«سینگل بیا، دوتایی برو»؛ از مافیا تا سفره عقد، رواجِ آشناییِ سریع در قالب سرگرمی
«سینگل بیا، دوتایی برو!» این روزها دیگر فقط یک شعار تبلیغاتی برای کافهها و دورهمیها نیست؛ به مرور دارد تبدیل به یک رویهی فرهنگی میشود. مافیا، بردگیم، تورهای طبیعتگردی و حتی برخی برنامههای همسانگزینی، در کنار کارکرد اصلی خود، به بستری برای آشناییِ دختر و پسر و ازدواج آنها تبدیل شدهاند.
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، از زمانی که دیمیتری دیویدف، روانشناس روسی، بازی مافیا را در سال ۱۹۸۶ طراحی کرد، کمتر کسی تصور میکرد این بازیِ نقشمحور، روزی در ایران به یکی از ابزارهای آشناییِ جوانان تبدیل شود. امروز، در برخی کافههای تهران و شهرهای دیگر، مافیا را نه فقط یک سرگرمی، که شاید فرصتی برای مجردها برای یافتن همسر مناسب معرفی میکنند.
حتی جالبتر اینکه پای این بازی به سفرههای عقد هم باز شده است؛ چندی پیش فیلمی در فضای مجازی وایرال شد که یک زوج جوان، مراسم عقد خود را با تم مافیا برگزار کرده بودند؛ زوجی که ظاهراً در همین بازی با هم آشنا شده بودند.
اما آیا مافیا که بر پایهی «دروغ»، «نقشبازی» و «فریب» طراحی شده، میتواند بستری مناسب برای شناخت یک شریکِ زندگی باشد؟
روایت یک مکانیک که دکتر شد!
برای پاسخ به این سوال، شاید بهتر است نگاهی به خودِ آدمها بیندازیم. یکی از شرکتکنندگانِ این دورهمیها که نخواست نامش فاش شود، برای خبرنگار ما تعریف کرد: «دفعهی قبل که رفتم یک دورهمی، گفتم مکانیکم. یک دختر با نگاهِ سردی نگاهم کرد. جمع بعدی، گفتم مدیر فنی شرکت هستم. چه فرقی میکند؟ اینجا همه دنبال عنوانهای خوب هستند، نه خودِ آدم.»
این روایت، تنها یک مثال نیست. وقتی فردی میداند که در یک بازهی چندساعته، قرار است «انتخاب» یا «رد» شود، ناخودآگاه به سمت ارائهی یک نسخهی ایدهآل از خودش کشیده میشود. شغل بزرگتر نشان داده میشود، درآمد بیشتر، سفرهای خارجیِ بیشتر. در این میان، «خودِ واقعی» گم میشود.
تفاوت نیتها و سوءتفاهمهای عاطفی
در این رویدادها، همه با یک نیت وارد نمیشوند. یکی به دنبال ازدواج است، یکی به دنبال دوست، یکی به دنبال یک رابطهی کوتاهمدت و یکی فقط برای تفریح آمده است. این تفاوتِ نیتها، زمینهسازِ سوءتفاهمهای عاطفیِ بسیاری میشود. دختری که با هدف جدی وارد جمع میشود، ممکن است با پسری مواجه شود که تنها برای گذراندن وقت آمده و بالعکس. هیچکس شفاف حرف نمیزند و همه در فضایی از ابهام، در حال حدس زدنِ نیتِ طرفِ مقابل هستند.
نظر کارشناسان؛ هشدار دربارهی «ازدواجِ اروتیک»
اما نگرانیِ کارشناسان، فراتر از این حرفهاست. تحقیقاتِ دانشگاهی نشان میدهد که شیوههای همسرگزینی بر اساس جذابیتهای ظاهری و علاقهی فردیِ صرف - که در جامعهشناسی با عنوان «ازدواجِ اروتیک» شناخته میشود - به شدت در حال افزایش است.
