صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

آنچه فوتبال ایرانی از ایرانی بودن به نمایش می‌گذارد!

شاید هیچ آینه‌ای در ایران، به اندازه تیم ملی فوتبال، ما را بی‌رحمانه به خودمان نشان ندهد. جام جهانی که می‌رسد، دیگر فقط یازده نفر در زمین بازی نمی‌کنند. یک ملت بازی می‌کند؛ با همه امیدها، زخم‌ها، غرورها، اختلاف‌ها، استعدادها، کمبود‌ها و تناقض‌هایش.
کد خبر: ۱۳۸۲۴۷۹
| |
2765 بازدید
|
۴
آنچه فوتبال ایرانی از ایرانی بودن به نمایش می‌گذارد
من فوتبالی نیستم اما در پایان این دوره جام جهانی، اگر بخواهم فقط یک جمله درباره فوتبال ایران بنویسم، همان جمله‌ای است که از همان بازی‌های نخست در ذهنم شکل گرفت: نه خیلی خوب بودیم و نه خیلی بد؛ مثل همیشه ایرانی بودیم. متوسط، متوسط، متوسط...، اما با خیال درخشان.
 
ما نه آن تیمی بودیم که تبلیغات می‌خواست از آن یک مدعی بزرگ بسازد و نه آن تیمی که ناامیدی‌ها تصویرش می‌کردند. گاهی امیدوارکننده بودیم، گاهی ناامیدکننده؛ گاهی بعد از دریافت گل، دوباره قد کشیدیم و جنگیدیم و گاهی خودمان، خودمان را از پا انداختیم.
 
شاید اتفاقاً هر وقت کمتر لوسمان کنند، کمتر برایمان سرود پیروزی از پیش بخوانند و کمتر ما را در بوق و کرنا بدمند، بهتر بازی کنیم. ایرانی، زیر فشار دوام می‌آورد؛ زیر تعریف و تمجید، نه همیشه.
 
فوتبال ایران را که نگاه می‌کنم، انگار نسخه کوچک‌شده خود ایران را می‌بینم.
 
همان ایران خسته؛ همان ایران زخمی؛ همان ایران دو قطبی.
 
یک عده هنوز سیاست را از فوتبال جدا نمی‌بینند و عده‌ای دیگر آرزو دارند فوتبال، تنها جایی باشد که نود دقیقه از همه اختلاف‌ها فاصله بگیریم. گروهی بیرون ایستاده‌اند و از دور نسخه می‌پیچند، گروهی در میدان‌اند و زیر بار همه فشار‌ها بازی می‌کنند.
 
همه اینها، تصویر خود ماست.
 
اتفاقاً بد هم نشد که این بار سرمربی تیم ملی، یک مربی ایرانی بود.
 
نه از آن جهت که الزاماً بهترین انتخاب ممکن بود؛ بلکه از این جهت که نمره واقعی‌تری از «ایرانی بودن» خودمان ثبت شد.
 
سال‌ها هر ناکامی را گردن مربی خارجی انداختیم و هر موفقیتی را هم به حساب او نوشتیم. این بار اما، بهانه‌ها کمتر بود.
 
امیر قلعه‌نویی، فارغ از دوستداران و منتقدانش، فقط یک مربی فوتبال نیست؛ او بخشی از خلقیات ایرانی را نمایندگی می‌کند. اعتماد به نفس زیاد، اصرار بر درستی تصمیم‌های خود، شخصیتی که گاهی تا مرز نمایش پیش می‌رود، رگه‌هایی از قلدری، حساسیت نسبت به نقد، و البته توانایی ایجاد انگیزه در تیم.
 
اینها فقط ویژگی‌های یک مربی نیست؛ آینه‌ای است از بخشی از جامعه امروز ایران.
 
فوتبال، مدرن‌ترین ورزش جهان است.
 
ورزشی که هر متر زمینش با دوربین، داده، تحلیل، فناوری، هوش، تغذیه، روان‌شناسی، علم تمرین و جزئی‌ترین محاسبات گره خورده است.
 
اما ما هنوز گاهی آن را با همان ذهنیت قدیمی بازی می‌کنیم؛ ذهنیتی که بیش از آنکه به سامانه و ساختار تکیه کند، به غیرت، تجربه، رفاقت، لحظه و شانس دل می‌بندد.
 
نه اینکه این سرمایه‌ها بی‌ارزش باشند؛ نیستند. فوتبال بدون شور انسانی، فقط مجموعه‌ای از اعداد است. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که جای علم و ساختار را بگیرند.
 
