سلب میزبانی از استقلال و تراکتور با بله قربانگویی/ چرا تاج قدرت دفاع از حقوق فوتبال ایران را ندارد؟

تاج در شهریور ۱۴۰۱ گفته بود: «اگر در AFC باشم و خاصیتی برای ایران نداشته باشم، همان بهتر که نباشم.» اما هر بار حقوق فوتبال ایران در ساختار کنفدراسیون فوتبال آسیا زیر پا گذاشته میشود و موضوع نگران کننده استاندارد دوگانه AFC در قبال ایران و سایر کشورهاست که عملاً دفاعی از حقوق ایران صورت نمیگیرد.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، تصمیم کنفدراسیون فوتبال آسیا مبنی بر مخالفت با میزبانی استقلال و تراکتور در شهر بصره عراق، فقط یک خبر ساده نیست. زوایا و دلایل این مخالفت هم به خودی خود حائز اهمیت است، اما نه آن آنگونه که صورت مسئله را پاک کنیم و صرفاً به خروجی فعلی نگاه بیندازیم. مسئله اصلی این است که گرفتن میزبانی از تیمهای ایرانی که در یک دهه اخیر بارها و بارها به دلایل مختلف تکرار شده، چه مبنایی دارد و این مبنا در قبال دیگر کشورها با چه استانداردهایی روبهرو میشود.
در ۱۴ ماه اخیر، اتحاد آمریکایی-اسرائیلی دو بار به ایران حمله کردهاند و هنوز میان طرفین هیچ توافقی برای پایان جنگ صورت نگرفته و آرامتر شدن فضا صرفاً بر مبنای یک آتشبس شکننده و یک تفاهمنامه دو طرفه است که نقض شدن دوباره آن هم دور از انتظار نیست. با این شرایط سلب حق میزبانی از باشگاههای ایرانی، در نگاه نخست تصمیمی قابل فهم به نظر میرسد؛ وقتی یک کشور در معرض احتمال بازگشت درگیری نظامی قرار دارد، امنیت بازیکنان، اعضای کادر فنی، داوران و تماشاگران میتواند مهمتر از هر ملاحظه ورزشی باشد. مسئله از جایی آغاز میشود که این تصمیم را نه در خلأ، بلکه در جغرافیای واقعی جنگ اخیر منطقه بررسی کنیم.
کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) اعلام کرده بود برگزاری مسابقات در ایران تا اطلاع ثانوی امکانپذیر نیست و نمایندگان ایران باید دیدارهای خود را در زمین بیطرف برگزار کنند. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که AFC چند ماه پیش هم، با استناد به «وضعیت امنیتی در حال تحول خاورمیانه»، مسابقات منطقه غرب را به تعویق انداخت و سپس تمامی مسابقات به صورت متمرکز در عربستان سعودی برگزار شد. از جمله دیدار تراکتور و شبابالاهلی امارات که به شکست نماینده ایران در لیگ نخبگان همراه شد.
در واقع، مسئله اصلی این گزارش دفاع از برگزاری مسابقه در ایران به هر قیمت نیست؛ هیچکس نمیتواند امنیت ورزشکاران را قربانی حفظ یک بازی خانگی کند. پرسش مهمتر این است که AFC با چه معیار مشخصی به این نتیجه رسیده که ایران برای میزبانی ناامن است، اما سایر کشورهای منطقه که در همان مناقشه نظامی درگیر بودند، همچنان میتوانند میزبان مسابقات بینالمللی باشند؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که به سوابق خود AFC نگاه کنیم. در اکتبر ۲۰۲۴، پس از شروع تنشهای نظامی میان ایران و اسرائیل، کنفدراسیون فوتبال آسیا، دیدار ایران و قطر در انتخابی جام جهانی را از ایران خارج و به امارات منتقل کرد. اگرچه آن زمان هنوز جنگی به معنای واقعی جنگ [همچون جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه] شکل نگرفته بود؛ با این حال AFC در آن زمان صراحتاً اعلام کرد تصمیم خود را پس از بررسی دقیق شرایط امنیتی و با مشورت FIFA و سایر طرفهای ذیربط گرفته است. یعنی اصل استفاده از «امنیت» به عنوان مبنای تصمیم AFC، موضوع تازهای نیست. اتفاقاً همین سابقه یک پرسش جدید ایجاد میکند؛ آیا همین ارزیابی امنیتی در مورد همه کشورهای منطقه با یک معیار واحد انجام میشود؟

جنگی که فقط در ایران اتفاق نیفتاد
در جنگ اخیر، ایران تنها کشوری نبود که در معرض حملات قرار گرفت. ایران در پاسخ به حملات آمریکا و اسرائیل، تصمیم گرفت پایگاهها و منافع این دو کشور را در منطقه مورد هدف قرار دهد که در همین راستا کشورهای مختلف منطقه، از جمله امارات، قطر، بحرین، عربستان سعودی، کویت، عراق، اردن و عمان نیز به شکلهای مختلف در معرض پیامدهای مستقیم یا غیرمستقیم درگیری قرار گرفتند.
شاید هنوز آماری به صورت رسمی منتشر نشده باشد که میزان مهمات و تجهیزات نظامی استفاده شده از سوی طرفین، چقدر بوده، اما جسته گریخته اعدادی در رسانههای رسمی داخلی و بینالمللی منتشر شده است. درباره حملات ایران به کشورهای منطقه در پاسخ به حملات آمریکایی-اسرائیلی، اعدادی به ثبت رسیده که تصویر قابل توجهی ایجاد میکنند. بر اساس آمار مورد استناد این گزارش، تعداد پرتابهای ثبتشده از سوی ایران [شامل موشکهای کروز، بالستیک و همچنین پهباد] به امارات ۲۸۱۹، اسرائیل ۱۳۵۷، عربستان سعودی ۱۲۳۱، کویت ۱۲۱۴، قطر ۷۳۰، بحرین ۷۱۷، عراق ۳۴۰ و اردن ۲۸۷ مورد اعلام شده است. شاید این اعداد، آمار نهایی نظامی نباشند، اما نزدیکترین آمار به تعداد شلیکهای ایران به این کشورهای مورد اشاره بوده که در رسانههای داخلی و خارجی منتشر شده است. البته که نوع، قدرت و هدف این پرتابها با یکدیگر متفاوت بوده و مقایسه نظامی آنها نیازمند دادههای تخصصی و قابل راستیآزمایی است که جای آن در این گزارش با محوریت فوتبال نیست، اما اگر صرفاً «تعداد پرتابها» را بهعنوان یک شاخص خام از شدت مواجهه با تهدید در نظر بگیریم، امارات در این فهرست در صدر قرار میگیرد.
برای ملموستر شدن مقیاس، میتوان یک محاسبه ساده جغرافیایی انجام داد. با استفاده از اعداد غیررسمی موجود، آمریکا و اسرائیل در جنگ اخیر از حدود ۳۰ هزار مهمات برای حمله به ایران استفاده کردهاند. اگرچه در نگاه اول این تعداد نزدیک به ۱۰ برابر مهمات استفاده شده ایران به سمت امارات بوده که میزبان پایگاههای آمریکایی است، اما نمیتوان ابعاد و مساحت را از این آمار بگیریم. مساحت ایران حدود یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومتر مربع است و مساحت امارات حدود ۸۳ هزار و ۶۰۰ کیلومتر مربع برآورد میشود. بنابراین مقیاس پرتاب مهمات به سمت ایران و امارات بدون در نظر گرفتن نوع مهمات، تفاوت چشمگیری دارد. در قبال ایران با عدد ۳۰ هزار پرتاب این رقم، حدود ۱۸.۲ مورد به ازای هر هزار کیلومتر مربع است، اما در مورد امارات، با عدد ۲۸۱۹ پرتاب، این رقم حدود ۳۳.۷ پرتاب به ازای هر هزار کیلومتر مربع خواهد بود.
این محاسبه قرار نیست قدرت تخریب بمب، موشک یا پهپاد را مقایسه کند و اساساً چنین مقایسهای بدون دادههای نظامی دقیق فاقد اعتبار است. هدف فقط نشان دادن این نکته است که حتی در یک مقیاس خام و غیرنظامی، ادعای «ریسک امنیتی» را نمیتوان بدون توضیح درباره معیارهای مورد استفاده، صرفاً به نام ایران گره زد.