یافتههای یک پژوهش که بر روی ۱۸۰ زنِ متقاضیِ طلاق در تهران انجام شده، آماری تکاندهنده ارائه میدهد:۸۶ درصد از زنانی که بر اساس جذابیتهای سطحی و تصمیماتِ فردی (بدون مشورت با خانواده) ازدواج کرده بودند، در سه سال اول زندگی مشترک دریافتند که قادر به ادامهی آن نیستند. همچنین ۴۱.۷ درصد هنگام ازدواج، اصلاً با والدین خود مشورت نکرده بودند. بیش از نیمی از آنها (۵۲ درصد) در نخستین سال پس از ازدواج، به جدایی و طلاق میاندیشیدند.
این پژوهش در نهایت نتیجه میگیرد که «ماهیت ازدواج اروتیک به همراه افزایش فردگرایی و کاهش اقتدار والدین، از مهمترین عوامل ناپایداری خانواده است».
نگاه روانشناختی؛ شناخت، در هیجان اولیه خلاصه نمیشود
از منظر روانشناسی نیز، آشنایی در این رویدادهای چندساعته، با «شناختِ عمیق» فاصلهی زیادی دارد. روانشناسان معتقدند ما آدمها را زمانی بهتر میشناسیم که هیجانِ اولیه فروکش کرده باشد؛ وقتی با ما مخالفت میکنند، وقتی عصبانی هستند، وقتی پایِ مشکلاتِ مالی یا روزمره در میان است. هیچکدام از این موقعیتها در یک شب مافیا یا یک تورِ سهروزه اتفاق نمیافتد، اما بسیاری از جوانان، همین آشناییِ کوتاه را به «رابطه» تبدیل میکنند.
مریم محمودی نژاد، روانشناس، در این باره معتقد است که افراط در بازیهایی نظیر مافیا که بر پایهی «دروغگویی و نقشبازی» است، میتواند «روح را خسته و آزرده کند» و برخی ارزشهای اجتماعی را به چالش بکشد. در مقابل، زهرا فرد، روانشناس دیگر، بر این باور است که مافیا میتواند «مواجهه با دروغگویان و فریبکاران» را آموزش دهد، اما تأکید دارد که نباید آن را با زندگیِ واقعی اشتباه گرفت.
بازار داغِ «همسانگزینی» در پسزمینه
جالب اینکه در کنار این رویدادهای خودجوش، برخی مراکز تخصصیِ ازدواج نیز از این فضا استقبال کردهاند. یک مرکز مشاوره، در برنامههای هفتگیِ خود، علاوه بر نشستهای تخصصیِ همسانگزینی، بخشی را به «تحلیل روانشناسیِ بازی مافیا» و «موسیقیدرمانی» اختصاص داده است. این یعنی ما با یک پدیدهی موقتی مواجه نیستیم؛ بلکه با یک رویهی نهادینهشده در فرهنگِ معاشرتِ نسل جدید سر و کار داریم که توسط برخی نهادهای رسمی نیز تغذیه میشود.
حرف آخر؛ آشنایی را با شناخت اشتباه نگیریم
قرار نیست این گزارش، به انزوا و قطعِ ارتباطات دعوت کند. این فضاها میتوانند فرصتی برای گسترشِ دایرهی آشنایی باشند. اما نباید فراموش کنیم که «آشنایی» فقط یک نقطهی شروع است، نه خطِ پایانِ شناخت. چند ساعت بازی یا چند روز سفر، هیچکس را برای یک عمر همسری آماده نمیکند.
شاید بهتر است پیش از آنکه با خود بگوییم «سینگل بیا، دوتایی برو»، یک لحظه مکث کنیم و از خود بپرسیم که آیا خودِ واقعیمان را نشان میدهیم یا نسخهای که فکر میکنیم بیشتر خریدار دارد؟ آمارها نشان میدهد که در بازارِ انتخابِ سریع، برندهی واقعی، کسی نیست که بهترینِ ظاهرها را دارد؛ بلکه کسی است که فرصتِ دیده شدنِ لایههای عمیقترِ وجودش را پیدا میکند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۴
انتشار یافته: ۸
اول آرزوی خوشبختی میکنیم برای همه عزیزان وبعداینکه باآنهمه رسمییت داشتن ازدواج های قبلی حال روز زندگی مشترک همه میدونیم که تقریبا چه جوری هستش حالا با دورهمی های مافیای واز این نوع عاقبت کار تقریبا مشخص هستش
