پاسخ به نقد، اتهامزنی نیست
به گزارش تابناک، محمدرضا سعدی، مدیرمسوول روزنامه جهان صنعت، در یادداشتی نوشت: آنچه طی روزهای گذشته پس از انتشار گزارشهای «جهانصنعت» درباره صورتهای مالی شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس رخ داده، بار دیگر یک واقعیت تلخ را پیشروی رسانههای کشور قرار داده است؛ اینکه گاه به جای پاسخ به نقد، خود رسانه هدف حمله و تخریب قرار میگیرد.
گزارشهای «جهانصنعت» بر پایه اطلاعات و اسناد موجود و با هدف طرح پرسشهایی درباره منافع میلیونها سهامدار، ازجمله حدود ۵۲ میلیون دارنده سهام عدالت تهیه شده است. با این حال در واکنش به این گزارشها، مطالبی در برخی رسانهها منتشر شده که به جای تمرکز بر اصل دادهها و پرسشهای مطرحشده، به تخریب اعتبار حرفهای این روزنامه و مدیران آن پرداختهاند.
نکته قابل تامل آنجاست که روابط عمومی هلدینگ خلیج فارس در آغاز دوره مدیریت محمد شریعتمداری، خود نسبت به پدیده موسوم به «باجنیوز» موضعگیری و برنامهای برای مقابله با آن برگزار کرده بود. امروز اما شاهد آن هستیم که برخی رسانهها با همان ادبیات تند و تخریبی، در برابر چند گزارش انتقادی «جهانصنعت» صفآرایی کردهاند. همین همزمانی، دستکم نیازمند توضیح و شفافسازی است.
ماهیت رسانه، نقد و پرسشگری است. «جهانصنعت» نیز بیش از ۲۳ سال است که در حوزه اقتصاد، صنعت و تولید فعالیت میکند و در دولتها و دورههای مدیریتی مختلف، سیاستها و عملکردهای اقتصادی را به نقد کشیده است. در این مسیر بارها هزینه داده، محدودیت دیده، طعم توقیف را چشیده و برای دفاع از کار حرفهای خود راهروهای دادگاه را طی کرده اما از عهدی که با مخاطبان خود برای دفاع از حق بسته، عقب ننشسته است.
آنچه در روزهای اخیر رخ داده، دیگر چندان شبیه یک مواجهه کارشناسی نیست. من و همکارانم در مطالب منتشرشده با تعابیری چون «عجز در فهم اعداد»، «کژفهمی»، «تحریف»، «دستکاری» و «عددسازی» مواجه شدهایم. پرسش ساده ما این است: آیا چنین ادبیاتی زیبنده مواجهه با یک نقد رسانهای درباره یکی از بزرگترین بنگاههای اقتصادی کشور است؟
جهانصنعت نقد کرده است؛ نقدی که وظیفه ذاتی یک رسانه اقتصادی است. درباره عملکرد یک بنگاه بزرگ، صورتهای مالی، تصمیمات مدیریتی، حقوق سهامداران و ابهاماتی که در اسناد و گزارشهای رسمی دیده میشود، پرسشهایی مطرح شده است. طبیعیترین واکنش به چنین نقدی، ارائه سند، عدد و توضیح روشن است.
اگر عددی اشتباه است، عدد صحیح را منتشر کنید. اگر تحلیلی نادرست است، با استدلال آن را رد کنید. اگر سندی ناقص است، سند کامل را در اختیار افکار عمومی و سهامداران قرار دهید. این سادهترین و حرفهایترین شکل پاسخگویی است.
اما آنچه در روزهای اخیر شاهد آن بودهایم، بیش از آنکه پاسخ به پرسشها باشد، شبیه تلاشی برای تغییر زمین بحث از محتوای گزارش به اعتبار رسانه است.
نقد یک مدیر، نقد یک شخص نیست؛ نقد یک عملکرد و یک نظام مدیریتی است. مدیری که اداره یکی از بزرگترین هلدینگهای پتروشیمی کشور را برعهده دارد، طبیعتاً باید بیش از دیگران آماده پاسخگویی باشد. انتظار از چنین مجموعهای این است که به جای ورود به حاشیههای رسانهای، اسناد و واقعیتها را با سهامداران در میان بگذارد.
فضای نقد باید باز بماند. هیچ بنگاه بزرگی، بهویژه بنگاهی که منافع میلیونها سهامدار با آن گره خورده است، از پرسش رسانهای بینیاز نیست. خاموش کردن صدای نقد، جای پاسخگویی را نمیگیرد.