه بازشدن تنگه هرمز به درجه برداشتن تحریم گره می خورد
برداشتن تحریم یعنی چی؟ یعنی پایان مسدود شدن دارایی ایران
آیا به هسته ای ایران گیر می داد؟ می خواست چکار کند؟ شورای امنیت ببرد خوب بعد؟
همه اینها به تحریم ختم می شد و تفاهم نامه نقض و تنگه هرمز بسته می شد
باید تنگه هرمز تبدیل به تنگه ضد تحریم می شد نه عوارضی که فرمالیته شود
باید دنبال نقد و شدنی ها بود که اگر بشود حتی خسارات را هم از طریق دیگر جبران می کند
در ظاهر هیچ هزینه ای برای طرف مقابل ندارد اما برای ما منفعت است و به جای دنبال ضرر زدن به طرف مقابل باید دنبال منفعت بیشتر برای کشور خودت باشی
لطف کن و شمارهای از خودت در اینجا بذار تا ما با تو در تماس باشیم و ازت راهنمایی و مشورت بگیریم. ممنونیم. خدا حفظت کنه