فوتبال امروز، دیگر فقط فوتبال نیست؛ صنعتی است که روی جزئی‌ترین تصمیم‌هایش پژوهش می‌شود. ما، اما هنوز گاهی با همان شیوه «حسین‌قلی‌خانی» می‌خواهیم یکی از علمی‌ترین بازی‌های دنیا را اداره کنیم.
 
این تناقض را جای دیگری هم دیده‌ایم.
 
در خودروسازی.
 
در مدیریت.
 
در اقتصاد.
 
در اداره شهرها.
 
هم این هستیم و هم آن؛ نه کاملاً سنتی مانده‌ایم و نه واقعاً مدرن شده‌ایم.
 
نه اینیم، نه آن.
 
انگار سال‌هاست وسط یک پل ایستاده‌ایم.
 
تیم ملی فقط مربی‌اش شبیه ما نیست؛ بازیکنانش هم داستان ایران‌اند.
 
علیرضا بیرانوند را ببینید؛ جوانی برخاسته از لرستان؛ از منطقه‌ای که سال‌هاست هم محرومیت را تجربه کرده و هم استعداد را. قصه زندگی او، قصه بسیاری از استان‌های ایران است؛ جایی که استعداد، فراوان‌تر از امکانات است.
 
به فهرست بازیکنان تیم ملی که نگاه می‌کنید، تقریباً همه ایران را می‌بینید؛ از آذربایجان تا خوزستان، از مازندران تا فارس، از کردستان تا لرستان، از تهران تا بوشهر. تنوع قومی تیم ملی، شاید یکی از واقعی‌ترین تصویر‌های ایران امروز باشد؛ کشوری که با همه تفاوت‌هایش، هنوز وقتی پای پرچم و پیراهن تیم ملی وسط می‌آید، می‌تواند کنار هم بایستد.
 
با این همه، فوتبال ایران فقط در زمین مسابقه خلاصه نمی‌شود.
 
چند سال پیش، برای نخستین بار به ورزشگاه آزادی رفتم؛ برای دیدن دیدار استقلال و الریان.
 
آن روز، چیزی بیشتر از یک مسابقه فوتبال دیدم.
 
ورزشگاه، بیشتر از آنکه شبیه خانه هوادار باشد، شبیه ساختمانی بود که سال‌ها فقط برای رفع تکلیف سر پا نگه داشته شده است. بلیت می‌خریدی، اما احساس نمی‌کردی صاحب حق شده‌ای؛ بیشتر این حس منتقل می‌شد که حضور تماشاگر تحمل می‌شود، نه اینکه محترم شمرده شود.
 
سامانه فروش بلیت، مسیر‌های ورود، امکانات رفاهی، سرویس‌های بهداشتی و حتی فرسودگی خود ورزشگاه، همه یک پیام مشترک داشتند: تماشاگر ایرانی هنوز آن اندازه که باید، جدی گرفته نشده است.
 
در سکوها، هزاران نفر با هم فریاد می‌زدند؛ گاهی تشویق، گاهی اعتراض، گاهی هم فحاشی. انگار استادیوم، یکی از معدود جا‌هایی بود که آدم‌ها می‌توانستند بی‌واسطه احساساتشان را بیرون بریزند. شاید بخشی از آن خشونت کلامی، نه از سر ذات فوتبال، که محصول انباشته شدن فشار‌های زندگی روزمره بود.
 
با این حال، همان سکو‌ها زیبایی‌های خودشان را هم داشتند؛ هزاران نور تلفن همراه که یکباره در تاریکی ورزشگاه روشن می‌شد، تصویری می‌ساخت که هیچ دوربینی نمی‌توانست حقش را کامل ادا کند.
 
فوتبال، همزمان هم خشن بود و هم شاعرانه.
 
در فوتبال، یک ویژگی عجیب وجود دارد.
 
تماشاگر، برخلاف بسیاری از عرصه‌های دیگر، حق دارد بازیکن محبوبش را تشویق کند و بازیکن نامحبوبش را هم مستقیم به چالش بکشد. این نسبت بی‌واسطه، فوتبال را صادق‌تر از بسیاری از حوزه‌های دیگر کرده است.
 
همین است که فوتبال، گاهی از سیاست هم جلو می‌زند؛ چون در نهایت، نتیجه را زمین مسابقه تعیین می‌کند.
 
وقتی از موفق‌ترین حضور‌های ایران در جام‌های جهانی حرف می‌زنیم، معمولاً خاطره بازی‌های درخشان را به یاد می‌آوریم؛ اما یک واقعیت همچنان پابرجاست: فوتبال ایران، با وجود دهه‌ها سابقه حضور در رقابت‌های بین‌المللی، هنوز نتوانسته جایگاهی پایدار در میان تیم‌های مرحله‌های بالاتر جام جهانی پیدا کند.
 