با این آمار، موضوع وقتی جالبتر میشود که بدانیم فوتبال امارات از چرخه میزبانی مسابقات آسیایی خارج نشده و باشگاههای این کشور همچنان در ساختار مسابقات AFC از امتیاز میزبانی برخوردارند. این مقایسه به خودی خود اثبات نمیکند که امارات باید از میزبانی محروم شود؛ اما یک پرسش کاملاً مشروع ایجاد میکند؛ اگر معیار، احتمال بازگشت ناامنی و تهدید علیه تیمهای ورزشی است، وضعیت امنیتی امارات چگونه ارزیابی شده است؟
مسئله فقط AFC نیست؛ مسئله تاج هم هست
با مقایسه آماری و با درنظر گرفتن احتمال بازگشت جنگ، اینجاست که پای فدراسیون فوتبال ایران و مهدی تاج به میان میآید. آن هم در حالی که این نخستین بار نیست حق میزبانی فوتبال ایران در آسیا با تصمیمات AFC نقض میشود و فدراسیون فوتبال ایران در موقعیتی قرار میگیرد که باید از آن دفاع کند، اما در این زمینه ناتوان است. در سالهای گذشته نیز موضوع میزبانی مسابقات ایران و عربستان به کشور ثالث منتقل شد و در مقاطعی درخواست باشگاههای سعودی برای بازی نکردن در ایران، به تغییر ساختار میزبانی انجامید. در مقاطعی هم بوده که باتوجه به شکلگیری اعتراضهای مردمی در ایران، باشگاهها و حتی تیم ملی فوتبال ایران حق میزبانی را از دست داده است. آن هم در شرایطی که مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال در ساختار کنفدراسیون فوتبال آسیا نایب رئیس است و اگر توان استفاده از موقعیتش را داشته باشد، میتواند از حقوق فوتبال ایران دفاع کند. موضوع آنقدر واضح است که حتی خود تاج در شهریور ۱۴۰۱ گفته بود: «اگر در AFC باشم و خاصیتی برای ایران نداشته باشم، همان بهتر که نباشم.»

اکنون یادآوری این جمله مهدی تاج که حدود چهار سال پیش به زبان آورد، بیش از هر زمان دیگری قابل یادآوری است؛ نه برای زیر سؤال بردن اصل تصمیم امنیتی AFC، بلکه برای پرسیدن اینکه فدراسیون فوتبال ایران دقیقاً چه استدلالی برای دفاع از حق میزبانی خود ارائه کرده است؟
تاج که سالهاست در ساختار AFC جایگاه مدیریتی دارد، تاکنون چند بار از حقوق فوتبال ایران دفاع کرده و چند بار در این زمینه موفق شده است؟ طبیعی است که انتظار از او صرفاً صدور بیانیه یا انجام مکاتبات اداری نباشد. وقتی کنفدراسیون تصمیمی میگیرد که مستقیماً منافع باشگاههای ایرانی، درآمد آنها، حق میزبانی، فروش بلیت، درآمد تبلیغات و حتی مزیت ورزشی بازی خانگی را تحت تأثیر قرار میدهد، فدراسیون باید نشان دهد که از تمام ظرفیت حقوقی، مدیریتی و دیپلماتیک خود برای دفاع از منافع فوتبال ایران استفاده کرده است.

اکنون موضوع مورد بحث فقط مربوط به از دست رفتن حق میزبانی استقلال و تراکتور در این مقطع نیست و این اتفاق بارها و بارها تکرار شده است. باشگاههای ایرانی هر بار با تصمیمات AFC که مهدی تاج در این ساختار نایب رئیس است، فقط یک مسابقه خانگی را از دست نمیدهد؛ یک بسته اقتصادی و ورزشی را از دست میدهند: درآمد میزبانی [و هزینهکرد چند برابری و دلاری برای سفر به کشوری دیگر]، امتیاز حمایت هواداران، مزیت زمین، امکان استفاده از ظرفیت تجاری ورزشگاه و دهها مزیت دیگر که با سلب میزبانی از دست میرود؛ اینجاست که پرونده از یک موضوع صرفاً امنیتی، به یک مسئله اقتصادی برای فوتبال ایران تبدیل میشود.
در پایان باید بار دیگر یادآور شد که پرسش اصلی فقط این نیست که چرا ایران میزبان نیست؛ پرسش این است که AFC بر اساس چه شاخصهایی میان ایران و سایر کشورهای درگیر منطقه تفاوت قائل شده و فدراسیون فوتبال ایران برای پاسخ به این تفاوت چه کرده است؟