شاید دلیلش کمبود استعداد نباشد؛ استعداد، اگر بیشتر از بسیاری کشور‌ها نداشته باشیم، کمتر هم نداریم.
 
مسئله، بیشتر به کیفیت حکمرانی فوتبال و اصرار یک مدیر خاص بر ماندن برمی‌گردد.
 
فدراسیون فوتبال، مثل بسیاری از نهاد‌های دیگر، سال‌ها میان جلوگیری از تغییر مدیران، اشتیاق به ماندن رئیس حتی در صورت نگرفتن نتیجه، بروکراسی، بکارگیری آدم های ناتوان تصمیم‌های کوتاه‌مدت و اصلاحات نیمه‌تمام دست به دست شده است. خیلی وقت است از آمدن مدیر جدید در فوتبال برای ایجاد تحول جلوگیری کرده اند و فقط یک باند مشخص فوتبال را می چرخانند، اما هر مدیری آمده، وعده داده و رفته؛ اما کمتر فرصتی برای ساختن نهادی ماندگار فراهم شده است.
 
این هم باز، چندان از حال و روز دیگر بخش‌های کشور دور نیست.
 
شاید عجیب‌ترین ویژگی فوتبال ایران این باشد که همیشه امید را زنده نگه می‌دارد.
 
حتی وقتی عقب می‌افتیم، هنوز ته دلمان باور داریم شاید برگردیم.
 
این همان روحیه ایرانی است.
 
ملتی که بار‌ها زمین خورده، اما هر بار دوباره ایستاده است.
 
فوتبال ایران، نه بهترین تصویر ایران است و نه بدترین.
 
واقعی‌ترین تصویر آن است.
 
همان ایران مغروری که گاهی از درون ضعیف است.
 
همان کشوری که استعدادهایش برای بالا آمدن، باید چند برابر دیگران بجنگند.
 
چرخ روزگار، در این جامعه، برای بعضی‌ها بیش از اندازه کند می‌چرخد تا از دل محله‌ها و شهر‌های دور، علی دایی‌ها، مهدی طارمی‌ها، علیرضا بیرانوند‌ها و ده‌ها استعداد دیگر مجال دیده شدن پیدا کنند.
 
اما وقتی بالا می‌آیند، تازه می‌فهمیم سرمایه واقعی این سرزمین نه ساختمان‌ها، که آدم‌هایش بوده‌اند.
 
جام جهانی تمام می‌شود.
 
نتیجه‌ها در آرشیو فیفا ثبت می‌شود.
 
اما چیزی که باقی می‌ماند، تصویر ماست.
 
تصویر ملتی که هنوز میان سنت و مدرنیته، میان غرور و تردید، میان استعداد و بی‌نظمی، میان امید و خستگی ایستاده است.
 
شاید به همین دلیل باشد که تیم ملی فوتبال، بیش از هر نهاد دیگری، شبیه خود ایران است.
 
اگر روزی فوتبالمان واقعاً تغییر کند، احتمالاً فقط فوتبال تغییر نکرده است؛ جامعه ایران هم تغییر کرده است.

راستی کشوری سراغ دارید که در بازی های جام جهانی، به دروازه بان خودی فحش رکیک و ناموسی بدهد؟!

کوبه آذقی
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۶
انتشار یافته: ۴
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۴/۱۰
فوتبال ایرانی نمایش تمام عیاراز بی برنامگی، مدیریت فاجعه بار،بی سوادی وحشتناک متصدیان و جبران عقب ماندگی با غیرت بازیکنان بود. . فرقی هم نمی کند دانشجو باشی، کارگر باشی، وزیر باشی، فوتبالیست باشی.نماینده مجلس باشی، خبرنگار باشی، مجری باشی، ما ملتی هستیم که با کتاب قهر کردیم و سالها و دهه هاست تاوان آنرا می دهیم. و....... ما ایرانیان بازوهای قوی داریم. قلب های بسیار بزرگی داریم.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۴۹ - ۱۴۰۵/۰۴/۱۰
یک ملت را درست اومدی. اقلیتی هم که با اسم آمریکا میشه بازیجه شون کرد که ...
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۵۹ - ۱۴۰۵/۰۴/۱۰
بی شرف تر وطن فروش و اجنبی پرستان وجود ندارد
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۴/۱۰
در اصل امسال ما به جام جهانی صعود نکردیم. جام جهانی همان 32 تیم هست. در مرحله انتخابی 32 تیم اصلی حذف شدیم. د مقدمه جام جهانی حذف شدیم و به مرحله اصلی نرسیدیم
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا